بابی گیب؛ زن پیشگام ماراتن بوستون که اعتبارش زیر یک شایعه پنهان شد

منبع تصویر، Getty Images
- نویسنده, اولیویه گیبرتو
- شغل, بیبیسی
«زنان از نظر فیزیولوژیکی نمیتوانند در ماراتن بدوند.»
این کلمات مانند سیلی به صورت روبرتا (بابی) گیب فرود آمد. ادعایی که به نظرش بسیار بیشرمانه بود.
این جمله در حقیقت پاسخی رسمی به درخواستش برای شرکت در ماراتن ۱۹۶۶ بوستون بود و به صراحت از حضور در این مسابقه منع شده بود. پاسخی که به شکل تحقیرآمیزی توانایی او به عنوان یک زن را زیر سوال برده بود، با اینکه میتوانست به راحتی بیش از ۶۰ کیلومتر بدود.
دهه ۱۹۶۰ اواسط دوران گذار بود، اما همچنان نگرش نسبت به ورزشکاران زن و شرکت آنها در مسابقات دو استقامت، سنتی بود. این که آیا زنان میتوانند ۴۲ کیلومتر را بدوند، قبلاً بارها ثابت شده بود، با این حال از شرکت در مسابقات ماراتن محروم بودند.
او نامه را مچاله کرد و روی زمین انداخت و با خود فکر کرد: «به جهنم. در ماراتن بوستون شرکت میکنم، چه اجازه بدهند چه ندهند.»
اگر در گوگل جستجو کنید اولین زنی که در ماراتن بوستون شرکت کرده چه کسی بوده، نام و عکس کاترین سویتزر را خواهید دید که در آن گروهی از مردان در تلاشند زنی با شماره ۲۶۱ را متوقف کنند.
شاید تصویر تکان دهندهای از زنستیزی در آن زمان به نظر برسد، اما حقیقت چیز دیگری است و او در واقع اولین زنی نبوده که در قدیمیترین ماراتن جهان شرکت کرده است. همچنین آن مردان هم نمیخواستند او را متوقف کنند.

گیب که در حومه بوستون بزرگ شد، کودکی پرانرژی و عاشق طبیعت بود. او میگوید: «وقتی در جنگل با سگهای محله میدویدم، مادرم به من میگفت تو هیچوقت شوهر پیدا نخواهی کرد.»
با وجود تمام تغییرات مهمی که در دهه ۱۹۶۰ رخ داد، همچنان بسیاری از ساختارهای اجتماعی سنتی و غیرمنعطف بودند.
گیب میگوید: «بعد از جنگ، مردم از بازگشت به حالت عادی خوشحال بودند و این به معنای کار زنان در آشپزخانه و شستن ظروف و پردهها بود. باوری که قرنها در مورد زنان وجود داشت و تثبیت شده بود.»
«به زندگی مادرم و دوستانش نگاه میکردم، آنها زندگی بسیار محدودی داشتند، حتی نمیتوانستند بدون اجازه شوهر کارت اعتباری بگیرند.»

منبع تصویر، Getty Images
گیب زندگی متفاوتی میخواست، اما مانند بسیاری که در آرزوی ایجاد یک تغییر بزرگ بودند، مسیر هزارتویی پیش رویش بود: «میخواستم آگاهی اجتماعی در مورد زنان را از سنین پایین تغییر دهم، اما نمیدانستم چگونه و از کجا شروع کنم.»
گیب با وجود نزدیکی خانه به مسیر ماراتن بوستون، هرگز برای تماشای این مسابقه نرفته بود تا اینکه در سال ۱۹۶۴ پدرش او را همراه خود برد و تأثیر فوری و بسیار عمیقی روی او گذاشت.
«بلافاصله عاشق این مسابقه شدم. شرکتکنندگان با قدرت، شجاعت، استقامت و یکپارچگی میدویدند. چیزی در اعماق وجودم به من گفت که روزی در این مسابقه شرکت خواهم کرد و این تقدیر من در زندگی بود.»

منبع تصویر، Getty Images
در اواسط دهه ۱۹۶۰، دویدن زنان در در مسافتهای طولانی همچنان ممنوع بود، با اینکه بارها مسافت ۴۲ کیلومتری را دویده بودند، اما نظرات بی اساسی وجود داشت که بدن یک زن برای چنین مسابقه سختی ساخته نشده است.
جیمی شولتز، استاد حرکت شناسی در دانشگاه ایالتی پن میگوید: «اینگونه تصور میشد که دویدن باعث رشد نامناسب زنان و به خطر انداختن جنسیتشان خواهد شد.»
یک روز پس از مسابقه ماراتن مردان در اولین بازیهای المپیک مدرن در آتن در سال ۱۸۹۶، استاماتا رویتی، مادری ۳۰ ساله از پیرائو، همان مسیر را بهطور غیررسمی در پنج ساعت و نیم دوید.
هیچ اطلاعات دقیقی از رویتی، این زن پیشرو که اغلب به عنوان «اولین دونده زن ماراتن» از او یاد میشود، در دست نیست، جز اینکه فقیر بوده و دو فرزند خود را یک سال قبل از دست داده بوده است. دستاورد او چندان مورد توجه قرار نگرفت، زیرا در گزارش مسابقات به طور خلاصه عنوان شد: «یک زن فعال و مصمم در اوایل ماه مارس، مسیر مسابقات را با تنها یک استراحت لحظهای برای خوردن پرتقال به پایان رساند.»
نویسنده یونانی آتاناسیوس تاراسولئاس میگوید: «استاماتا رویتی در غبار تاریخ گم شد.»
سی سال بعد، در سال ۱۹۲۶، یک زن انگلیسی به نام ویولت پیرسی، ماراتن لندن را به طور غیررسمی در سه ساعت و چهل دقیقه دوید و ماراتن سالهای ۱۹۳۳و ۱۹۳۶ را هم به پایان رساند.
دیگر روشن بود که زنان هم میتوانند ۴۲ کیلومتر را بدوند، اما دیدگاههای سنتی و مبتنی بر شواهد خیالی و اغلب دروغ همچنان رواج داشت.
در بازیهای المپیک تابستانی ۱۹۲۸، زنان برای اولین بار در دوومیدانی به رقابت پرداختند و در دوم اوت، سه زن از نه نفری که در فینال دوی ۸۰۰ متر دویدند، رکورد جهانی را شکستند و لینا رادکه از آلمان صاحب مدال طلا شد.
با این حال، آنچه که باید یک جهش بزرگ برای دوومیدانی زنان تلقی میشد، تبدیل به یک کمپین رسانهای بسیار ناپسند شد و بسیاری از روزنامههای جهان به اشتباه گزارش دادند که بسیاری این زنان پس از مسابقات به دلیل خستگی از پا در آمدهاند و این ورزش بسیار فراتر از توانایی زنان است.
این طوفان رسانهای باعث شد تا مقامات، مسابقه هشتصد متر زنان را حذف کنند و این مسابقه دیگر تا سال ۱۹۶۰ برگزار نشد.
شولتز میگوید: «این ترس وجود داشت که چون زنان انرژی محدودی دارند، اگر آن را صرف آموزش، سیاست و ورزش کنند، از توانایی باروری آنها کاسته میشود.»

منبع تصویر، Getty Images
گیب در سال ۱۹۶۴، بی سر و صدا و دور از چشم همگان در نزدیکی خانه خود برای ماراتن بوستون تمرین کرد.
او میگوید: «نمیدانستم چه کار کنم. نه مربی داشتم، نه کتاب، هیچی. هیچ راهی برای اندازهگیری مسافت نداشتم، بنابراین فقط با زمان پیش میرفتم. دوست پسرم من را با موتورش میرساند و تا خانه میدویدم.»
گیب ۲۱ ساله با ون پدر و مادرش، آرزوی قدیمی خود را برای دیدن سراسر آمریکا محقق کرد و در تابستان به مدت چهل روز از شرق تا ساحل غربی را مسافرت کرد.
او میگوید: «شبها زیر آسمان میخوابیدم و روزها میدویدم. دویدن در امتداد رودخانه میسیسیپی و در سراسر دشتهای بزرگ، بر فراز کوههای راکی تا کالیفرنیا و شنا در اقیانوس آرام، تمرین من برای ماراتن ۱۹۶۶ بوستون بود.»
چند ماه قبل از ماراتن، او درخواست داد یکی از ۵۴۰ شرکتکننده این مسابقه باشد، اما به دلیل واهی ناتوانی فیزیولوژیکی زنان درخواستش رد شد.
گیب میگوید: «فهمیدم که این فرصت مناسبی برای تغییر آگاهی اجتماعی در مورد زنان است. اگر بتوانم ثابت کنم که این باور در مورد زنان اشتباه است، میتوانم تمام باورهای نادرست دیگر در مورد زنان را نیز زیر سوال ببرم.»
صبح روز مسابقه، مادرش او را با ماشین به خط شروع مسابقه رساند.
گیب میگوید: «پدرم فکر میکرد دیوانهام و همراهمان نیامد. شورت برمودای برادرم را پوشیده بودم و زیر آن یک مایو داشتم. کلاه لباسم را هم روی سرم انداخته بودم.»
پس از گرم کردن، نزدیک خط شروع رفت و در بوتههای مجاور پنهان شد. وقتی که تپانچه شلیک شد، گیب کمی صبر کرد تا دوندگان سریعتر شروع به حرکت کنند و بعد به جمعیت در حال حرکت ملحق شد.
گیب میگوید: «بلافاصله مردان دور و برم فهمیدند که زن هستم. خیلی اضطراب داشتم و نمیدانستم چه اتفاقی خواهد افتاد. حتی فکر میکردم ممکن است دستگیر شوم.»
ترس او بی مورد بود. زیرا رفاقت جای خصومت را گرفت و وقتی که مجبور شد به دلیل گرما گرمکنش را در بیاورد، ترسش از بیرون رانده شدن از مسابقه را به مردان اطرافش گفت و آنها هم به او اطمینان دادند که ما اجازه نمیدهیم.»
گیب میگوید: «این باور که مردان همیشه علیه زنان هستند، به هیچ عنوان حقیقت نداشت. آن پسرها عالی، خوشبرخورد، مهربان و مانند برادر حامی من بودند.»
گیب، دلگرم از این همراهی، لباس روی خود را درآورد و آزادانه و با افتخار دوید. موی دم اسبی بلوندش از این طرف به آن طرف تاب میخورد. تماشاگران او را تشویق میکردند و خبر حضورش در مسابقه از طریق گزارشهای رادیویی پخش شد.
گیب میگوید: «زنان گریه میکردند و بالا و پایین میپریدند. یکی مدام فریاد میزد «آوه ماریا، آوه ماریا» (درود بر مریم مقدس به زبان لاتین) و این یک لحظه بسیار احساسی برایم بود.»
نگرانیاش از اخراج با احساسی که هر دونده استقامت دارد جایگزین شده بود، اشتیاق فراوان برای رسیدن به خط پایان.
گیب در حالی که همچنان میدوید، احساس کرد سر و صدای اطرافش بیشتر شده، اما هنوز نمیدانست چقدر به خط پایان نزدیک شده است.
او میگوید: «نمیدانستم کجا هستم یا چقدر مانده، فقط دندانهایم را به هم فشار دادم و دویدم.»
گیب در نهایت توانست، سریعتر از دو سوم رقبا، اولین ماراتن خود در بوستون را در ۳ ساعت و ۲۱ دقیقه و ۴۰ ثانیه به پایان رساند.
تصویری نمادین او را به تنهایی در حال دویدن و رسیدن به خط پایان نشان میدهد. در دو طرف، تماشاگران با نادیده گرفتن سایر دوندگان، تلاش دارند اولین زنی که این مسابقه حماسی را به پایان رسانده، ببینند.
با عبور از خط پایان، او به گرمی مورد استقبال جان ولپ، فرماندار ایالت ماساچوست، قرار گرفت و سپس وارد هتلی شد که خبرنگاران از سراسر جهان منتظرش بودند.
پس از مصاحبه مطبوعاتی، تعدادی از دوندگان از او دعوت کردند تا برای مهمانی پس از مسابقه به آنها بپیوندد، اما وقتی به در سالن رسیدند، گیب را راه ندادند: «ببخشید، فقط مردان.»
آن روز تغییر چشمگیر اتفاق افتاده بود، اما برابری واقعی هنوز رویایی دور بود.

منبع تصویر، Getty Images
گیب دو بار دیگر در ماراتن بوستون دوید. در سال ۱۹۶۷، زن دیگری به نام سوئیتزر هم به او ملحق شد و سال بعد، پنج زن در ماراتن بوستون دویدند که گیب بار دیگر برنده شد.
برای سالهای متمادی، حضور سوئیتزر در مسابقه ۱۹۶۷ که برخی گمان میکردند اولین شرکت کننده زن آن مسابقات بوده، موفقیت گیب را تحت الشعاع قرار داد، واقعیتی که هرگز برای اولین زن واقعی که در ماراتن بوستون شرکت کرده، خوشایند نبود.
عکس معروف سوئیتزر نمادی از مبارزات زنان برای به دست آوردن برابری در ورزش شد، اما این تصویر و اتفاقی که در آن ثبت شده است، حقیقت ماجرا نیست.
در این تصویر به نظر میرسد سوئیتزر در حین دویدن، مورد آزار و اذیت گروهی از مردان قرار میگیرد. اما در حقیقت و برخلاف آنچه گزارش شده، فقط یک مرد به نام جوک سمپل که مسئول مسابقه بود، تلاش داشت شماره مسابقه او را بردارد، نه اینکه بخواهد به او حمله فیزیکی کند. حتی این دو بعدها دوستان صمیمی یکدیگر شدند.
گیب که بار دیگر بدون شماره و بصورت غیررسمی شرکت کرده بود، میگوید: «او شمارهاش را با پنهان کردن جنسیت خود در هنگام ثبت نام بهطور غیرقانونی به دست آورده بود.»
سویتزر اما، به نوبه خود، همیشه ادعا کرده که هرگز عمداً تظاهر به مرد بودن نکرده و تنها از روی عادت حروف اول نامش را در فرم ورودی نوشته و به همین دلیل این سوتفاهم بوجود آمده است.
به عقیده گیب، سمپل فقط نگران بود اعتبار این مسابقه نزد اتحادیه، به دلیل شرکت زنان در یک مسابقه مردان، از دست برود و به همین دلیل با او احساس همدردی میکند.
با وجود اینکه گیب بار دیگر هم با استقبال گرمی روبرو شد، اما این تصویر سوئیتزر بود که تیتر خبرها شد و خشم و جنجال فراوانی را برانگیخت.
گیب میگوید: «در سال ۱۹۶۷، من آزادانه در خط شروع قرار گرفتم و هیچ کس سعی نکرد مانع من شود. همه مردان عالی بودند، حتی جوک سمپل.»
اما این روایت سوئینزر بود که به جای داستان گیب، که با فضای موجود در دهه ۱۹۶۰ همخوانی داشت و بیشتر شنیده شد.

منبع تصویر، Getty Images
در طول دهههای بعد، این تصویر به اشتباه داستان اولین زنی شد که در ماراتن بوستون شرکت کرده است.
گیب میگوید: «سوئیتزر نه اسماً و نه رسماً اولین زن شرکت کننده نبود. او در واقع دومین زن در دومین سال از حضور یک زن در مسابقاتی بود که اکنون بهعنوان پیشگام ماراتن زنان نامیده میشود.»
با تلاش این پیشگامان، نهایتاً در سال ۱۹۷۲ به زنان شماره داده شد و اجازه یافتند به طور رسمی در مسابقات شرکت کنند.
در سال ۱۹۷۳، اولین ماراتن زنان در والدنیل آلمان غربی برگزار شد، اما نبودن مسابقه ماراتن زنان در بازیهای المپیک تابستانی ۱۹۸۰ مسکو، صبر و شکیبایی آنها را دیگر تمام کرده بود.
به خصوص وقتی که کالج آمریکایی پزشکی ورزشی (ACSM) با بیانیهای در ژانویه ۱۹۸۰، با ارائه شواهد پزشکی خط بطلانی کشید بر تمام ادعاها علیه دویدن زنان در مسافتهای طولانی و توصیه کرد که زنان میتوانند همانند مردان در رقابتهای ملی و بینالمللی و در همان مسافتها شرکت کنند.
سال بعد، در رأیگیری کمیته بین المللی المپیک در بادن-بادن آلمان، تصمیم گرفته شد که در المپیک ۱۹۸۴ لس آنجلس، مسابقه ماراتن زنان گنجانده شود و از آن زمان تاکنون ادامه دارد.
تأثیر این تصمیم بر ماراتن زنان چشمگیر بوده است. در شصت سال گذشته، رکورد جهانی زنان برای مسافت ۴۲ کیلومتری به میزان یک ساعت و ۲۳ دقیقه بهبود یافته است. در حالی که رکورد مردان در ۱۱۵ سال گذشته، تنها ۵۴ دقیقه بهبود یافته است.

منبع تصویر، Getty Images
گیب به دویدن ادامه داد، اما زندگی او در مسیر دیگری ادامه یافت. او در سال ۱۹۶۹ از دانشگاه کالیفرنیا و در رشته فلسفه و ریاضیات فارغ التحصیل شد. او میخواست به دانشکده پزشکی برود، اما مانند بوستون، باز هم بهعنوان یک زن با موانعی روبرو بود و در مصاحبه به او گفته شد که «خیلی زیبا» است و حواس پسران را در آزمایشگاه پرت خواهد کرد.»
در عوض، او شروع به کار در معرفت شناسی و علوم اعصاب در مؤسسه فناوری ماساچوست کرد، در حالی که عصرها در کلاسهای حقوق شرکت میکرد.
او هجده سال به وکالت مشعول بود و پس از آن به تحقیقات علمی در در زمینه زیست شناسی مولکولی سلولی با تمرکز بر بیماریهای عصبی بازگشت.
او همچنین یک مجسمهساز، نقاش و نویسنده است و چندین کتاب از جمله خاطراتش تحت عنوان «باد در آتش» نوشته است.
در سال ۱۹۹۶، گیب سرانجام به عنوان برنده رسمی سه دوره مسابقات بوستون شناخته شد و مدالهای خود را دریافت کرد. همچنین نامش در یادبود ماراتن بوستون در میدان کوپلی ثبت شد.













