شیرازه - کتابخانه قرن (۲۷): شهید جاوید

شهید جاوید
    • نویسنده, سام فرزانه
    • شغل, تهیه‌کننده شیرازه

شیرازه، پادکستی از بی‌بی‌سی فارسی، درباره کتاب است. این برنامه در سال ۱۴۰۱ کتاب‌های تاثیرگذار در قرن گذشته را بررسی می‌کند. آنچه در پی‌ می‌آید، متن کامل برنامه است که نسخه‌ شنیداری آن در سرویس‌های ارائه پادکست قابل دسترسی است. فهمیدن بخش‌هایی از متن زیر برای کسی که صدای برنامه را نمی‌شنود شاید آسان نباشد این‌ها مکالمه مجری و کارشناس است که با حروف ضخیم‌تر (سیاه) مشخص شده‌اند. در پادکست، این بخش‌ها در لحن افراد روشن‌تر هستند.

خط
خط

سلام.

(موسیقی تعزیه)

این «مجلس تعزیه‌ی شهادت امام حسین» است که در حوزه هنری انقلاب اسلامی تهیه شده و از شبکه چهارم تلویزیون ایران پخش شده. 

تعزیه گونه‌ای‌ از نمایش‌ سنتی‌ ایرانی است که بیشتر رنگ و بوی مذهبی دارد و سرگذشت و قصه‌های بزرگان شیعه در قالب آن بیان می‌شود و حالا اغلب آن را به بازنمایی واقعه کربلا می‌شناسند.

بایگانی صوتی

لا حول ولا وقوة الا بالله… 

خط

این صدای «حسن نرگس‌خانی» است، تعزیه‌خوانی که نقش امام حسین را می‌خواند. 

ترکیب موسیقی و نمایش تعزیه را به یکی از تماشایی‌ترین فرم‌های تئاتری‌ تبدیل کرده است. 

بایگانی صوتی

ما را غریب و بی‌کس و بی‌آشنا ببین…

خط

داستان این تعزیه از محاصره امام سوم شیعیان در بیرون کوفه و در صحرای کربلا آغاز می‌شود. لشکریان‌ یزید، خلیفه دوم اموی، آب را بر نوادگان و خاندان پیامبر و یارانش بسته‌اند.

بایگانی صوتی

سه روز بود که کودکانم

لب‌تشنه بدند دو قمریانم

لشکر از بهر خدا دهید آبم

رحمی که من از عطش کبابم 

خط

دشمنان‌ با این خواسته‌ی حسین بن علی مخالفت می‌کنند. آن‌ها از او بیعت با یزید و تسلیم می‌خواهند و چون نمی‌پذیرد، نبردی نابرابر در می‌گیرد.

بایگانی صوتی

خدایا مرا گشت حجت تمام

بر این رو سیاهان بی‌ننگ و نام

کفر القوم که من خسرو لب تشنه لبانم

پسر شاه عرب فخر عجم ماه جهانم

منم آن نقره که انگیخته حق از دو طلایم

نقره خاص نگر کز دو طلا آمده گانم

من حسین قرشی سبط رسول مدنیم

مکیم هاشمیم ابطحیم ماه جهانم

خط

در آغاز جنگ امام حسین دلیرانه با خصم می‌جنگد. در میانه معرکه اما جبرئیل با پیامی نزد او می‌رود.

بایگانی صوتی

گر به این قوت کنی با خصم جنگ 

یک نفر زنده نماند ز اشقیا

کی تو خواهی شد شهید راه ما؟

خط

پس‌ توماری به دست حسین بن علی‌ می‌دهد و می‌گوید: 

بایگانی صوتی

عهد کردی کشته گردی یا حسین

مر فراموشت شده ای نور عین

خط

امام تومار را می‌خواند. آن را می‌بوسد و روی چشم‌هایش می‌گذارد.

بایگانی صوتی

تیغ خود کردم غلاف ای دادگر

تا چه گردد صاحب‌الامر آشکار

ای کردگار 

خط

و این‌گونه‌ نوه‌ پیامبر در کربلا به دست اشقیا کشته می‌شود. 

(موسیقی)

نعمت‌الله صالحی نجف‌آبادی در کتاب «شهید جاوید» در حکایاتی‌ از این دست و نیز در روایاتی که غایت هجرت و نبرد امام سوم شیعیان را شهادت می‌دانند تردید می‌کند و می‌گوید امام حسین نه به قصد شهادت، که به قصد تاسیس‌ حکومت اسلامی رهسپار کوفه شد.

یاسر میردامادی: تا پیش از کتاب «شهید جاوید»، آثاری که فقیهان یا به طور کل روحانیان برای عموم مردم در مورد امام حسین و عاشورا می‌نوشتند آثار تبلیغی بود. 

یاسر میردامادی، پژوهشگر دین و فلسفه.

یاسر میردامادی: معمولا کتاب‌های تبلیغی یا ترویجی که نوشته می‌شود درباره امام حسین اینطوری است که لحن عاطفی دارد، نگاه انتقادی ندارد، از آن چارچوب مسلم و جاافتاده مومنانه فراتر نمی‌رود، چندان استدلال نمی‌آورد، فقط مسئله را توضیح می‌دهد و رد می‌شود، اما کتاب آقای صالحی نجف آبادی با وجودی که از طرف یک آدم معتقد و مجتهد نوشته شده، لحن سرد و آکادمیکی دارد، نگاه انتقادی دارد، از چارچوب عاطفی فراتر می‌رود، ازچارچوب پذیرفته شده متدینان به توضیحی که خواهیم داد فراتر می‌رود و همین هم بخشی از اعتراض و خشمی را که علیه این کتاب برانگیخته شد تولید کرد.

نویسنده در مقدمه کتابش درباره لحن خود و شیوه استدلالش توضیح داده که یکی از اهدافش «جواب‌گویی به گفته‌های بعضی از اهل سنت و خاورشناسان» بوده است و دور نیست که این مقصود نیز در گرایشش به انتخاب رویکردی مستدل و مستند تاثیر گذاشته باشد. لاجرم مولف‌ کمتر سراغ عواطف مذهبی و آن دسته از باورهای شیعیان رفته که جنبه ایمانی دارند. البته‌ این کتاب به سبب اعتراض‌هایی‌ که برانگیخت در فهرست کتاب‌های تاثیرگذار قرنِ برنامه‌ی شیرازه جای نگرفته. «شهید جاوید» را بررسی می‌کنیم، زیرا از آثاری‌ بود که شیعیان مخالف محمدرضاشاه پهلوی، به کمک آن چارچوبی نظری و مذهبی برای مبارزه علیه حکومت پیدا کردند.

یاسر میردامادی: این کتاب اثر مهمی در الهیات سیاسی شیعه دوازده امامی در ایران قرن چهاردهم خوشیدی به شمار می‌آید. الهیات سیاسی شیعه تا پیش از این کتاب و نیز تا پیش از کتاب «ولایت فقیه» آیت‌الله خمینی عموماً الهیاتی محافظه‌‌کارانه است. عموم عالمان شیعه معتقد بودند که هر حکومتی پیش از ظهور امام دوازدهم حکومتی نامشروع است و شیعیان وظیفه ندارند تشکیل حکومت دینی بدهند، بلکه تشکیل حکومت دینی کار حضرت مهدی پس از ظهور است. صالحی نجف‌آبادی اما با بازخوانی انتقادی اهداف عاشورا کوشید یک الهیات سیاسی انقلابی برای تشیع دوازده امامی پیشنهاد کند که خروجی آن تلاش برای تشکیل حکومت دینی، حتی پیش از ظهور امام دوازدهم، بود. 

از لابه لای متون

در این کتاب قیام امام از مجرای کارهای عقلایی و مجاری طبیعی بررسی شده تا مکتب زنده و ارزنده‌ی آن حضرت دیگران را نیز رهبری نماید و جوانمردان آزاده بتوانند از جنبش آموزنده‌ی پیشوای مجاهدان درس بگیرند و طبق آن عمل نمایند.

خط

بخش‌هایی از مقدمه کتاب «شهید جاوید» بود که شنیدید. نویسنده در اثرش می‌کوشد تا از درون گفتمان دینی نشان دهد قیام امام حسین قیامی سیاسی بوده‌ است.

یاسر میردامادی: اثر صالحی نجف‌آبادی نوعی «سکولارسازی درونی رخ‌داد عاشورا» است؛ چرا؟ چون نمی‌خواهد چارچوب تشیع را کنار بزند، بلکه تنها درصدد عقلانی‌سازی چارچوب تشیع به شکل درونی است تا بتواند از امام و پیامبر، و به طور خاص امام، الگوگیری کرد. 

نگاه درونی او به دین را، به‌ویژه، می‌توان در بخش‌هایی‌ دید که نویسنده برخی از باورهای شیعیان را در جایگاه‌ اعتقاداتی بدیهی تایید می‌کند. مثلا راست‌گوییِ امامان را قلبا می‌پذیرد و نیازی به ارائه دلیل و یا مدرک نمی‌بیند.

از لابه لای متون

حکومت وقت زیر فشار سرنیزه از امام می‌خواست که با یزید بیعت کند و خلافت تحمیلی وی را قانونی و اسلامی اعلام نماید تا مردم دیگر از او پیروی کنند. 

امام حسین (ع) به چند علت نمی‌توانست خلافت یزید را قانونی و اسلامی اعلام نماید:

۱- این یک دروغ صریح بود و امام دروغ نمی‌گوید.

۲- این کار برخلاف وجدان امام بود و امام کاری بر خلاف وجدان خود نمی‌کند.

خط

یاسر میردامادی: گرچه صالحی نجف آبادی پیش‌فرض‌های مذهبی در تحلیل رخداد عاشورا را کنار نمی گذارد، در عین حال می‌کوشد رخداد عاشورا را برای مذهبی‌ها و حتی غیرمذهبی‌ها فهم‌پذیر ‌کند، با طبیعی‌سازی آن، و هاله‌ی تقدس حول جزئیات رخداد عاشورا را کنار بزند.

صالحی نجف‌آبادی‌ مفاهیم روز و رایج در آن زمان را به کار می‌گیرد که‌ برای مخاطب غیر مذهبی آشنا و جذاب اند. مثلا می‌گوید یکی از اهداف امام حسین برای قیام عاشورا، «حمایت از استقلال نیروی قانون‌گذاری» است، و بعد نهاد سیاست‌ را به شیوه متفکران غربی تقسیم‌بندی می‌کند.

از لابه لای متون

هر اجتماعی چه کوچک و چه بزرگ به سه نیرو احتیاج دارد:

۱- نیروی قانون‌گذاری.

۲- نیروی قضایی.

۳- نیروی اجرایی

خط

و می‌نویسد قانون‌گذاری باید مستقل از دستگاه‌های اجرایی و قضایی باشد؛ یعنی به نوعی بر اصل تفکیک قوا تاکید می‌کند.

یاسر میردامادی: این اثر به جامعه‌شناسی تاریخی و روان‌شناسی اجتماعی هم توجه ویژه دارد. صالحی نجف‌آبادی در تحلیل‌های خودش تعبیر «مردم‌شناسی» را عینا به کار می‌برد، که از عمر این واژه در فارسی در آن موقع یعنی دهه ۴۰ خورشیدی سه دهه بیشتر نمی‌گذشته.

صالحی نجف‌آبادی، در آغاز بحثش، انگیزه‌ی حسین بن علی از تشکیل حکومت را خلافت‌ معاویه و مشکلاتی می‌داند که در جامعه مسلمانان آن زمان می‌دید. صالحی می‌نویسد که او می‌خواست این ایراد‌ها را اصلاح کند اما در آن زمان شرایط برای قیام فراهم نبود.

از لابه لای متون

نه از عدالت خبری بود و نه از آزادی و نه از برنامه‌های اصلاحیِ اسلام. و از طرفی قدرت حکومت معاویه به قدری بود که قیام بر ضد آن غیر ممکن بود.

خط

او وضع جهان اسلام را «تاسف‌آور» می‌خواند و می‌گوید لازم بود که جنبش آزادی‌بخشی بعد از مرگ معاویه شکل بگیرد تا «مقررات قرآن» زنده و احکام اسلام اجرا شود.

از لابه لای متون

بدیهی است چنین جنبش آزادی‌بخشی در درجه اول باید به دست رئیس خاندان رسالت، حسین بن علی (ع) که دوست و دشمن به لیاقت و محبوبیتش اعتراف داشتند به وجود بیاید.

ولی امام، منتظر مرگ معاویه بود تا با مرگ وی فرصت هرگونه انقلاب اصلاحی به دست بیاید. 

(صدای ورق خوردن کاغذ) 

معاویه مرد، ولی بیش از آنکه از طرف حسین بن‌علی (ع) قیام و اقدامی بشود، حکومت جدید برای جلوگیری از هرگونه جنبش اصلاحی، امام را تحت فشار قرار داد که با یزید بیعت کند، و در این راه به قدری سخت‌گیری کرد که از آن حضرت سلب امنیت و مصونیت شد.

خط

امام سوم شیعیان که نمی‌خواست خلافت یزید را بپذیرد، به مکه می‌رود و وقتی که در آنجا هم او را برای بیعت تحت فشار می‌گذارند، راهی کوفه می‌شود. 

یاسر میردامادی: «شهید جاوید» قصد دارد نظریه‌ی رایج شیعه دوازده امامی در تفسیر رخداد عاشورا و نیز نظریه‌ی برخی از اهل سنت در تفسیر این رخداد را، هر دو را، نقد کند و به جای این دو تا یک نظریه جدیدی در تفسیر این رخداد عاشورا و به طور ویژه تفسیر هدف عاشورا ارائه کند. 

از نظریه‌های اهل سنت، که این کتاب قصد رد آن را دارد، این است که امام حسین بدون آنکه شرایط را بسنجد قصد قیام داشت. 

از لابه لای متون

امام برای اینکه کار خود را بر اساسی محکم استوار کند، مسلم بن عقیل را به نمایندگی خویش به کوفه فرستاد تا اوضاع سیاسی را به طور دقیق بررسی کند و معلوم سازد که آیا برای تشکیل حکومت و برگرداندن خلافت، نیروی کافی موجود است یا نه؟ و اگر شرایط، مساعد است از مردم برای جهاد بیعت بگیرد.

خط

که خب مسلم هم، می‌دانیم که، گزارش می‌دهد اوضاع به سود نوه پیغمبر است و چه خوب که زودتر به سوی کوفه رهسپار شود. تلاش‌هایی از این دست برای کسب اطلاع از وضعیت جهان اسلام، دلیل محکمی برای صالحی نجف‌آبادی است که بگوید هدف از قیام، شهادت نبوده است. نویسنده سپس با کنار هم گذاشتن‌ عوامل مختلف، می‌خواهد نشان دهد که جمع‌بندی حسین بن علی درست و شرایط قیام‌ علیه یزید فراهم بوده‌. نخست‌ از «ضعف حکومت» یزید نوشته و بعد از «رنجش مردم» و ضدیت «افکار عمومی» با خلیفه و افزون بر برتری امام سوم شیعیان در رهبری، او «نیروهای داوطلب» هم داشت که به نوشته صالحی نجف‌آبادی از سرباز مزدور کارآمدتر بودند.

یاسر میردامادی: صالحی نجف‌آبادی مفصل استدلال می‌کند که حرکت امام حسین از ابتدا تا انتها عقلانی و حساب‌شده بود و کاملا در راستای اهداف ستم‌ستیزانه دین بود و امام به قدر کافی در کوفه پشتیبان داشت، به قدر کافی محاسبه کرد، به قدر کافی احتیاط کرد؛ از طریق فرستادن مسلم ابن عقیل و بعد از اینکه اطمینان حاصل کرد که کوفیان پشت او می‌مانند حرکتش را آغاز کرد. ولی سیر حوادث به گونه‌ای دیگر پیش رفت که به هرحال کوفیان نظرشان عوض شد تحت فشار، و پشت حضرت را خالی کردند، به طوری که حرکت به نتیجه نرسید و سر آخر امام راهی پیدا نکرد جز اینکه مقاومت کند و در نهایت شهید بشود. 

از اینجا، او آغاز به انتقاد از برخی علمای شیعه می‌کند که به بررسی‌های امام حسین پیش از حرکت به سوی کوفه کار ندارند و می‌گویند او اصلا به قصد شهادت رفته بود.

یاسر میردامادی: از یک طرف، عموم شیعیان (نه فقط توده‌ی شیعه فقط، بلکه حتی عالمان شیعه) حرکت عاشورا را سراسر آسمانی تفسیر می‌کنند، چنان‌که گویی جزء به جزء این رخداد از پیش مقدر بوده و امام حسین هم می‌دانست که در کربلا شهید می‌شود و در واقع به سوی سرنوشت خود شتافت. صالحی نجف‌آبادی به هیچ عنوان منکر جنبه‌ی آسمانی حرکت امام حسین نیست. آسمانی بودن این حرکت را در کلیت رخداد عاشورا می‌بیند، اما جزئیات این رخداد را کاملا زمینی، یعنی تاریخی-طبیعی، تحلیل می‌کند. 

مولف در جای‌ جای‌ اثرش‌ رویکرد غالب به کربلا را، که غایتش شهادت‌طلبانه بود، نادرست می‌داند.

از لابه لای متون

کسانی که می‌گویند: «امام به این قصد حرکت کرد که خود و اصحابش کشته شوند»، این سخن آن حضرت را که به اصحاب خود فرمود: «بروید تا کشته نشوید» چگونه تفسیر می‌کنند؟

خط

در جای دیگر به کسانی که احادیثی از علی، امام اول شیعیان، و نیز پیامبر اسلام می‌آورند تا بگویند امام حسین می‌دانست قرار است در کربلا کشته شود این طور پاسخ داده: 

از لابه لای متون

اگر آن حضرت هنگامی که به سوی کوفه می‌رفت، به کربلا که رسید (چنانکه در بعضی نقل‌ها آمده) به استناد پیش‌گویی رسول خدا (ص) فرموده باشد: «من در این زمین کشته می‌شوم» ولی زمان شهادت را تعیین نکرده باشد، معنای آن این است که طبق خبر رسول خدا (ص) شهادت امام در این زمین خواهد بود ولی زمان آن معلوم نیست. و با توجه به مذاکرات صلحی که آن حضرت با عمر بن سعد انجام داد، احتمال ترک خصومت و جلوگیری از جنگ در بین بود.

خط

نویسنده در اواخر کتاب به شرح بیش‌تر می‌پردازد و می‌نویسد که علم غیب پیامبر اسلام و امامان شیعه محدود است - و نظر دو فقیه شیعه‌ی مشهور قرن چهارم و پنجم هجری را هم ضمیمه‌ می‌کند - تا نتیجه بگیرد امام حسین از شهادت خود در کربلا آگاه نبود و برای برقراری حکومت «عدل» بود که قیام کرد.

از لابه لای متون

باید دانست که به اتفاق علمای شیعه، علمِ غیبِ پیغمبر و امام با همه وسعتی که دارد محدود است و به طور بینهایت نیست.

(صدای ورق خوردن کاغذ)

در خبر است که خداوند دو گونه علم دارد، یکی را به هیچکس تعلیم نکرده و دیگری را به ملائکه و پیغمبران و ائمه علیهم‌السلام تعلیم کرده.

(صدای ورق‌ خوردن کاغذ)

پس این نقص امام نیست که در یک مورد خداوند علم غیب را در اختیار حضرتش نگذارد و مثلا او را از زمان شهادتش آگاه نکند. ولی این نقص امام است که در یک مورد کار حرام یا شبهه‌ناک انجام دهد. و سید مرتضی قدس سره می‌فرماید: «حرام است که امام دانسته برای کشته شدن برود» و شیخ طوسی قدس سره می‌فرماید: «من شک دارم که این کار جایز است یا نه.»

خط

یاسر میردامادی: پس صالحی نجف‌آبادی می‌گوید که شهادت هدف امام حسین نبود بلکه هدف امام حسین، تشکیل حکومت عدل علوی در مقابل حکومت ستم یزیدی بود.

یاسر میردامادی بر آن است‌ که‌ نویسنده دلیل و هدفی ورای بحث تاریخی دارد و دلیل نگارش کتاب را وقایع روزگارش می‌داند.

یاسر میردامادی: هدف صالحی نجف‌آبادی این است که تلویحاً، چون این کتاب به هرحال در فضای آخر دهه ۴۰ چاپ شده در ایران، تلویحا به مخاطب بگوید که ما وظیفه داریم راه امام حسین را ادامه دهیم و گرچه امام به نتیجه نرسید اما شاید ما به نتیجه برسیم و بتوانیم حکومت عدل علوی تشکیل بدهیم و نه اینکه ما بنشینیم تا امام زمان ظهور کند. او باب تاریخ را گشوده می‌داند، جبری را بر جهان حاکم نمی‌داند و اینکه از نظر زمینی ما باید تلاش کنیم و نه اینکه منتظر آسمان بشویم، برایش خیلی محوریت دارد.

صالحی‌ در اواخر کتابش آثار قیام امام حسین علیه یزید را در پنج گروه دسته‌بندی کرده که یکی از آنها درس‌های عملی است. او از خواننده دعوت می‌کند امام حسین را الگو قرار دهد.

از لابه لای متون

اگر امیدِ این معنی هست که نیروهای ملی تشکیل شوند و برای مبارزه با حکومت ظلم شروع به فعالیت کنند باید به ارزیابی اوضاع سیاسی و نیروهای ملی پرداخت تا اگر امکان مبارزه هست برای درهم کوبیدن ظلم و فساد شروع به کار شود. چنانکه امام حسین (ع) برای مقاومت در برابر حکومت یزید و ارزیابی اوضاع سیاسی و ارزیابی قدرت ارتش ملی به مکه هجرت فرمود.

خط

(موسیقی)

کتاب «شهید جاوید» در سال ۱۳۴۹ چاپ شد. البته رسول جعفریان در کتاب «جریان‌ها و سازمان‌های مذهبی - سیاسی ایران» نوشته که پیشتر بخشی از آن‌ در سال ۱۳۴۷ در نشریه‌ای چاپ شده‌ بود و گویا صالحی نجف‌آبادی هفت سالی وقت صرف نگارش اثرش‌ کرده. پس‌ می‌توان تصور کرد که از اوایل دهه ۴۰ به فکر نگارش این کتاب بوده؛ حول و حوش‌ تظاهرات سال ۴۲ که در نهایت به تبعید آیت‌الله خمینی منجر شد. آقای خمینی در آن سال‌ها از برنامه‌های اصلاحی محمدرضا شاه پهلوی - معروف به انقلاب سفید - انتقادهای تندی می‌کرد.

یاسر میردامادی: کتاب شهید جاوید آقای صالحی نجف‌آبادی در زمانه‌ای نوشته شد که چند سال از تبعید آیت‌الله خمینی به ترکیه و سپس عراق می‌گذشت و جریان چپ در داخل ایران، رهبری اعتراض‌ها علیه شاه را به عهده گرفته بود. از این گذشته، در دهه چهل شمسی فضای فکری ایران با انبوهی از آثار ادبی، اجتماعی، فلسفی و هنری‌ مواجه بود که عمدتاً چپ بودند. این کتاب سعی می‌کرد با بازخوانی رخداد کهن و محوری عاشورا آن را تبدیل به نمادی امروزین برای مبارزه علیه شاه کند و از این طریق هم ابتکار عمل در مبارزه را از دست چپ بگیرد و هم نظریه‌پردازی فکری را از چپ بگیرد و به جریان اسلام‌گرا بدهد.

حمید عنایت در کتاب «اندیشه سیاسی در اسلام معاصر»، به‌ کتاب «شهید جاوید» که می‌رسد، می‌نویسد با آنکه این کتاب خیلی زود محل بحث و جدل در محافل دینی شد، اما نظر «روشنفکران و قلمزنان غیردینی» را جلب نکرد. عنایت، بی‌اعتنایی نویسندگان غیردینی به کتاب «شهید جاوید» را شاهد گرفته که در آن سال‌ها «دودستگی» در «حیات فرهنگی ایران» به چشم می‌خورد.

یاسر میردامادی: اما شهید جاوید پیوندی بود بین جریان چپ با جریان اسلام‌گرا، از این طریق که مفهوم انقلاب را درونی کرد و با بازخوانی اهداف عاشورا مفهوم انقلاب را، که در فضای چپ آن دوره بود، به لحاظ دینی هم آشنا کرد.

به این ترتیب روحانیونی که سیاسی بودند و با رژیم مبارزه می‌کردند توانستند یکی از برجسته‌ترین و محبوب‌ترین شخصیت‌های مذهب شیعه را در جایگاه‌ نمادی از انقلابی‌گری در نظر بگیرند. جعفریان در کتاب «جریان‌ها و سازمان‌های مذهبی - سیاسی ایران» از مقبولیت این نظر نزد روحانیون طرفدار آیت‌الله خمینی نوشته.

از لابه لای متون

موضع‌گیری برابر «شهید جاوید» به دو نگره‌ی موجود در این اثر، که به عنوان نکته‌های در ظاھر بدیع مطرح شده بود، باز می‌گشت. یکی از مھم‌ترین آنھا این بود که مولفِ کتاب، در مبحث ھدف امام حسین (ع) از قیام عاشورا به تقویت این نظریه پرداخته بود که امام حسین (ع) در پی تشکیل حکومت بوده است. طرح این مسأله برای انقلابیون بسیار جذاب بود و به ھمین دلیل بود که صرف نظر از برخی نکات دیگر، آنان به دفاع از این کتاب پرداختند. 

خط

مدافعان کتاب، در برابر مخالفت‌ مراجع مشهور به اصطلاح سنتی‌تر، چون آیت‌الله محمدرضا گلپایگانی و آیت‌الله شهاب‌الدین مرعشی نجفی، ایستادند و کشمکش بین دو گروه بالا گرفت.

یاسر میردامادی: منتقدان به خاطر آن‌چه که به نظرشان اتکای بیش از حد کتاب بر منابع اهل سنت می‌رسید و نیز به خاطر انکار علم امام، به کتاب شهید جاوید توپیدند. مثلا آیت‌الله مرعشی نجفی، یکی از مراجع تقلید وقت، دو نفر از روحانیان را پیش صالحی نجف‌آبادی می‌فرستد همراه با متن توبه‌نامه‌ای و از صالحی می‌خواهد که توبه‌نامه را امضا کند. اما آقای صالحی نجف‌آبادی، به روایت خودش، به تندی با آن دو روحانی برخورد می‌کند، توبه‌نامه‌ی پیشنهادی آیت‌الله مرعشی را در حضور آن دو روحانی پاره می‌کند و می‌گوید کار آقای مرعشی شبیه فشار کلیسا بر گالیله است. بعد از این کار، فشارها در حوزه و از طرف توده متدیانان بر آقای صالحی نجف‌آبادی بیشتر می‌شود و حتی شهریه‌ او را در حوزه قطع می‌کنند. آیت‌الله گلپایگانی، یکی دیگر از مراجع تقلید وقت، هم گفته بود «هر کس مقلّد من است حرام است این کتاب رابخواند». و برخی از روحانیان منبری هم به صراحت می‌گفتند که آقای صالحی نجف‌آبادی روح الحاد دارد.

در منابع مختلف آمده که ساواک، سازمان اطلاعات دوره پهلوی، هم به این اختلافات دامن می‌زده. از جمله نامه‌ای در دست است که نشان می‌دهد ساواک قصد داشته کمک کند این کتاب در شهرستانی دور از تهران به صورت افست چاپ شود تا اختلاف بین مذهبی‌ها به جاهای گوناگون سرایت کند و شدت یابد. رسول جعفریان در کتابش می‌نویسد که تحلیل ساواک این بود که «شهید جاوید» به نهضت اسلامی دامن می‌زند، اما…

از لابه لای متون

اما در ساواک تحلیل دیگری ھم وجود داشت و آن اینکه اولا مقایسه کردن نھضت امام حسین با حرکت (امام) خمینی، امری ناجور و سبب تضعیف نھضت اسلامی در اذھان متدینین می‌شود؛ نکته دیگر اینکه چون محتوای کتاب شھید جاوید مورد تایید اکثریت اذھان مؤمنین نیست، این ھم لطمه دیگری بر نھضت (آقای) خمینی است.

خط

بخش‌ دیگر تحلیل آنها هم این بود که شهید جاوید حربه‌ای به دست مخالفان علی شریعتی می‌دهد تا بر این موضع‌ پافشاری کنند که او و طرفدارانش از جنبه فکری به سنی‌های وهابی نزدیک اند.

اختلاف‌ها تا آن‌جا بالا می‌گیرد که گروهی از روحانیون طرفدار کتاب تصمیم به حذف بعضی از رقبا می‌گیرند. ماجرایی‌ که یک دهه بعد دامن یکی از شخصیت‌های اصلی جمهوری اسلامی را گرفت.

یاسر میردامادی: داستان هم این است که دو نفر از روحانیان منتقد کتاب «شهید جاوید»، به نام‌های سید ابوالحسن شمس‌آبادی و شیخ قنبرعلی صفرزاده، از طرف گروه مهدی هاشمی، به نام گروه «هدفی‌ها»، در سال ۱۳۵۵ کشته می‌شوند. مهدی هاشمی، برادر داماد آیت‌الله منتظری است (خودش هم روحانی بود مهدی هاشمی) و پس از انقلاب در سطوح بالای سپاه پاسداران فعال بود. چند سال پس از انقلاب گروهی از جمله احمد خمینی قصد حذف آیت‌الله منتظری از قائم‌مقامی رهبری را داشتند. سید مهدی هاشمی بهترین بهانه را دست آنها می‌دهد. سید مهدی هاشمی دستگیر می‌شود به خاطر این قتل‌هایی که انجام داده و اعدام می‌شود و مسأله‌ی مهدی هاشمی یکی از زمینه‌های اصلی عزل آیت‌الله منتظری از قائم‌مقامی رهبری و در نتیجه تغییر مسیر انقلاب ۵۷ بعد از فوت آیت‌الله خمینی است.

(موسیقی)

حالا بیایید نگاهی سریع بیاندازیم به زندگی نویسنده «شهید جاوید»

یاسر میردامادی: آیت‌الله شیخ نعمت الله صالحی نجف‌آبادی فقیه، مدرس و تاریخ‌پژوه شیعه‌ بود.

او در سال ۱۳۰۲ در نجف‌آباد به دنیا آمد و در پانزده - شانزده سالگی برای فراگیری علوم دینی به اصفهان رفت.

یاسر میردامادی: صالحی نجف‌آبادی پس از طی مقدمات و سطوح میانی تحصیلات حوزوی، در سال ۱۳۲۵ خورشیدی به قم رفت و شاگرد دور اول درس خارج فقه و اصول آیت‌الله بروجردی شد.

استاد دیگر او در حوزه، آیت‌الله خمینی بود. 

یاسر میردامادی: صالحی نجف‌آبادی پس از رسیدن به درجه اجتهاد، استاد بسیاری از روحانیان صاحب‌نام شد؛ مثل هاشمی رفسنجانی، مهدوی کنی، محمدی گیلانی، حسن صانعی، طاهری اصفهانی، حسن لاهوتی، مصطفی خمینی، احمد جنتی، سید محمود دعایی، حسین مدرسی طباطبایی - که الان استاد اسلام‌شناسی است در دانشگاه استنفورد - و علی اکبر ناطق نوری.

صالحی پیش از انقلاب سه سال را در تبعید در شهرهای ابهر، تویسرکان و مهاباد می‌گذراند.

یاسر میردامادی: اهمیت آقای صالحی این است که با وجودی که روحانی انقلابی است، با وجودی که هزینه می‌دهد، با وجودی که به تبعید می‌رود، بعد از انقلاب سمتی نمی‌گیرد. به عنوان یک عالم حوزوی که درس خودش را می‌دهد در حوزه باقی می‌ماند، هیچ سمتی نمی‌گیرد. تیپ وارسته‌ای است. و به هرحال ترکش‌های شهید جاوید همچنان باقی است. موقعیت‌هایش را از دست می‌دهد، ولی به هر حال بعد از انقلاب یک جوری بازسازی می‌شود و تبدیل می‌شود به یک عالم محترم در حوزه، ولی همیشه در حاشیه بود. به مرجعیت تقلید نرسید. درس فقهش را می‌داد و همین‌طور چند کتاب دیگر نوشت که سعی می‌کرد خرافات دینی را نقد کند. 

نعمت‌الله صالحی نجف‌آبادی‌ در سال ۱۳۸۵ در تهران درگذشت و پیکرش را در زادگاهش نجف‌آباد، در استان اصفهان، به خاک سپردند. 

(موسیقی)

سام فرزانه: این کتاب فکر می‌کنی که با ایرانی‌ها به قرن بعد بیاید یا اصلا چیزی دارد که در قرن پانزدهم هم به درد ایرانی‌ها بخورد؟

یاسر میردامادی: «شهید جاوید» آقای صالحی نجف‌آبادی در عاشوراپژوهی ایرانی معاصر جایگاه یک اثر پیشگام دارد. گرچه ادبیات عاشوراپژوهی ایرانی از نقطه‌ی «شهید جاوید» در ۱۳۴۹ خیلی پیش رفته، اما «شهید جاوید» سایه‌ی خودش را مثل یک پدربزرگ قدرقدرت، پس از نیم قرن، بر ادبیات عاشوراپژوهی ایرانی هنوز حفظ کرده. بر این اساس مادامی که عاشوراپژوهی در میان ایرانیان - چه ایرانیان فارسی‌زبان، چه ایرانیان غیر فارسی‌زبان- و نیز مادامی که عاشوراپژوهی در میان مسلمانان متاثر از تشیع ایرانی ادامه دارد، آنگاه می‌شود گفت که «شهید جاوید» رد و قبول برخواهد انگیخت و به این زودی‌ها فراموش نخواهد شد. 

(موسیقی پایانی)

ممنون از اینکه به شیرازه گوش می‌کنید. اگر درباره کتابخانه قرن و کتاب‌هایش نظری دارید، با ما در تماس باشید و نظرتان را برای ما بفرستید. نشانی‌مان‌ هست: [email protected]

با تشکر از یاسر میردامادی، پژوهشگر دین و فلسفه. این برنامه با تلاش و هنرمندی این دوستان ساخته شده:

بهراد توکلی، نوازنده سه‌تار و بهروز شادفر، سازنده موسیقی پایانی است.

مهسا خلیفه در اجرای برنامه کمک می‌کند.

روزبه کمالی، همکار من در بخش پژوهش است.

سیما علینژاد، سردبیر شیرازه است و من، سام فرزانه، تهیه‌کننده این پادکست هستم، که ‌آرزوی سرافرازی برایتان دارم. نقطه. 

قسمت های پیشین