شیرازه: چرا هزلیات سعدی از کلیات او حذف شد

کلیات سعدی
    • نویسنده, سام فرزانه
    • شغل, تهیه‌کننده شیرازه

شیرازه، پادکستی از بی‌بی‌سی فارسی، درباره کتاب است. این برنامه در سال ۱۴۰۱ کتاب‌های تاثیرگذار در قرن گذشته را بررسی می‌کند. آنچه در پی‌ می‌آید، متن کامل برنامه است که نسخه‌ شنیداری آن در سرویس‌های ارائه پادکست قابل دسترسی است. فهمیدن بخش‌هایی از متن زیر برای کسی که صدای برنامه را نمی‌شنود شاید آسان نباشد این‌ها مکالمه مجری و کارشناس است که با حروف ضخیم‌تر (سیاه) مشخص شده‌اند. در پادکست، این بخش‌ها در لحن افراد روشن‌تر هستند.

خط
خط

سلام. این هفته دوم و آخری است که در کتابخانه قرن را بسته‌ایم. از هفته آینده کتابخانه دوباره برقرار می‌شود و بررسی کتاب‌های تاثیرگذار قرن چهاردهم خورشیدی را از سر می‌گیریم. اما همانطور که هفته پیش هم شما را تنها نگذاشتیم، این هفته هم پادکست داریم. 

گپ‌و‌گفت این هفته درباره کلیات سعدی به تصحیح محمدعلی فروغی است. البته بهتراست بگویم، درباره چیزی است که در کلیات سعدی به تصحیح فروغی وجود ندارد. یعنی چه بخش‌هایی؟ هزلیات و خبیثات سعدی.

محمدعلی فروغی در یادداشتی که در سال ۱۳۲۰ نوشته، هم توضیح داده که هزلیات چیست، و هم اینکه او شخصا تصمیم به حذف هزلیات و خبیثات گرفته.

از لابه لای متون

هزلیات عبارت است از سه مجلس به نثر، و مشتمل است بر مطالبی ناپسند و رکیک که حکایاتی هم به نام «المضاحک» به این سه مجلس افزوده شده. این کتاب در نسخه‌های قدیم که در دست ماست، نیست. ولی نمونه‌ای از آن در نسخه پاریس که تاریخ کتابت آن در سال ۷۶۷ هجری است دیده می‌شود. 

خبیثات عبارت از حکایات و قطعاتی است منظوم، که هرچند زنندگی دارد ولی طرز بیان می‌نماید که از شیخ است و در نسخه‌های قدیم هم وجود دارد. به هر حال خواه این دو کتاب از شیخ باشد یا نباشد ما چاپ آنها را شایسته ندانستیم.

خط

دیگر از این محکم‌تر نمی‌شود. حالا چه شد که ما در حین بررسی کتاب‌های تاثیرگذار قرن به فکر کلیات سعدی و حذف هذلیات افتادیم؟

ماجرا از اینجا شروع شد که وقتی کتاب «سیر حکمت در اروپا» از «محمدعلی فروغی» را در یکی از قسمت‌های پادکست شیرازه بررسی کردیم، محمود فرجامی، طنزپژوه، با من تماس گرفت و چیزی درباره انتخاب‌های فروغی در آن کتاب و حذف هذلیات گفت که حیفم آمد آن را با شما در میان نگذارم. اصل حرف او این است که روشنفکرانی مانند فروغی اگر اثری ادبی منتشر کردند یا اگر اثر فلسفی نوشتند یا هر کار دیگری که انجام داده‌اند همه با هدف مشخصی بوده است. هدفشان هم این بوده که ایران ترقی کند و در مسیر نو شدن، با گذشته خود قطع ارتباط نکند. او می‌گوید احتمالا محمدعلی فروغی برای رسیدن به این هدف بوده که حرف متفکران منتقد مدرنیته را در «سیر حکمت در اروپا» کمرنگ کرده و هزلیات را از کلیات سعدی به کل حذف کرده است. 

محمود فرجامی: بله من فکر می‌کنم که آقای فروغی، مثل تمام روشنفکران تاثیرگذاری که در عصر مشروطه به ظهور و بروز رسید و بعدا در دو دهه‌ی اول سده‌ای که گذشت کارآمد شد، یک پروژه‌ای را اینها دنبال می‌کردند.

نمونه این روشنفکران پروژه محور چه کسانی هستند؟ خود همین آقای فروغی؛ حسن تقی‌زاده، نماینده مجلس و نویسنده؛ مشیرالدوله‌ حسن پیرنیا، نویسنده کتاب «تاریخ ایران باستان»؛ علی‌اکبر خان دهخدا، مولف لغتنامه؛ احمد کسروی، منتقد اجتماعی و مولف کتاب‌هایی در نقد زبان و دین و فریدون آدمیت، نویسنده کتاب‌های تاریخی از جمله «امیرکبیر و ایران»

محمود فرجامی: اینها وقتی که با غرب مواجه شدند؛ با فلاسفه غربی، با تکنولوژی غربی، یک راهکاری به ذهنشان رسید. که این را هم در فروغی می‌بینید، هم در دهخدا می‌بینید و خیلی‌های دیگر: که غرب یک راهی را رفته، یک متدولوژی داشته و به یک نتایجی رسیده. ما فرقی با غربی‌ها نداریم. ما همان متدولوژی، همان راه را می‌رویم و تقریبا به همان نتایج می‌رسیم. تازه به قول آقای دهخدا، ما معنویت هم داریم. آنها معنویتشان کم است. ما خیلی به نتایج بهتری می‌رسیم.

نشریه کاوه به سردبیری حسن تقی‌زاده که در برلن منتشر می‌شد در آستانه قرن چهاردهم خورشیدی دستورالعملی با هفده هجده بند منتشر کرده بود که محض نمونه دوتا از توصیه‌هایش این بود: «برانداختن رسم ننگین عشق غیرطبیعی که از قدیم‌الایام یکی از بدترین رذایل قوم ما بوده و از موانع عمده‌ی تمدن» است که در این جا منظورشان رابطه جنسی مردان با هم بوده و این یکی که می‌گوید: «جنگ بر ضد شوخی و هزل و مبالغه و یاوه‌سرایی و پرگویی و سعی در ایجاد خصلت جدی بودن در میان مردم». 

در چنین حال و هوایی است که محمدعلی فروغی، کلیات سعدی را تصحیح و چاپ می‌کند و بخشی را که به هزلیات سعدی معروف است کلا کنار می‌گذارد. 

محمود فرجامی: اول باید این احتمال را بدهیم که شاید واقعا آقای فروغی نسخه‌ای را استفاده کرده که تویش هزلیات نبوده. اما حرف من این است که حتی اگر آقای فروغی هزلیات را هم دیده، دلیل داشته برای حذفش و دلیلش کاملاً قابل درک است.

سام فرزانه: قبل از اینکه برویم سراغ دلایل آقای فروغی، شاید بد نباشد که یک توضیحی هم بدهی که هزلیات چه نوشته‌هایی هستند، اصلاً هزل چیست، چه فرقی با طنز دارد که مثلاً کار خود شما هم هست. 

محمود فرجامی: اولاً درباره‌ کلمه‌ی «هزل». هزل یک واژه بسیار قدیمی است که در قرآن هم آمده و مثل تقریبا همه واژگانی که در ادبیات و علوم انسانی هست، در دهه‌های مختلف، در دوران‌های مختلف معانی مختلفی داشته. مثلا بعضی وقت‌ها هزل به معنی هر سخن غیرجد است. که خب می‌دانید خیلی خیلی دایره‌اش وسیع است. بعضی وقت‌ها به معنی سخن طیبت‌آمیز است. بعضی وقت‌ها که شاید همین هزلیات سعدی هم در همین تعین به این واژه در ادبیات فارسی بی‌تاثیر نبوده به معنی سخن رکیک احتمالا طنزآمیز است. چون می‌دانید که طنز از واژگان متاخر زبان عربی است که اصلاً در زبان فارسی هم خیلی دیرتر از مثلاً هزل وارد شده. حالا بماند که کاربردی که در ادبیات فارسی داشته با کاربرد امروزش خیلی منطبق نیست. اما هزل حالا از معانی مختلفش که بگذریم، امروزه به معنی سخنی است که واژگان رکیک هم دارد، از لحاظ اخلاقی پایبند به چیزی نیست و بیشتر به یک معنای سخیفی به کار برده می‌شود.

اما اینکه هزلیات سعدی چیست؛ هزلیات سعدی یک جزوه یا یک بخش بسیار بسیار کوچکی از کارهای سعدی است که شامل سه بخش است: یک بخشش یک سری اشعار پراکنده است، یک بخشش مجالس شبیه وعظ است که شاید یک جور پارودی یا نقیضه سایر کارهای سعدی هم باشد. البته حالا نمی‌دانیم که این را سعدی در ایام جوانی نوشته یا در ایام کهنسالی. بعضی‌ها می‌گویند این را احتمالاً کارهایی بوده که در ایام جوانی کرده، خودش هم بعداً علاقه‌ای نداشته توی کارهایش باشد.

سام فرزانه: هرچه هست مال ایام میان‌سالی‌اش نیست؟

محمود فرجامی: بله حالا. واقعاً نمی‌شود قضاوت کرد. چون مثلاً سرودن یا گفتن یک چنین کاری برای سعدی احتمالا یک هفته هم وقت نمی‌گرفته. ولی به هر حال بخش سوم هزلیات هم یک سری لطیفه‌هاست که مجموع اینها را بهش می‌گویند خبیثات یا مجالس هزل سعدی که البته بعداً به هزلیات سعدی معروف شده.

سام فرزانه: چه نوع طنزی هست در این خبیثات سعدی یا مجالس هزل سعدی؟

محمود فرجامی: عموماً با نوعی شوخ‌طبعی رکیک جنسی است که البته باز توی همین بخش کوچک بعضی‌هایش آنقدر ارزش ادبی، یعنی آن سبک سعدی را ندارند که بشود گفت اینها مال سعدی است که بعضی‌هایش را باید بعضی از ادبا معتقدند قطعا مال سعدی نیست. بعضی‌هایشان هم می‌گویند احتمالا قطعا مال سعدی است. البته این احتمالا قطعا که من گفتم خودش عجیب است. 

(موسیقی)

محمود فرجامی: نمونه‌هایی را می‌گویم که حالا دستمان بیاید که چطوری است. بعضی از آنها را اصلا نمی‌شود در برنامه عمومی گفت به خاطر اینکه الفاظ رکیکی دارند. حالا رکیک به معنای اینکه نام بردن از اعضای جنسی که حالا در ادبیات فارسی هم مثل اینکه متاخر است این همه رکاکت. ولی به هر حال مثلا از بزرگانی مثل حافظ و فردوسی و خیام، اینها شنیده نمی‌شود.

بعضی‌هایش تشویق و ترغیب به بچه‌بازی، البته این نکته را هم باید بگویم که بچه به پسر گفته می‌شده. همین الآن هم در افغانستان و بخشی از خراسان به پسر می‌گویند نه به کودک. ولی به هر حال مشخص است که منظور پسر نوجوان است که اینها در باب پنجم گلستان هم هست. به شدت هم مورد اعتراض کسانی مثل کسروی بود که البته باید کسروی را هم بگوییم. کسروی بسیار انسان بزرگی بود. این‌جوری نبود که تازه با ادبیات فارسی آشنا شده باشد. و همین‌طور تسلطش به ادبیات فارسی و عربی و آشناییش به زبان آذری و پهلوی و اینها.

یک چنین آدمی واقعاً جلسه می‌گذاشت، می‌رفت، صحبت می‌کرد که گلستان باید حذف بشود دستکم از کتاب‌هایش آموزشی .

یکی از بن‌مایه‌های داستانی که کسروی به آن انتقاد داشت، رابطه جنسی با پسران نوجوان بود. در حکایت‌های باب پنجم گلستان این بن‌مایه بارها تکرار می‌شود. آقای فرجامی می‌گوید موضوع بعضی از نوشته‌های هزلیات از این هم تضاد بیشتری با اخلاق دارد و به هیچ وجه نمی‌شود کلیات سعدی را با چنان نوشته‌هایی سر تاقچه گذاشت که کودک و بزرگ هروقت بخواهند سراغش بروند.

محمود فرجامی: در هزلیاتش پا را از آن فراتر می‌گذارد. اولاً کلمات را اسم می‌برد. ثانیا خیلی تشویق می‌کند. ثالثا گهگاهی یک چیزهایی را می‌گوید که؛ مثلا من اگر بخواهم سربسته بگویم توصیه می‌کند که اگر خواستید رابطه جنسی برقرار کنید، اصلا آدم‌ها را ولشان کنید. بروید یک ماده‌خری را پیدا کنید و به این نحو و به این جور با او مثلا نزدیکی بکنید. ضمنا علوفه‌ای هم در دست داشته باشید. در اواسط کار یا در اواخرش علوفه را بگیرید کنار بینی او و وقتی خم شد به پشت علوفه را بخورد یک لب هم از لب‌هایش بگیرید. مثلا این خب اولا مشخصا که واقعا تشویق نمی‌کند، دارد دست می‌اندازد. ولی خب یک رکاکتی دارد که پسندیده نبوده و شاید اگر من و شما هم بودیم، پروژه‌ای را هم نداشتیم، می‌آمدیم می‌گفتیم که از این کلیات به این بزرگی و در دوره‌ای که آدم‌هایی مثل کسروی دنبالش هستند که کلا سعدی را بگذارند کنار، چرا مثلا این بخش کوچک را حذف نکنیم، که یک آدمی راحت بتواند این کلیات را بخرد ببرد خانه‌اش با خانواده‌اش احتمالاً بخواند، بخش‌هاییش را در مدارس تدریس بکنند.

این چون پرسیدید که هزلیات چه دارد گفتم خب این را بگویم ولی خب از معدود چیزهاییش که می‌شود نقل کرد همین است که [...] که خب من البته این را به عنوان مدرک که اولین جرثقیل‌ها را ما ایرانی‌ها ساختیم می‌خواهم به سازمان ملل ارائه بدهم.

سام فرزانه: این را الآن به عنوان یک چیزی گفتی که من می‌توانم پخش کنم؟

محمود فرجامی: آره آره یعنی نسبت به هزلیات سعدی این واقعا قابل پخشش بود دیگر.

(موسیقی)

سام فرزانه: در مورد یک کلمه به کار بردی گفتی «پروژه». گفتی اگر یک پروژه‌ای داشتیم، اشاره داری می‌کنی فکر می‌کنم به آقای فروغی و آن طوری که او داشت ایران آینده را توی ذهن خودش ترسیم می‌کرد و این را به عنوان یک پروژه می‌دید و حتی اگر هم می‌رفت مثلاً کارهای مثل کلیات سعدی را تصحیح می‌کرد و چاپ می‌کرد، بخشی‌اش به این دلیل بود که می‌خواست سعدی در ایران آینده بماند.

محمود فرجامی: آقای فروغی در آن کانتکستی که عرض کردم، افرادی مثل دهخدا و دیگران که با ادبیات اروپایی آشنا بودند و ضمنا دلبستگی عمیق هم به ادبیات فارسی داشتند. چون فراموش نکنیم مثلاً آدمی مثل آخوندزاده، خب او هم بسیار در جنلش مشروطیت و روشنفکری و اصلا چیزی که به نام critique و نقد می‌شناسیم سهم داشت، اینها معتقد بودند که ادبیات فارسی حالا نهایتا یکی دو تا مثل فردوسی و بقیه‌اش را ببریزیم دور. خط را عوض کنیم. برویم جلو سمت اروپا شدن. تقی‌زاده هم زمانی این عقیده را داشت. بیش و کم. ولی افرادی مثل فروغی معتقد بودند که ما یک ادبیات بسیار بسیار غنی و عالی داریم. ما از حکمت و فلسفه بی‌نصیب نیستم. تاریخمان بسیار افتخارآمیز است. منتها باید قبول کنیم که عقب‌مانده‌ایم. باید روش اروپایی‌ها را قبول بکنیم. چیزهای خوبش را خصوصا. در علم. در فلسفه نوین و در سایر چیزها. ضمنا آداب و رسوم و ادبیاتی که ما داریم همچین بی‌نقص هم نیست. یک مقداری‌اش را بایستی که بگذاریم کنار یا بریزیم دور حتی و خوب‌هایش را نگه داریم. یعنی این به نظر می‌آید که در آن دوره دهه‌های بعد از مشروطیت واقعا بهترین ایده‌ای بود که می‌شد گرفت و شاید علت جلو رفتن ایرانی‌ها البته اگر نه آن سوییس خیالی که در ذهن خیلی‌هایمان هست، نسبت به همسایگانمان را، نسبت به شرایط خاورمیانه و آفریقا و آسیا در نظر بگیریم به همین خاطر بود. بله ایشان هم به نظر می‌آید که همپای ترجمه و نگارش کاری مثل «سیر حکمت در اروپا»، می‌آید و به قول معروف گل سر سبد ادبیات فارسی را تصحیح می‌کند، آن هزلیاتش را هم می‌گذارد کنار. از سایر بخش‌هایش هم دفاع می‌کند. معتقد است گلستان را نباید سانسور کرد. معتقد است که بایستی با اینها به هر حال با تسامح نسبتا برخورد کرد، و پروژه این است. چیزهای خوب و مثبت ادبیات و تاریخ و فرهنگ فارسی و ایرانی را نگه می‌داریم. اروپایی‌ها را هم می‌رویم ببینیم که آنها چکار کردند. فقط هم به تکنولوژی بسنده نمی‌کنیم که فلان دستگاه را برداریم بیاوریم و فلان نمی‌دانم شیمی‌دان و پزشک. می‌رویم دنبال فلسفه و طرز فکرشان، متدولوژی‌شان را پیدا می‌کنیم. اینها را همه را می‌گذاریم کنار هم، ما هم می‌رویم جلو و ای بسا که خیلی هم از آنها بیفتیم جلوتر.

در نهایت، فکر و پیشنهاد روشنفکران ایرانی مثل آقای فروغی در جامعه پذیرفته شد که می‌گفتند بهتر است فرهنگ ایرانی را حفظ کرد و چیزهایی هم از غرب گرفته با آنها بساط پیشرفت را فراهم کرد. تفکر مقابل که مثلا می‌گفت خط فارسی را کنار بگذاریم یا مثلا کتاب‌های سعدی، حافظ، خیام و شاعران بزرگ دیگر را درسته به آتش‌دان بفرستیم کنار گذاشته شد اما انتقادهای آنها بی‌تاثیر نماند. ترقی‌خواهان حالا دغدغه‌های این گروه را هم در نظر داشتند و به پالایش فرهنگ، آداب و اخلاق می‌اندیشیدند.

در همین حال است که روشنفکرانی مثل فروغی لازم ‌دیدند چیزهایی را از درون فرهنگ کنار بگذارند تا سرعت رسیدن به مقصود بیشتر شود. محمد فرجامی می‌گوید، در جریان این پالایش، بخش قابل ملاحظه‌ای هم از کارهای سعدی کنار گذاشته نشده است.

محمود فرجامی: اما در مورد طنز این را باید گفت که واقعا بها دادن بیش از حد به آثاری مثل هزلیات هم شاید درست نباشد. البته من چون کارم این است، خب علاقه دارم که بیشتر توجه بکنم، ولی واقعیت این است که شما در کلیات سعدی اگر هزلیات را بگذارید کنارش و فرض کنید که همه‌ هزلیات را هم سعدی گفته، واقعا حجمی را در بر نمی‌گیرد. امروزه شک دارم اگر به یک آدمی مثل من که حالا علاقه هم دارد به مسائل طنزآمیز و هزل‌آمیز و اینها، بگویند شما بیا کلیات سعدی را چاپ کن، من کاری به غیر از کار آقای فروغی بکنم. آنها ایده‌شان جدا بود ولی من می‌خواهم بگویم امروزه آن وقت شما می‌بینید که یک بخشی هست که به هیچ صورت با اخلاقیات امروز جور در نمی‌آید، ارزش سعدی هم با آن بخش نیست. چون شما نگاه کنید عبید زاکانی اگر مطالب طنزآمیز یا هزل‌آمیزش نباشد اصلا عبید زاکانی نیست. یعنی شما یک نفر را تقریبا پیدا نمی‌کنید که از غزلیات عبید، از اشعار جدی‌اش، کارهایی که غیر طنزآمیزند که شاید نصف دیوانش را هم در بر می‌گیرد دو خط شعر از حفظ داشته باشد یا علاقه داشته باشد. آن چیزی که عبید زاکانی را عبید زاکانی می‌کند، طنزش است که خب واقعاً در بعضی جاها درخشش کورکننده است. اما در مورد سعدی واقعا می‌شود گفت هزلیاتش ارزش چندانی ندارد و سوای اینکه حالا در ذهن آقای فروغی چی می‌گذشته، سوای اینکه نسخه‌های قدیمی که استفاده کرده و نسخه مرجعش چه بوده، می‌شود گفت که شاید حق با همین‌هایی باشد که این نسخه را جدا می‌کنند و حالا می‌توانید در اینترنت به آن دسترسی پیدا کنید. اگر خواسته باشید من چند نسخه دیگر هم به شنونده‌هایان می‌گویم که دسترسی داشته باشند و خیلی نسخه‌های خوبی است برای هزل در ادبیات فارسی.

فرجامی نمونه‌ها را به من گفت اما راستش را بخواهید هر طور حساب می‌کنم می‌بینم که اصلا نمی‌توانم آنها را در پادکست معرفی کنم. خیلی خیلی شرمنده.

(موسیقی پایانی)

ممنون از اینکه شنونده این شیرازه‌ ویژه بودید.

و با تشکر از دوست و همکارم مریم زهدی که بخش‌هایی از متن فروغی را در این برنامه خواند. از هفته بعد، به کتاب‌خانه قرن برمی‌گردیم و بررسی کتاب‌های تاثیرگذار قرن چهاردهم خورشیدی را از سر می‌گیریم.

موسیقی این برنامه کار بهراد توکلی و بهروز شادفر است.

سردبیر شیرازه سیما علینژاد است و من سام فرزانه تهیه‌کننده این برنامه هستم که برای شما آرزوی بهترین‌ها را دارم. نقطه.

قسمت های پیشین