شیرازه - کتابخانه قرن (۱۸): رساله توضیحالمسائل

- نویسنده, سام فرزانه
- شغل, تهیهکننده شیرازه
شیرازه، پادکستی از بیبیسی فارسی، درباره کتاب است. این برنامه در سال ۱۴۰۱ کتابهای تاثیرگذار در قرن گذشته را بررسی میکند. آنچه در پی میآید، متن کامل برنامه است که نسخه شنیداری آن در سرویسهای ارائه پادکست قابل دسترسی است. فهمیدن بخشهایی از متن زیر برای کسی که صدای برنامه را نمیشنود شاید آسان نباشد اینها مکالمه مجری و کارشناس است که با حروف ضخیمتر (سیاه) مشخص شدهاند. در پادکست، این بخشها در لحن افراد روشنتر هستند.


سلام.
یاسر میردامادی: یک بار در حرم امام رضا یک خانمی آمد و یک نوزادی را، که فکر کنم شاید دو سه روزش بود، داد به من و گفت در گوش این بچه اذان بگویید.
یاسر میردامادی، پژوهشگر دین و فلسفه، که روزگاری در ایران در لباس روحانیت بود، اهل مشهد است و حالا در بریتانیا زندگی میکند.
یاسر میردامادی: من میدانستم که در گوش راستش باید اذان بگویم و در گوش چپش اقامه، و تا به حال در گوش هیچ بچهای اذان و اقامه نگفته بودم. مسئلهی فقهیاش را میدانستم.
روحانی جوان آنقدر بر «مسئله فقهی» تمرکز کرد که در تشخیص گوش راست و چپ به مشکل برخورد.
یاسر میردامادی: نینی را گرفتم روبروی صورتم. توی ذهنم آمد که خب الان این گوش راستش گوش چپ است، در نتیجه باید بچرخانمش. چرخاندمش. بعد یک لحظه باز تردید کردم که این گوش راست - یعنی اینکه الان که چرخاندمش و مثلاً پشت سرش به من است - الآن این گوش راستش است یا گوش چپش است، در نتیجه دوباره چرخاندمش. بعد این مادر بنده خدا همینطور دید که این آخونده بچهاش را گرفته و این همینطوری میچرخاند چند بار، و خیلی صحنهی عجیب و غریبی شد برای چند ثانیه. ولی بالاخره گوش چپ و راست را پیدا کردم و اذان و اقامه را خواندم، و امیدوارم که آن بچه سالم و سرحال باشد. فکر کنم الان باید بیست سالش باشد.
(دینگ)
روحانیون هنوز هم در کوچه و خیابان با پرسشهای فقهی و شرعی مردم مواجه میشوند.
یاسر میردامادی: گاهی جنبهی فقهی ندارد، جنبهی درد دل دارد یا حتی اعتراض و انتقاد دارد. اما گاهی جنبهی پرسیدن مسائل فقهی دارد، و گاهی هم جنبهی پرسیدن مسائل فقهی دارد برای انتقاد به آن مسائل فقهی، نه از جهت دانستن آن حکم فقهی.
پیشتر مراجعه مردم به روحانیون بیشتر هم بود. کتابهای توضیحالمسائل که تقریبا هر شیعهی معتقدی یکی از آنها را در خانه دارد، تا شصت و پنج سال پیش وجود نداشتد. بله همین کتابهایی که از نثر تا محتوایشان شبیه به آثار بسیار قدیمی است، پدیدهای نسبتا جدید به شمار میآیند - محصول قرن چهاردهم خورشیدی. یاسر میردامادی میگوید این کتابها به دفترچه راهنمای نصب یا راهاندازی شباهت دارند.
یاسر میردامادی: شما یک یخچال را که میخرید، دفترچهی راهنمایش را که باز میکنید، در صفحهی اولش میگوید که مثلا این یخچال شش قطعه دارد. در قسمت بعدیاش میگوید که این قطعهی یک اینجاست، دو اینجاست، سه اینجاست. در قسمت بعدی آن راهنما میگوید چطور اینها را به هم وصل کنیم، و قسمت بعدیاش میگوید که اگر مشکلی پیش آمد چگونه رفع کنیم. چیزی شبیه به این را شما در رسالهی عملیه دارید.فهرست دارد، میگوید مشکلت کجاست؟ طهارت است؟ حج است؟ زکات است؟ خمس است؟ جعاله است؟ معامله است؟ نمیدانم احکام بانکی است؟ احکام جنسی است؟ همه را توضیح میدهد و داخل جزئیات بسیار بسیار ریز میشود. و وقتی به مسائل جنسی میرسد،این جزئیات بسیار بسیار ریز برای یک فرد بیرونی حتی میتواند مشمئزکننده باشد.
از توضیحاتِ مانند دفترچه راهنما، میتوان این مسئله درباره نماز قضا را مثال زد.

مسئله ۱۳۷۹- کسی که نماز واجب خود را در وقت آن نخوانده، باید قضای آن را به جا آورد- اگرچه در تمام وقت نماز خواب مانده یا به واسطهی مستی، نماز نخوانده باشد؛ ولی نمازهای یومیهای را که زن در حال حیض یا نفاس نخوانده است، قضا ندارد.

همین دو جمله به مومن میگوید که یک- اگر نماز واجب را نخواندی، باید آن را جبران کنی؛ دو- فرقی نمیکند که دلیل به جا نیاوردن نماز خواب باشد یا فعل حرامی مثل نوشیدن الکل؛ ۳- زنها لازم نیست نمازهایی را که در دوره قاعدگی و خونریزی پس از زایمان به جا نیاوردهاند، جبران کنند.
یاسر میردامادی: فقه فتوایی، یعنی همین فقه که فقط بکن نکن تویش است بدون استدلال. در عربی رسالههای زیادی داشتیم، حتی تا قرن پنجم هجری برمیگردد در فقه شیعه، اما فقه فتوایی فارسی به قدر فقه فتوایی عربی قدمت ندارد و بعدتر شکل گرفته.
کتابهای فقه فتوایی به عربی ، برای مردمی که بیشتر فارسی میفهمیدند تا عربی و در روزگاری که از چاپ گسترده خبری نبود، چندان کاربردی نداشتند.
یاسر میردامادی: تلاشهایی برای فارسینویسی و همهفهمنویسی در فقه، از دستکم عصر صفوی شده. مثلاً در عصر صفوی، شیخ بهایی به درخواست شاه عباس اول، یک رسالهی فقهی در فارسی مینویسد به نام «جامع عباسی». خیلی اوقات این اثر را نخستین رسالهی عملیهی فارسی میدانند، اما گویا قبل از آن هم رسالههایی به فارسی وجود داشته.
در دوره قاجار هم گاه این دستورهای دینی را به زبان فارسی ساده مینوشتند، گرچه از این رسالهها چندان استقبال نشد.
یاسر میردامادی: بسیاری از فقیهان برجسته - این را هم البته باید بیفزایم که - رسالهی فقهی برای عموم مقلدان نداشتند. مثلاً فقیهان برجستهای مثل شیخ انصاری، میرزای شیرازی یا آخوند خراسانی رسالهی عملیه به مفهوم امروزی نداشتند. ولی حتی آنهایی که سعی کردند رسالهی عملیهی فارسی ساده در عصر صفوی یا قاجار بنویسند، هیچ کدام از این رسالهها آن مقبولیت و گسترش و ماندگاریای را که توضیحالمسائل پیدا کرده، پیدا نکردند.
توضیحالمسائل را علیاصغر کرباسچیان براساس فتواهای فقیه مشهوری به نام سید حسین طباطبایی بروجردی، معروف به آیتالله بروجردی، نوشته.
یاسر میردامادی: در سال ۱۳۳۵ خورشیدی آقای کرباسچیان براساس فتواهای استادش آیتالله بروجردی - که آیتالله بروجردی یک کتابی دارد به نام «جامعالفروع» به عربی - و با همکاری چند تن دیگر از جمله حتی با همکاری همسرش؛ آقای کرباسچیان و نیز با کمک ادیب و نویسندهای به نام علیاصغر فقیهی، کتابی همهفهم به زبان فارسی نوشتند به نام توضیحالمسائل، و آن را به تایید آیتالله بروجردی رساندند و چاپ کردند.
یکی از شاگردان آقای کرباسچیان در مقدمهای که بر یکی از چاپهای اخیر توضیحالمسائل نوشته، ماجرای تالیف این رسالهی عملیه را شرح داده و نوشته که یکی از دغدغههای او این بود که مومنان با کتابهای دینی رابطه مستقیم داشته باشند. برای همین آقای کرباسچیان تصمیم میگیرد بر اساس فتواهای استادش، کتابی همهفهم بنویسد.

تغییر عبارات سنگین هزار سالهی شرعی به نثر روان روز، بدون آنکه اصل معنا دستخوش تغییر شود، تنها با این احتمال که مورد موافقت مراجع عالیقدر قرار گیرد، آن هم بدون چشمداشت هیچگونه سود مادی، تنها از آن مرد پاکباخته، ساخته بود.

تغییر زبان و عباراتی که با دو صفت «سنگین و هزار ساله» وصف شدهاند، کار آسانی نبوده و اینجاست که علی اصغر فقیهی، ادیب، هم به آنها میپیوندد و به علامه و همکارانش کمک میکند.

وقتی یک مسئله شرعی به نثر و روان امروزی در میآمد، به نظر چند اهل علم میرسید. پس از حک و اصلاح، آن را به ادیبی خبره میسپرد تا از جهت نگارشی، آخرین اصلاحات را در آن صورت دهد. این چنین بود که گاه یک مسئله تا ده بار تغییر میکرد.

یاسر میردامادی: زبانش از آن به اصطلاح ژارگون حوزوی یا آن زبان زرگری آخوندی که بسیار عربیزده است، بسیار پیچیده است، و بیرونیها نمیفهمند - تا حدود زیادی البته نه کاملاً - خالی است. نوعی قاطعیت درونش دارد، در حالی که متون فقهی سطح بالاتر پر از عدم قطعیتاند. اگر آن را اینجوری حساب کنیم، شاید اینجوری باشد، ده تا نظریه است - نمیدانیم خدا بهتر میداند. و آن پیچیدگیها و عدم قطعیتی که توی متون فقهی پیشرفته وجود دارد، آنها را تا حدود زیادی زدوده، مسئله را ساده کرده. و ضمناً فصلبندی در زمان خودش یعنی در دههی سی، فصلبندی جذابی است.
برای ما که امروز به توضیحالمسائل نگاه میکنیم و فصلبندیاش به نظرمان طبیعی میآید، شاید آسان نباشد تصور کنیم که چگونه مولفان توانستند برای اولینبار چنین فصلبندی دقیقی ترتیب دهند؛ فصلها در امتداد یکدیگرباشند و به فهم بیشتر موضوع کمک کنند.
در رسالهی توضیحالمسائلی که کرباسچیان نوشته، هر کدام از این موضوعها یک سرفصل شدهاند: طهارت، نماز، روزه، خمس، زکات، حج، خرید و فروش (یا همان معاملات)، ازدواج، غصب، ذبح، خوردنیها و آشامیدنیها، نذر، قسم، وقف، وصیت، ارث و دیه.
در هر فصل، موضوعهایی درزیر مجموعه جای گرفتهاند. مثلا در زیر مجموعهی طهارت احکام مربوط به آبهای مختلف را میتوان پیدا کرد؛ از جمله اینکه آب کُر و آب جاری چه اثری در پاککنندگی دارند. در زیرمجموعهی فصل طهارت همچنین میتوان درباره انواع نجاسات و مطهرات - یعنی ناپاکیها و آنها که پاککننده هستند - خواند. آداب وضو و انواع غسل هم در همین فصل شرح داده میشود.

مسئله ۳۸۰- اگر در غسل به اندازه سر مویی از بدن نشسته بماند غسل باطل است، ولی شستن جاهایی از بدن که دیده نمیشود - مثل توی گوش و بینی - واجب نیست.

در این مثال، آن قطعیتی که یاسر میردامادی گفت شنیده میشود: اگر حتی ذرهای از بدن - آنجاها که دیده میشوند - را نشویید غسل باطل است. نویسنده کاری هم به نظر فقهای دیگر ندارد و بدون آنکه مخاطب را سردرگم کرده به شک اندازد، تکلیفش را یکسره میکند.
یاسر میردامادی: ضمناً قرن بیستم یا قرن چهاردهم خورشیدی، یکی از ویژگیهایی که دارد، قرن یکسانسازی است. چه از تدوین قانون مدنی واحد گرفته تا متحدالشکل کردن لباس، و آقای کرباسچیان با تدوین توضیحالمسائل آرای پراکندهی مراجع تقلید را نظم بخشید. مخاطب مذهبی در آن دوره به دنبال این است که بگوید ما یک سبک زیستی داریم؛ در مقابل مدرنیزاسیون تندی که پهلوی اول و دوم پیش گرفتند ما مذهبیها یک سبک زیست داریم، و نیز در مقابل شکلگیری تند و سریع تفکر چپ که میخواهد در واقع عالم و آدم را شکل دیگری بسازد. بر این اساس رسالهی عملیه یک اسلحه است برای اینکه متدین را هویت ببخشد، به او اطمینان بدهد ما حرف برای گفتن داریم، این حرف خیلی مشخص است. و در عصری که همه به دنبال ایدئولوژیاند این کتاب یک بستهی حمایتی و فکری مشخصی به متدینان میدهد و به خاطر همین به سرعت به تعبیری یخش میگیرد و یک سلاحی میشود برای هویت دینداری فقهی.
این بستهی حمایتی هویتی - ایدئولوژیک، برای هر روز و ساعت زندگی مومن برنامه دارد. از صبح که بیدار میشود چه طور خود را تمیز کند؛ چگونه نماز بخواند؛ چه بخورد؛ به چه کسانی نگاه کند؛ چطور معامله کند؛ با چه کسی ازدواج کند؛ و چه وظایفی در مقابل جامعه دارد. همه اینها با جزییات شرح داده شدهاند.
(موسیقی)
علیاصغر کرباسچیان متولد سال ۱۲۹۳ در تهران است. در همین شهر تحصیلات علوم دینی را آغاز کرد، اما آن گونه که خودش میگوید آشنایی با آیتالله بروجردی سبب میشود از تهران به قم مهاجرت کند.

علیاصغر کرباسچیان: مرحوم آقای بروجردی کسالتی پیدا کردند که از بروجرد ایشان را آوردند تهران، بیمارستان فیروزآبادی. آن وقت هم که آمبولانس نبود، یک مینیبوس را صندلیهایش را برداشتند و آقا را خواباندند و آقا را آوردند. و ما که رفتیم عیادت، عظمت ایشان ما را کشید و برد قم. یازده سال خدمت ایشان بودیم.

علامه در سال ۱۳۳۴ به تهران بر میگردد تا با کمک رضا روزبه، فیزیکدانی متشرع، مدرسه مذهبی مدرنی را در پایتخت تاسیس کنند که مومنان با خیال راحت فرزندانشان را به آن بفرستند. این همان مدرسهی علوی معروف است که آیتالله خمینی بعد از بازگشت به ایران در بهمن ۱۳۵۷ به آنجا رفت و مدتی اقامت کرد.
یاسر میردامادی: مجموعهی مدارسی که آقای کرباسچیان تاسیس کرد قرار بود نسلی مذهبی اما مجهز به علوم روز را تربیت کند. مدرسهی علوی نه فقط از نظر تربیت مذهبی که همچنین از نظر آموزشی بسیار موفق بود، و دانشآموزان این مدرسه توانستند رتبهی نخست رشتههای فنی، مهندسی و پزشکی را در کنکور سراسری به دست بیاورند. برخی از فارغالتحصیلان این مدرسه کسانی مانند کمال خرازی، وزیر سابق امور خارجه در دولت خاتمی، غلامعلی حداد عادل، رئیس سابق مجلس، و عبدالکریم سروش، فیلسوف و روشنفکر ایرانی، هستند.
الگویی که کرباسچیان و روزبه برای اداره مدرسه علوی در پیش گرفتند، بعدها در مدارس مذهبی دیگر هم به کار گرفته شد؛ از جمله در مدرسههای متعددی که بعد از انقلاب تاسیس شدند و هدفشان به اصطلاح «انسانسازی» بود. وصیتنامه علامه کرباسچیان در قالب کتاب منتشر شده که در آن فصل به فصل توضیح میدهد چنین مدارسی چطور باید اداره شوند، چه کسانی در آنها تدریس کنند و چه افرادی شایستگی درسخواندن در این مدرسهها را دارند.

اگر كسى با هدفِ انسانسازى مدرسه تأسيس كند، بايد مدرسهاش از هر جهت داراى كيفيّت بالا باشد؛ يعنى معلّم باايمان و دلسوز و از جهت علمى ممتاز و از لحاظ جسمى سالم و بانشاط استخدام كند و او را از جهت اقتصادى و مالى تأمين كند تا گرفتارى تأمين معاش، او را از تمركز در كار تربيتى بازندارد؛ زيرا كسى كه گرفتار مسائل اقتصادى زندگى است، نمىتواند معلّم خوبى باشد.

مسئله «انسانسازی» آنقدر برای موسسان مدرسه علوی مهم بود که خود آقای کرباسچیان تعریف کرده با اینکه معلمهای متشرعی استخدام میکردند، اما او و مدیر مدرسه آنها را از اظهار نظر درباره مسائل دینی منع کرده بودند، چون آن کار را در تخصص عالمان دینی میدانستند.

علیاصغر کرباسچیان: مرحوم آقای روزبه میگفتند که اگر سوال دینی از کسی کردند، حق ندارد جواب دهد، باید بروید از معلم دینیتان سوال کنید. فن است، تخصصی است. «به نظر من اینجوره»، خب تو کی هستی که نسبت به این بخواهی نظر بدی؟

یاسر میردامادی: با این ذهنیت آقای کرباسچیان نه فقط مدارس جدید مذهبی که علوم جدید را با آموزش مذهبی ترکیب میکرد درست کرد، بلکه با نوشتن و بیرون دادن رسالهی توضیحالمسائل نگاه فقهی و فروع فقهی را به شکل کاملاً متفاوتی و به شکل نوینی وارد خانهی افراد مذهبی کرد، و نقش اثرگذاری در مورد رابطهی میان فقه با عموم متدینان با نگارش این اثر ایجاد کرد.
(موسیقی)
در مقدمه توضیحالمسائل آمده که بازاری متدینی به نام حاج حسین مصدقی هزینههای انتشار آن را میپردازد. کرباسچیان که گویا دقت وسواسگونهای در انجام کارهایش داشته، بعد از تحقیق متوجه میشود که بهترین چاپخانه کشور را مجلس دارد و تصمیم میگیرد کتاب را برای چاپ به آنها بسپارد.

خودش با رئیس مجلس وقت، سردار فاخر حکمت، ملاقات نمود و با بیان اهمیت موضوع، او را به چاپ توضیحالمسائل ترغیب نمود. پس از موافقت رئیس مجلس، به مسئول چاپخانه مراجعه کرد. در آنجا به او گفته شد که چاپ کتاب بدون غلط امکان ندارد؛ طبیعی است که علامه به این عمل رضایت نمیداد، لذا برای آنکه کتاب بدون غلط از چاپ درآید، در طول یک سال صفحه به صفحه کتاب حروفچینی میشد، سپس علامه با دقت گاه تا سه بار آن را تصحیح میکرد، تا در نهایت اولین کتاب بدون غلط در تاریخ چاپ ایران به طبع رسید.

خب! اثبات اینکه تا آن زمان کتاب بیغلطی در ایران چاپ شده یا نشده بود از ما بر نمیآید، اما آنچه مسلم است کرباسچیان هم با دقت کتاب را نوشته و هم برایش مهم بوده که تالیفش بدون غلط منتشر شود.

در اولین چاپ، هزار جلد توضیحالمسائل به قیمت ۳۵ ریال توزیع شد. هرچند در چاپ اول و دوم آن، به علت مخالفتها به سختی فروش رفت. حتی در تهران عالمی، کتابی در ردِ توضیحالمسائل نوشت، اما شیخ به پیروی از استاد خویش، مرحوم آیتالله بروجردی، اعتنایی به او نکرد و به راه خویش ادامه داد.

یاسر میردامادی: اندک اندک این کتاب جا میافتد، به طوری که بر ادبیات رسالهنویسی در حوزههای علمیه اثر جدی میگذارد و تا آنجا پیش میرود که امروزه نگارش و چاپ رسالهی عملیه از سوی یک مجتهد، نشانه این به حساب میآید که فرد ردای مرجعیت به تن کرده. البته داشتن رسالهی عملیه از شروط مرجع تقلید نیست نظراً، ولی در عمل اگر کسی رسالهی عملیه چاپ کند مرجع تقلید است انگاری.
غلامحسین رحیمی اصفهانی، یکی دیگر از شاگردان آیتالله بروجردی، هشت سال بعد از درگذشت استادش، نسخهای از توضیحالمسائل را چاپ میکند که در آن نظرات نُه نفر دیگر از مجتهدان وقت در پانویسها آمده است. او در مقدمه ابتدا در تعریف از اثر استادش چنین نوشته است:

رساله توضیحالمسائل مرحوم حضرت آیتالله العظمی آقای بروجردی قدسسره از نظر جامعیت و منظم بودن مطالب و روانی عبارات، بهترین رسالهای است که تا کنون به زبان فارسی نوشته شده است و غالب مسلمانان آن را در دست داشته و به عبارات و سبک مطالب آن آشنا هستند.

رحیمی اصفهانی سپس نوشته که محبوبیت این شیوه نگارش اصول دینی، بقیه علما را هم به فکر انداخته که آن روش را در پیش بگیرند. در سالهای اخیر هم «جامعه مدرسین حوزه علمیه قم» کتاب مشابهی چاپ کرده که به «توضیحالمسائل مراجع» معروف است.
یاسر میردامادی: یعنی توضیحالمسائل را آورده، مسئله را آورده و بعد تفاوتهای حتی ریز میان سیزده مرجع را در آن مسئله بررسی کرده. از روی آن میشود فهمید که شباهتها بسیار زیاد است، تفاوتها اندک است و ضمناً این قالب توضیحالمسائلی که آقای کرباسچیان نوشت، چقدر جا افتاده.
مثالی بشنویم از کتاب «توضیحالمسائل مراجع مطابق با فتاوای سیزده نفر از مراجع معظم تقلید»:

مسئله ۲۶۳۴ - سر سفرهای که در آن شراب میخورند، اگر انسان یکی از آنان حساب شود بنا بر احتیاط واجب نباید نشست و چیز خوردن از آن سفره حرام است. عبارت «بنا بر احتیاط واجب» در رساله آیات عظام: نوری و فاضل نیست.

یعنی دو مرجع از آن سیزده مرجع در بیان این مسئله از عبارت «بنا بر احتیاط واجب» استفاده نکردهاند.
(موسیقی)
یاسر میردامادی: نگارش رسالهی عملیه یک جنبهی مثبت دارد یک جنبهی منفی. جنبهی مثبتش این است که دست واسطهها را، برای اینکه مقلدان بفهمند که وظیفهی عمل فقهیشان چیست، قطع میکند و در نتیجه از این جهات آقای کرباسچیان در واقع یک فقه منهای روحانیت مسئلهگو میپروراند. این جنبهی مثبتش است.
یاسر میردامادی میگوید که جنبه منفی این شیوه نگارش در همان قوت آن است. نویسنده میخواهد نظر قطعی خود را به مخاطب بگوید پس مجبور میشود از تفاوت آرا و پیچیدگیهای فقهی بگذرد.
یاسر میردامادی: جا افتادن رسالهی عملیه و ذهنیت رسالهی عملیهمحور، بسیار فهم ما از دین را میتواند ایدئولوژیک - ایدئولوژی را اینجا در مفهوم منفیاش به کار میبرم - یعنی یک چارچوب مشخص صلب تغییرناپذیری که بر همهچیز بار میشود و اگر با واقعیت نخواند بدا به حال واقعیت، و نه اینکه اگر با واقعیت نخواند ما باید چارچوبمان را منعطف کنیم و بازسازی کنیم. این یکی از پیامدهای منفی گسترش رسالهی عملیه است، آن هم در مورد فقه که بسیار بسیار متنوع است و بسیار بسیار متغیر.
منتقدانی با دیدگاههای مختلف بر توضیحالمسائل نقد نوشتهاند؛ از آنها که به اسلام باور دارند تا آنها که خداناباورند. یاسر میردامادی اینها را به دو گروه نقدهای درونی و بیرونی تقسیم میکند.
یاسر میردامادی: نقدهای بیرونی در صورت کلانش اصولاً نگاه فقهی را از اساس قبول ندارد و آن را محدودکنندهی آزادی بشر میداند، که در تمام جزئیات تا اینکه دستشویی چطوری بروی؛ اولی که میروی دستشویی کدام پایت را داخل دستشویی بگذاری؛ موقعی که نشستهای در دستشویی چه بگویی چه نگویی؛ چکار بکنی؛ تا جزئیترین رابطهی جنسی؛ تا جزئیترین رابطهی اقتصادیات؛ همهی اینها را برای شما بکن نکن تعریف میکند. این نگاه را در واقع مخل آزادی بشر و محدودکنندهی حریت میدانند و با آن نسبتی ندارند اساساً. و در صورت جزئیاش هم نگاه بیرونی روی برخی احکام فقهی، به ویژه احکام جنسی فقهی، که خیلی عجیب و غریب و حتی ممکن است مشمئزکننده باشند دست میگذارند تا نشان بدهند که احکام فقهی عقلانیت عملی ندارند.
شجاعالدین شفا، نویسنده و مترجمی که در جوانی تحصیلات حوزوی داشت و بعد تحصیلات آکادمیک خود را در فرانسه به پایان برد، از منتقدانی است که با چنین نگاهی رسالههای عملیه را نقد کرده. او کتابی نوشته به نام «توضیحالمسائل: پاسخهایی به پرسشهای هزار ساله، از کلینی تا خمینی.»
یاسر میردامادی: در آن کتاب اصل نگاه فقهی و نیز فروع فقهی هر دو را به نقد میکشد. گاهی با قلمی طنزآمیز یا کنایهآمیز و بعد هم توضیح میدهد که نظریهی ولایت فقیه برآمده از همین نگاه فقهی است و اگر استبدادی گرفتار ایران شده است این حاصل ولایت فقیهی است که برآمده از یک فقه است.
از نقدهای درونی و منتقدان دیندار رساله توضیحالمسائل هم یاسر میردامادی به محمدباقر صدر و نقدش اشاره میکند.
یاسر میردامادی: ایشان از سیاق رسالههای عملیه رایج انتقاد میکند و میگوید رسالههای عملیه با اعتقادات شروع نمیشوند، باز که میکنی با احکام تقلید شروع میشوند - احکام طهارت - یعنی با فروع. ولی اصلاً چرا فرد باید بکن نکن فقها را گوش بدهد در حالی که هنوز بحث از خدا و پیغمبر و امامت و معاد و عدل و اینها نشده. بر این اساس ایشان معتقد است که رسالههای عملیه باید با اصول شروع بشوند و ضمناً نمیتوانند اصول دین را فتوایی پیش ببرند بگویند خدا وجود دارد؛ پیامبر وجود دارد؛ امام وجود دارد؛ قیامت وجود دارد؛ باید استدلالی پیش ببرند.
یعنی باید برای مومن استدلال کرد که دلایل وجود خدا و پیغمبر چیست. گروه دیگری از منتقدان میگویند باید استدلال تا فروع هم ادامه پیدا کند و فقیهان در رسالههای خود بنویسند اصلا دلیل احکامشان چیست.
یاسر میردامادی: ما اکنون رسالههای عملیهای داریم که اینها کتابهای پیشرفتهی فقهی استدلالی نیستند، ولی در عین حال تا حدودی در آنها دلیل هر حکم آمده. یک نمونهاش رسالهی عملیهایست که فقیهی در قم به نام آیتالله صادقی تهرانی نوشته و ایشان خیلی اوقات سعی کرده که دلیل احکام را بیاورد برای مقلدان.
مثلا در بحث دیه، آقای صادقی اول درباره تفاوت خونبهای مردان و زنان گفته و بعد سعی کرده دلیل آن را شرح دهد.

مسئله ۹۹۴- خونبهای مرد مسلمان دو برابر زن مسلمان است، بر اساس آیهی «الحُرُّ بالحُرِ و الاُنثیٰ بالاُنثَیٰ» (سوره بقره، آیه ۱۷۸) که مرد را برابر مرد و زن را برابر زن قرار داده و نه برابر با مرد، و در سنت قطعی هم خونبهای مرد دو برابر زن است، از جهاتی چند که مهمترش امکان بیشتر تولید مثل مرد است نسبت به زن. بنابراین این دو برابر بودن از نظر جسمانی است و نه ارزشهای روحی که از آن جهت «اِنَّ اکرمکم عندالله اَتقاکُم» است.

در این روزگار که بسیاری ارزش آدمها را نه در قدرت تولید مثل و نه در تولید سرمایه میدانند چنین استدلالی برای همه قابل پذیرش نیست. اما فرقی که این رساله با توضیحالمسائل دیگر دارد این است که مجتهد در آن دلایل خود را به مخاطب نشان داده.
یاسر میردامادی: جذابیت این نوع رسالهی عملیه این است که مقلد را در واقع نوعی محقق حساب کرده و گفته خب من دلیلم این است، شما ببین آیا با این دلیل رابطه میگیری؟ آیا شما موافقی یا نه -ولو اینکه شما مجتهد نیستی؟ و از این جهت گسترش رسالههای عملیهی شبهاستدلالی خودش حاصل چندین و چند دهه نقدیست که به این رسالهها صورت گرفته و این نوع رسالهها به نظر میرسد که در حال گسترش است.
(موسیقی)
توضیحالمسائلی که علیاصغر کرباسچیان نوشت و روشی که او برای انتقال دستورات دینی برگزید، آیا با ما به قرن پانزدهم خورشیدی هم میآید؟ یاسر میردامادی در جواب این پرسشمیگوید با گسترش سواد و آموزش مذهبی، نوع جدیدی از دینداری در ایران و جهان در حال شکلگیری است که چندان میانهای با این گونه رسالههای عملیه ندارد.
یاسر میردامادی: حالا ما با صورتهایی از دینداری مواجهیم که دینداری فقهی یا رسالهای نیستند. یعنی فرد ممکن است تعلقات مذهبی داشته باشد، ولی همیشه نماز نخواند یا اصلاً نماز نخواند. گاهی روزه بگیرد یا گاهی روزه نگیرد. بر این اساس این نوع دینداری را که من اسمش را میگذارم فردگرایی دینی، دینداری گزینشگرانه است و این نوع دینداری ممکن است چندان میانهی خوبی با رسالهی عملیه یا حتی انتخاب یک فقیه به عنوان مرجع تقلید خودش نداشته باشد. اما مادامی که دینداری فقهی یا نیمهفقهی برقرار است، از آنجا که رسالهی عملیه قالبی جاافتاده برای بیان آن نوع دینداری فقهی است، احتمالاً رسالهی عملیه یا توضیحالمسائل در قالبهای جدیدی - مثل همین رسالهی توضیحالمسائل مراجع یا در قالب رسالههای عملیهی نیمهاستدلالی یا شبهاستدلالی - به عمر خودش ادامه خواهد داد.
(موسیقی پایانی)
ممنون از اینکه این شیرازه را هم شنیدید. اخیرا یکی از دوستان اعتراض میکرد که تو چرا فکر میکنی همه باید بنشینند و در کمال آرامش شیرازه گوش کنند، بعضیها هم دوست دارند موقع آشپزی یا شستوشو و رفتوروب پادکست بشنوند. راست میگوید خود من هم در این مواقع پادکست گوش میکنم. پس ای کسانی که موقع شستن و رُفتن و پختن و بردن وآوردن و رو بند پهن کردن پادکست گوش میکنید، یادتان نرود به دوستانتان هم بگویید که شیرازه همراه خوبی در این لحظههاست. راستی تازگیها کتاب خوب چه خواندهاید؟ دو خطی برای ما بنویسید و به [email protected] بفرستید.
با تشکر از یاسر میردامادی، پژوهشگر دین و فلسفه.
شیرازه با همفکری و همکاری این دوستان ساخته میشود.
بهراد توکلی نوازنده سهتار است و بهروز شادفر، سازنده موسیقی پایانی.
مهسا خلیفه، در اجرای برنامه کمک میکند. همکار من در بخش پژوهش روزبه کمالی است.
سیما علینژاد سردبیر شیرازه است و من، سام فرزانه، تهیهکننده این برنامه هستم که برایتان شب و روزهای خوبی آرزو میکنم. نقطه.












