آیا کشورهای عرب به حمایت از عملیات علیه ایران نزدیک می‌شوند؟

 حمله موشکی ایران به بحرین، مقر ناوگان پنجم نیروی دریایی ایالات متحده

منبع تصویر، Anadolu via Getty Images

توضیح تصویر، حمله موشکی ایران به بحرین، مقر ناوگان پنجم نیروی دریایی ایالات متحده
زمان مطالعه: ۵ دقیقه

کشورهای عرب که تا همین چند روز پیش تلاش می‌کردند با میانجیگری، از درگیری نظامی ایران و ایالات متحده جلوگیری کنند، در روز نخست جنگ گسترده اسرائیل و آمریکا با جمهوری اسلامی، خیلی زود به اهداف موشکها و پهپادهای ایرانی تبدیل شدند.

گزارش‌ها از اصابت یا رهگیری موشک‌ها و پهپادها در عربستان، امارات، قطر، بحرین و کویت حکایت داشت و روایت‌های رسانه‌ای همچنین از آسیب‌های غیرنظامی در برخی نقاط، از جمله اصابت به اماکن غیرنظامی مانند هتل‌ها در امارات، خبر دادند.

به نظر می‌رسد همین تحولات، موقعیت کشورهای عربی خلیج فارس را تغییر داده است. تا پیش از این رخدادها، بسیاری از آن‌ها تلاش می‌کردند بحران ایران و آمریکا را از بیرون مدیریت کنند؛ اکنون اما برخی از این کشورها ناچارند آن را با محور امنیت داخلی و حاکمیت خود تعریف کنند.

ایران البته تاکید کرده است که این کشور اهداف آمریکا را هدف قرار داده است. اگرچه براساس گزارش‌ها برخی موشک‌های ایرانی به مناطق دیگری برخورد کرده است.

حمله به محلات مسکونی در منامه

منبع تصویر، Anadolu via Getty Images

توضیح تصویر، حمله به محلات مسکونی در منامه

تغییر لحن پایتخت‌های عرب، از محکومیت تا همراهی؟

بیانیه‌های رسمی چند پایتخت عرب در ۲۸ فوریه، نشانه روشنی از تغییر لحن آن‌ها داشت.

وزارت خارجه عربستان حملات به ریاض را «آشکار» و «بزدلانه» خواند و تاکید کرد که ریاض حق خود را برای دفاع از امنیت و حاکمیت محفوظ می‌داند.

امارات این حملات را «نقض آشکار حاکمیت» و «نقض منشور سازمان ملل» توصیف کرد و قطر نیز اعلام کرد هدف قرار گرفتن خاک این کشور با موشک‌های بالستیک ایران «نقض حاکمیت» این کشور است و دوحه «حق پاسخ» را برای خود محفوظ می‌داند.

در این بیانیه‌ها یک محور مشترک برجسته بود: تاکید بر «حاکمیت» و «امنیت داخلی». واژگانی که معمولا زمانی پررنگ می‌شوند که دولت‌ها احساس کنند بحران از سطح منطقه‌ای فراتر رفته و مستقیما به مرزهای ملی آنها رسیده است.

کاوه حسن، تحلیلگر ارشد موسسه استیمسون، در گفت‌وگو با بی‌بی‌سی فارسی این وضعیت را «ورود به مرحله‌ای تازه و بی‌سابقه» توصیف کرده است.

به گفته او، تهران تلاش کرده است هزینه سیاسی جنگ را به محیط پیرامونی ایران منتقل کند؛ یعنی به کشورهایی که میزبان پایگاه‌ها و امکانات ایالات متحده هستند.

او می‌گوید ایران «خیلی سریع» برخی کشورهای شورای همکاری خلیج فارس، به جز عمان را هدف قرار داد و همین مسئله موجب تغییر جدی در لحن و مواضع آن‌ها شد.

چنین تحولی ممکن است برخی از این کشورها را به این جمع‌بندی برساند که بی‌طرفی صرف دیگر برای حفظ امنیتشان کافی نیست.

پرسش اصلی اکنون این است که آیا این تغییر لحن می‌تواند به حمایت عملی از عملیات نظامی آمریکا و اسرائیل علیه ایران منجر شود یا نه.

چنین حمایتی می‌تواند سطوح متفاوتی داشته باشد. در سطح نخست، کشورهای عرب می‌توانند با برگزاری نشست‌های منطقه‌ای یا صدور بیانیه‌های مشترک، اقدامات ایران را محکوم کنند و بر حق دفاع مشروع تاکید کنند.

در سطح دوم، حمایت امنیتی و عملیاتی کم‌سروصداتری مطرح است؛ از جمله هماهنگی پدافندی، تسهیل لجستیکی یا همکاری اطلاعاتی برای حفاظت از زیرساخت‌های انرژی و حمل‌ونقل.

سطح سوم و حداکثری، همراهی سیاسی علنی با عملیات تهاجمی علیه ایران است؛ گزینه‌ای که از نظر هزینه داخلی و ریسک تلافی، سنگین‌ترین سناریو به شمار می‌رود و اتخاذ آن احتمالا به تحولات میدانی و میزان تشدید درگیری وابسته خواهد بود.

موشک‌های ایرانی بر فراز دوحه

منبع تصویر، Anadolu via Getty Images

توضیح تصویر، موشک‌های ایرانی بر فراز دوحه

کشورهای عرب، میان بازدارندگی و پرهیز از جنگ

با توجه به تجربه سال‌های اخیر، برخی ناظران معتقدند اگر تغییری در رویکرد کشورهای عرب رخ دهد، ابتدا در سطح همکاری‌های امنیتی و پدافندی و سپس در قالب موضع‌گیری سیاسی سخت‌تر علیه تهران ظاهر خواهد شد؛ در حالی که پیوستن علنی به جنگ همچنان گزینه‌ای پرهزینه و کم‌احتمال‌تر تلقی می‌شود.

کاوه حسن با اشاره به ماهیت عملیات آمریکا و اسرائیل می‌گوید که برخی تحلیلگران این جنگ را تلاشی برای ایجاد شرایط تغییر در ساختار قدرت ایران ارزیابی می‌کنند و همین مسئله آن را از درگیری‌های قبلی متمایز می‌سازد. به گفته او، واکنش ایران نیز نسبت به دفعات پیشین گسترده‌تر بوده و دامنه جغرافیایی وسیع‌تری را در بر گرفته است.

در چنین فضایی، پایتخت‌های عرب منطقه درموقعیتی دوگانه قرار گرفته‌اند. از یک سو، حمله به خاک آن‌ها می‌تواند ضرورت نشان دادن پاسخ و حفظ بازدارندگی را تقویت کند. از سوی دیگر، آن‌ها نمی‌خواهند کشورشان به میدان اصلی جنگ ایران و آمریکا تبدیل شود.

به همین دلیل، در مرحله کنونی، بیانیه‌های رسمی بر ترکیبی از «دفاع از حاکمیت» و «لزوم جلوگیری از بی‌ثباتی بیشتر در منطقه» تاکید دارد؛ ادبیاتی که امکان اقدامات دفاعی را باز می‌گذارد، بدون آنکه تعهد آشکاری برای ورود به جنگ تهاجمی ایجاد کند.

آقای حسن نیز تاکید می‌کند که کشورهای عرب طی سه تا چهار سال گذشته کوشیده‌اند روابط خود را با ایران عادی‌سازی کنند و عمان بیش از دیگران در مسیر میانجی‌گری فعال بوده است.

به گفته او، این کشورها خواهان چنین جنگی نبودند، اما اکنون در موقعیتی دشوار قرار گرفته‌اند که ناچارند میان مهار تنش و حفظ امنیت ملی خود توازن برقرار کنند.

حملات ۲۸ فوریه، چند دولت عرب خلیج فارس را از جایگاه «نگران تشدید تنش» به موقعیت «هدف مستقیم بحران» منتقل کرده است. اینکه این تغییر جایگاه در نهایت به همراهی امنیتی گسترده‌تر با آمریکا و اسرائیل بینجامد یا نه، به میزان و استمرار حملات و نیز محاسبه هزینه و فایده در پایتخت‌های عربی بستگی خواهد داشت.

پرسش اصلی برای این کشورها شاید نه ورود رسمی به جنگ، بلکه این باشد که چگونه می‌توانند بدون تبدیل شدن به جبهه‌ای فعال در این منازعه، بازدارندگی خود را حفظ کنند و در عین حال از گسترش بی‌ثباتی بیشتر در منطقه جلوگیری کنند.