شیرازه - کتابخانه قرن (۴۸): ایران بین دو انقلاب

- نویسنده, سام فرزانه
- شغل, تهیهکننده شیرازه
شیرازه، پادکستی از بیبیسی فارسی، درباره کتاب است. این برنامه از سال ۱۴۰۱ کتابهای تاثیرگذار در قرن گذشته را بررسی میکند. آنچه در پی میآید، متن کامل برنامه است که نسخه شنیداری آن در سرویسهای ارائه پادکست قابل دسترسی است. فهمیدن بخشهایی از متن زیر برای کسی که صدای برنامه را نمیشنود شاید آسان نباشد اینها مکالمه مجری و کارشناس است که با حروف ضخیمتر (سیاه) مشخص شدهاند. در پادکست، این بخشها در لحن افراد روشنتر هستند.


سلام. دیدید بعضی از کتابها را که میخوانیم تا سالها یاد و خاطره اولین مواجههمان با آنها در یادمان میماند؟ حالا حکایت روشنک ماسوری است. او دکتری تاریخ دارد و کتابخوان قهاری است، اما سالها پیش که هنوز پا در راه تاریخ نگذاشته بود، «ایران بین دو انقلاب» از «یرواند آبراهامیان» را خوانده و این اثر در جانش شرری برافروخته بود.
(موسیقی)
روشنک ماسوری: من فکر کنم کتاب، سال ۷۷ یا ۷۸ بود که چاپ شد.
«ایران بین دو انقلاب» را دو انتشارات متفاوت، نشر مرکز و نشر نی، همزمان در سال ۱۳۷۷ منتشر کردند. و در این برنامه، ما نسخهی نشر نی را به دست میگیریم به ترجمه «احمد گلمحمدی» و «محمد ابراهیم فتاحی». سال ۱۳۷۷ تازه یک سالی از ریاست جمهوری «محمد خاتمی» گذشته بود؛ دولتی که رویکردش به فرهنگ با دوره ریاست جمهوری «اکبر هاشمی رفسنجانی» تفاوتها داشت.
روشنک ماسوری: توی آن حال و هوای بعد از خرداد ۷۶؛ من آن موقع دانشجوی رشته مهندسی بودم. اصلا حالا ربطی به تاریخ نداشتم. اما هم خیلی علاقهمند بودم به تاریخ و هر کتاب تاریخیای که میآمد میخواندم، هم اصلا جو آن موقع آنطوری بود که کتابهای تاریخی، سیاسی - مخصوصا اگر در مورد انقلاب اسلامی، دوره پهلوی بود - خب خیلی طرفدار داشت. و کتاب وقتی به بازار میآمد، ما همه میرفتیم میگرفتیم و میخواندیم.
و این را هم ناگفته نگذارم که بین دو انقلاب، یعنی دوره بین انقلاب مشروطه در ۱۲۸۵ تا انقلاب ۱۳۵۷.
(موسیقی)
روشنک ماسوری: این یکی از کتابهایی بود که کامل یادم مانده که چطور باهاش برخورد کردیم. ما کتاب را گرفتیم، انتظار داشتیم مثل بقیه کتابهای تاریخی برای ما یک سری داستان در مورد انقلاب و در مورد دوره پهلوی و اینها گفته باشد. اما کتاب را که باز کردیم، همان صفحه اول با اعداد و ارقام مواجه شدیم. دو صفحه رفتیم جلوتر، یک جدول بلندبالا با کلی عدد دیدیم.
نخستین سریِ اعداد در این کتاب، در جدولی درباره «ساختار قومی ایران» است. این جدول میگوید که جمعیت ایران در سالهای ۱۲۲۹ و ۱۳۳۵ چند نفر بوده و فراوانی هر قوم و طایفه چقدر بوده است. نخستین سرشماری ایران در ۱۳۳۵ انجام شد، اما در نسخه انگلیسی این توضیح آمده که جمعیت ایران در ۱۲۲۹ با روشهای علمی تخمین زده شده بود.
همین آمار در همان صفحات اولیهی کتاب کافی بود تا جمع کتابخوانِ دور و برِ روشنک ماسوری روی این اثر، جور دیگری حساب کنند.
روشنک ماسوری: عدد همیشه قانعکننده است. آدم را توجیه میکند. برای همین یکی از اتفاقهایی که افتاد این است که ما اعتماد کردیم به کتاب. چون این دفعه به جای اینکه به ما بگوید مثلا اواخر دوره پهلوی وضع مالی مردم بد شد، یک عالمه جدول و اعداد گذاشته بود جلوی ما، که ما میفهمیدیم که واقعا وضعیت مالی به چه صورت بوده.
مثلا آمارهای کتاب درباره اعتراضات نزدیک به انقلاب ۱۳۵۷ را در نظر بگیرید.

در ناآرامیهای اواخر سال ۱۳۵۶ حضور نیافتن مزدبگیران شهری کاملا آشکار بود.

آبراهامیان مینویسد که بعد از خرداد ۵۷، ترکیب طبقاتی معترضان فرق کرد، زیرا «رکود اقتصادی» رخ داده بود. او با عدد و رقم نشان میدهد که دستمزدها تا سال ۵۶ همچنان بالا میرفته. در این بخش آنقدر جزییات به عدد و رقم هست که اگر برایتان بخوانم بیشتر گیج میشوید. پس ادامه ماجرا از خرداد ۱۳۵۷ به بعد را بشنوید.

در نیمههای تابستان کاهش حقوق و دستمزدها شروع شد، شمار بیکاران تقریبا از صفر به چهارصد هزار نفر رسید و حقوق خالص در بخش ساختمانسازی حدود سی درصد پایین آمد.

سام فرزانه: جالب است پس در واقع دانشجوهای مهندسی، اول از همه جذب این شدند که انگار به زبان شما چیزی نوشته شده و آن هم اعداد و ارقام و آمار است.
روشنک ماسوری: دقیقا. این خیلی برای ما جذاب بود و کاملا اعتماد ما را به کتاب جذب کرد. علاوه بر آن باعث شد ما احساس کنیم که تاریخ علم است. الان میدانم علم است. الان رشتهام تاریخ است؛ سالهاست دارم کار میکنم؛ دیدم به کتاب فرق میکند، ولی واقعا آن موقع عادت کرده بودیم داستان بخوانیم توی تاریخ. ولی واقعا این یک تجربه شد که یاد بگیریم توی تاریخ نوشتن هم با اعداد میشود قانع کرد. خب این خیلی تجربه خوبی بود.
(موسیقی)
روشنک ماسوری: دومین چیزی که توی این کتاب برای من جلب توجه کرد، کتابی آمده بود که از کف جامعه داشت صحبت میکرد و برای ما خیلی جالب بود. مخصوصا توی حال و هوای آن روزها که نقش مردم برای ما مهم بود. کتابی آمده بود که داشت مثلا جریانهای دوره معاصر را بررسی میکرد و از مردم میگفت -از نقششان؛ از کنششان؛ از اینکه چه اتفاقی برای آنها افتاده و باعث شده چه واکنشی نشان بدهند.
باور عمومی بر آن بود که جناح و طبقه حاکم ایران در آن دوره، تمایلی به ریاست جمهوری محمد خاتمی نداشتند و علیاکبر ناطق نوری را میخواستند. در سال ۱۳۷۶، بیش از ۷۹ درصد از واجدین رایدهی در انتخابات شرکت کردند و نزدیک به هفتاد درصد هم به آقای خاتمی رای دادند.
روشنک ماسوری: ما آن موقع خیلی دنبال نقش مردم بودیم. یعنی احساس میکردیم مردم یک کاری، یک حرکتی کردهاند و باعث یک تغییری شدهاند. و دنبال این بودیم دیگر کجاها مردم چهکار کردهاند.

در آستانه انقلاب، ۴۲ درصد از خانوادههای تهرانی مسکن مناسبی نداشتند و تهران با بیش از چهار میلیون جمعیت، علیرغم درآمدهای زیاد نفتی هنوز سیستم فاضلاب، مترو و حمل و نقل عمومی درستی نداشت.
(صدای ورق خوردن کاغذ)
بدتر اینکه قشر پایینتر طبقه کارگر - به ویژه کارگران ساختمانی، دستفروشها، کارکنان کارخانههای کوچک و کارگران موقت - که مشمول طرحهای بیمه و برنامههای مشارکت در سود نبودند، از مزایای برنامههای رفاه اجتماعی بهرهمند نمیشدند. به بیان دیگر، درآمدهای بیش از حد نفت به فقر این تودههای میلیونی که بیشترشان از روستاها به شهرها رانده شده بودند پایان نداد بلکه شکل آن را مدرن کرد.

نکته دیگری که در «ایران بین دو انقلاب» برای دانشجویان کتابخوان جالب به نظر میرسید، منابع و مآخذش بود؛ از جمله نوشتههای مقامها و شخصیتهای سیاسی و فرهنگی غیرایرانی که در خارج از ایران به زبان انگلیسی چاپ شده بودند.
(موسیقی)
سوسن سیاوشی: موضوع این کتاب، یک بررسی از سیاست ایران مدرن است. و این از طریق بررسی تاثیر متقابل گروههای سیاسی دولتی از یک طرف، و نیروهای اجتماعی، قومی، طبقاتی از طرف دیگر انجام میشود.
سوسن سیاوشی، استاد روابط بینالملل و علوم سیاسی، در دانشگاه ترینیتی در شهر سنآنتونیوی ایالت تگزاس آمریکا، است.
سوسن سیاوشی: اگر بخواهیم به عبارت روشنتر و به زبان خود نویسنده بگوییم موضوع کتاب چیست، این بررسی روند توسعه اجتماعی - اقتصادی در تغییر شکل سیاست در آن دوره بین دو انقلاب است.
باز عارضم که از انقلاب مشروطه تا انقلاب ۱۳۵۷.
سوسن سیاوشی: هر دو نقاط عطف تاریخی بودهاند. به این خاطر که هر دو نیروهای اجتماعی را به حدی متحرک کردند که آنها توانستند دولتهای استبدادی و انحصارگرا را نه تنها به چالش بکشند، بلکه در مورد دوم - در مورد انقلاب اسلامی - نظام سیاسی غالب را سرنگون کنند.
این مطلب شامل محتوایی از Instagram است. قبل از بارگیری این محتوا از شما اجازه می گیریم، زیرا ممکن است این سایت ها از کوکی ها و یا سایر انواع فن آوری استفاده کنند. می توانید سیاست Instagram را درباره کوکی ها و سیاست مربوط به حفظ حریم خصوصی را پیش از موافقت بخوانید. برای دیدن این محتوا روی "موافقت و ادامه"کلیک کنید.
پایان پست Instagram
خب حالا ببینیم از چشم نویسنده، چگونه نیروهای اجتماعی در این دو انقلاب به جنبش درآمدند، با یکدیگر ائتلاف کردند و در کشور دگرگونی پدید آورند.
سوسن سیاوشی: اجازه بدهید یک توضیح بسیار کوتاه راجع به شیوه تحلیلی این کتاب بدهم. این شیوه تحلیلی، به گفته خود نویسنده، یک شیوه نئومارکسیستی است، که مهمترین تفاوتش با مارکسیسم سنتی در نگرشش به طبقه اجتماعی است.
اگر بخواهم کلی بگویم، در مارکسیسم کلاسیک برداشت عمومی از مفهوم طبقه با جامعهی قرن نوزدهم اروپا در پیوند است. و طبقات عمده در آن، یکی طبقه سرمایهدار است که ابزار تولید را در دست داشتند و دیگری،طبقه کارگر که مزد بگیرانند و از سود سرشار فروش کالاها بینصیب. مارکس پیشبینی کرده بود که کارگران متحد شده علیه سرمایهداری انقلاب میکنند. اما متفکران پس از مارکس ، مولفههای دیگری هم به مفهوم طبقه افزودند تا بتوانند تبیین کارآمدتری از تنوع و رقابت و زیست گروههای اجتماعی به دست دهند.
سوسن سیاوشی: ولی در اینجا نئومارکسیسم چیزی را اضافه میکند و آن، این است که طبقه را در متن تاریخی میگذارد و تنشهای درون طبقاتی را هم نگاه میکند. و این دو تا، از این نظر، خیلی اهمیت دارند. یعنی فقط شیوه تولید نیست، بلکه چه طبقاتی وجود دارند؟ در درون خود هر طبقه، مثلا طبقه کارگر، آیا تنشهایی هست بین کارگران از نظر قومی - از نظر جایی که قرار گرفتهاند و غیره و ذلک؟ و این کاری است که آبراهامیان در این کتاب انجام میدهد.
بیایید برای نمونه به جایی نگاه کنیم که درباره جنبشهای چریکی است. آبراهامیان میگوید که بین سال ۱۳۴۹، که گروهی به پاسگاه سیاهکل حمله کردند، تا مهرماه ۱۳۵۶، که تظاهرات خیابانی شروع شد، ۳۴۱ نفر از مبارزان مسلح کشته شدند.

از نظر پیشینه اجتماعی تقریبا همه این قربانیان به اقشار مختلف روشنفکران جوان تعلق داشتند.

بعد با بهکارگیری اطلاعات «خویشاوندان نزدیک و سازمانهای چریکی»، خاستگاه طبقاتی کشتهشدگان را به تکفیک بیان میکند. از این مبارزان مسلح، ۹۱ درصد از طبقه روشنفکر بودند و ۹ درصد کارگر و مغازهدار و روحانی. جدولی هم آورده که نشان میدهد مثلا از دانشجویانی که به مبارزه مسلحانه روی آورده بودند چند تن فدایی بودند، چند تا مجاهد و غیره.

لازم به یادآوری است که این جنبش چریکی با رفاه طبقه متوسط، حقوقهای روزافزون و فراهم بودن کار برای فارغالتحصیلان دانشگاهی همزمان بود. بنابراین، آنها نه به دلیل مشکلات اقتصادی بلکه به سبب نارضایتی اجتماعی، خشم و آزردگی و محرومیت سیاسی دست به اسلحه بردند.

«لازم به یادآوری» میداند که در بررسی طبقاتی رویدادهای اجتماعی، همه افرادی که در یک طبقه هستند، مثلا طبقه متوسط، یک جور رفتار نمیکنند و به جز جایگاهشان در سیستم تولید و غیره، معیارهای دیگری هم در زندگی دارند.
(موسیقی)
سوسن سیاوشی: کتاب شامل یازده تا فصل است که این فصلها در سه بخش گنجانده شدهاند. بخش اول شامل سه فصل است و این بخش تمرکزش روی زمینههای تاریخی ایران از قرن نوزدهم تا پایان دوره رضا شاه است.
در فصل اول از بخش اول، نویسنده سراغ تحلیل جامعهی ایران در دوره قاجار رفته است.
سوسن سیاوشی: تمرکز فصل اول بر ساختار اجتماعی قرن نوزدهم [است] و اینکه چگونه این ساختار که شامل اصطکاکهای پیچیده قومی - عشایری است - و این اصطکاکهای پیچیده، این تنشهای پیچیده وقتی که قوم و طبقه با هم اصطکاک پیدا میکنند - باعث ضعف نیروهای اجتماعی - در مجموع - در مقابله با سلسله قاجار و تسلط استبدادی آن بر جامعه شد.

در ایرانِ اوایل سده نوزدهم، افراد بسیاری که شیوه زندگی مشابه داشتند، در شیوه تولید دارای موقعیت همسان بودند و روابط یکسانی با نهادهای اداری داشتند، طبقات اجتماعی - اقتصادی را تشکیل میدادند. ولی چون این افراد پیوندهای قومی و گروهی داشتند، در غلبه بر موانع محلی موفق نبودند و علائق و منافع فرامحلی و ملی نداشتند، طبقات سیاسی - اجتماعی تشکیل نمیدادند.

سوسن سیاوشی: به عبارت دیگر - واین مهم است - قوت استبداد قاجار از درون خودش تراوش نکرد، بلکه دلیل این قوت و دلیل استحکام استبداد در ضعف گروههای اجتماعی بود.
پس وقتِ انقلاب مشروطه میرسد. نویسنده اینجا از ناکارآمدی سیستم سیاسی قاجار نوشته و از تلاشها برای اصلاح وضعیت. نقش غرب را هم البته نادیده نگرفته است.

یکم، نفوذ غرب، به ویژه نفوذ اقتصادی، بیشترِ بازارهای شهری را تهدید کرده و به تدریج تجار و بازرگانان پراکنده محلی را در قالب طبقه متوسط فرامحلی یکپارچه ساخت؛ طبقهای که اعضای آن برای نخستین بار از دردها و مشکلات مشترک خود آگاه شده بودند. این طبقهی متمول، به لحاظ پیوندهایش با اقتصاد سنتی و ایدئولوژی سنتی تشیع، در سالهای بعد به طبقه متوسط سنتی معروف شدند.

این طبقه انجام فرایض دینی را محترم میشمرد و از پرداخت خمس و زکات کم نمیگذاشت. چون آنها در تنگنای اقتصادی قرار گرفتند، لاجرم طبقه روحانیون نیز دچار مضیقه شدند.

دوم، برخورد و ارتباط با غرب به ویژه تماس فکری و ایدئولوژیکی از طریق نهادهای نوین آموزشی، زمینه رواج مفاهیم و اندیشههای جدید، گرایشهای نو و مشاغل جدید را فراهم ساخت و طبقهی متوسطِ حرفهای جدیدی به نام طبقه روشنفکر به وجود آورد.

این گروه از روشنفکران پادشاهی را حق مسلم هیچ بنیبشری نمیدانستند و معتقد بودند همه - فارغ از اینکه چه جایگاهی در جامعه دارند - با هم برابرند. پس مسئله عدالت برای اینها هم، مثل بازاریها، مهم شد و جنبش انقلاب مشروطه در پیوند این دو گروه پدید آمد.
سوسن سیاوشی: و یک مسئله مهم دیگری که اتفاق افتاد، این مشروعیت دادن به فعالیتهای سیاسی گروههای اجتماعی، احزاب، مطبوعات و غیره بود. ولی در آخر کار استبداد برمیگردد و جنگ داخلی شروع میشود و این دوره هرج و مرج، بالاخره راه را برای ظهور رضا شاه هموار میکند.
بعد از مشروطه و فراز و نشیبهای بسیارش، قاجاریه برافتاده، دوره رضاشاه پهلوی آغاز شد.
سوسن سیاوشی: بخش سوم، تمرکزش روی دوره رضاخان به رضاشاه است و اینکه چطور او توانست از حمایت گروههای مختلف، بهخصوص روشنفکران لاییک که در حوزه سیاسی حضور داشتند، برخوردار بشود.
بسیاری از این ترقیخواهان و تکنوکراتها در حزب تجدد بودند؛ از عبدالحسین تیمورتاش و علیاکبر داور گرفته تا محمدعلی فروغی، حسن تقیزاده، محمدتقی بهار و دیگران.

در برنامه حزب تجدد جدایی دین از سیاست، ایجاد ارتش منظم و آموزشدیده و یک بوروکراسی کارآمد، پایان دادن به امتیازات اقتصادی، صنعتیکردن کشور، جایگزینی سرمایه داخلی با سرمایه خارجی، تغییر زندگی عشایری کوچنشینان به کشاورزی، وضع قانون مالیات بر درآمد تصاعدی، فراهم ساختن امکانات آموزشی برای همگان بهویژه زنان، تدارک مشاغل حکومتی برای افراد مستعد و گسترش زبان فارسی به جای زبان اقلیتها در سراسر ایران، خواسته شده بود.

آبراهامیان بر آن است که رضاشاه بسیاری از این ایدهها را اجرا کرد، اما چون پشتوانه مردمی نداشت، برای پیشبرد برنامههایش به زور متوسل شد. پس کنار گذاشته شدنش به دست نیروهای اشغالگر شوروی و انگلیس، خون کسی را به جوش نیاورد.
اسم بخش دوم کتاب آبراهامیان، «سیاست ستیز اجتماعی» است. خانم سیاوشی میگوید این، بهترین بخش کتاب است؛ قسمتی که به رویدادهای سالهای ۱۳۲۰ تا ۱۳۳۲ میپردازد - از شروع سلطنت محمدرضاشاه تا کودتای ۲۸ مرداد.
سوسن سیاوشی: تمرکز این دو فصل اول این قسمت، بر گروهها و احزاب و فعالیتهای مجلس شورا است. و بهخصوص حرکت ملی کردن صنعت نفت به رهبری محمد مصدق و آثار آن بر شکلگیری سیاست، در اینجا خیلی باز شده.
حزب توده در پیشبرد سیاستهای مصدق با او همکاری کرد و نفوذ و قدرت فراوانی هم داشت. پس نویسنده نقش و تاثیر حزب توده را در آن برهه از تاریخ معاصر ایران به تفصیل بررسی کرده است.
بگذارید بگویم که چرا این بخش از کتاب، مفصل و قابل اعتناست و چرا به آن با نگاهی ویژه پرداختهام. آبراهامیان در پیشگفتارش مینویسد که از اول قصد داشته کتابی درباره حزب توده بپردازد، اما در جریان پژوهشهایش به این نتیجه میرسد که بدون توجه به وقایع پیش از تاسیس حزب توده، این کار ممکن نیست. در این گیر و دار انقلاب سال ۵۷ به پیروزی میرسد و حزب توده، بازی را به اسلامگراها واگذار میکند. و خلاصه نویسنده تصمیم میگیرد کتابش را به شکل کنونی بنویسد.
در همان پیشگفتار، نویسنده از پرسشی میگوید که جرقهی همه این پژوهشها را زده بود.

چرا سازمانی آشکارا غیرمذهبی، رادیکال و مارکسیست توانست در کشوری با ویژگیهای برجسته تشیعِ پرشور، پادشاهی سنتی و ملیگرایی افراطی، به جنبشی تودهای تبدیل شود؟

سوسن سیاوشی: قسمت مهمی از این پاسخ، به دیده نویسنده، در توانایی حزب توده در جوشدادن یا تلفیقدادنِ هرچند زودگذر تئوری مارکسیستی طبقه با ایده لنینیستی قومی، آزادی قومی، برای تعیین سرنوشت سیاسی [نهفته بود و از این راه میسر] شد. یعنی که حزب توده توانست، به عقیده آبراهامیان، هم مسئله طبقاتی را بیاورد تو و هم مسئله قومی را. [توانست] هر دو را با هم تلفیق کند و یک مقدار از آن اصطکاکهایی را که ما قبلا صحبتش را کردیم - این - را کم بکند.

حزب توده، خود را جنبشی طبقاتی قلمداد میکرد و تا حدود زیادی هم اینگونه بود.
(صدای ورق خوردن کاغذ)
این حزب، بدون توجه به وابستگی مذهبی، زبانی و قبیلهای، مزدبگیران و کارکنان حقوقبگیر را به عضویت میپذیرفت. پشتیبانان حزب عبارت بودند از کارگران آذری، گیلک و فارسیزبان کارخانهها؛ کارگران ساختمانی ترکمن، یزدی و شیرازی؛ رانندگان کامیون، نجاران، مکانیکها و برقکاران ارمنی، آسوری و یهودی؛ کارگران لر، قشقایی و بختیاریِ صنعت نفت و کارمندان فارس، آذری و ارمنی شرکت نفت.

آبراهامیان مینویسد که «آذریزبانان» یا ترکزبانها در آذربایجان و خارج از آن و همینطور مسیحیان ارمنی و آسوری در حزب توده، اقلیتهای قدرتمندی بودند. همین هم سبب شد که وقتی «فرقه دموکرات آذربایجان»، به رهبری جعفر پیشهوری، خودمختاری آذربایجان را اعلام کرد، بسیاری از حزب توده جدا شدند و به تشکیلات جدید پیوستند. حزب توده که خواستار حکومت مرکزی نیرومند بود و از تقویت زبان فارسی پشتیبانی میکرد، مدتی طول کشید تا بتواند سیاست مشخصی در مواجهه با فرقه دموکرات در پیش بگیرد. این سیاست در جزوهای به نام «ملت و ملیت» بیان شد.

در این جزوه، پیشنهاد شده بود که به منظور تقویت همبستگی میان ملیتها، باید به اقلیتهای زبانی احترام گذاشته شود و حق خودگردانی ملی به رسمیت شناخته شود. بدین ترتیب، سرانجام حزب توده تا حدود اندکی موفق شده بود که نظریه مارکسیستی مبارزه طبقاتی را با نظریه خودگردانی ملی لنین درآمیزد.

سوسن سیاوشی: گفتم به نظر من بخش دوم، غنیترین قسمت کتاب است؛ بهخصوص بررسی جامعه حزب توده و زمینههای قومی و طبقاتی آن. به نظر من این قسمت، کتاب را تبدیل به یک منبع ارجاعی کرده که هیچوقت قدیمی نمیشود. مردم میتوانند هنوز هم بهش نگاه کنند. این به نظر من یک [اثر] کلاسیک است.
قبل از اینکه یک تکه موسیقی پخش کنم، بگویم که چه این بخش از کتاب و چه بخشهای دیگرش، آنقدر ریزهکاریها و نکتهها و دقتهای دارد که واقعا در یک پادکست نمیتوان به همه آنها پرداخت.
(موسیقی)
این هم از موسیقی وعده داده شده. چقدر هم کوتاه بود!
و اما بخش سوم ایران بین دو انقلاب، که عنوان «ایران معاصر» را بر پیشانی دارد، درباره سالهای بعد از کودتای ۲۸ مرداد تا انقلاب ۵۷ است.
سوسن سیاوشی: و این بخش خودش سه تا فصل دارد و اینجاست که آبراهامیان سیاست توسعه ناموزون را به عنوان یک مفهوم پیش میآورد. حرفش این است که اقتصاد و اجتماع به خاطر مدرنیزه شدن تحرک بسیار پیدا کرد، بازتر شد ولی حیطه سیاسی بسته ماند. یعنی شاه نتوانست یا نخواست، حالا به هر صورت، که این را باز کند و مردم بتوانند مشارکت سیاسی بکنند.
این «توسعه ناموزون»، به گفته آبراهامیان، یکی از دلایل وقوع انقلاب سال ۱۳۵۷ است. او سپس درباره گروههای مخالف رژیم شاه مینویسد و کتاب با وقایع انقلاب به پایان میرسد.
(موسیقی)
یرواند آبراهامیان در سال ۱۳۱۹ در خانوادهای ارمنی در تهران به دنیا آمد. از نوجوانی برای تحصیل از ایران خارج شد و در بریتانیا و آمریکا درس خواند و سالها تدریس کرد.
«ایران بین دو انقلاب» دو - سه سال بعد از انقلاب ایران در خارج از کشور، به انگلیسی، منتشر شد. به گمان خانم سیاوشی، چون اثر نزدیک به پیروزی انقلاب به چاپ رسید، آخرین بخشهایش کمتر تحلیلی از کار درآمد و بیشتر حالت گاهشماری یافت.
این اثر در میان ایرانیان توجهات بسیار برانگیخته و طبیعتا نقدهای زیادی هم بر آن نوشته شده. مروری میکنیم بر چندتایی از این نقدها.
سوسن سیاوشی: یکیاش راجع به منابع است. مثلا سپهر ذبیح، که خودش هم راجع به تودهها نوشته، میگوید که این منابع - استفاده از منابع انگلیسی، منابع مذاکرات مجلس، منابع روزنامههای فارسی، اینها - خیلی خوب است، ولی مثلا وقتی راجع به حزب توده صحبت میکنید، منابع روسی چرا ازشان استفاده نشده؟ صحبت شده، ولی استفاده نشده.
البته نویسنده در پیشگفتارش به برخی نقدها پاسخ داده و برای مثال ابراز امیدواری کرده با بازشدن درهای بایگانیهای دوره اتحاد جماهیر شوروی، مورخانِ آینده یافتههای او را با اطلاعات جدید بسنجند.
آبراهامیان در کتابش اشارههای کوتاهی به جایگاه و نقش زنان در رخدادهای ایران در برهه بین دو انقلاب داشته. مثلا در آماری که از کشتهشدگان جنبشهای چریکی میدهد، به ۳۹ زن جانباخته هم اشاره میکند. یا هنگامی که از اعضای بازداشتشده حزب توده میگوید، میگوید که هرکدام به چه صنفی تعلق داشتند و از جمله تعداد زنان خانهدار را هم - که چهارده نفر بودند - میآورد. البته برخی از منتقدان میگویند او آنچنان که بایسته و شایسته است به نقش زنان نپرداخته.
سوسن سیاوشی: نقش زنان مثلا در انقلاب مشروطه، ژانت آفاری راجع بهش صحبت کرده. نقش زنان در حزب توده را الهه کولایی صحبت کرده. و اصولا نقش زنان در جامعه خیلی مسئله مهمی شد. ولی بیشتر این چیزها برای ایران، از سالهای بعد از انقلاب نوشته شد. نمیگویم قبل از انقلاب وجود نداشت، ولی بعد از انقلاب وسعتش زیاد شد.
خانم سیاوشی میگوید در آن دوره نگاهی به تاریخ که جنسیت بازیگران سیاسی و اجتماعی در کانون پژوهش و تحلیلش جای بگیرد، متداول نبوده و از این منظر چندان نمیتوان به آبراهامیان خرده گرفت.
سوسن سیاوشی: یک کسی دیگر مثل ِ مثلا تامس رکس، او مسئلهاش این است که کمتوجهی به تحرکات قومی کردها، بلوچها و عربها شده. اصولا در تحلیل اجتماعی، گروههای اجتماعی، آنها چه تاثیراتی داشتند.
مهمان دیگر این شیرازه، روشنک ماسوری، ایران بین دو انقلاب را نقد میکند که چرا دلایل گوناگون رخداد انقلاب ۵۷ را توضیح نداده.
روشنک ماسوری: اصلا تاریخ با یک دلیل پیش نمیرود. یک سری جنبهها را در نظر نگرفته. با یک دلیل، کامل پیش رفته. درست است آن یک دلیل را کامل تبیین کرده، کامل جا انداخته و میشود به عنوان یک دلیل، یکی از دلایل مهم انقلاب ،در نظر گرفت، اما فقط همین نبوده.
(موسیقی)
کتاب «ایران بین دو انقلاب» از مآخذ مهم درپژوهشها، کتابها و مقالههای علمی در ایران و خارج از کشور بوده است. در ایران البته شهرتش تنها در میان متخصصان تاریخ نیست. یکی از نشانههای آوازهاش برایم این است که کسانی در یوتیوب و تلگرام، نسخههای صوتی کتاب را خواندهاند و در دسترس گذاشتهاند. معمولا چنین کاری را با رمانهای پرخواننده انجام میدهند و نه کتابهای تخصصی تاریخی. از دلایلش هم شاید این باشد که این اثر وارد نظام دانشگاهی ایران شده است.
روشنک ماسوری: بچههای رشته تاریخ، تا چند سال پیش که حالا خودم هم دانشجو بودم، میدانم حداقل یکی از درسهایشان - حالا بستگی به استاد - در مورد مشروطه، در مورد دوره پهلوی، در مورد ریشههای انقلاب، این کتاب را به عنوان کتاب امتحان معرفی میکردند. رشتههای دیگر برای درس ریشههای انقلاب اسلامی، خیلی از اساتید، این کتاب را معرفی میکردند.
حالا این پرسش به میان میآید که چگونه کتابی که با نگاه نئومارکسیستی رویداهای صدسال اخیر ایران را بررسی کرده، در جمهوری اسلامی از دانشگاه سر درآورده.
روشنک ماسوری: من تصورم این است؛ یک کتاب تاریخی وارد بازار شده بود که علمی بود. توی این کتاب به دوره پهلوی انتقاد شده بود، شدیدا انتقاد شده بود و مثلا آیتالله خمینی را به عنوان قهرمان معرفی کرده بود. خب این برای حکومت فکر میکنم قانعکننده بود که اجازه بدهد این کتاب، به عنوان منبع درسی معرفی بشود.
روشنک ماسوری میگوید برجسته شدن نقش حزب توده در این اثر مانع بزرگی در این مسیر نبود.
روشنک ماسوری: آن موقع برای حکومت اهمیتی نداشت. شوروی فروپاشیده بود. احزاب چپ قوی مخالف حکومتی، دیگر توی ایران وجود نداشت. به خاطر همین به نظر میآید حکومت اجازه داد که این وارد کتابهای درسی دانشگاهی بشود. و این باعث شده که - تا الان هم فکر میکنم - یکی از معروفترین کتابهایی است که در مورد انقلاب اسلامی و دوره پهلوی نوشته شده.
سوسن سیاوشی هم به حضور اثر آبراهامیان در برنامه درسی دانشگاهها در ایران اشاره میکند و هم به نقدهای متعددی که بر آن نوشته شده. میگوید هم شمار نقدهای علمی بر «ایران بین دو انقلاب» بسیار است و هم تعداد نقدهای سیاسی. به گمان او این میزان نقد، نشانه اهمیت این کتاب است در فضای فکری ایران.
سام فرزانه: به نظر شما این کتابی هست که در قرن پانزدهم شمسی هم برای ایرانیها جذابیت داشته باشد و آن را توی کتابخانههای خودشان داشته باشند و - مهمتر از آن - بخوانندش؟
سوسن سیاوشی: والا وقتی میگویید ایرانیان، من فقط میتوانم از دید خودم صحبت بکنم. من اگر توی ایران زندگی بکنم و این کتاب به دستم برسد، من واقعا مشتاق خواهم بود که نگهش دارم و بخوانمش. و به بقیه هم بگویم بخوانیدش به خاطر بخش دومش.
(موسیقی پایانی)
ممنون از اینکه شنونده این شیرازه بودید.
با تشکر از سوسن سیاوشی، استاد دانشگاه ترینیتی، و روشنک ماسوری، کارشناس تاریخ و نویسنده.
این شیرازه با تلاش و هنرمندی این دوستان ساخته شده:
بهراد توکلی، نوازنده سهتار و بهروز شادفر، سازنده موسیقی پایانی؛
مینا جوشقانی در اجرای برنامه کمک کرد؛
و روزبه کمالی، همکار من در بخش پژوهش است.
آیدین صالحی، سردبیر شیرازه است و من، سام فرزانه، تهیهکننده و راوی این پادکست هستم که امیدوارم خیالتان از انقلابات زمانه، آسوده باشد. نقطه.












