گری لینه‌کر در لیگ ژاپن؛ ماجرا با یک زلزله و باخت پنج بر صفر شروع شد

اولین فصل جی لیگ در ماه مه ۱۹۹۳ و با جذب تعدادی از ستارگان فوتبال از جمله گری لینه‌کر آغاز شد با این هدف که فوتبال بین مردم ژاپن محبوب‌تر شود

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، اولین فصل جی لیگ در ماه مه ۱۹۹۳ و با جذب تعدادی از ستارگان فوتبال از جمله گری لینه‌کر آغاز شد با این هدف که فوتبال بین مردم ژاپن محبوب‌تر شود
    • نویسنده, گری لینه‌کر
    • شغل, مهاجم اسبق تیم ملی انگلیس

اولین بازی من در جی لیگ و تیم ناگویا گرامپوس ایت، همراه بود با زلزله‌ای که هتل ما را لرزاند. آن بازی را پنج بر صفر باختیم و من هم نتوانستم گل بزنم. شروعی که به هیچ‌ عنوان رویایی نبود.

متأسفانه، از نظر فوتبالی پیشرفت چندانی برای من نبود، اما با گذشت سی سال از آن زمان، هنوز دوران حضورم در ژاپن را دوست دارم. رفتن به آنجا مانند یک ماجراجویی بزرگ بود، راه‌اندازی فوتبال به عنوان یک ورزش حرفه‌ای در هر کشوری برای یک بازیکن غیرعادی است، به خصوص جایی که همه چیز متفاوت است.

فقط ای کاش می‌توانستم بیشتر بازی کنم، اما متأسفانه مصدوم شدم و کاری از دست من برنمی‌آمد. حضور در ژاپن بسیار هیجان‌انگیز بود و از همان ابتدا شاهد پیشرفت فوتبال این کشور بودم. هر چند که فوتبال حرفه‌ای من، آنطور که می‌خواستم، در این کشور به پایان نرسید.

خط خاکستری

اولین باری که در مورد پیشنهاد ژاپن شنیدم، مارس ۱۹۹۱ بود و تیم ناگویا به مدیر برنامه و باشگاه من، تاتنهام، درخواست اولیه خود را فکس کرد. اما همه چیز تا ژوئن مسکوت ماند؛ زمانی که برای یک بازی دوستانه با تاتنهام به توکیو رفتم.

مذاکرات شروع شد و پیشنهاد یک قرارداد دو ساله برای بازی در تیم ناگویا گرامپوس ایت را که قبلاً با نام تویوتا موتورز شناخته می‌شد در جی لیگ جدید ژاپن، که جایگزین لیگ آماتوری این کشور شده بود، دریافت کردم.

این پیشنهاد در زمان مناسبی داده شد، زیرا تقریباً ۳۱ ساله بودم و از طرفی هم می‌خواستم فوتبال انگلیس را در اوج ترک کنم، حتی قبل از آن، قصد داشتم در پایان قراردادم با تاتنهام در سال ۱۹۹۳، بازنشسته شوم.

پیشنهاد ژاپنی‌ها که رسید، فکر کردم که خب، این یک چیز کاملاً متفاوت است. پیشنهاد مالی بدی نبود و من هم بعد از بازی در بارسلونا، همیشه علاقه‌مند به سفر و تجربه فرهنگ‌های دیگر شده بودم و به نظر می‌رسید این یک پایان خوب برای حرفه‌ام، در کشوری که همیشه من را مجذوب خود کرده بود و برای خانواده‌ام نیز بسیار امن بود، باشد.

نمی‌خواستم به تدریج در انگلیس افت کنم، چیزی که کم کم احساسش می‌کردم، بنابراین از نظر فوتبالی هم پیشنهاد جذابی بود. فکر می‌کردم می‌توانم به آنجا بروم و همچنان گل بزنم و همه چیز عالی خواهد بود.

برنامه من این بود. اما آنچه باعث بر هم خوردنش شد، مصدومیت و بعد هم بیماری پسرم جرج در اواخر همان سال بود تا سفر ما به ژاپن بسیار کوتاه شود.

خط خاکستری

گاهی اوقات اتفاقات در فوتبال و زندگی خیلی سریع رخ می‌دهند.

در نوامبر ۱۹۹۱، گل من به لهستان، انگلیس را به یورو ۱۹۹۲ فرستاد و اعلام کردم بعد از آن مسابقات از فوتبال ملی خداحافظی خواهم کرد. هفته بعد هم تاتنهام اعلام کرد در تابستان ۱۹۹۲ این تیم را ترک خواهم کرد.

من در حال برآورده کردن آرزوی خود مبنی بر ترک فوتبال انگلیس در اوج و انتقال با مبلغی کمتر از یک میلیون پوند به ژاپن در شروع اولین فصل جی لیگ در ماه مه ۱۹۹۳ بودم.

اهدای نمونه‌ای مشابه جام حذفی به پل گاسکوئین و گری لینه‌کر، جامی که فصل قبل با تاتنهام کسب کرده بودند، پیش از انتقال آنها در سال ۱۹۹۲ به لاتزیو و ناگویا گرامپوس ایت

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، اهدای نمونه‌ای مشابه جام حذفی به پل گاسکوئین و گری لینه‌کر، جامی که فصل قبل با تاتنهام کسب کرده بودند، پیش از انتقال آنها در سال ۱۹۹۲ به لاتزیو و ناگویا گرامپوس ایت

همه چیز در ابتدا رسمی و بسیار هیجان انگیز بود. اما بعد از چند روز اوضاع تغییر کرد.

متوجه شدیم پسرم، جرج که فقط چند هفته سن داشت، مبتلا به سرطان خون حاد است. در واقع او مبتلا به یک بیماری بسیار نادر بود و مدت هفت ماه را در بیمارستان گذراند.

فوتبال و کلاً زندگی ما ناگهان متوقف شد و دوره بسیار سختی برای من و همسرم، میشل بود. جرج نیاز به پنج دوره شیمی درمانی داشت و در این مدت چندین بار به ما گفته شد که او صبح را نخواهد دید.

برای مدتی حتی به ژاپن فکر هم نمی‌کردیم و فقط جرج بود که اهمیت داشت. اما خوشبختانه پس از مدتی شروع به واکنش مثبت نسبت به درمان خود کرد.

در پایان فصل ۲-۱۹۹۱، من از تاتنهام و فوتبال انگلیس خداحافظی کردم، جرج هم تقریباً در حال بهبودی بود و حدوداً هشت ماه تا شروع جی لیگ زمان داشتیم و کاملاً مطمئن شده بودیم که می‌توانیم به ژاپن برویم، بنابراین شروع کردم به یادگیری زبان ژاپنی.

بسیاری فکر می‌کنند که پایان دوره درمان به معنای بهبودی بیمار مبتلا به سرطان خون است. درحالیکه بهبودی کامل در افراد متفاوت است و به گفته پزشکان تا پنج سالگی نمی‌توان نسبت به آن اطمینان داشت.

بنابراین وقتی به ژاپن رفتیم، جرج باید هر دو یا سه هفته یک بار آزمایش می‌داد تا نسبت به وضعیتش مطمئن شویم. هنوز نگران بودیم، اما می‌دانستیم که درمان این بیماری همه جای دنیا یکسان است و خدمات درجه یک درمانی را در آنجا دریافت خواهد کرد.

بسیار خوش شانس بودیم که پسرم سلامتی خود را بازیافت و کاملاً خوب شد. با این حال مطمئنم اگر جرج کمی زودتر بیمار می‌شد، یا حتی شش ماه بعد بیمار می‌شد، بریتانیا را ترک نمی‌کردیم و هرگز به ژاپن نمی‌رفتیم.

خط خاکستری

وقتی در مارس ۱۹۹۳ به ناگویا در ۲۵۷ کیلومتری جنوب غربی توکیو رسیدیم، به اندازه‌ای ژاپنی یادگرفته بودم که می‌توانستم به تاکسی بگویم کجا بروم، یا زنگ بزنم و یک میز در رستوران رزرو کنم و غذا سفارش دهم. اما نمی‌توانستم با کسی مکالمه داشته باشم، چون به نظرم درک این زبان بسیار دشوارتر از اسپانیایی است.

البته این مسأله، از نظر فوتبالی تأثیری نداشت، زیرا همیشه مترجمانی در اطراف تیم بودند و از طرفی بهرحال شما بیشتر کلمات شغل خود را یاد می‌گیرید. من همه تمام اصطلاحات فوتبال را خیلی سریع یاد گرفتم.

هرچند بسیاری از آنها کاملاً انگلیسی بودند، اما آفساید را «اوسایدو»، سیو خوب را «نایسوکیپا» و شوت خوب را «نایسوشاتتو» می‌گفتند که این آخری را بیشتر از همه می‌شنیدم و گاهی اوقات باعث خنده‌ام می‌شد، زیرا شنیدش در زبان ژاپنی بسیار سرگرم کننده بود.

چند بازیکن ناگویا انگلیسی را بسیار خوب صحبت می‌کردند، از جمله دروازه بان هلندی، دیدو هاونار، که بسیار دوست داشتنی بود و به یک دوست خوب تبدیل شد. اما به غیر از چند برزیلی، بازیکنان خارجی زیادی در جی لیگ بازی نمی‌کردند.

دلیل آن هم درسی بود که ژاپنی‌ها از سرانجام حرفه‌ای سازی لیگ آمریکا و کانادا در دهه ۱۹۷۰ گرفته بودند: زمانی که لیگ فوتبال آمریکای شمالی پر از ستارگان وارداتی بود و تنها چند سال بیشتر دوام نیاورد.

بنابراین ژاپنی‌ها فقط چند بازیکن بزرگ مانند من، زیکو، اسطوره برزیل و پی‌یر لیتبارسکی، هافبک تیم ملی آلمان، که قهرمان جام جهانی شده بود را برای شروع و تبلیغ لیگ خود انتخاب کردند. تصمیمی که بسیار معقول بود.

ناگویا گرامپوس ایت برای اولین بازی خود، یک دیدار دوستانه مقابل لیدز یونایتد انجام داد

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، ناگویا گرامپوس ایت برای اولین بازی خود، یک دیدار دوستانه مقابل لیدز یونایتد انجام داد

برنامه‌ریزی دقیق برای همه چیز، ویژگی ژاپنی‌هاست و آنها این کار را بخوبی در خصوص جی لیگ انجام دادند.

آنها لیگ را نسبتاً کوچک و تنها با ده تیم شروع کردند، اما مدل بازاریابی و تعامل با طرفداران را بسیار پرسر و صدا و بر اساس ورزش‌های پرطرفدار آمریکایی مانند بیسبال و فوتبال آمریکایی طراحی کرده بودند، زیرا می‌دانستند اگر قرار است فوتبال ادامه پیدا کند، باید تا حد امکان سرگرم کننده باشد.

بنابراین، تاکید بر سرگرمی بود، با رنگ کردن صورت و استفاده از پرچم‌های بزرگ، آتش بازی و موسیقی با صدای بلند قبل از بازی‌ها به اضافه انبوهی از اقلام هواداری برای تیم‌ها.

هر جا می‌رفتیم مورد استقبال شدید هواداران قرار می‌گرفتیم که تقاضای امضا داشتند و برای آن هم به خوبی آماده بودند. به یاد دارم که آنها همیشه تخته‌های سفید و ماژیک همراه داشتند تا برایشان امضا کنیم.

علاقه شدید هواداران به لینه‌کر، به عنوان یکی از ستاره‌های جدید جی لیگ

منبع تصویر، Rex Features

توضیح تصویر، علاقه شدید هواداران به لینه‌کر، به عنوان یکی از ستاره‌های جدید جی لیگ

برای بازاریابی جی لیگ باید در تبلیغات تلویزیونی ژاپن که بسیار هم سرگرم کننده بودند، شرکت می‌کردیم. برای ماشین، بانک، نوشابه یا هر چیز دیگری که می‌خواست باشد، باید تصویر یک ضربه سر من در آن می‌بود، زیرا به نظر می‌رسید در آن زمان به اشتباه من را با آن می‌شناختند.

فوتبال در ژاپن برخلاف گذشته که پشت سر بیسبال و راگبی و ورزش‌های محلی مانند کشتی سومو بود، روز به روز بر محبوبیتش افزوده می‌شد و علاقه مردم به آن باورنکردنی بود.

ژاپنی‌ها توانستند یک ورزش کاملاً جدید را بین مخاطبین هدف خود که افراد زیر سی سال بودند، به خوبی جا بیاندازند و برای جذاب‌تر شدن مسابقات، ابتکاراتی مانند وقت اضافه ناگهانی و ضربات پنالتی برای تعیین برنده مسابقات جی لیگ را به کار بستند.

تساوی، بخشی از فوتبال است، بنابراین برای من کمی عجیب بود، اما درک می‌کنم چرا این کار را انجام دادند. در کل، به نظر می‌رسد که تلاش‌هایشان جواب داد و تمام بلیت مسابقات فروخته می‌شد.

ما تیم خیلی خوبی نبودیم و با گذشت فصل بیشتر و بیشتر دچار مشکل شدیم. اولین بازی من در این تیم مقابل کاشیما و ستاره برزیلی‌اش، زیکو، احتمالاً بدترین و یک طرفه ترین مسابقه‌اب بود که در آن شرکت کرده‌ام.

زیکو که به تازگی چهل ساله شده بود، در آن روز با یک هت‌تریک درخشان، از جمله یک ضربه آزاد عالی به گوشه بالای دروازه، باورنکردنی بود.

در واقع آن‌ها ما را له کردند و فکر می‌کنم حتی یک موقعیت هم نصیبم نشد. این کمبود موقعیت در ادامه فصل هم همچنان مشکل‌ساز بود و من در شش بازی اولم فقط یک گل زدم. اما بدتر از آن هم در راه بود.

در اواخر حضورم در انگلیس، انگشت شست پای راستم آسیب دید و با آن تا آخر فصل بازی کردم. درد بسیاری داشتم و با مسکن به زمین می‌رفتم‌. قبل از اینکه به ژاپن بروم، یک عمل جراحی انجام دادم که خیلی بهبود نیافت، اما ‌توانستم در تمرینات و مسابقات شرکت کنم و به این ترتیب چند بازی اول فصل جی لیگ را انجام دادم.

اما به مرور درد من بیشتر شد و آن را به پزشکان تیم گفتم. آنها رادیوگرافی کردند و گفتند که چیزی نمی‌بینند. فقط گفتند ممکن است تاندون آسیب دیده باشد یا چیز دیگری و برای بازی کردن یک آمپول کوچک می‌زنند.

مدت زمان حضور لینه‌کر در لیگ ژاپن به دلیل مصدومیت مداوم انگشت پا، بسیار کوتاه بود

منبع تصویر، Rex Features

توضیح تصویر، مدت زمان حضور لینه‌کر در لیگ ژاپن به دلیل مصدومیت مداوم انگشت پا، بسیار کوتاه بود

برای بازی بعدی یک آمپول ضد درد تزریق کردند و برای حدود چهل دقیقه خوب بودم، اما بعد از آن تمام پای راستم دچار اسپاسم شد. این عجیب‌ترین حسی بود که تا به حال داشتم، بین دو نیمه در رختکن نشسته بودم و فکر می‌کردم: «این دیگر چه کوفتی است؟» و خیلی طول نکشید که فهمیدم.

درست قبل از شروع نیمه دوم، درد شروع شد و وقتی وارد زمین شدم، دردم بیشتر شد تا مجبور شوم بازی را در دقیقه ۴۶ ترک کنم.

در بیمارستان مشخص شد انگشت پایم شکسته است. روز بعد از دکتر باشگاه پرسیدم آیا هنوز عکس‌های اشعه ایکس هفته قبل را دارند یا نه، زیرا مطمئن بودم چیزی در آن دیده بودم، اما با خودم فکر کرده بودم چه کار کنم؟ من که دکتر نیستم.

نگاهی به عکس‌ها انداختم و گفتم: «می‌بینی؟ فکر می‌کنی این چیست؟» او گفت: «آه بله، شاید شکستگی باشد» و من هم گفتم: «وای خدای من. هرگز نباید با آن بازی می‌کردم.»

حدود سه یا چهار ماه بیرون بودم و به محض برگشتن، انگشت شست پایم باز هم درد گرفت و اصلاً نمی‌توانستم بازی کنم. برای یک عمل جراحی دیگر به آمریکا رفتم و پس از هشت ماه ریکاوری، برای بازی در چند هفته پایانی قراردادم، بازگشتم. عاشق زندگی در ژاپن بودم و فکر می‌کردم هنوز به عنوان یک بازیکن کاملاً تمام نشده‌ام.

همیشه احساس می‌کردم که نتوانستم آن طور که باید به ناگویا کمک کنم. اما در مقابل باشگاه بسیار با من صبورانه برخورد کرد، آنها مرا کاملاً درک و از من حمایت کردند و به این دلیل بسیار از آنها سپاسگزارم.

گری لینه کر

منبع تصویر، Getty Images

در پایان قراردادم، خداحافظی بسیار خوبی با تیمم داشتم. تمام چراغ‌های استادیوم را پس از سوت پایان خاموش کردند و نورافکن را روی من انداختند و ایستاده تشویقم کردند. هنوز هم آن بازی یک لحظه خاص در زندگی من است، زیرا احتمالاً تنها مسابقه‌ای بود که بچه‌هایم من را از نزدیک دیدند، هرچند که بسیار کوچک بودند.

آن دوره از زندگی حرفه‌ای فوق‌العاده ناامیدکننده بود، اما نکات مثبتی نیز داشت، زیرا به من کمک کرد تا ادامه دهم. بپذیرم که زمان من به عنوان یک بازیکن به پایان رسیده و به من انگیزه داد تا زندگی جدیدی را شروع کنم.

اینطور نبود که یک روز مثل بعضی از بازیکنان از فوتبال خداحافظی کنم و خیلی ناگهانی همه چیز تمام شود. بلکه بسیار تدریجی بود و زمانی که در پایان سال ۱۹۹۴به خانه برگشتم، بسیار مشتاق بودم کاری متفاوت انجام دهم. من قبلاً کار رسانه‌ای خود را برای بی‌بی‌سی در جام جهانی همان سال آغاز کرده بودم، بنابراین می‌دانستم می‌خواهم در آینده چه کار کنم.

چند دوست در انگلیس از من خواستند دوباره بازی کنم، از جمله هم تیمی قدیمی‌ام برایان رابسون، که به تازگی هدایت میدلزبورو را بر عهده گرفته بود، اما مجبور شدم به آنها بگویم که دیگر نمی‌توانم بازی کنم. هیچ راهی وجود نداشت، انگشت شست پایم بد جوش خورده بود من تازه داشتم به آن عادت می‌کردم. اکنون می‌توانم کاملاً خوب راه بروم و بدوم، اما در آن زمان دویدن برایم آسان نبود.

زیکو، ستاره بزرگ برزیلی در دیدار افتتاحیه کاشیما آنتلرز مقابل گرامپوس و لینه‌کر، هت‌تریک کرد

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، زیکو، ستاره بزرگ برزیلی در دیدار افتتاحیه کاشیما آنتلرز مقابل گرامپوس و لینه‌کر، هت‌تریک کرد

وقتی جی لیگ شروع شد، این خطر وجود داشت که موقتی و گذرا باشد، اما اکنون که به فوتبال ژاپن نگاه می‌کنم، داستان موفقیتی را می‌بینم که سی سال پیش شروع شد و تا امروز به رشد خود ادامه داده است.

جی لیگ گسترش یافته و اکنون با ۲۸ تیم در دو دسته برگزار می‌شود و همچنان محبوبیت زیادی در بین هواداران دارد. فوتبال در ژاپن از بسیاری جهات دیگر نیز پیشرفت کرده است.

بازیکنان ژاپنی، آن زمان از نظر فنی خوب بودند و همیشه سخت کار می‌کردند، اما تازه حرفه‌ای شده بودند، بنابراین می‌توانستید بفهمید که چرا از نظر ذهنی کمی شکننده و فاقد آگاهی تاکتیکی یا سرسختی لازم در لیگ‌های معتبرتر بودند.

البته الان اینطور نیست. بازیکنان برتر آنها در سراسر جهان بازی می‌کنند و یک تیم ملی قوی را شکل داده‌اند.

ژاپن در سال ۲۰۰۲ یکی از میزبانان مشترک جام جهانی در کنار کره جنوبی بود. این میزبانی یکی دیگر از اهداف آنها از همان آغاز بود. تیم ملی مردان ژاپن از سال ۱۹۹۸ در هر هفت دوره جام جهانی حضور داشته و تیم زنان آنها نیز در حال حاضر در آسیا پیشتاز است.

من هیچ نقشی در هیچ یک از این موفقیت‌ها نداشته‌ام، اما دیدن آن فوق العاده است، زیرا همچنان به این کشور، فرهنگ و مردمش تعلق خاطر دارم و آنها را خانواده خود می‌دانم. پسر دیگرم، هری در آنجا به دنیا آمده و ما او را هنوز «هری چان» می‌نامیم، که یک اصطلاح ژاپنی برای دوست داشتن است.