چمدان (٥): 'استعفایم را دادم دست مهندس بازرگان'
- نویسنده, امیر پیام
- شغل, بیبیسی
برای دیدن سیمین رجالی به شهر ویِینا در حومه واشنگتن دی.سی رفتم.
بالای ورودی اتاق پذیرایی تابلویی قرار داشت که از ردای ترمه دوزی شده و ریش بلند صاحب تمثال میشد حدس زد او یکی از رجل عصر امیرکبیر بوده است.
"پدر بزرگم حاج میرزا محمدتقی دبیرالدوله، یکی از اعضای دارالشورا (هیئت وزیران) ناصرالدین شاه بود."
سیمیمن رجالی در یک خانواده آریستوکرات به دنیا آمده است. پدر و مادر او هر دو از سوی پادشاه ایران القاب رسمی دریافت کرده بودند و آن طور که خودش به یاد میآورد، خانه بزرگ آنها همیشه محل رفت و آمد بزرگان و همچنین مرکزی برای کمک به رعایا بوده است.
با وجود این، همزمان شدن دوران مهم زندگی سیمین رجالی با وقایع سرنوشتساز تاریخ ایران در نیم قرن گذشته، بارها او را در میان اوج و حضیض گرفتار کرده است.
دوران دبستان او مصادف بود با جنگ جهانی دوم؛ وقتی به دبیرستان رفت ایران ملتهب از نهضت ملی شدن صنعت نفت بود؛ به آلمان که رفت این کشور هنوز با مصائب جنگ جهانی دوم دست به گریبان بود و وقتی هم بعد از اتمام دوره دکتری به ایران بازگشت و تدریس را شروع کرد، اوضاع سیاسی کمکم داشت بستر جامعه را برای انقلاب ۵۷ مهیا میکرد.
"هرگز فراموش نمیکنم فولکس واگنی که با هزار زحمت و با استفاده از امتیاز دانشجوییام از آلمان آورده بودم، یک روز وقتی که که مقابل دانشگاه تربیت مدرس پارک بود با گلوله سوراخ سوراخ شد."
کلیک کنید و بشنوید: چمدان سیمین رجالی

منبع تصویر، Simin Redjali
سیمین رجالی نخستین استاد زن دانشگاه ملی (شهید بهشتی) تهران بود. او که بعد از دریافت مدرک دکترای روانشناسی از دانشگاه هایدلبرگ آلمان به ایران بازگشته بود، در این دانشگاه تازه تاسیس به دعوت دکتر علی شیخ الاسلام به تدریس روانشناسی مشغول شد بدون این که به نادیده گرفته شدن از سوی محیط مردانه حاکم اهمیت دهد.
"آن روزها مردسالاری در تمامی سطوح جامعه ایران موج میزد و خب دانشگاه هم که از جامعه جدا نبود. در دانشگاه ملی خیلی از جلسات مردانه بود و من اصلا خبردار نمیشدم. این ماجرا ادامه داشت تا روزی که در یکی از مراسمهای تشریفاتی "سلام" اعلیحضرت (محمدرضا شاه پهلوی) از دکتر شیخ الاسلام پرسیده بود 'شما استاد زن ندارید؟'"
"به یکباره دیدم همه به دفتر من ریختند و گفتند سیمین خیلی زود لباس رسمی تهیه کن تا در مراسم بعدی حاضر شوی. من هم تدارک دیدم و در "سلام" بعدی حاضر شدم. اتفاقا اعلیحضرت به من که رسیدند ایستادند و پرسیدند چه تدریس میکنم. گفتم روانشناسی."

منبع تصویر، Simin Redjali
اگر روانشناسی را هنوز خیلیها با نام روانکاوی و فروید عجین میدانند و اگر روانکاوی فرویدی خیلی چیزها را به دوران کودکی مرتبط میداند، پس شاید بتوان گفت که روانشناس شدن سیمین رجالی هم ریشه در کودکی او دارد.
"من سالهای خردسالی را در کودکستان برسابه گذراندم. آن دوران را هنوز بهترین فصل زندگیام میدانم. در برسابه بود که عاشق تحصیل و دانستن شدم. شاید همین تجربه خوب دوران کودکستان بود که من را مصمم کرد برای تاکید بر اهمیت آموزش پیش دبستانی تلاش کنم."
موسس کودکستان برسابه که سیمین رجالی از آن همیشه به نیکی یاد میکند برسابه هوسپیان، کارآفرین و مدرسه ساز ایرانی-ارمنی تبار بود که یکی از پیشگامان آموزش پیش دبستانی در ایران محسوب میشود.
سیمین رجالی، به دعوت اشرف پهلوی، خواهر دو قلوی محمدرضا پهلوی، آخرین پادشاه ایران، در سال ۱۳۴۸ به عنوان دبیرکل سازمان زنان ایران منصوب شد. همانجا بود که تلاش کرد نخستین مراکز رفاه خانواده را با الگوبرداری از طرحی که سازمان ملل متحد مشوق آن بود، در تمامی نقاط ایران راهاندازی کند. مراکزی که تلاش میکردند با سواد و حرفه آموزی به زنان آنها را توانمند کنند.
"یکی از این مراکز را در حوالی دروازه غار به راه انداخته بودیم اما مسئول آن از عدم استقبال مردم گله میکرد. پیشنهاد کردم دو خواننده پاپ را به ورزشگاهی که در نزدیکی مرکز بود دعوت کنیم و در میان برنامه بروشورهای مرکز رفاه را میان مردم پخش کنیم و کمی هم درباره خدمات آن از پشت بلندگو بگوییم. دو هنرمند محبوب، آغاسی و سوسن لطف کردند برای آن کنسرت آمدند. فردای آن روز، مسئول مرکز تماس گرفت و گفت برای ثبت نام از متقاضیان احتیاج به کمک دارد و صف بیرون مرکز خیلی طولانی شده. پیش خودم گفتم باز هم روانشناسی و استفاده از روش تقویت مثبت ]بی.اف.[ اسکینر (روانشناس رفتارگرا) به کمکم آمد."
گفتگوی سیمین رجالی با رادیو بیبیسی را اینجا کلیک کنید و بشنوید

منبع تصویر، Simin Redjali
سیمین رجالی میگوید در همان دورانی که دبیرکل سازمان زنان ایران بود به کمبود متخصص در زمینه آموزش پیش دبستانی، مشاوره و رفاه خانواده پی برده و همین او را تشویق کرده که بعد از اتمام دوره دو ساله مسئولیتش (۱۳۵۰) مقدمات تاسیس مدرسه عالی شمیران را بچیند.
"ما حدود ۱۵۰ مرکز رفاه در نقاط مختلف ایران دایر کردیم که بنیان آنها بر اساس کار داوطلبانه بود. اما بعد از مدتی متوجه شدم که کمبود داوطلب متخصص در این مراکز بر کیفیت برنامهها تاثیر منفی میگذارد."
مدل مراکز رفاه خانوادهای که خانم رجالی در اوایل دهه ۵۰ راه اندازی کرد تقریبا مشابه کلینیک های مثلثی است که هم اکنون هم یکی از راهکارهای مقابله با معضلات اجتماعی است. اضلاع این مثلث عبارت بودند از: مهد کودکی که با نگهداری از کودکان به زنان اجازه میداد در کلاسهای سواد و حرفهآموزی شرکت کنند. و همزمان مشاوران خانواده تلاش میکردند برای کار آفرینی و توانمندسازی مراجعهکنندگان برنامهریزی کنند.
سیمین رجالی با استفاده از کمکهای مالی و ارثیه خانوادگیاش و کسب مجوز از وزارت علوم، در سال ۱۳۵۲ مدرسه عالی شمیران را برای تربیت متخصص در سه رشته آموزش پیش دبستانی، مشاوره و رفاه خانواده تاسیس کرد.
"برای قبولاندن ضرورت تاسیس این مدرسه بارها پیش وزیر علوم وقت رفتم. وزیر میگفت: 'مگر ما که تو بغل باجیها بزرگ شدیم چه مشکلی پیدا کردیم که حالا متخصص آموزش پیشدبستانی نیاز داریم."'
مدرسه عالی شمیران پس از راه اندازی خیلی زود برای اختصاص بورسیه و معاوضه استاد و دانشجو با دانشگاههایی چون برکلی و سیراکیوز وارد مذاکره شده و تفاهم نامههای دوجانبه امضاء کرد. فارغ التحصیلان دورههای نخست این مرکز، از پیشگامان برنامهریزی علمی برای آموزش پیش دبستانی شدند و هنوز هم برخی از آنها در میهمانی نوروزی که هر سال در خانه سیمین رجالی برگزار میشود دور هم جمع میشوند.
مدرسه عالی شمیران بعد از انقلاب بهمن ۵۷ به عنوان یکی از دانشکدههای علوم انسانی زیرمجموعه دانشگاه علامه طباطبایی شد.

منبع تصویر، Simin Redjali
"تاریخ دقیق آن روز به خاطرم نیست اما یادم هست که یاسر عرفات به ایران آمده بود. آن روزها دخترم، گیتی، برای یک عمل جراحی مهم در بیمارستان کودکان بوستون بستری شده بود و من که بی تابی می کردم خود را به آن برسانم، به علت تعطیلی فرودگاه در تهران گیر افتاده بودم."
"این اوضاع آن قدر پریشانم کرد که بالاخره رفتم دفتر نخستوزیری و برای نخستین بار در عمرم پرخاشگر شدم. گفتند آقای بازرگان با یاسر عرفات جلسه دارد اما من بیتوجه به ممانعت آنها رفتم داخل اتاق. آقای بازرگان که غافلگیر شده بود از پشت میزش بلند شد تا جلوی من را بگیرد، استعفایم را که در راه و داخل ماشین با دست نوشته بودم به دستش دادم و گفتم من برای رسیدن به دخترم باید بروم و چون هنوز دولت موقت وزیر علوم تعیین نکرده، آمدهام که استعفایم را شخصا به دست نخست وزیر بدهم... نامه را از دستم گرفت و پشت پاکت آن برایم رسید نوشت."
سیمین رجالی چند روز بعد از آن استعفای جنجالی و همزمان با باز شدن فرودگاه مهرآباد برای زنان، از ایران خارج شد و چندی بعد با استفاده از امتیاز اعطای گرین کارت به نخبگان، مقیم آمریکا شد.
او خیلی زود به عنوان رئیس بیمارستان و مرکز نگهداری کمتوانذهنان شهر لینچبرگ ایالت ویرجینیا مشغول به کار شد و به علت خدمات و تحولاتی که در این مرکز به وجود آورد به عضویت بنیاد ملی علوم آمریکا درآمد.
کتاب خاطرات او که میگوید ۱۵ سال نوشتنش به طول کشیده، دو سال پیش به زبان انگلیسی منتشر شد. کتابی به نام سمفونی زندگی که سال گذشته به فارسی هم ترجمه شده و عواید فروش آن هم قرار است به یک بورسیه تحصیلی دانشگاهی اختصاص پیدا کند.
"این آخرین راهی است که من و همسرم فکر کردیم شاید بتواند به آموزش پیش دبستانی در ایران کمک کند. این بورسیه را با تاکید بر الویت برای دانشجویان ایرانی تاسیس کردهایم و تا به حال دو ایرانی که یکی از آنها اهل کردستان بود توانسته از کمک هزینههای آن استفاده کند."
جزئیات بیشتر از چگونگی مهاجرت سیمین رجالی را در گفتگوی رادیویی او بشنوید از جمله متاعی که او در چمدانش میگذارد.
موسیقی چمدان این هفته کاری است از گروه بارنگ به نام شورانگیز.
گروه بارنگ که کار خود را از پاییز ۱۳۸۹ درتهران آغاز کرد متشکل است از: مازیار حامدی (سه تار) ، نیما دلنوازی (تار)، سیاوش ملائیان (کمانچه)، نیما قاسمی (گیتار الکتریک)، مهرداد حامدی (گیتار بیس)، سپنتا مجتهدزاده (آواز).
برای تماس با برنامه چمدان لطفا به آدرس [email protected] ایمیل بفرستید.
سری جدید برنامه چمدان هر پنجشنبه از برنامه رادیویی چشمانداز بامدادی پخش میشود.
برای شنیدن سایر مطالب رادیوی بیبیسی، به صفحه رادیو مراجعه کنید یا برنامههای ما را بر روی ساوند کلاود بشنوید.
برای دسترسی به آرشیو چمدان روی لینکهای زیر کلیک کنید:














