سیاست در خانه؛ وقتی اختلاف‌های سیاسی روابط خانوادگی را تهدید می‌کند

مادر و دختر در حال حرف زدن

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، در برخی خانواده‌ها، اختلاف دیدگاه‌های سیاسی به تنش‌های تکرارشونده و فرساینده انجامیده است
زمان مطالعه: ۴ دقیقه

افزایش تنش‌های سیاسی و اجتماعی در سال‌های اخیر، از فشارهای اقتصادی و موج‌های مهاجرت گرفته تا اعتراض‌های خونین اخیر تنها به عرصه عمومی محدود نمانده است.

برای برخی خانواده‌های ایرانی، این تحولات به شکاف‌هایی در روابط شخصی انجامیده که گاه به سردی یا حتی قطع ارتباط منجر شده است. کارشناسان می‌گویند استرس مزمن، ناهمخوانی شناختی و کاهش تحمل شنیدن صدای مخالف از عوامل اصلی این وضعیت است.

برای بسیاری از ایرانیان، تحولات سیاسی و اجتماعی دیگر صرفا موضوعی برای بحث‌های رسانه‌ای یا شبکه‌های اجتماعی نیست. این تحولات به درون خانه‌ها راه یافته و به بخشی از گفت‌وگوهای روزمره تبدیل شده است. در برخی خانواده‌ها، اختلاف دیدگاه‌های سیاسی به تنش‌های تکرارشونده و فرساینده انجامیده است.

شنیدن نظر مخالف به‌ندرت بی‌واکنش می‌ماند. پذیرش دیدگاهی متضاد با باورهای فرد، انرژی ذهنی قابل توجهی می‌طلبد. روان‌شناسان این وضعیت را با مفهوم «ناهمخوانی شناختی» توضیح می‌دهند؛ حالتی از تنش ذهنی که زمانی ایجاد می‌شود که اطلاعات تازه، انسجام جهان‌بینی یا هویت فرد را به چالش می‌کشد.

در چنین شرایطی، افراد ممکن است ناخودآگاه از مواجهه با دیدگاه مخالف پرهیز کنند یا واکنش‌های هیجانی شدیدتری نشان دهند. این واکنش‌ها در فضای خانوادگی، به دلیل نزدیکی عاطفی، اغلب پررنگ‌تر بروز می‌کند.

نقش استرس در تشدید اختلاف‌ها

متخصصان سلامت روان می‌گویند استرس مزمن یکی از عوامل کلیدی در افزایش تعارض‌های بین‌فردی است. هنگامی که فشارهای اقتصادی، نااطمینانی‌های اجتماعی یا تجربه‌های جمعی استرس‌زا ادامه‌دار می‌شود، بدن در وضعیت هشدار باقی می‌ماند.

در این وضعیت، کارکرد بخش‌هایی از مغز که مسئول تنظیم هیجان، تصمیم‌گیری منطقی و مدیریت تعارض هستند تضعیف می‌شود. در نتیجه، گفت‌وگوهای دشوار از جمله بحث‌های سیاسی سریع‌تر به مشاجره تبدیل می‌شوند و ظرفیت افراد برای شنیدن و پردازش دیدگاه متفاوت کاهش می‌یابد.

دو زن در حال بحث

منبع تصویر، Getty Images

خانواده؛ فضای امن یا میدان تنش؟

اختلاف نظر در خانواده پدیده‌ای تازه نیست. بسیاری از خانواده‌ها همواره درباره مسائل مختلف بحث کرده‌اند و این امر بخشی طبیعی از پویایی روابط نزدیک است. خانواده معمولا فضایی است که افراد در آن احساس امنیت بیشتری برای بیان دیدگاه‌ها و هیجان‌های خود دارند.

با این حال، هنگامی که شکاف‌های اجتماعی عمیق‌تر می‌شود، بازتاب آن در روابط درون خانه نیز پررنگ‌تر می‌شود. برخی خانواده‌ها گزارش می‌کنند که بحث‌ها تکراری و بی‌نتیجه شده و دامنه آن از موضوعی مشخص فراتر رفته و به ارزیابی کلی شخصیت یا ارزش‌های یکدیگر کشیده می‌شود؛ مرحله‌ای که مدیریت اختلاف را دشوارتر می‌کند.

گفت‌وگو یا سکوت؟

متخصصان روابط بین‌فردی می‌گویند نادیده گرفتن اختلاف‌ها ممکن است در کوتاه‌ مدت از تنش جلوگیری کند، اما در بلند مدت می‌تواند به انباشته شدن دلخوری‌ها بینجامد. موضوعاتی که بیان نمی‌شوند، اغلب بعدا با شدت بیشتری بروز می‌کنند.

در مقابل، گفت‌وگوی صریح و محترمانه، حتی اگر نتیجه آن تغییر نظر هیچ‌ یک از طرفین نباشد، می‌تواند به درک متقابل کمک کند. گوش دادن لزوما به معنای پذیرش نیست، بلکه می‌تواند به معنای تلاش برای فهم منطق و تجربه طرف مقابل باشد.

در برخی موارد، تعیین مرزهایی مشخص مانند محدود کردن زمان یا چارچوب بحث می‌تواند از تبدیل شدن گفت‌وگو به مشاجره جلوگیری کند.

چند زن و مرد در حال مشاجره در خیابان

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، گوش دادن لزوما به معنای پذیرش نیست، بلکه می‌تواند به معنای تلاش برای فهم منطق و تجربه طرف مقابل باشد

رویکردهایی برای مدیریت اختلاف‌های سیاسی

در چنین شرایطی برخی متخصصان چند راهکار عملی پیشنهاد می‌کنند:

  • بازنگری در موضع شخصی پیش از ورود به بحث
  • تفکیک نقد دیدگاه از نقد فرد
  • پرهیز از برچسب‌زنی و تعمیم‌های کلی
  • به رسمیت شناختن اشتراک‌ها و پیوندهای عاطفی

این رویکردها تضمین‌کننده حل اختلاف نیستند، اما می‌توانند از آسیب‌دیدن رابطه جلوگیری کنند.

مرزهای همزیستی

سه دختر و یک مرد در حال صحبت

منبع تصویر، Morteza Nikoubazl/NurPhoto via Getty Images

با این حال، همه اختلاف‌ها قابل حل نیستند. برخی روان‌شناسان پیشنهاد می‌کنند افراد از خود بپرسند کدام ارزش‌ها برایشان غیرقابل مذاکره است و حفظ کدام روابط برایشان اولویت دارد.

خانواده زیستی همیشه برای همه افراد امن‌ترین یا سالم‌ترین شبکه حمایتی نیست. در مواردی که تعارض‌ها فرساینده یا آسیب‌زا شود، فاصله گرفتن موقت یا دائمی از برخی روابط می‌تواند تصمیمی آگاهانه برای حفظ سلامت روان باشد.

در نهایت، خانواده را نمی‌توان جدا از بستر اجتماعی دید. شکاف‌هایی که در سطح جامعه شکل می‌گیرد، دیر یا زود در گفت‌وگوهای روزمره خانه نیز بازتاب پیدا می‌کند. شاید پرسش اصلی نه این باشد که چه کسی در بحث سیاسی حق دارد، بلکه این باشد که هر اختلاف چه تأثیری بر پیوندهایی می‌گذارد که سال‌ها شکل گرفته‌اند.

در فضایی که قطبی‌شدن اجتماعی پررنگ‌تر می‌شود، حفظ امکان گفت‌وگو حتی اگر دشوار و ناتمام باشد، برای بسیاری از خانواده‌ها به چالشی اساسی تبدیل شده است.