از لبنان تا یمن؛ آیا جنگ احتمالی ایران و آمریکا «محور مقاومت» را فعال می‌کند؟

شرکت‌کنندگان در یک تجمع اعتراضی در ۲۶ ژانویه ۲۰۲۶ در بیروت، لبنان، به سخنرانی نعیم قاسم، دبیرکل حزب‌الله، گوش می‌دهند. گروهی در منطقه ضاحیه گرد هم آمده‌اند و با در دست داشتن پرچم‌های حزب‌الله و ایران و همچنین تصاویر آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی ایران، به احتمال حمله آمریکا به ایران که از سوی دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، اعلام شده، اعتراض می‌کنند. این تجمع برای اعلام همبستگی با علی خامنه‌ای و مردم ایران برگزار شده است.

منبع تصویر، NurPhoto via Getty Images

    • نویسنده, سعید جعفری
    • شغل, روزنامه‌نگار
  • زمان مطالعه: ۱۴ دقیقه

جمهوری اسلامی طی دهه‌ها کوشیده است بازدارندگی خود را فقط به موشک و پدافند و توان داخلی محدود نکند و آن را به «عمق منطقه‌ای» گره بزند. سرمایه‌گذاری روی شبکه‌ای از بازیگران غیردولتی مسلح در لبنان، عراق، سوریه و یمن، بخشی از همین راهبرد بود؛ راهبردی که در ادبیات امنیتی، به‌نوعی «جنگ در منطقه خاکستری» (Grey Zone) تعبیر می‌شود: نه جنگ کلاسیک تمام‌عیار، نه صلح پایدار، بلکه فشار، فرسایش، تهدید، و حمله‌های محدود و قابل انکارپذیری که به طرف مقابل هزینه تحمیل می‌کند، بدون آنکه لزوما به جنگ گسترده منجر شود.

اما از ۷ اکتبر ۲۰۲۳ به بعد، این معادله به‌تدریج تغییر کرد. اسرائیل تلاش کرد با ضربه زدن به حلقه‌های این شبکه، در درجه اول گروه‌های همسو با ایران و سپس با گسترش دامنه درگیری به اهداف ایرانی در منطقه و حتی در خاک ایران، تهران را از همان «منطقه خاکستری» بیرون بکشد و به سمت یک وضعیت پرهزینه‌تر سوق دهد؛ وضعیتی که در آن، جمهوری اسلامی باید بین عقب‌نشینی و یا تشدید تنش، یک گزینه را انتخاب می‌کرد.

مردم با در دست داشتن تصاویر حسن نصرالله، رهبر پیشین حزب‌الله، و پرچم‌های لبنان، در مراسم بزرگداشتی در محل ترور او شرکت کرده‌اند؛ مراسمی که به مناسبت صدمین روز کشته شدن نصرالله در منطقه ضاحیه بیروت، لبنان، در ۵ ژانویه ۲۰۲۵ برگزار شد.

منبع تصویر، Anadolu via Getty Images

توضیح تصویر، کشتن حسن نصرالله و آسیب به بخشی از ظرفیت‌های فرماندهی و زیرساختی حزب‌الله، به این متحد کلیدی جمهوری اسلامی در خاورمیانه ضربات جبران‌ناپذیر وارد کرد

در همین فاصله، ضربات واردشده به برخی گروه‌های شبه‌نظامی وابسته به جمهوری اسلامی در منطقه قابل توجه بوده است. با سقوط حکومت بشار اسد، سوریه از دست رفته و مسیرهای سنتی تدارکاتی برای برخی گروه‌ها به ویژه در لبنان محدودتر شده‌ است. حزب‌الله به‌عنوان اصلی‌ترین متحد منطقه‌ای تهران جنگی سنگین را پشت سر گذاشته، با کشتن حسن نصرالله و همچنین آسیب به بخشی از ظرفیت‌های فرماندهی و زیرساختی این گروه، این مهم‌ترین گروه‌ متحد جمهوری اسلامی در خاورمیانه، ضربات جبران‌ناپذیری را متحمل شده است.

از سوی دیگر، فشار اقتصادی و تحریم‌ها باعث شده توان مالی جمهوری اسلامی برای حمایت مستمر و پرهزینه از این شبکه، مانند گذشته میسر نباشد.

با این حال، همین ابزارهای تضعیف‌شده به صورت کامل از بین نرفته‌اند. تحلیلگران بر این باورند که آنها همچنان ظرفیت‌هایی برای ایجاد هزینه، تهدید و اختلال دارند و در سناریوی جنگ، می‌توانند به‌عنوان گزینه‌های پاسخ غیرمستقیم یا ابزارهای اعمال فشار وارد بازی شوند. پرسش اصلی این است که هر کدام از این بازیگران، با توجه به محدودیت‌های تازه، چه سطحی از مداخله را ممکن و عقلانی می‌دانند و مهم‌تر از همه، آیا جنگ را «تهدید وجودی» علیه جمهوری اسلامی تلقی می‌کنند یا خیر. و اگر درگیری نظامی بین ایران و آمریکا رخ دهد، این گروه‌های شبه نظامی متحد جمهوری اسلامی در منطقه برای حفظ حکومت در تهران چه خواهند کرد؟

در ادامه، سه دسته اصلی از این متحدین جمهوری اسلامی را به صورت جداگانه مورد بررسی قرار می‌دهیم: حزب‌الله لبنان، شبه‌نظامیان شیعه در عراق و حوثی‌های یمن.

شبه‌نظامیان حزب‌الله با لباس‌های سیاه در کنار ماکت‌هایی از راکت‌های کاتیوشا، ۱۵ ژانویه در یکی از حومه‌های جنوبی بیروت رژه می‌روند. این مراسم به مناسبت «روز جهانی قدس (اورشلیم)» برگزار شده است؛ روزی که پس از انقلاب اسلامی ۱۹۷۹ در ایران بنیان گذاشته شد تا همبستگی با فلسطینیان در برابر اسرائیل را نشان دهد. حزب‌الله که مورد حمایت ایران است، پیشگام مبارزه مسلحانه برای بیرون راندن نیروهای اسرائیلی از جنوب لبنان بوده است.

منبع تصویر، AFP via Getty Images

توضیح تصویر، حزب‌الله که پیش‌تر از عمق لجستیکی و مسیرهای تامین گسترده‌تری برخوردار بود، اکنون در محیطی با نظارت شدیدتر و ریسک بالاتر فعالیت می‌کند

حزب‌الله لبنان؛ بازوی فرسوده اما همچنان تاثیرگذار

حزب‌الله از نظر تاریخی مهم‌ترین دارایی منطقه‌ای تهران بوده است: هم به دلیل ظرفیت نظامی و موشکی، هم به دلیل موقعیت جغرافیایی در مرزهای شمالی اسرائیل و البته به دلیل نقش سیاسی و اجتماعی که در طول سال‌ها در لبنان ایفا کرده است.

با این حال، شرایط امروز حزب‌الله با گذشته تفاوت چشمگیر دارد.

جنگ با اسرائیل و ضربات امنیتی-اطلاعاتی، به نظر می‌رسد بخشی از توان سازمانی و بازدارندگی حزب‌الله را فرسوده کرده است. کشته شدن حسن نصرالله، صرف‌نظر از پیامدهای نمادین، به معنای خلاء در سطح رهبری و ضرورت بازسازی تصمیم‌گیری و فرماندهی این گروه هم بوده است. همزمان، وضعیت داخلی لبنان، اقتصاد فروپاشیده، فشار اجتماعی، و حساسیت بالای گروه‌های غیرشیعه نسبت به هر جنگ تازه، دست حزب‌الله را برای ورود به یک رویارویی جدید بسته‌تر کرده است.

مایکل یانگ، سردبیر مرکز خاورمیانه موسسه کارنگی در بیروت در این خصوص به بی‌بی‌سی فارسی می‌گوید: «در لبنان، هزینه هرگونه مداخله به نفع ایران بسیار بالا خواهد بود. توان حزب‌الله برای تغییر توازن قوا بسیار محدود است. حزب‌الله در موقعیتی انزواگونه قرار دارد و بسیاری در این کشور با ورود به جنگی تازه مخالفند.» او همچنین تاکید می‌کند که اگر حزب‌الله به گزینه‌های سنگین‌تر مانند استفاده از موشک‌های بالستیک علیه اسرائیل برود، واکنش تل‌آویو می‌تواند «ویرانگر» باشد؛ سناریویی که به باور او می‌تواند هزینه‌ای کمرشکن برای لبنان بسازد.

این تحلیلگر لبنانی مسائل خاورمیانه همچنین به محدودیت‌هایی که در داخل کشور برای حزب‌الله وجود دارد اشاره می‌کند و می‌گوید: «دولت لبنان بر اصل انحصار سلاح در دست دولت تاکید کرده است. بسیاری از جوامع مذهبی خارج از جامعه شیعه و حتی بخشی از خود شیعیان دیگر تمایلی ندارند بهای سنگینی به خاطر ایران یا فلسطین بپردازند. از این رو حتی در میان شیعیان نیز نگرانی جدی درباره احتمال مداخله حزب‌الله به سود ایران وجود دارد.»

یک محدودیت عملی هم وجود دارد که در تحلیل‌های امنیتی به شکل قابل توجهی به آن اشاره می‌شود: حزب‌الله، نسبت به دوره‌هایی که عمق لجستیکی و مسیرهای تامین گسترده‌تری داشت، اکنون در محیطی با «نظارت شدیدتر» و «ریسک بالاتر» عمل می‌کند. از دست رفتن سوریه به‌عنوان مسیر سنتی و امن‌تر برای انتقال برخی ظرفیت‌ها، به معنای دشوارتر شدن بازتولید سریع توان موشکی و تدارکاتی است. کاوه حسن، تحلیلگر ارشد موسسه استیمسون در بروکسل در گفتگو با بی‌بی‌سی فارسی به این نکته اشاره می‌کند و می‌گوید: «حزب‌الله دیگر سوریه را به عنوان مسیر تامین در اختیار ندارد.»

در عین حال، آتش‌بس میان حزب‌الله و اسرائیل که از اواخر ۲۰۲۴ برقرار شد، همچنان شکننده و پرتنش توصیف می‌شود و حملات هدفمند اسرائیل به مواضع منتسب به حزب‌الله به‌طور کامل متوقف نشده است. دولت لبنان در ماه‌های اخیر آشکارا بر ضرورت انحصار سلاح در دست دولت و جلوگیری از کشیده شدن کشور به جنگی تازه تاکید کرده و همزمان فشارهای بین‌المللی برای اجرای کامل قطعنامه ۱۷۰۱ و محدودسازی حضور مسلحانه حزب‌الله افزایش یافته است. این مجموعه فشارهای داخلی و خارجی، فضای مانور حزب‌الله برای ورود به یک درگیری گسترده جدید را بیش از گذشته محدود کرده است.

در این چارچوب، ناظران تردید دارند که حزب‌الله بخواهد یا بتواند در صورت آغاز جنگ ایران و آمریکا، به‌صورت گسترده وارد میدان شود؛ دست‌کم نه در همان روزهای اول و نه به شکلی که اسرائیل را وارد یک جنگ تمام‌عیار در لبنان کند.

تحلیل‌گران مسائل خاورمیانه استدلال می‌کنند که حزب‌الله ممکن است هنوز توان انجام اقدامات محدود، نمایش‌های بازدارنده، یا حتی عملیات‌های پهپادی و موشکی در سطح کنترل‌شده را داشته باشد، اما ورود تمام عیار برای این گروه لبنانی ممکن است تهدیدی موجودیتی برایش به همراه داشته باشد و همچنین باقی مانده سرمایه سیاسی این جریان هم در لبنان در معرض خطر جدی قرار گیرد.

با این حال، کاوه حسن، استدلال می‌کند که تحت یک شرایط خاص، ممکن است حزب‌الله رویکرد دیگری را برگزیند و آن‌هم در صورتی است که این گروه لبنانی به این نتیجه برسد که حملات آمریکا، یک تهدید وجودی علیه جمهوری اسلامی شکل می‌دهد. این تحلیلگر عراقی مسائل خاورمیانه در این خصوص می‌گوید: «مسئله اصلی این است که آیا آنها احساس می‌کنند نظام ایران با تهدیدی وجودی روبه‌رو شده یا خیر. به باور من تنها در صورت احساس چنین تهدیدی است که مداخله گسترده صورت خواهد گرفت.»

اعضای حشد الشعبی پرچم‌ها را بالا برده و در طول مراسم تشییع حسین خلیل، که محافظ رهبر فقید حزب‌الله لبنان بود، پسرش مهدی خلیل و فرمانده عراقی حیدر الموسوی از کتائب سید الشهداء در بغداد در ۲۲ ژوئن ۲۰۲۵ صف کشیده‌اند. خلیل، که معمولاً با نام ابو علی شناخته می‌شود، در ۲۱ ژوئن در ایران نزدیک مرز عراق کشته شد، یک مقام حزب‌الله به خبرگزاری AFP گفت و خواست نامش فاش نشود. یک افسر نگهبان مرزی عراقی افزود که خلیل و یکی از اعضای یک گروه مسلح عراقی توسط «یک حمله پهپادی اسرائیل» پس از عبور به کشور همسایه کشته شدند.

منبع تصویر، AFP via Getty Images

توضیح تصویر، برخلاف حزب‌الله، گروه‌های مسلح همسو با ایران در عراق، مانند حشد الشعبی، غیرمتمرکز، چندلایه و تا حدی رقابتی هستند

شبه‌نظامیان شیعه در عراق: پیچیده‌تر، منعطف‌تر، و رقابتی

برخلاف حزب‌الله که ساختار تصمیم‌گیری متمرکزتر و قابل پیش‌بینی‌تری دارد، منظومه گروه‌های مسلح همسو با ایران در عراق متکثر، چندلایه و تا حدی رقابتی است. برخی از آنها درون ساختار رسمی یا نیمه‌رسمی (مثل حشد الشعبی) جای دارند، برخی در قالب ائتلاف‌های سیاسی وارد پارلمان شده‌اند، و برخی دیگر در عین حضور سیاسی، هویت مسلحانه مستقل خود را حفظ کرده‌اند.

این گروه‌ها طی سال‌های گذشته همزمان دو هدف را دنبال کرده‌اند: حفظ نقش منطقه‌ای در جریان موسوم به «محور مقاومت» و در عین حال تقویت جایگاه داخلی در سیاست عراق.

در حالی که همچنان پیوندهای منطقه‌ای این گروه‌ها با تهران پابرجاست و سفرها و دیدارهای دوره‌ای مقام‌های ایرانی با رهبران این گروه‌ها ادامه دارد، از سوی دیگر، بخشی از گروه‌های شبه نظامی شیعه، بر تثبیت قدرت داخلی، سهم‌ داشتن از کیک قدرت در عراق و همچنین حفظ دست‌آوردهای انتخاباتی تمرکز کرده‌اند.

اعداد برآمده از انتخابات پارلمانی ۲۰۲۵ در عراق تصویر روشن‌تری ارائه می‌دهد. «ائتلاف صادقون»، شاخه سیاسی «عصائب اهل حق» به رهبری قیس خزعلی است؛ گروهی منشعب از جریان صدر که از زمان حضور نیروهای آمریکایی در عراق با رویکردی ضدآمریکایی شناخته می‌شود وگفته می‌شود روابط نزدیک و مستمری با ایران و به‌ویژه نیروی قدس سپاه پاسداران داشته است. این ائتلاف از ۹ کرسی در ۲۰۲۱ به ۲۷ کرسی در انتخابات سال ۲۰۲۵ رسیده است.

«سازمان بدر» به رهبری هادی عامری قدیمی‌ترین جریان شیعه مسلح نزدیک به ایران محسوب می‌شود؛ ریشه آن به دهه ۱۹۸۰ و فعالیت در کنار ایران در دوران جنگ ایران و عراق بازمی‌گردد. بدر در ساختار رسمی حشد الشعبی و همچنین در وزارتخانه‌ها و نهادهای امنیتی عراق نفوذ دارد و کرسی‌هایش را از ۱۳ به ۱۸ افزایش داده است.

«جنبش عطا» به رهبری فالح فیاض، که ریاست حشد الشعبی را بر عهده دارد؛ جریانی عمل‌گراتر تلقی می‌شود که تلاش کرده میان نقش نهادی حشد و الزامات دولت مرکزی توازن برقرار کند، اما در عین حال تصور می‌شود روابط نزدیک و هماهنگ با جمهوری اسلامی را حفظ کرده باشد. این جریان در انتخابات اخیر، ۱۵ کرسی به دست آورده است.

مراسم خاکسپاری ابو حیدر الحفاجی، فرمانده گروه شبه‌نظامی شیعه عراقی کتائب حزب‌الله، که در حمله اسرائیل در دمشق، پایتخت سوریه، در ۲۲ سپتامبر ۲۰۲۴ کشته شد، در پایتخت عراق، بغداد، برگزار شد.

منبع تصویر، Anadolu via Getty Images

توضیح تصویر، کتائب حزب‌الله، از گروه‌های کوچک اما قدرتمند عراقی، ارتباط مستقیم با رهبری ایران دارند و از تصمیم‌های آن تبعیت می‌کنند

«ائتلاف حقوق»، شاخه سیاسی گروه «کتائب حزب‌الله» عراق است؛ گروهی با ساختار ایدئولوژیک سخت‌گیرانه و پیوندهای مستقیم‌تر با سپاه پاسداران که در سال‌های اخیر بارها آمریکا را تهدید کرده و در فهرست تحریم‌های ایالات متحده قرار دارد، ۶ کرسی خود را در پارلمان حفظ کرده است.

همچنین جریان «بلاد سومر» به رهبری احمد اسدی، از فرماندهان پیشین حشد الشعبی، در چارچوبی نزدیک به جریان‌های موسوم به «محور مقاومت» تعریف می‌شوند، هرچند در عرصه سیاسی رویکردی پراگماتیک‌تر نشان داده‌اند. این گروه هم با کسب ۷ کرسی وارد پارلمان شده است.

در مجموع، این نتایج نشان می‌دهد بخشی از گروه‌های همسو با ایران اکنون علاوه بر هویت مسلحانه، بازیگران رسمی ساختار قدرت عراق نیز هستند؛ موقعیتی که برای آنها «هزینه سیاسی» هرگونه درگیری فرامرزی را افزایش می‌دهد، زیرا موقعیت پارلمانی، سهم در دولت و مشروعیت نهادی دارند که ممکن است در صورت تشدید تنش از دست برود.

با این حال، در مقایسه با حزب‌الله، احتمال مداخله برخی گروه‌های عراقی در صورت حمله آمریکا به ایران، به سه دلیل بیشتر محتمل به نظر می‌رسند:

نخست، هدف نزدیک‌تر و آسان‌تر: حضور پایگاه‌ها و منافع آمریکا در عراق، هدفی دسترس‌پذیرتر از اسرائیل است.

دوم، بازیگران: حتی اگر دولت عراق یا برخی رهبران سیاسی خواهان کنترل باشند، ممکن است گروه‌های کوچک‌تر و ایدئولوژیک‌تر مستقل‌تر عمل کنند.

و سوم، تنظیم شدت: این گروه‌ها می‌توانند سطح عملیات را بالا و پایین کنند؛ از تهدید و نمایش تا پهپاد و راکت.

کاوه حسن، تحلیلگر عراقی در خصوص گروه‌های مختلف عراقی به بی‌بی‌سی فارسی می‌گوید: «در میان آنها چند گروه کوچک اما قدرتمند وجود دارند که از نظر ایدئولوژیک همسو هستند، از جمله کتائب حزب‌الله و جنبش نجبا که ارتباط مستقیم با رهبری ایران دارند و از تصمیم‌های آن تبعیت می‌کنند.» او اضافه می‌کند که اگر احساس تهدید وجودی شکل بگیرد، این گروه‌ها «احتمالا مداخله خواهند کرد» و این مداخله می‌تواند با پهپاد و احتمالا موشک باشد.

این عکس که در ۸ ژوئیه ۲۰۲۱ گرفته شده، نمایی از پایگاه هوایی عین‌الاسد را در استان انبار غربی عراق نشان می‌دهد که میزبان نیروهای آمریکایی است، یک روز پس از آن که چهارده راکت به این پایگاه شلیک شد. – چهارده راکت در ۷ ژوئیه به یک پایگاه هوایی که نیروهای آمریکایی در استان غربی انبار را میزبانی می‌کرد، شلیک شد و به گفته ائتلاف، به دو نفر از پرسنل آسیب جزئی وارد کرد. سخنگوی ائتلاف در توییتی اعلام کرد که راکت‌ها «بر روی پایگاه و محیط پیرامون» پایگاه عین‌الاسد فرود آمده‌اند و افزود خانه‌های محلی و یک مسجد نیز آسیب دیده‌اند. نیروهای امنیتی عراق گفتند که پرتاب‌کننده راکت در داخل یک کامیون حامل کیسه‌های آرد مخفی شده بود.

منبع تصویر، AFP via Getty Images

توضیح تصویر، پایگاه‌های نظامی آمریکا در عراق، عاملی مهم در تعیین دامنه واکنش گروه‌های شبه‌نظامی همسو با ایران هستند

اما در عین حال محدودیت‌ها برای این گروه‌ها هم به دست‌کم سه علت جدی هستند:

نخست، ریسک ضربه اسرائيل یا آمریکا: کاوه حسن هشدار می‌دهد با توجه به «سطح نفوذ اطلاعاتی اسرائيل در عراق»، در صورتی که تل‌آویو تهدید را جدی ببیند، ممکن است زیرساخت‌ها، انبارها و حتی رهبران این گروه‌ها را هدف بگیرد.

دوم، فشار بر بغداد برای مهار: در عین حال افزایش حملات می‌تواند دولت عراق را زیر فشار شدید آمریکا قرار دهد و حتی به هدف گرفتن زیرساخت‌های عراق منجر شود؛ سناریویی که هزینه داخلی برای گروه‌ها را بالا می‌برد.

و سوم، دوگانگی سیاست - سلاح: گروه‌هایی که جایگاه پارلمانی و دولتی یافته‌اند، ممکن است بیش از گذشته محتاط باشند تا دستاوردهای سیاسی خود را در این مناقشه قربانی نکنند.

مایکل یانگ با اشاره به حضور پایگاه‌های نظامی آمریکا در عراق می‌گوید شرایط در عراق و لبنان با یکدیگر متفاوت هستند. او می‌افزاید: «در صورت کمبود سامانه‌های دفاعی آمریکا، عراق ممکن است بیشتر شاهد تبعات باشد.» اما این تحلیلگر لبنانی هم تاکید می‌کند که در سناریوی «اقدام محدود و کوتاه‌مدت» ایالات متحده، ممکن است تهران دامنه پاسخ را گسترش ندهد و طبیعتا «متحدان خود را به شکل گسترده بسیج نکند.»

کاوه حسن زاویه دیگری از احتمال فعالیت گروه‌های عراقی را باز می‌کند و اقلیم کردستان را هم به عنوان یکی از اهداف محتمل مورد اشاره قرار می‌دهد. او با اشاره به اینکه اساسا کردها نقشی در این درگیری‌ها ندارد، می‌افزاید: «احتمال دارد برخی گروه‌های عراقی همسو با ایران، اقلیم کردستان عراق را هدف قرار دهند؛ منطقه‌ای که از نگاه آنها هدفی نرم‌تر محسوب می‌شود و پیش‌تر نیز برای ارسال پیام به آمریکا مورد استفاده قرار گرفته است.»

در نتیجه شاید محتمل‌ترین سناریو صبوری و سنجش سطح حملات آمریکا به ایران از سوی گروه‌های شبه نظامی عراق باشد. بر این اساس محتمل است که بخشی از این گروه‌ها حتی در ابتدا بی‌طرفی تاکتیکی اتخاذ کنند و بخشی دیگر با عملیات‌های محدود و قابل انکار‌پذیری تلاش کنند نوعی پیام بازدارنده ارسال کنند اما با این حال، نحوه تصمیمات در تهران و ارسال آنها به این گروه‌ها هم می‌تواند سطح واکنش شبه‌نظامیان عراقی را تنظیم کند.

پیروان جنبش حوثی‌های یمن در جریان تظاهراتی در حمایت از غزه و ایران، با سلاح‌های خود را حمل کرده و علیه آمریکا و اسرائیل شعار سر دادند، در ۶ فوریه ۲۰۲۶ در صنعا، یمن

منبع تصویر، Mohammed Hamoud/Getty Images

توضیح تصویر، حوثی‌های یمن با تمرکز بر دریای سرخ و باب‌المندب، یکی از فعال‌ترین بازوهای متحدان ایران در منطقه هستند

حوثی‌ها: گزینه فعال‌تر، با محدودیت کمتر

حوثی‌های یمن از نظر بسیاری از ناظران، آزادتر از دو بازیگر دیگر عمل می‌کنند؛ نه به این معنا که مستقل از تهران‌ هستند، بلکه از این جهت که محدودیت‌های داخلی لبنان یا پیچیدگی‌های نهادی عراق را ندارند و جغرافیای فعالیتشان، در نقطه‌ای قرار دارد که می‌تواند بر تجارت جهانی و مسیرهای انرژی اثر بگذارد.

حوثی‌ها در سال‌های اخیر نشان داده‌اند که از هدف گرفتن مسیرهای کشتیرانی و ایجاد اختلال در دریای سرخ و باب‌المندب به‌عنوان ابزار فشار استفاده می‌کنند. در سناریوی جنگ ایران و آمریکا، احتمالا این گروه یمنی می‌توانند به سه علت یکی از فعال‌ترین بازوها باشند:

نخست، میدان عمل دورتر از مرکز فشار داخلی: حوثی‌ها مانند حزب‌الله زیر فشار مستقیم جامعه‌ای متکثر و دولت مرکزی شکننده نیستند.

دوم، سخت‌تر بودن مهار کامل: تجربه نشان داده مهار کامل این گروه حتی پس از حملات هوایی گسترده دشوار است.

سوم، اهرم اقتصادی-بین‌المل: اختلال در کشتیرانی، اثر فوری بر بیمه، هزینه حمل‌ونقل، و قیمت انرژی می‌گذارد و می‌تواند فشار سیاسی بین‌المللی تولید کند.

مایکل یانگ در این خصوص به بی‌بی‌سی فارسی می‌گوید: «قطعا حوثی‌ها گزینه‌های بیشتری در اختیار دارند، اما نکته‌ای که می‌خواهم بر آن تاکید کنم این است که آنها همین حالا نیز بر کشتیرانی بین‌المللی تاثیر می‌گذارند و کاملا ممکن است تلاش کنند تنگه باب‌المندب را مسدود کنند. در مقابل، ایران ممکن است به فکر بستن تنگه هرمز باشد. نمی‌گویم که حتما چنین اقدامی انجام نخواهد شد.»

او در ادامه می‌افزاید: «نکته اصلی این است که ایران راهبرد خود را بر اساس ارزیابی‌اش از گستره حمله آمریکا تعیین خواهد کرد. اگر تهران احساس کند حمله آمریکا و در صورت مشارکت، حمله اسرائیل با هدف سرنگونی نظام انجام می‌شود، بدون تردید همه متحدان خود را برای ایجاد حداکثر فشار و وارد کردن بیشترین خسارت به کار خواهد گرفت. در آن صورت، بستن تنگه هرمز از سوی ایران و تلاش حوثی‌ها برای مسدود کردن باب‌المندب کاملا محتمل خواهد بود.»

کاوه حسن هم دیدگاه مشابهی دارد و استدلال می‌کند در صورتی که احساس تهدید حیاتی علیه حکومت در ایران شکل بگیرد، حوثی‌ها ممکن است وارد عمل شوند و علاوه بر اسرائيل، حتی زیرساخت‌های حیاتی انرژی در منطقه را هم مورد حمله خود قرار دهند. این تحلیلگر عراقی البته اضافه می‌کند که عملی شدن چنین سناریویی به سطح درگیری و محاسبه هزینه‌ها بستگی دارد.

گنبد یک مسجد آبی پشت یک بنر بزرگ در میدان انقلاب دیده می‌شود که حمله موشکی به یک ناو هواپیمابر آمریکایی که به رنگ پرچم آمریکا در خلیج فارس نقاشی شده است را به تصویر می‌کشد، ۲۶ ژانویه ۲۰۲۶ در تهران، ایران

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، واکنش گروه‌های نیابتی جمهوری اسلامی به جنگ احتمالی احتمالا فوری و خودکار نخواهد بود و تهران ابتدا دامنه حمله دشمن و تهدید به حیات نظام را ارزیابی می‌کند

سطح جنگ و برداشت از تهدید وجودی

احتمالا عموم ناظران در این نکته با یکدیگر هم‌نظر هستند که واکنش گروه‌های نیابتی جمهوری اسلامی به جنگ احتمالی به شکل خطی و خودکار رخ نخواهد داد و آنها احتمالا بلافاصله وارد عمل نمی‌شوند؛ بلکه ابتدا با ارزیابی میزان گستردگی حمله آمریکا و شاید اسرائيل به ایران و همچنین برداشت حکومت در تهران نسبت به این تهدید اقدام می‌کنند.

کاوه حسن در این خصوص می‌گوید: «انتظار نمی‌رود نیروهای همسو با ایران بلافاصله با آغاز جنگ وارد عمل شوند، آنها تنها در صورت احساس تهدید وجودی است که مداخله گسترده صورت خواهد گرفت. در عین حال، حتی این احتمال نیز مطرح است که در صورت احساس تهدید جدی، برخی از این گروه‌ها عربستان سعودی، امارات متحده عربی یا حتی کویت را هدف قرار دهند. چنین سناریویی می‌تواند آزمونی جدی برای روند عادی‌سازی روابط ایران با عربستان و امارات در سال‌های اخیر باشد و نشان دهد این روند تا چه اندازه توانسته تنش‌ها را مهار کند یا ایران تا چه حد می‌تواند متحدان خود را از حمله به این کشورها بازدارد.»

مایکل یانگ هم با اشاره به اینکه جمهوری اسلامی در محاسبات خود بسیار محتاط است، بر این باور است که تهران از ابتدا تمام کارت‌های خود را رو نخواهد کرد. او در ادامه می‌گوید: «جمهوری اسلامی ابتدا با دقت ارزیابی می‌کند که دامنه اقدام آمریکا دقیقا تا کجاست و سپس بر اساس آن تصمیم می‌گیرد. به عبارت دیگر، اگر تهران به این نتیجه برسد که نظام پابرجا خواهد ماند، کارت حزب‌الله را به آسانی هزینه نخواهد کرد و کارت گروه‌های عراقی را نیز از دست نخواهد داد. اگر تصور بر این باشد که بقای نظام در خطر نیست، این ابزارها به سادگی مصرف نخواهند شد.»

او همچنین بر این باور است که اولویت نخست برای نظام ایران، بقای حکومت است و در نتیجه هر اقدامی که استمرار آن را تهدید کند، می‌تواند به سطحی از تشدید تنش منجر شود که پیش از این دیده نشده است. یانگ در پایان می‌گوید: «اما اگر چنین تهدید وجودی احساس نشود، پاسخ ایران احتمالا سنجیده‌تر و محدودتر خواهد بود.»