اعتراضهای ایران در رسانههای غربی؛ انتظار برای تصمیم ترامپ و انتقاد از دولتهای اروپایی

منبع تصویر، The times
رسانههای غربی در پوشش اعتراضهای اخیر ایران، از ورود این تحولات به مرحلهای تازه سخن میگویند که در آن ناآرامیهای خیابانی دیگر جدا از تحولات بیرونی دیده نمیشود. در این روایتها، آنچه در شهرهای ایران میگذرد همزمان با بحثها و تصمیمگیریها در واشنگتن و پایتختهای اروپایی بررسی میشود.
گزارشها و سرمقالهها نشان میدهند اعتراضها اکنون در فضایی شکل گرفته که با تشدید کشتار و سرکوب و افزایش فشارهای سیاسی و امنیتی خارجی همراه شده است. شماری از تحلیلها هم به این پرسش میپردازند که آیا این اعتراضها میتواند به تغییری پایدار منجر شود یا نه و در صورت چنین تغییری، چه سناریوهایی پیش روی ایران قرار دارد.
در کنار این بحثها، تهدیدهای علنی آمریکا و اختلافنظرها در غرب درباره نحوه برخورد با تهران، به بخشی از تصویر کلی اعتراضهای ایران در رسانههای بینالمللی تبدیل شده است.
بررسی گزینههای حمله در گزارش نیویورکتایمز و والاستریتژورنال
نیویورکتایمز در گزارش خود مینویسد که همزمان با گسترش اعتراضها، دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، در جریان مجموعهای از سناریوهای مختلف درباره نحوه برخورد با حکومت ایران قرار گرفته است که صرفا به فشارهای سیاسی و اقتصادی محدود نمیشود و سناریوهای نظامی را هم در بر میگیرد.
این گزارش بر اظهارات علنی دونالد ترامپ تمرکز دارد که گفته اگر مقامهای ایران به «کشتار» معترضان ادامه دهند، آمریکا واکنشی «بسیار سخت» نشان خواهد داد. در عین حال، او تاکید کرده که به دنبال اعزام نیروی زمینی به ایران نیست.
نیویورکتایمز در کنار این تهدیدها، به بحثهای داخلی دولت آمریکا هم اشاره میکند. به گفته این روزنامه، برخی مقامها نگراناند که حمله نظامی نتیجه معکوس داشته باشد، به این دلیل که از یک سو به باور آنها ممکن است احساسات ملیگرایانه را به سود حکومت ایران تحریک کند و از سوی دیگر، خطر واکنشهای زنجیرهای علیه نیروها و منافع آمریکا در منطقه را افزایش دهد.
این گزارش، به نقل از سازمانهای حقوق بشری، از کشته شدن صدها نفر خبر داده و یادآوری کرده است که رهبر جمهوری اسلامی موضعی سخت اتخاذ کرده و گفته حکومت عقبنشینی نخواهد کرد.
والاستریتژورنال در گزارشی جداگانه، تصویری همزمان از «خیابان» و «محاسبات واشنگتن» ارائه میدهد. این روزنامه مینویسد با افزایش شمار کشتهها، بحث استفاده گستردهتر از نیروهای امنیتی و حتی ورود نیروهای نظامی به میدان سرکوب مطرح شده، در حالی که اینترنت قطع شده و محدودیتهای ارتباطی شدیدی حاکم است.
والاستریتژورنال میگوید در واشنگتن گفتوگوهایی مقدماتی درباره حمله احتمالی به ایران، از جمله سناریوی حملات هوایی به چند هدف نظامی، انجام شده است. با این حال، این روزنامه تاکید میکند که هنوز نشانهای از تصمیم قطعی یا آمادهسازی فوری برای حمله دیده نمیشود.
در مجموع روایت والاستریتژورنال همزمان وجوه مختلفی از نظرات موجود در دولت آمریکا را نشان میدهد: تهدیدهای سیاسی آشکار و تردید عملی ناشی از اختلافنظرها و نگرانی از پیامدهای نامعلوم.
تلگراف: اعتراضها فقط اقتصادی نیست
در روزنامه تلگراف بریتانیا، اعتراضهای ایران فراتر از واکنشی به گرانی و تورم تصویر میشود. این روزنامه مینویسد هرچند بحران اقتصادی نقش مهمی در آغاز ناآرامیها داشته، اما آنچه امروز در خیابانها دیده میشود، نارضایتی عمیق سیاسی از ساختار قدرت است. تلگراف برخورد خشونتآمیز حکومت با معترضان را برجسته میکند و میگوید واکنش دولت بریتانیا تاکنون محدود و محتاطانه بوده است.
نکته محوری این سرمقاله، درخواست برای اقدام عملی و مشخص از سوی دولت بریتانیاست. تلگراف خواهان قرار دادن سپاه پاسداران در فهرست سازمانهای ممنوعه یا تروریستی در بریتانیا میشود و استدلال میکند که سپاه نه فقط در سرکوب داخلی، بلکه در تهدیدهای امنیتی و فعالیتهای برونمرزی نقش دارد.
از نگاه این روزنامه، حمایت از معترضان ایرانی صرفا یک موضعگیری اخلاقی نیست، بلکه با امنیت داخلی بریتانیا و سیاست خارجی آن گره خورده است. تلگراف با اشاره به پیوند میان بحران اقتصادی، تحریمها و برنامه هستهای ایران، استدلال میکند که افزایش فشار از سوی غرب میتواند بخشی از واکنش به این شرایط باشد.

منبع تصویر، The Telegraph
جک استراو در آبزرور؛ تردید درباره «روز بعد»
جک استراو، وزیر خارجه پیشین بریتانیا، در یادداشتی در آبزرور با لحنی همدلانه با معترضان اما محتاطانه درباره آینده، مینویسد. او اعتراضهای اخیر را بالقوه موفق میداند، اما هشدار میدهد که حتی در صورت تضعیف یا فروپاشی حکومت، رسیدن به دموکراسی مسیری کوتاه و ساده نخواهد بود.
آقای استراو به تجربههای پیشین اعتراضها در ایران اشاره میکند و میگوید این خیزش تفاوتهایی با گذشته دارد؛ از جمله پیوند پررنگتر با بحران اقتصادی و نقش کسبوکارهای کوچک و بازار.
با این حال، تمرکز اصلی او بر «روز بعد» است. استراو احتمال میدهد که یکی از سناریوهای جدی پس از هر تحول بزرگ، انتقال قدرت به چهرهای از درون سپاه پاسداران باشد، نه شکلگیری فوری یک نظام دموکراتیک. او مینویسد تاریخ نشان داده که فروپاشی یک حکومت اقتدارگرا لزوما به آزادی و ثبات منجر نمیشود و گاه میتواند راه را برای شکل تازهای از اقتدارگرایی باز کند.
فرانسه و بازنگری در یک گذشته بحثبرانگیز
پیر ورمرن، تاریخدان فرانسوی، در روزنامه فرانسوی فیگارو اعتراضهای ایران را به بحثی درباره نقش و مسئولیت تاریخی فرانسه پیوند میزند. او مینویسد بخشی از روشنفکری و سیاست فرانسه در سالهای منتهی به انقلاب ۱۳۵۷، در شکلگیری نگاههای سادهانگارانه نسبت به روحالله خمینی و اسلام سیاسی نقش داشته است.
این متن با مرور تاریخی، از استقبال برخی محافل فرانسوی از خمینی در نوفللوشاتو تا پیامدهای بعدی آن میگوید و سپس به کارنامه سرکوب و اعدامها در جمهوری اسلامی اشاره میکند. نویسنده استدلال میکند آنچه امروز در ایران میگذرد، صرفا بحران روز نیست، بلکه امتداد مسیری است که دههها پیش آغاز شده و فرانسه نیز باید سهم خود را در فهم و نقد آن بپذیرد. این نگاه، اعتراضهای امروز را به پرسشی اخلاقی و تاریخی برای اروپا تبدیل میکند.
ساندیتایمز؛ اعتراضهای ایران در دل آشفتگی نظم جهانی
جیسن کاولی در تحلیل خود در ساندیتایمز، اعتراضهای ایران را در پیوند با تحولات گستردهتری میبیند که پس از ۷ اکتبر ۲۰۲۳ شکل گرفته است. به نوشته او، راهبرد منطقهای جمهوری اسلامی و شبکه موسوم به «محور مقاومت» تضعیف شده، اقتصاد ایران در وضعیت شکنندهای قرار دارد و همین مجموعه عوامل به تشدید اعتراضهای ضد حکومتی در داخل کشور انجامیده است. در این چارچوب، اعتراضها نشانهای از فرسایش همزمان قدرت داخلی و موقعیت منطقهای حکومت توصیف میشود.
با این حال، نویسنده نسبت به روایتهای خوشبینانه درباره آینده هشدار میدهد. او مینویسد هرچند اعتراضها گسترده و ریشهدار است، اما هنوز به شکل یک جنبش سازمانیافته با رهبری و برنامه سیاسی منسجم در نیامده و همین امر مسیر تحولات بعدی را مبهم کرده است. در تحلیل ساندیتایمز، سناریوهای مختلفی برای آینده ایران مطرح میشود؛ از بیثباتی طولانیمدت و درگیری داخلی گرفته تا ظهور یک قدرت نظامی سختگیر یا حتی بازگشت سلطنت.
این مقاله همچنین به آغاز اعتراضها از اواخر دسامبر، گسترش آنها از شهرهای بزرگ به شهرهای کوچکتر و نقش دانشجویان و صاحبان کسبوکار اشاره میکند. در کنار عوامل داخلی، تهدیدهای نظامی آمریکا نیز بهعنوان عاملی بیرونی مطرح میشود که میتواند بر فضای اعتراضها و محاسبات بازیگران مختلف اثر بگذارد، بیآنکه نتیجهای قطعی برای آینده ترسیم شود.
در گزارش خبری ساندیتایمز، هشدار تازه دونالد ترامپ به رهبر جمهوری اسلامی برجسته میشود. این هشدار پس از انتشار گزارشهایی درباره افزایش شمار کشتهها و تشدید سرکوب مطرح شده و به گفته این روزنامه، پیام روشنی دارد: آمریکا رفتار حکومت ایران را زیر نظر دارد و آماده واکنش است.
این گزارش بیان میکند که چگونه یک عامل بیرونی میتواند به سرعت وارد معادله داخلی شود. تهدید آمریکا، در کنار اعتراضهای خیابانی و فشار اقتصادی، لایه تازهای از عدم قطعیت ایجاد میکند؛ لایهای که میتواند بر محاسبات حکومت ایران، معترضان و حتی دولتهای منطقه اثر بگذارد.
گستره جغرافیایی اعتراضها؛ «این بار فرق دارد؟»
اختر مکویی در یادداشتی در تلگراف مینویسد جمهوری اسلامی پیشتر هم اعتراضهای بزرگ را سرکوب کرده، اما شرایط کنونی تفاوتهایی اساسی دارد. یکی از این تفاوتها، به گفته او، گسترش جغرافیایی اعتراضهاست.
او استدلال میکند که این پراکندگی، هزینه سرکوب را برای حکومت بالا میبرد. به باور نویسنده اگر الگوی گذشته تکرار شود، شمار قربانیان میتواند بسیار بیشتر شود و همین، فشار مضاعفی بر نیروهایی وارد میکند که باید این خشونت را اجرا کنند.
او چند سناریوی احتمالی را مطرح میکند: از اصلاحات واقعی تا اصلاحات نمایشی یا تلاش برای منحرف کردن بحران به سمت تنش خارجی. اما در نهایت تاکید میکند که سطح خشم و نارضایتی بهقدری بالاست که تغییرات سطحی بعید است پاسخگو باشد و همین، دامنه گزینههای حکومت را محدود کرده است.
اعتراضهای ایران در آینه سیاست داخلی کانادا
یادداشتی در تورنتو سان، اعتراضهای ایران را به مناقشهای در سیاست داخلی کانادا گره میزند. نویسنده میپرسد چرا دولتهای لیبرال کانادا سالها در قرار دادن سپاه پاسداران در فهرست سازمانهای تروریستی تعلل کردند و اکنون لحن تندتری اتخاذ کردهاند. از نگاه این متن، واکنشهای دیرهنگام، اعتبار سیاست خارجی دولت را زیر سوال میبرد.
در این روایت، اعتراضهای ایران هم نشانه خشونت حکومت است و هم معیاری برای سنجش صداقت دولت کانادا در دفاع از حقوق بشر و امنیت. نویسنده استدلال میکند که تحولات ایران، آزمونی برای تصمیمگیریهای شفاف و قاطع در اتاوا است و نمیتوان آن را صرفا مسئلهای دوردست دانست.











