شیرازه - کتابخانه قرن (۳۸): جنس دوم

جنس دوم
    • نویسنده, سام فرزانه
    • شغل, تهیه‌کننده شیرازه

شیرازه، پادکستی از بی‌بی‌سی فارسی، درباره کتاب است. این برنامه در سال ۱۴۰۱ کتاب‌های تاثیرگذار در قرن گذشته را بررسی می‌کند. آنچه در پی‌ می‌آید، متن کامل برنامه است که نسخه‌ شنیداری آن در سرویس‌های ارائه پادکست قابل دسترسی است. فهمیدن بخش‌هایی از متن زیر برای کسی که صدای برنامه را نمی‌شنود شاید آسان نباشد این‌ها مکالمه مجری و کارشناس است که با حروف ضخیم‌تر (سیاه) مشخص شده‌اند. در پادکست، این بخش‌ها در لحن افراد روشن‌تر هستند.

خط
بایگانی صوتی

مسعود بینش‌پژوه: با نام و یاد خدا. اجرای دیگری از برنامه «شب‌نشینی» را خدمتتان تقدیم می‌کنم. من مسعود روشن‌پژوه هستم. به صورت زنده و مستقیم از شبکه جهانی جام جم، مرکز جمهوری اسلامی ایران، تهران برنامه «شب‌نشینی» را تقدیم حضورتان می‌کنم، با آرزوی….

خط

سلام. این برنامه‌ی «شب‌نشینی» در شانزدهم اردیبهشت سال ۱۴۰۱ از شبکه جام‌جم پخش شد. جام‌جم شبکه‌ای است که از ایران برای ایرانی‌هایِ خارج از کشور برنامه پخش می‌کند و درست شبیه به همان بیت مشهور که می‌گوید: «سال‌ها دل طلب جام‌ جم از ما می‌کرد/ وآنچه خود داشت ز بیگانه تمنا می‌کرد»، برنامه‌های این شبکه هم قرار است به ایرانی‌های خارج از کشور نشان دهد که وضع مملکت آنقدرها هم بد نیست و در همه زمینه‌ها پیشرفت داریم.

بایگانی صوتی

مسعود بینش‌پژوه: خب! میزبان بانوی بسیار بزرگواری هستیم که به جمع ما اضافه خواهند شد. سرکار خانم زینب بابایی…

خط

زینب بابایی، قاضی جوانی است که افتخارات تحصیلی‌اش یکی دو تا نیست و در زمان انجام این مصاحبه دانشجوی دوره دکترا هم بود.

بایگانی صوتی

زینب بابایی: خب همان طور که فرمودید، من با رتبه ۱۷۱ منطقه یک، در کنکور سراسری وارد دانشگاه الزهرا شدم. حقوق را هفت ترمه در دانشگاه الزهرا به اتمام رساندم. دو سال دانشجوی نمونه دانشگاه الزهرا، کاندیدای دانشجوی نمونه کشوری شدم. علاوه بر اینکه تحصیل می‌کردم در دانشگاه عضو انجمن علمی، عضو انجمن اسلامی بودم. در سال ۹۷ المپیاد علمی-دانشجوییِ حقوق را شرکت کردم. در مرحله اول، رتبه اول استان تهران و در مرحله دوم رتبه سه کشوری و مدال برنز را کسب کردم.

خط

همین مدال‌ها مجوز ورود خانم بابایی به تحصیل در دوره کارشناسی ارشد می‌شود.

بایگانی صوتی

زینب بابایی: و لطف پروردگار بود که در مقطع کارشناسی ارشد، رتبه یک را کسب کردم.

خط

در سال ۱۳۹۹ موفق می‌شود برای تحصیل در مقطع دکتری به دانشگاه شهید بهشتی برود.

بایگانی صوتی

زینب بابایی: من سال ۹۸ همزمان با مطالعه‌ی کارشناسی ارشد به عنوان نماینده دانشگاه الزهرا وارد جذب اختصاصی قضات شدم و قوه …

خط

دستگاه قضاییِ ایران ضوابط خاص و پیچیده‌ای برای استخدام قاضی دارد و این طور که خانم بابایی می‌گوید کم از هفت‌خوانِ رستم ندارد.

بایگانی صوتی

زینب بابایی: لطف پروردگار بود که من تمام مراحل جذب اختصاصی را… هفت مرحله مصاحبه دارد آقای روشن‌پژوه که یک سال طول می‌کشد در خوش‌بینانه‌ترین حالتش. دو مرحله مصاحبه علمی، دو مرحله مصاحبه روان‌شناسی، مصاحبه‌ی عقیدتی سیاسی و تحقیقات محلی و سپس اختبار که از تمام این مراحل یک آزمون جامع می‌گیرند. و اگر موفق بشود کسی، وارد کارآموزی قضایی می‌شود.

خط

اختبار، اسم آزمون‌های تخصصی حقوق است. کسانی که بخواهند وکیل یا قاضی شوند باید در این آزمون‌ها شرکت کنند تا نشان دهند سواد لازم برای این کارها را دارند. خانم بابایی موفق می‌شود که دوره کارآموزی را به پایان برساند.

بایگانی صوتی

زینب بابایی: من در سال ۹۹ ابلاغ قضاییِ خودم را از رییس قوه‌ی قضاییه‌ی وقت، جناب آقای دکتر رئیسی، دریافت کردم. در زمان شروع به کارم به عنوان جوان‌ترین بانوی قاضی ایران شناخته شدم.

مسعود روشن‌پژوه: بارک‌الله. چقدر خوب!

زینب بابایی: سلامت باشید. الان یک سال و نیم است که تصدی شعبه ده اجرای احکام کیفری کرج را بر عهده دارم و خدا را شکر می‌کنم که کارم آن چیزی بود که تصورش را داشتم…

مسعود روشن‌پژوه: اصلا دنبال قضاوت بودید؟

زینب بابایی: بله… 

خط

در این مصاحبه می‌توان غرور را در صدای خانم بابایی شنید. مشخص است که سال‌ها تلاشش نتیجه داده و توانسته به شغل مورد پسندش برسد. پیش از انقلاب سال ۵۷ زنان بر مسند قضاوت می‌نشستند اما با روی کار آمدن جمهوری اسلامی، اجازه قضاوت از زنان گرفته شد. مثلا یکی از زنانی که پیش از انقلاب ایران قاضی بود و بعد از انقلاب مجبور شد به وکالت رو بیاورد شیرین عبادی است. حالا به نظر می‌رسد که بار دیگر امکان قضاوت برای زنان ایرانی فراهم شده باشد… اما نه به صورت کامل. 

بایگانی صوتی

زینب بابایی: ولی به هرحال قضات خانم داریم. انشالله که با تغییر رویه‌ای که صورت می‌گیرد، ما بتوانیم هم‌پایانِ (هم‌پایه‌ی) همکارانِ آقا، حکم صادر بکنیم و ارتقای شغلی بهتر و بیشتری داشته باشیم.

خط

او در این مصاحبه نمی‌گوید که چه مشکلی سر راه حکم صادر کردن زنان قاضی است. اما حدود یک سال بعد، در گفت‌وگویی که با خبرگزاری دانشجویان ایران داشت و در ۲۸ فروردین ۱۴۰۲ منتشر شد، خانم بابایی درباره این موضوع روشن‌تر صحبت کرد. او می‌گوید: «باید بگویم ما در حال حاضر ۱۲۰۰ قاضی خانم داریم اما به معنای خاص کلمه خانمی که حکم می‌دهد،‌ نمی‌تواند حکم را امضا کند. اتفاقی که در عمل می‌افتد، این است که برای اینکه یک رای رسمیت پیدا کند، باید امضای یک آقا را نیز داشته باشد.»

یعنی چه؟ یعنی مهم نیست زنی، رتبه ۱۷۱ کنکور داشته باشد، مهم نیست که رتبه سوم را در المپیاد دانشجویی کشور کسب کند، اهمیتی ندارد که رتبه‌ی یک دوره کارشناسی ارشد حقوق باشد، محلی از اعراب هم ندارد که از هفت‌خوان رستم رد شده باشد تا در آزمون قضاوت پذیرفته شود. چون زن است، باید مردی برکارش نظارت کرده و حکمش را امضا کند.

«جنس دوم» اثر «سیمون دوبووار»، فیلسوف و نویسنده‌ی فرانسوی، قصد پاسخ‌گویی به این سوال را دارد که چرا در جوامع بشری، زنان وابسته به مردان شده، به اصطلاح «دیگری» به حساب می‌آمده و حقوق برابری با مردان ندارد.

(موسیقی)

کتاب «جنس دوم» یکی از اثرگذارترین کتاب‌ها در جنبش فمینیستی جهان بوده و اولین بار در ۱۹۴۹ منتشر شده. در تاثیرگذاری این کتاب می‌گویند که موج دوم فمینیستی با این کتاب شروع شده است. موج اول بیشتر بر حق رای زنان تاکید داشت. موج دوم تاکیدش بر جنسیت، حقوق زنان در خانواده و محل کار و حق تولید مثل بود. چند سال پیش، روزنامه گاردین در ستون معرفی کتاب برای نوجوانان «جنس دوم» را یکی از کتاب‌هایی دانسته که باید پیش از مرگ حتما آن را بخوانند.

«جنس دوم» را حسین مهری در سال ۱۳۵۹ به فارسی ترجمه کرد. اما گویا او فقط یکی از دو جلد کتاب را ترجمه کرده بود. قاسم صنعوی اما هر دو جلد کتاب را به صورت کامل به فارسی برگردانده. این کتاب بارها در تیراژ بالا تجدید چاپ شده. ما در این برنامه از ترجمه آقای صنعوی استفاده می‌کنیم که انتشارات توس آن را منتشر کرده.

مریم فومنی: کتاب «جنس‌ دوم» سیمون دوبووار، تقریبا اولین متن فمینیستی بود که من خواندم.

مریم فومنی، روزنامه‌نگار و کنشگر حقوق زنان، در اوایل دهه‌ی بیست زندگی با این اثر آشنا می‌شود.

مریم فومنی: و وقتی به سراغ این کتاب رفتم که برای اولین بار با زن بودن خودم مواجه شده بودم. خیلی جوان بودم. عاشق شده بودم. اما وضعیتی که در آن قرار داشتم، چیزی نبود که من را خوشحال و راضی کند. و دقیقا نمی‌فهمیدم که چه اتفاقی دارد می‌افتد و چرا.

او در آن زمان هنوز وارد جنبش زنان نشده بود و چیز زیادی هم از فمینیسم نمی‌دانست. 

مریم فومنی: فکر می‌کردم همینکه خودم گرفتار کلیشه‌های جنسیتی نیستم می‌تواند تعیین‌کننده این باشد که در جامعه هم بر اساس جنسیتم با من رفتار نشود.

مریم برادر ندارد و همین باعث شده بود هیچ وقت شاهد رفتارهای متضاد بین فرزندان پسر و دختر یک خانواده نشود.

مریم فومنی: به خاطر اینکه آن روزها اتفاقا آدم باورمند مذهبی بودم، یک سری از این تبعیض‌ها را نه مرتبط با جنسیتم و به خاطر جنسیتم بلکه به خاطر اینکه فرامین دینی هستند می‌دیدم و می‌پذیرفتم. 

مریم برای اینکه بداند مشکل رابطه عاشقانه‌اش چیست به دنبال جواب بود و از یار مهربان سراغ جواب را می‌گرفت. البته این یار مهربان که می‌گویم منظورم همان است که گوید سخن فراوان با آنکه بی‌زبان است.

مریم فومنی: آن روزها یک کتاب‌فروشی بود به نام داروگ در خیابان تخت‌ طاووس تهران. و یک کتاب‌فروش نازنینی داشت به نام آقا کاوه که خیلی وقت‌ها، موقع‌های گیجی و سردرگمی‌های من، کتاب‌هایی که مناسب حالم بود را به من معرفی می‌کرد.

آقا کاوه، که گویا کتاب‌شناس خوبی هم بود، سه کتاب به مریم می‌دهد.

مریم فومنی: وقتی که این ماجراها را برای آقا کاوه تعریف کردم به من سه تا کتاب معرفی کرد. کتاب «جنس دوم» سیمون دوبووار، یک کتاب از نوشین احمدی خراسانی و یک کتاب از مهرانگیز کار.

مریم نه نویسنده‌ها را می‌شناخت و نه قبلا کتاب‌ها را خوانده بود. برای همین از سخت‌ترینشان شروع می‌کند. یعنی همین کتاب «جنس دوم»

مریم فومنی: من این کتاب‌ها را خواندم و با خواندنشان هم فهمیدم که در آن احساسات عاشقانه‌ام دارد چه اتفاقی می‌افتد و هم فهمیدم که این نابرابری‌های جنسیتی چطور می‌توانند زندگی یک زن را تغییر دهند و این نگاهی که به عنوان یک زن به تو می‌شود، اینکه چطور اصلا ما زن زاده می‌شویم یا زن ساخته می‌شویم و تمام این مناسبات قدرت که پیرامون قدرت شکل می‌گیرند چقدر تاثیرگذار هستند.

تجربه‌ی مریم منحصر به فرد نیست. خیلی از کنشگران حقوق زنان به من گفته‌اند که این کتاب یکی از اولین کتاب‌هایی است که خوانده‌اند و خواندنش را به دیگران توصیه کرده‌اند.

مریم فومنی: آن کتاب یک نقطه عطفی شد که من با فمینیسم آشنا بشوم و بعد از آن خودم را به عنوان فمینیست هویت‌یابی کنم و یک بخش مهمی از زندگی‌ام را بگذارم که برای رفع تبعیض‌های جنسیتی تلاش بکنم.

(موسیقی)

راستی یادم نرفت که از مریم بپرسم بعد از خواندن آن کتاب‌ها چه بر سر رابطه‌ی عاشقانه‌اش آمد. تا آخر پادکست همراه ما باشید تا به شما هم بگویم.

(موسیقی)

حالا برویم به سروقتِ خود کتاب و ببینیم این کتاب چیست که در گوشه و کنار دنیا اثرگذار بوده.

نیره توحیدی: با وجودی که زبان فلسفی و کش‌دار و ثقیلی دارد، ولی همان هفته اول در فرانسه ۲۲هزار جلد به فروش رفت.

نیره توحیدی، استاد مطالعات جنسیت و زنان در دانشگاه ایالتی کالیفرنیا در شهر نورتریج.

نیره توحیدی: و البته خیلی هم با حمله و انتقاد و تمسخر و تحقیر و انواع و اقسام عکس‌العمل‌های منفی. یعنی بیشتر با عکس‌العمل منفی روبرو شد. به خصوص گروه‌های مذهبی. در میان روشنفکرها حتی. دوبووار این کتاب را با دو تا نقل‌قول جالب شروع می‌کند. یکی از فیثاغورث است که می‌گوید: یک اصل خوب وجود دارد…

از لابه لای متون

یک اصل خوب وجود دارد که نظم، روشنایی و مرد را آفرید و یک اصل بد که بی‌نظمی، ظلمات و زن را آفریده.

خط

نیره توحیدی: آخر شما فکر کنید، فیثاغورث این را می‌گوید. و متاسفانه برمی‌گردد این مردسالاری به دوران فلاسفه یونان. یعنی فقط از دین شروع نمی‌شود. بعد آن وقت در عین حال یک نقل قول دیگر هم از پولن دولابار می‌آورد. می‌گوید که هرچه توسط مردان درباره زن‌ها نوشته شده باید نامطمئن باشد…

از لابه لای متون

هرچه توسط مردان درباره زنان نوشته‌اند باید نامطمئن باشد، زیرا مردان در آن واحد هم داورند و هم طرف دعوا.

خط

نیره توحیدی: خب خیلی جالب است. یعنی در عین حال که شروع می‌کند مشکل را که این است [به] فرض. فوری چالشش می‌کند: که باور نکنید اینهایی که اینها می‌گویند را. چون هم داور خودشان‌اند… هم خودشان می‌برند و خودشان قیچی می‌کنند. چه می‌گویند؟

می‌گویند خودشان می‌برند و خودشان هم می‌دوزند.

سیمون دوبووار، در کتاب مفصلش، تکه به تکه این قبا را شکافته و اجزای آن از آستر تا پس‌دوزی‌هایش را جلوی چشم ما پهن کرده تا الگویی دستمان بدهد که چطور می‌شود زنان، نه فقط در فرانسه که در همه جهان به جنس دوم تبدیل می‌شوند.

از لابه لای متون

همه بر سر این نکته متفق‌القولند که نوع انسان دارای ماده هم هست؛ در حال حاضر نیز مانند گذشته، تقریبا نیمی از جامعه‌ی بشری را مادینگان تشکیل می‌دهند؛ با این همه به ما گفته می‌شود: «زنانگی در خطراست»؛ ما را تشویق می‌کنند: «زن باشید، زن بمانید، زن شوید». بنابراین، هر ماده‌ی انسانی لزوما زن نیست؛ ماده انسانی باید در این واقعیتِ مرموز و موردِ تهدید قرار گرفته که عبارت از زنانگی است، شرکت جوید.

خط

یعنی صرفا به دنیا آمدن با بدن زنانه کافی نیست تا کسی زن به شمار آید. این تاکید‌ها بر سر اینکه زن باید این طور باشد یا آن طور باشد، در نظر خانم دوبووار به این می‌ماند که انگار به زنان بگویند تا شما یک سری از شرایط و باید و نبایدهای جامعه را قبول نکنید به زن بودن پذیرفته نمی‌شوید. 

از لابه لای متون

احتمالا هیچ مردی به فکر نمی‌افتد که درباره‌ی موقعیت خاصی که نرها در جامعه بشری دارند کتابی بنویسد. اگر من بخواهم خودم را تعریف کنم، ابتدا ناگزیرم این نکته را اعلام کنم: «من زن هستم»؛ این حقیقت، پایه و اساسی می‌سازد که هر تایید دیگری بر آن بنا می‌شود.

خط

نیره توحیدی: اولین تز دوبووار در این کتاب که به عنوان توضیح مشکل زن می‌بیند این است که زن را دیگری مرد کردند در طول تاریخ. یعنی اینکه دنیا را از دید مرد دیدند، مرد شده اصل. اصالت با مردیت است. با مذکر بودن است. مرد، محور است. نُرم است. هنجار اصلی بشر بودن است. بشر اصلا با مرد تعریف می‌شود. زن دیگری مرد است. زن فرع است. زن آنی است که متفاوت از مرد است. به قول چند تا از این فلاسفه و اینها، ازشان نقل می‌کند که چگونه زن را دیگری مرد دیدند. به قول سن‌توماس، زن مرد ناقص است. به قول ارسطو زن یا ماده در نتیجه نوعی نقص نهادین ماده شده. یعنی یک نقصی در بدنش به وجود می‌آید می‌شود ماده. یک چیزی کم دارد.

وقتی دوبووار از دیگری بودن زن صحبت می‌کند، یعنی اینکه انگار مرد اصل و اساس آفرینش است و زن دیگری است. برای درک مفهوم دیگری، شاید بد نباشد این مثال را بزنیم. در نظر بسیاری سفیدپوستان گروه طبیعی و نرمال فرض می‌شوند و دیگر گروه‌های نژادی مانند سیاهپوستان «دیگری» و به گمان آنها دارای ارزش انسانی پایین‌تر. 

یک مثال دیگر: دیده‌اید هر کس فارسی حرف نزند از نظر بسیاری «خارجی» است؟ یعنی اصل بر فارسی حرف زدن گرفته شده و بقیه دیگری هستند.

(موسیقی)

از این دست اظهارات که زن را در جایگاهی پایین‌تر از مردان تصویر می‌کند در همه‌جای جهان دیده می‌شود. از همین سعدی خودمان گرفته که می‌گوید: «مشورت با زنان تباه است.» تا همان سن‌توماس یا توماس مقدس که هم‌عصر سعدی بود و از اعاظم کلیسای کاتولیک که می‌گفت زنان فقط برای تولید مثل خوب هستند و برای باقی مسائل مردان باید از مردان دیگر کمک بگیرند.

نیره توحیدی: تز دومش این است: زن از دیدگاه مردسالارانه و پدرسالارانه عاملیت ندارد. عاملیتش در حدی است که مردها تعیین می‌کنند. که چه کارهایی باید بکند. چه نقش‌هایی را می‌تواند بازی کند. چه چیزهایی بپوشد. در کجاها می‌تواند باشد. کجاها نمی‌تواند باشد. همه اینها.

این مشکل، هم می‌تواند به صورت قوانین بازدارنده جلوه کند، مثل قوانین مربوط به حجاب یا ممنوعیت سقط جنین، و هم می‌تواند به صورت عقاید ضد زن باشد که در جامعه بازتولید می‌شود و زنانِ پزشک، مهندس، مکانیک و سیاست‌مدار را نادیده می‌گیرند.

نیره توحیدی: حالا باید چه‌کار کند زن؟ بایستی که خودش را پیدا کند. خودش را ازش گرفته‌اند. خودش را کسانی دیگر برایش تعریف کرده‌اند. نقش‌هایش را کسانی دیگر تعیین کرده‌اند. محدودیت‌هایش را آنها تعیین کرده‌اند.می‌گوید انسان اصولا دو مرحله دارد رشد شعورش. یا رشد انسانی‌اش. یک مرحله که در خود است. باید از در خودی که آگاهی تویش نیست، عاملیت لازم نیست، رشد کند برسد به برای خود. یعنی خود خودش را پیدا کند به اصطلاح. خودش را از آن خود برساخت شده کاذب رها کند. حالا چطوری به این می‌رسد آن را می‌آید دوباره در فصل‌های مختلف توضیح می‌دهد.

جلد اول کتاب «حقایق و اسطوره‌ها» و جلد دوم آن «تجربه عینی» نام دارد. در این دو جلد، نویسنده مجموعه‌ی متنوعی از علوم تجربی، اجتماعی و انسانی را به خدمت گرفته تا تصویری دقیق از وضعیت زن در جوامع خلق کند.

نیره توحیدی: فصل اولش معلومات زیست‌شناسی است. اول از فیزیولوژی و تفاوت‌های جسمی زن و مرد شروع می‌کند و این هم توصیه ژان پل سارتر بوده بهش.

ژان پل سارتر، فیلسوف فرانسوی، شریک زندگی سیمون دوبووار بود.

نیره توحیدی: به اصطلاح یک جوری تبادل نظر می‌کرده با سارتر. سارتر گفته که خب راجع به فیزیولوژی هم باید بنویسی. که به هرحال تفاوت‌های زیادی بین زن و مرد هست. چون به این موضوع خیلی توجه می‌کنند. که این هم می‌گفت که اول مقاومت من کردم در این باره ولی بعدا دیدم تو اصلا نمی‌توانی تجربه زن را و هر کسی را، هر انسانی را بدون بدنش، بدون تنش بفهمی. در نتیجه من چطور می‌توانم بدون اینکه بگویم زن چه فیزیولوژی دارد، چه بدنی دارد، چه خصوصیاتی دارد و چه تفاوت‌هایی با مرد دارد، زن را اصلا بفهمیم. البته جالب است که از این توضیحاتی که می‌نویسد، می‌رود می‌گوید خب کتاب‌های زیست‌شناسی و هرچه را تا آن دوره را بود، دانش ما راجع به فیزیولوژی و بیولوژی زن پیدا کردم و نوشتم که مفصل هم می‌نویسد.

از لابه لای متون

زن؟ هواداران فرمول‌های ساده می‌گویند که زن چیزی بسیار ساده است: رحم، تخمدان؛ موجودی ماده: همین کلمه برای تعریفش کافی است.

خط

با این مقدمه است که دوبووار بحث درباره فیزیولوژی را به خصوص با توجه به تولید مثل آغاز می‌کند.

از لابه لای متون

تخمک در خود ذخایری انبار می‌کند که جنین به وسیله آنها، بافت‌های خود را می‌سازد و این ذخایر نه جوهری حیاتی، بلکه ماده‌ای بی‌حرکت هستند؛ در نتیجه، تخمک‌ها ساختمانی ستبر و توپر، کروی یا بیضوی عرضه می‌کنند و نسبتا حجیم هم هستند.

(صدای ورق خوردن کاغذ)

حجم اسپرماتوزوئید بی‌نهایت کم است، دمی نازک، سری کوچک و دراز دارد، هیچ ماده‌ی بیگانه‌ای آن را سنگین نمی‌کند؛ این ساخت، آن را وقف تحرک می‌کند.

خط

دوبووار می‌نویسد که همین ساختار و اینکه تخمک بی‌تحرک است و اسپرم پرتحرک، بسیاری را به این اشتباه انداخته که پس لابد «جای زن در خانه است».

از لابه لای متون

زیست‌شناسی مدرن با سمبولیسم قرون وسطایی چندان سرِ سازگاری ندارد. ولی مردم ما از نزدیک به آن نمی‌نگرند. اگر انسان اندکی از وسواس برخوردار باشد، قبول خواهد کرد که از تخمک تا زن، راهی دراز در پیش است.

خط

نویسنده در ادامه از تفاوت‌های بیولوژیکی زنان و مردان هم می‌نویسد. مثلا اینکه جثه‌ی زنان از مردان کوچک‌تر است و زور بازویشان کمتر و غیره. اما خیلی زود هشدار می‌دهد که این تفاوت‌ها تنها دلیل این نیست که زنان در تاریخ بشر به دیگری تبدیل می‌شوند. برای اینکه مثلا در مورد پرورش بچه، زن و مرد ناگزیر به همکاری با هم هستند. درست مانند همه‌ی حیواناتی که فرزندانشان موقع به دنیا آمدن توانایی زندگی مستقل ندارند و باید ازشان نگهداری کرد.

نیره توحیدی: بعضی فمینیست‌های آن زمان خرده گرفتند به خانم دوبووار که تو واقعا زن‌ها را دوست نداری. تو خیلی غلو کردی در مشکلات فیزیولوژیک زنان. مثلا مشکل همین قاعدگی ماهانه، زایمان. مثل مرد نگاه کردی به این مسئله. بعضی‌ها می‌گفتند چون خودت بچه‌دار نشدی، مادر نشدی تو بعضی چیزها را نمی‌توانی بفهمی.

اشکال این بخش از کتاب برای خواننده امروزی این است که در هفتاد سالی که از نگارش آن می‌گذرد علم پیشرفت کرده و حالا ما چیزهای بیشتری درباره بدن انسان و کارکرد اجزایش می‌دانیم.

نیره توحیدی: به هر حال این فصلش معلوماتش یک مقدار کهنه است ولی نتیجه‌گیری‌اش اشکال ندارد چون می‌گوید که ما بنده طبیعتمان نیستیم و مشکلات زنان هم، مشکلات طبیعی‌اش هم در زمان‌های مختلف با تکنولوژی‌های جدید قابل حل است. اینها تاثیر داشته در عقب ماندن زن مثلا در عرصه‌های اجتماعی، اقتصادی، علمی. اما هویت زن را یا اینکه زن دومی است، جنس دوم است را اینها باعث اصلی‌اش نبوده. برای همین نمی‌شود گفت که بیولوژی را تقدیر زن می‌دانسته مثل فروید. یعنی در عین حال که تحت تاثیر فروید بوده قبول نداشته نتیجه‌گیری فروید را.

(موسیقی)

دوبووار در فصل دوم، از نظرگاه روانکاوی موضوع زن را بررسی کرده. و بیشتر از همه هم طبیعتا به آرای زیگموند فروید پرداخته که بنیان‌گذار مکتب روان‌کاوی است. فروید و پیروانش می‌گویند ریشه‌ی اضطراب و احساساتی نظیر ترس، شرم و گناه در احساسات سرخورده‌ی جنسی است. 

نیره توحیدی: می‌توان گفت فرویدیسم مثل شمشیر دولبه شد برای زنان. چون از یک طرف مسئله نیاز جنسی و اصولا سکشوالیته را کمک کرد از احساس گناه رها بشود. چه مرد چه زن. و به عنوان یک نیاز طبیعی و یکی از مهم‌ترین به اصطلاح انگیزه‌های بشری مطرح کرد که این خیلی دستاورد مهمی بود از طرف فروید. و در مورد زن هم همین‌طور. مسئله زن را هم گفت خب زن هم نیاز جنسی دارد و آن هم نباید با گناه همراه باشد. و این خب رهایی‌بخش بود.

از لابه لای متون

فروید خیلی در بند سرنوشت زن نبوده است.

(صدای ورق خوردن کاغذ)

فروید می‌نویسد: «غریزه جنسی به نحو ثابت و منظم، جوهر مردانه دارد، اعم از این که در مرد بروز کند یا در زن». [فروید] از طرح غریزه زن به صورت اصیل خود استنکاف می‌ورزد: بنابراین غریزه جنسی زن لزوما به مثابه اشتقاقی از غریزه جنسی مردانه در نظر او جلوه می‌کند.

خط

نیره توحیدی: ولی در واقع او هم زن را دیگری مرد می‌دید و دائما زن را در مقایسه با مرد آنالیز می‌کرد، تحلیل می‌کرد. و اینها را اتفاقا یک مقدار برخورد می‌کند دوبووار بهش.

در فصل سوم، دوبووار به سراغ نظریه‌ی مارکس و انگلس رفته و نگاه کمونیست‌ها به مسئله زن را وسط کشیده. او دیدگاه سوسیالیست‌ها را هم نقد کرده و گویا همین موضوع به ناراحتی آنها منجر شده.

(صدای مصاحبه‌ی سیمون دوبووار به فرانسه)

این صدای سیمون دوبووار است که در یک مصاحبه‌ی تلویزیونی می‌گوید بسیاری از کسانی که آنها را برابری‌خواه و حتی چپ می‌دانسته از کتابش ناراضی که چه عرض کنم، عصبانی بودند.

بایگانی صوتی

سیمون دوبووار: واکنش‌های منفی [در فرانسه] مایوس کننده بود. آن هم از طرف مردانی که فکر می‌کردم طرفدار برابری هستند و همین طور از طرف کمونیست‌ها که کتاب را به لجن کشیدند. [مجله‌ی] «له لِتر فرانسِز» نوشت که این کتاب به درد زنان کارگر نمی‌خورد. حرف اشتباهی است. همه مشکلاتی که من از آنها نوشته‌ام بیشتر درباره زنان طبقه کارگر است تا زنان طبقه‌ی بالا.

مجری: چرا کمونیست‌ها مخالف این فکرها هستند؟

سیمون دوبووار: حالا کمتر مخالفند. تاریخ کمونیسم و زنان پیچیده است. به نظر آنها مسائل زنان مسئله‌ی ثانویه است. تضاد بین جنس‌ها به نظرشان امر ثانویه‌ است. تضاد طبقاتی برای آنها اولویت دارد. «ژانت وِرمیرش» مدت‌ها مخالف سقط جنین بود. حالا موضع متعادل‌تری در این زمینه دارند. اما در کل آنها مسائل زنان را پایین‌تر از مسئله طبقه می‌بینند.

خط

کمونیست‌ها می‌گویند در طول تاریخ، تضاد طبقاتی باعث و بانی همه جنگ‌ها و درگیری‌ها شده.

(موسیقی)

او در این بخش، کتاب «منشا خانواده، مالکیت خصوصی و دولت» از فردریک انگلس را نقد کرده. 

از لابه لای متون

انگلس در «منشا خانواده» تاریخ زن را نقل می‌کند: این تاریخ اساسا به تاریخ تکنیک‌ها مربوط می‌شود. در عصر حجر وقتی زمین به طور اشتراکی به تمام افراد قبیله تعلق دارد، ویژگی ابتدایی بودن، امکان‌های کشاورزی را محدود می‌کند: نیروهای زنانه متناسب با کاری است که بهره‌برداری از باغ‌ها ایجاب می‌کند. در این تقسیم ابتدایی کار، دو جنس به نوعی دو طبقه پدید می‌آورند.

خط

انگلس می‌گوید با کشف فلزات، قدرت تصرف بشر در طبیعت بیشتر می‌شود و اختلاف طبقاتی بین زن و مرد بیشتر می‌شود و بعد هم دور می‌زند و بر می‌گردد به همان تز اصلی کمونیست‌ها که این تضاد طبقاتی باعث اختلاف زن و مرد شده. دوبووار از این بررسی استفاده می‌کند اما در عین حال آن را نقد هم می‌کند.

نیره توحیدی: و رهایی زن را نگاه انگلس و مارکس در کجا آنها می‌بینند؟ در اینکه مناسبات سرمایه‌داری از بین برود، مالکیت خصوصی وسایل تولید از بین برود، زن هم مثل مرد از استثمار رها بشود. و اگر این پیش بیاید، یعنی در جامعه سوسیالیستی، مشکل زن حل خواهد شد. این ماتریالیسم تاریخی. دوبووار ایرادی که می‌گیرد به درستی به انگلس این است که تقلیل داده مسئله را به روابط اقتصادی و ندیده مسئله بازتولید را. یعنی فقط تولید را دیده. تولید اقتصادی. در حالی که زن نسل را بازتولید می‌کند.

یعنی حتی اگر جامعه‌ی بی‌طبقه‌ای هم باشد باز هم چون مسئله زن در آن به صورت کامل دیده نشده، مشکلات زنان کم نمی‌شود.

از لابه لای متون

این جهان پیوسته از آنِ نرها بوده است.

خط

با این جمله، دوبووار بخشی را شروع می‌کند که به تاریخ زنان اختصاص دارد.

از لابه لای متون

کاری بسیار دشوار است که بخواهیم در باب وضع زن در روزگار پیش از دوران کشاورزی، پنداره‌ای برای خود بسازیم. حتی کسی نمی‌داند در شرایط زندگی بسیار متفاوتی نسبت به شرایط امروزی، عضله‌های زن و جهاز تنفسی او آیا به اندازه مرد رشد کرده بوده است یا خیر.

خط

با این همه دوبووار از همان دوران شروع می‌کند و ذره ذره در تاریخ جلو آمده، نشان می‌دهد که چطور زنان در حاشیه قرار گرفته، مردان بودند که ابتکار عمل را در دست داشتند.

از لابه لای متون

(صدای ورق خوردن کاغذ)

در پارس چند همسری امری رایج است؛ زن در قبال شوهری که پدر به محض رسیدن دختر به سن بلوغ برایش در نظر می‌گیرد، به اطاعت محض می‌پردازد؛ ولی زن پارسی بیشتر از اغلب زن‌های شرقی محترم شمرده می‌شود.

(صدای ورق خوردن کاغذ)

تاریخ، زن رومی را تضاد بین خانواده و دولت بیان می‌کند.

(صدای ورق خوردن کاغذ)

کلیسا هیچ‌گونه نظام زناشویی را نمی‌پذیرد مگر نظام جهیزی را که ناتوانی و بی‌قدرت شدن زن را به همراه دارد.

(صدای ورق خوردن کاغذ)

در قرن هجدهم، آزادی و استقلال زن باز هم بیشتر می‌شود. عادات و اخلاق در اصل سخت‌گیر می‌مانند: دختر فقط آموزشی مختصر می‌بیند؛ بی‌‌آنکه با او مشورتی کنند او را به خانه شوهر یا به صومعه می‌فرستند.

(صدای ورق خوردن کاغذ)

اگر نگاهی مختصر به مجموع این تاریخچه بیفکنیم می‌بینیم که چند نتیجه از آن حاصل می‌شود. و ابتدا این یک: سرتاسر تاریخ زن را مرد ساخته است.

خط

نیره توحیدی: بعد کتاب می‌آید در مورد اسطورها دانه دانه بحث می‌کند و آنها را به چالش می‌کشد. چه اسطوره‌های مذهبی، چه اسطوره‌های غیر مذهبی.

بیایید نمونه‌ای از نگاه دوبووار به اسطوره‌ها را با هم بشنویم که در کتاب آمده است. فقط پیشاپیش بگویم سِفر که در این متن می‌شنوید، با سین نوشته می‌شود و به معنی کتاب بزرگ و هر یک از بخش‌های پنج‌گانه تورات است. سفرِ پیدایش، نخستین بخش از تورات است که در آن ماجرای آفرینش هستی بیان شده است.

از لابه لای متون

تمام اسطوره‌های مربوط به آفرینش، از جمله سِفرِ پیدایش که در خلال مسیحیت در تمدن غربی ادامه یافته، این اعتقاد را که برای جنس نر با ارزش به شمار می‌رود بیان می‌کنند. حوا، همزمان با مرد آفریده نشده است؛ نه از جوهری متفاوت ساخته شده است و نه از همان گلی که برای ساختن آدم مورد استفاده قرار گرفته: بلکه از پهلوی نخستین موجود نر بیرون کشیده شده است. تولدش هم اقدامی مستقل نبوده؛ خداوند زن را به خودی خود و به قصد آفرینش او و برای این که متقابلا از طرف او مورد پرستش قرار گیرد، نیافریده است: بلکه زن را وقف مرد کرده است؛ برای آنکه آدم را از تنهایی خود برهاند، زن را به او بخشیده است، آغاز و پایان زن در شوهر او است.

خط

نیره توحیدی: خب جالب است که در قرآن آن وقت یک تفاوتی هست که زن و مرد هر دو از یک گوهر خلق شده‌اند. بنابراین اینطوری نیست که اول مرد آفریده شده بعد زن. این اصل در قرآن وجود دارد ولی عملا فقه اسلامی همه براساس دیدگاه همان تورات و سفر قدیم است. اگر خود قرآن را می‌چسببیدند شاید در اسلام وضع زن بهتر برخورد می‌شد. این قوانینی که همان اولش هم شما اشاره کردید، حاصل فقها است. فقهایی که همه مردسالارند و از دید رایج ارسطویی و به اصطلاح سفر قدیم داستان آفرینش تورات است که نگاه می‌کنند به زن. یعنی زن عبارت [است] از سکس.

اشاره خانم توحیدی به همان ماجرای قضاوت زنان است. به نظر می‌رسد که برداشت مخالفان قضاوت زنان از آیه‌ی ۲۸۲ سوره بقره باشد. جایی که صحبت از بازپرداخت وام است و گفته شده دو مرد باید شاهد قرارداد وام باشند. در ادامه گفته می‌شود اگر یک مرد فقط در دسترس بود، دو زن را جایگزین کنید. از همین جا و البته آیه دیگری درباره اثبات زنا است که بعضی فقها گفته‌اند شهادت دو زن برابر با یک مرد است و از همینجاست که گروهی می‌گویند در اسلام زنان اجازه قضاوت ندارند.

(موسیقی)

جلد دوم «جنس دوم» با آن جمله‌ی معروف سیمون دوبووار آغاز می‌شود که می‌گوید: «کسی زن به دنیا نمی‌آید، بلکه زن می‌شود.»

نیره توحیدی: یعنی چه؟ یعنی این فرهنگ، این آموخته‌های کاذب و این شرایط سیاسی، قدرت، آنهایی که قدرت را در دست دارند، آنهایی که می‌نویسند، آنهایی که تعیین می‌کنند مسائل را آنها هستند که ما را با تعاریف و شرایط خودشان زن می‌سازند.

در این جلد دوبووار از به دنیا آمدن فرزندان دختر شروع می‌کند و مرحله به مرحله زندگی او را شرح می‌دهد که چطور در هر مرحله راه زن و مرد از هم جدا می‌شود.

از لابه لای متون

امکان دارد بخش مهمی از کارهای خانگی را دختر بسیار جوانی انجام دهد؛ معمولا پسربچه را از این کار معاف می‌دارند؛ اما به خواهر او اجازه می‌دهند، حتی از او می‌خواهند، که جارو کند، گردگیری کند، سبزی پاک کند، نوزاد را بشوید، مراقب دیگ غذا باشد.

(صدای ورق خوردن کاغذ)

تمدن پدرسالاری، زن را وقف پاکدامنی کرده است؛ به نحوی کم و بیش آشکار، حق مرد در مورد فرونشاندن میل جنسی‌اش، امری به رسمیت شناخته شده به شمار می‌رود، حال آنکه زن به ازدواج مقید شده است.

(صدای ورق خوردن کاغذ)

زندگی زناشویی، بسته به موارد، چهره‌های متفاوتی به خود می‌گیرد. اما برای بسیاری از زن‌ها، روز تقریبا به یک شکل سپری می‌شود. صبح، شوهر با شتاب، زنش را ترک می‌کند.

(صدای ورق خوردن کاغذ)

زن تمام روز تنها می‌ماند.

(صدای ورق خوردن کاغذ)

فکرش به سوی شوهرش، بچه‌هایی که این پیراهن‌ها را خواهند پوشید و غذایی را که او آماده می‌کند خواهند خورد، پر می‌کشد؛ او فقط برای آنها زندگی می‌کند؛ آیا آنها حداقل قدرشناس خواهند بود؟

(صدای ورق خوردن کاغذ)

در انتظار آمدن شوهر می‌ماند. او چه می‌کند؟ چرا تا کنون مراجعت نکرده است؛ زن با حالتی عصبی به نشخوار این فکر می‌پردازد که خیلی احمق بوده که جوانی‌اش را فدای او کرده است؛ شوهر از این بابت ممنون او نیست.

خط

دوبووار همین طور به بررسی مراحل مختلف زندگی زن ادامه می‌دهد و در آخرین فصل کتاب که عنوانش «به سوی رهایی» است، پیشنهادهایی برای زندگی بهتر و برابر زنان ارائه می‌کند. کتاب در نهایت با این جمله به پایان می‌رسد که برای رسیدن به آزادی باید زنان و مردان برادری‌شان را آشکار کنند.

(موسیقی)

سیمون دوبووار، در ۱۹۰۸ به دنیا آمد و در ۱۹۸۶ درگذشت. نویسنده، کنشگر سیاسی و حقوق زنان و یکی از فیلسوفانِ مکتب اگزیستانسیالیسم یا وجودگرایی بود؛ مکتبی که از قرن نوزدهم شروع شد و تا قرن بیستم ادامه یافت.

نیره توحیدی: اگزیستانسیالیسم می‌دانیم که یک نهضت فلسفی است که در فرانسه هم بیشتر شروع شد. در شرایط جهانی که ما از دو جنگ جهانی بیرون آمدیم. با انقلاب‌ها و انقلاب به اصطلاح بلشویکی و دنیا تقسیم شده حالا به دو ابرقدرت، دو کمپ ایدئولوژیک.

یک طرف جهان سرمایه‌داری به رهبری آمریکا بود و طرف دیگر اردوگاه سوسیالیستی به رهبری اتحاد جماهیر شوروی.

نیره توحیدی: اگزیستانسیالیسم در واقع یک مقدار در پاسخ به بعضی شکست‌های مارکسیسم و لنینیسم و اینها هوادار پیدا کرد در اروپا. تاکیدی که داشتند این بود که ماهیت و طبیعت زیست انسانی را درک کنند و این سوال‌ها را بهش می‌پرداختند. معنای زندگی اصلا چیست؟ هدف زندگی چیست؟ و ارزش وجودی انسان چیست. و روی مسئله اضطراب بشر. این اضطراب از کجا می‌آید؟ مسئله مرگ. مسئله تهی شدن زندگی از معنا تمرکز می‌کردند.

آزادی‌های فردی و مسئله‌ی حق انتخاب هم یکی دیگر از موضوع‌های مورد تاکید اگزیستانسیالیست‌ها است. خانم توحیدی می‌گوید این نگاه اگزیستانسیالیستی را می‌توان در تاکید دوبووار بر حق انتخاب زنان مشاهده کرد که در «جنس دوم» فراوان است.

نیره توحیدی: می‌گفت که در این دید اگزیستانسیالیست است که زن می‌تواند متعالی شود. نه آن‌وقت می‌تواند اسیر سرمایه‌داری شود که کالا بشود، نه لازم است اسیر هیچ ایدئولوژی بشود که آن من بودنش را و هویتش را و حق انتخابش را ازش می‌گیرد.

(موسیقی)

سام فرزانه: فکر می‌کنید این کتاب، کتابی باشد که در قرن پانزدهم هم ایرانی‌ها آن را بخوانند؟

نیره توحیدی: امیدوارم زیاد دیگر احتیاج نباشد که خیلی برویم برگردیم به این کلاسیک‌ها. چون کتاب سیمون دوبووار در واقع الفبای فمینیسم است. ولی خب مثل هر کتابی که الفباست، ارزشش را از دست نمی‌دهد. برای شروع مطالعه همیشه می‌تواند مفید واقع شود. شاید لازم نباشد همه کتاب را بنشینند بخوانند چون واقعا هم مفصل است خیلی. الان در واقع کتاب جنس دوم دوبووار جزو کلاسیک‌های فمینیسم است. اگر کسی می‌خواهد مطالعات فمینیستی کند نمی‌تواند دوبووار را نخواند.

سام فرزانه: ولی شما امیدوار هستید که وضع به طوری تغییر بکند که آدم‌های عادی حداقل لازم نباشد این را بخوانند. اگر هم می‌خواهند کتابی در زمینه فمینیسم بخوانند درباره مسائل روزتر باشد.

نیره توحیدی: درباره مسائل روزتر و ساده‌تر. چون حوصله می‌خواهد خواندن کتاب دوبووار.

ممنون از اینکه شنونده این شیرازه بودید. چندی پیش که خواسته بودم از کتاب‌هایی بنویسید که دوست دارید به کسی هدیه بدهید، یکی از شنوندگان شیرازه در نامه‌ای از جنس دوم برای ما نوشته بود و خاطره‌ای مربوط به خواندن این کتاب برایمان گفته بود که خلاصه‌اش این است: «جلد اولِ «جنس دوم» را به پایان رسانده بودم و سرخوشانه در خیابان قدم می‌زدم. ذهنم تماما درگیر تاثیر عمیقی بود که کتاب در من به جا گذاشته بود. یادم است یک بستنی قیفی هم دستم بود و در آن هوای مطلوب بهاری برای خودم می‌لیسیدمش و می‌خرامیدم. تا اینکه از کنار زن و مردی گذشتم که بر لبه‌ی جدول کنار پیاده‌‌رو نشسته بودند و گرم گفت‌گو بودند. همین که کمی فاصله گرفتم، در گوشه‌ی زاویه‌‌ی نگاهم دیدم که مرد سیلی محکمی به صورت زن زد. در جا خشک شدم. برگشتم به سمت‌شان. هر دو به من زل زدند. ذهنم از هر دستور‌العمل و تصمیمی خالی شده بود. در نهایت آنها رویشان را از من برگرداندند و من هم بی‌آنکه حرفی زده باشم یا کاری کرده باشم پشتم را به آنها کرده و رفتم. تنها عملم این بود که از شدت عصبانیت از دست خودم باقیمانده‌ی بستنی را به جوی پرت کردم.»

دوست عزیز ممنون که این خاطره را برای ما فرستادید. امیدوارم هیچ زنی در موقعیتی این چنینی گرفتار نشود. اگر شما هم علاقه داشتید با ما در تماس باشید آدرس ما هست: [email protected]

با تشکر از نیره توحیدی و مریم فومنی که در این برنامه حضور داشتند. راستی این هم پایان ماجرای رابطه‌ی مریم بعد از خواندن «جنس دوم»

مریم فومنی: خواندن کتاب جنس دوم به من این توانایی و جرات را داد که بتوانم آن تجربه‌ی عاشقانه را با وجود همه احساساتی که همچنان وجود داشت، کنار بگذارم. و مهم‌تر از آن، در همه تجربه‌های زندگی‌ام به نقشی که جنسیت در ساختار قدرت دارد آگاه‌تر بشوم.

این شیرازه با تلاش و هنرمندی این دوستان ساخته شده:

‌بهراد توکلی، نوازنده سه‌تار و بهروز شادفر، سازنده موسیقی پایانی؛

مهسا خلیفه، مریم زهدی و مجید افشار در اجرای برنامه کمک کردند.

 سیما علینژاد، سردبیر شیرازه است و من، سام فرزانه، تهیه‌کننده و راوی این پادکست هستم، که امیدوارم هیچ‌چیز مانع برابری‌خواهی شما نباشد.‌‌ نقطه.

قسمت های پیشین