دگرگونی مسی در قطر؛ وقتی نابغه خجالتی، رهبر و «پسر بد» آرژانتین شد

منبع تصویر، Getty Images
- نویسنده, تام رینولدز
- شغل, بیبیسی
قهرمانی لیونل مسی با آرژانتین در پنجمین و احتمالاً آخرین حضورش در جام جهانی، کلکسیون افتخارات فوتبالی او را تکمیل کرد.
اما قهرمانی تنها بخشی از ماجرا بود. هم در پشت صحنه و هم در زمین، مسی کاملاً دگرگون شده بود.
نبوغ این بازیکن ۳۵ ساله، از مدتها قبل بر همگان ثابت شده بود. اما این بار، شخصیت او بود که در این مسابقات تغییر کرد. مسی در دوران نوجوانی به قدری خجالتی بود که در راهرو لباس خود را عوض میکرد تا هم تیمیهایش در جوانان بارسلونا او را نبینند.
امیلیانو مارتینز، دروازهبان تیم ملی آرژانتین و استون ویلا، میگوید: «در جام جهانی او تغییر کرده بود. احتمالاً ما خیلی تهاجمیتر از بازیکنان تیمهای ملی بودیم که او قبلاً با آنها بازی کرده بود و کمی شبیه ما شده بود.»
در این مطلب، مروری خواهیم داشت بر گفتههای ستارههای حاضر در مستند ورزشی اخیر بیبیسی درباره مسی از زمانی که یک نوجوان نابغه و خجالتی بود تا وقتی که تبدیل به «پسر بد» و رهبر تیم ملی آرژانتین شد.

«اسکالونی پسر خوبی است، اما حتی نمیتواند ترافیک را هدایت کند. چگونه میتوانید تیم ملی را به او بدهید؟»
این نظر دیگو مارادونا در مورد انتخاب لیونل اسکالونی بهعنوان سرمربی آرژانتین در سال ۲۰۱۸، افکار مردم در مورد او را تحت تأثیر قرار داد.
اما مشخصاً، انتخاب اسکالونی تصمیم فدراسیون فوتبال آرژانتین برای جلب رضایت لیونل مسی و حفظ ستارگان یک نسل در کنار هم بود. زیرا در گذشته و قبل از اسکالونی، مسی با تیم ملی و در برخی مواقع با سرمربی تیم ملی مشکل داشت.
پس از شکست تیم با استعداد آرژانتین در مرحله یکچهارم نهایی جام جهانی ۲۰۱۰ مقابل آلمان، مارادونا، سرمربی وقت آرژانتین، از ویژگیهای رهبری مسی انتقاد کرد.
شکست در جام جهانی ۲۰۱۸ باعث حذف زودهنگام آرژانتین و اخراج سرمربی تیم، خورخه سامپائولی شد.
در این بین و در سال ۲۰۱۶، مسی پس از از دست دادن پنالتی در فینال کوپا آمریکا مقابل شیلی، برای مدت کوتاهی از فوتبال ملی خداحافظی کرد.
چنین شکستهایی باعث شد هدف اصلی فدراسیون فوتبال آرژانتین از انتخاب اسکالونی، خوشحال نگه داشتن ستاره اول تیم ملی، باشد.
گییم بالاگه، نویسنده زندگینامه مسی، میگوید: «فدراسیون فوتبال یک هدف داشت، پیدا کردن سرمربیای که بتواند با مسی کار کند و بهترین بازی را از او بگیرد.»
«زمانی که اسکالونی هدایت تیم ملی را برعهده گرفت، در همان ابتدا نظر مسی را پرسید که خواستهاش چیست. طبیعتاً وقتی بهترین بازیکن جهان را دارید، باید هم ابتدا نظر او را بپرسید.»
روزنامهنگار آرژانتینی، مارسلا مورا، اضافه میکند: «اسکالونی بدون پوشش خبری گسترده منصوب شد و به نظر میرسید فدراسیون فوتبال آرژانتین، چندان هم دنبال شکار نامهای بزرگ نبود.»
«بیشتر مردم عصبانی بودند. زیرا چیز زیادی در مورد او نمیدانستیم. فکر میکردیم این مسئولیت باید به یک شخصیت مشهور یا تاثیرگذار فوتبال داده شود. اما حالا به یک فرد تقریباً گمنام داده شده بود.»

منبع تصویر، Getty Images
با این حال، گمنامی، فروتنی و خودپسند نبودن اسکالونی، باعث محبوبیت او بین بازیکنان آرژانتین و مهمتر از همه، مسی شد.
جولیان آلوارز، مهاجم آرژانتین و منچسترسیتی، میگوید: «اسکالونی خیلی آرام و بسیار صادق است. او از یک شهر کوچک آمده و من با او همذاتپنداری میکنم، زیرا من هم از یک شهر کوچک آمدهام.»
مارتینز نیز گفت: «در آرژانتین همیشه بازیکنان با استعدادی وجود دارند، اما مهم، نحوه مدیریت آنهاست. مثل اینکه یک خودرو فراری داشته باشید، اما بلد نباشید با آن رانندگی کنید. تنها توصیف من از اسکالونی این است که او دقیقاً میداند چگونه با فراری رانندگی کند.»
ساختن آرژانتین کوچک در قطر
مراقبت از داشتههای تیم برای راضی نگه داشتن مسی و در نهایت تیم آرژانتین در قطر بسیار حیاتی بود.
مسی با وجود ترک آرژانتین در سنین نوجوانی، بسیاری از ریشههای آرژانتینی خود و به ویژه زادگاهش، روساریو را حفظ کرده است.
جاناتان ویلسون، نویسنده کتاب «فرشتگان با چهرههای کثیف: تاریخ فوتبال آرژانتین»، میگوید: «او با لهجه آرژانتینی صحبت میکند، غذای آرژانتینی میخورد، فیلمهای آرژانتینی تماشا میکند و به موسیقی آرژانتینی گوش میدهد.»
اسکالونی و فدراسیون فوتبال آرژانتین سخت کوشیدند تا مسی و هم تیمیهایش حس خانه را در قطر داشته باشند و برای این منظور یک «آرژانتین کوچک» در اردوی تیم که در دانشگاه قطر بود، بسازند.
تفریح بازیکنان در قطر، یک نوع بازی با کارت آرژانتیتی به نام تروکو بود. چای آرژانتینی ماته مینوشیدند و مهمتر از آن آسادو یا کباب با گوشت گاوی که از آرژانتین آورده شده بود، میخوردند. گفته میشود، حدود ۹۰۰ کیلوگرم گوشت از آرژانتین به قطر آورده شده بود.
پابلو زابالتا، هم تیمی سابق مسی در آرژانتین، میگوید: «فکر میکنم برای مردم آرژانتین، داشتن ماته و یک باربیکیو زیبا کافیست و دیگر در زندگی چیز بیشتری نمیخواهند.»
به گفته بالاگه و مورا، همه اینها باعث شد تا آرژانتین بهترین نتیجه را با مسی بگیرد و بهترین بازیکن جهان را به دوران کودکی خود برگرداند، زمانی که در سیزده سالگی به بارسلونا نقل مکان کرد.
در زمین و در جریان پیروزی یکچهارم نهایی مقابل هلند، پژواک دوران کودکی مسی به وضوح شنیده شد.

منبع تصویر، ALBERTO PIZZOLI
لوئیس فانخال، سرمربی هلند، قبل از بازی فعالیت مسی در زمین را زیر سوال برده بود. این گفته خشم بازیکنان آرژانتین را برانگیخت و به دشمنی تاریخی بین این دو دامن زد.
الکسیس مکآلیستر میگوید: «حمله به لئو... شما نباید این کار را با آرژانتینیها بکنید.»
احساسات مسی در دقیقه ۷۳ بازی فوران کرد. جایی که پس از زدن گل دوم آرژانتین مقابل نیمکت هلند ایستاد و کف دستانش را پشت گوشهایش گرفت تا نشان دهد صدای فانخال را دیگر نمیشوند تا به نوعی گفتههای او را به سخره گرفته باشد.
مسی و خوان رومن ریکلمه، ملی پوش سابق آرژانتین اکنون دوستان صمیمی هستند. اما در زمان حضور ریکلمه در بارسلونا در سال ۲۰۰۲، رابطهای متفاوت داشتند و مسی همیشه با ستایش و تحسین به او نگاه میکرد.
مدیر برنامه سابق ریکلمه به یاد میآورد که مسی نوجوان در باربیکیویی که برای بازیکنان آمریکای جنوبی بارسا ترتیب داده شده بود، نشسته بود و به ریکلمه مانند عیسی مسیح نگاه میکرد.
مورا معتقد است که این حرکت مسی مقابل فانخال، نوعی انتقام از برخوردی بود که فانخال در اوایل دهه ۲۰۰۰ و زمانی که سرمربی بارسا بود با ریکلمه انجام داده بود و او را از پست همیشگیاش دور کرده بود. این حرکت مسی به طرز شگفتانگیزی یادآور حرکت مشابه ریکلمه مقابل فانخال بود.
انگیزه این شادی پس از گل هر چه بود، پایان جنگ مسی با هلند و فانخال نبود.

منبع تصویر، FRANCK FIFE
پس از بازی، مسی ابتدا با دستیار فنخال، ادگار داویدز در کنار زمین درگیر شد و سپس در تونل و هنگام مصاحبه زنده تلویزیونی درگیری لفظی با شماره نوزده هلند، ووت وخهورست، داشت.
مورا میگوید: «در تونل و در مسیر رختکن، شماره نوزده هلند مسی را صدا کرد. مسی هم مصاحبه را قطع کرد و به او گفت: «برو احمق، به چی نگاه میکنی؟ برخورد مسی بسیار خودجوش بود و مشخص بود که بسیار عصبانی است.»
برای درک بیشتر عصبانیت مسی در آن لحظه، باید به دوران کودکی و زادگاهش روساریو، در سیصد کیلومتری شمال غرب بوئنوسآیرس برگردیم. جایی که وقتی دوازده سالش بود در خیابان و در کنار دوستانش اعتماد به نفس بیشتری داشت و از آنها قدرت میگرفت. اما وقتی به بارسلونا رفت، باید عوض میشد، کاتالانیتر، ساکتتر و البته منزویتر.
مهمترین مزیت مسی در جام جهانی اخیر، احساس راحتی با مجموعه تیم بود.
او در تمام این سالها، روحیات کودکی خود در روساریو را حفظ کرده بود. بنابراین این گونه نیست که بگوییم او یک شبه مارادونا شد. بلکه این ویژگی دوران کودکی او در روساریو بود که بار دیگر در جام جهانی و جلوی چشمان ما ظاهر شد.
هم مورا و هم بالاگه معتقدند که واژه توهینآمیزی که مسی در مورد وخهورست به کار برد، یعنی «بوبو»، کلمهای است که فقط بچهها از آن استفاده میکنند.
مارتینز هم با بالاگه موافق است که این واژه را بیشتر در دعوای کودکان در مدرسه میشنوید.
او میگوید: «احتمالاً ما خیلی تهاجمیتر از بازیکنان تیمهای ملی بودیم که او قبلاً با آنها بازی کرده بود و کمی شبیه ما و پسربد شده بود.»

منبع تصویر، Getty Images
از نظر ویلسون، یکی از دلایل بیشتر شنیده شدن صدای مسی در این مسابقات، نبودن بازیکنانی مانند خاویر ماسکرانو بود که خیلی خوب در برابر دوربین صحبت میکردند و در دورههای قبلی، نیازی نبود تا مسی زیاد در برابر دوربینها صحبت کند. اما در قطر این خلاء وجود داشت.
شوک شکست ۲-۱ آرژانتین مقابل عربستان سعودی باعث شد تا آنها بهعنوان یکی از تیمهای پرامید مسابقات در خطر حذف زودهنگام قرار گیرند.
بالاگه میگوید: «طبیعتاً پس از چنین شکستی، مسی باید کمترین زمان ممکن را صرف پاسخگویی به سوالات خبرنگاران میکرد. اما او ایستاد و تقریباً به تمام خبرنگاران پاسخ داد: ما بهتر از این هستیم.»
مارتینز اضافه میکند: «او با تک تک خبرنگاران صحبت کرد و یک جمله را مدام تکرار میکرد؛ به ما ایمان داشته باشید، شما را ناامید نخواهیم کرد. با ما بمانید.»
زابالتا میگوید: «ما واقعاً از مسی و اینکه یک رهبر بهتر شده بود، لذت میبردیم. در سختترین شرایط، او تنها کسی بود که صحبت میکرد و اجازه نمیداد بازیکنان بیتجربه مقابل رسانهها قرار بگیرند.»
این تمایل به حضور پر رنگ در مطبوعات و زمین مسابقه، مانند بازی هلند، باعث شد تا مطبوعات بگویند مسی، مارادونا شده و دیهگوی درونی خود را یافته است.
اما مورا با این نظر که مسی در حال انتقال یا تبدیل شدن به مارادونا است، مخالف است. بلکه بیشتر به نظر او، مسی خود بالغش را یافته و از دوران نوجوانیاش در بارسلونا و بعد فوق ستارهای که بار سنگین انتظارات یک کشور را بر دوش میکشید، رها شده است.
مورا میگوید: «در زمین مرتب لبخند میزد و سرش بالا بود و اعتماد به نفس داشت.»
«مردم میپرسیدند آیا روح مارادونا در مسی حلول کرده است؟ آیا این مارادونا است که از طریق مسی صحبت میکند...؟" نه! او به مارادونا تبدیل نشده بود. او خودش بزرگ و بالغ شده بود. برای سالها فشار زیادی روی مسی بود تا بازی یا حداقل رفتارش، بیشتر آرژانتینی، پرشور و شبیه مارادونا باشد.»

منبع تصویر، Getty Images
«فکر میکنم او برای مدت طولانی از این موضوع ناراحت بود. مهمترین نکته درباره مسی در جام جهانی اخیر، فشار کمتر و راحتی بیشتر او بود.»
به گفته مورا: «مدیریت آخرین دقایق دوران حرفهای و حفظ آرامش به مدت یک ماه، بدون از بین رفتن میل به پیروزی، بزرگترین شاهکار مسی در قطر بود.»
«در جام جهانی ۲۰۰۶، او به طرز عجیبی روی نیمکت ماند و حتی نتوانست در شکست یک چهارم نهایی مقابل آلمان بازی کند. آن زمان واکنش عصبی و کودکانهای از خود نشان داد که کاملاً در تضاد با مسی بود که در قطر دیدیم.»
«این یک پیشرفت بزرگ از نظر بلوغ عاطفی است و فکر میکنم دیدن این رشد در طول تقریباً دو دهه کاری، فوقالعاده است.»
آنچه در ذهن مسی در قطر گذشت، مشخص نیست، اما هر چه بود کمک کرد تا تمرکزش برای پیروزی و قهرمانی را از دست ندهد.
مارتینز میگوید: «به عقیده من، بعد از جام جهانی، او فوتبال را کامل کرد.»

















