مارکو پانتالی؛ کوکائین، خون و رازهای مرگ «دزد دریایی» ایتالیایی

پانتانی در محاصره خبرنگاران پس از مرحله دهم مسابقات تور دو فرانس ۱۹۹۸

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، پانتانی در محاصره خبرنگاران پس از مرحله دهم مسابقات تور دو فرانس ۱۹۹۸
    • نویسنده, درو ساویج
    • شغل, بی‌بی‌سی

شنبه ۱۴ فوریه ۲۰۰۴ و روز ولنتاین، مارکو پانتانی تنها خود را در اتاقی در هتل رزیدنس لو رز در ساحل ریمینی ایتالیا حبس کرده بود. صبح، آشفته و پریشان، سه بار با پذیرش تماس می‌گیرد و به سر و صدای مهمانان اتاق کناری اعتراض می‌کند، در صورتیکه آن اتاق در حقیقت خالی بود. در آخرین تماس با پذیرش، کمی بعد از ساعت یازده، حتی از کارکنان هتل درخواست می‌کند با پلیس تماس بگیرند.

بعد از ظهر همان روز، مسئول پذیرش پس از مشورت با صاحب هتل، به بهانه بردن حوله‌های تازه به سمت اتاق پانتانی می‌رود. در می‌زند، اما پاسخی نمی‌شنود. دوباره با رئیسش صحبت می‌کند و این بار قفل در را با کلید اصلی باز می‌کند، مبلی که برای سد کردن جلوی در بود را کنار می‌زند و در نیم طبقه بالای اتاق و کنار تخت، جسد مارکو پانتانی را غرق در خون پیدا می‌کند.

پانتانی قهرمان دوچرخه‌سواری بود و رقابتش با لنس آرمسترانگ در تور دو فرانس سال ۲۰۰۰، تبدیل به پربیننده‌ترین برنامه دوچرخه‌سواری در تاریخ تلویزیون ایتالیا شد.

هنگام مرگ، پانتانی ۳۴ ساله بود و می‌توانست همچنان در اوج دوران حرفه‌ای باشد. زیرا که رقیب دیرینش، لنس آرمسترانگ که تنها یک سال و نیم از او کوچکتر بود، پنج تور دو فرانس را برده بود و در آستانه پیروزی تور بعدی بود.

بیش از سه سال بود که پانتانی سرش را تراشیده بود و به دلیل ظاهر جدیدش با دستمال سر، پیرس بینی و گوشواره‌، مردم به او لقب «Il Pirata» یا دزد دریایی را داده بودند.

پانتانی بدن یک کوهنورد را داشت، لاغر و کوچک با ریه‌هایی قدرتمند. توانایی تحمل هوای کوهستانی، او را به پیروزی در جیرو دیتالیا و تور دو فرانس در سال ۱۹۹۸ رساند. دوگانه‌ای که تنها شش دوچرخه‌سوار دیگر در تاریخ به آن دست یافته‌اند و نام او را در کنار بزرگانی مانند فائوستو کوپی، ادی مرککس و برنارد هینو قرار داد.

اما پیش از مرگش در سال ۲۰۰۴، شرایطش کاملاً تغییر کرده و بیست کیلوگرم به وزنش اضافه شده بود. اما همچنان یک فوق ستاره مشهور در ایتالیا بود، هرچند که برای برخی دیگر یک ستاره نبود.

آخرین حضورش در مسابقه‌ جیرو دیتالیا سال ۱۹۹۹ بود. مسابقه‌ای که پنج دقیقه از همه جلوتر بود و فقط دو مرحله به پایان و قهرمانی مانده بود، اما به تلخی برایش به پایان رسید.

پانتانی به دلیل نتیجه مثبت آزمایش دوپینگ، صبح روز مرحله ماقبل آخر با اسکورت پلیس ایتالیا از هتل تیم خارج شد، در حالی که از بالکن هتل، هم تیمی‌هایش او را تشویق می‌کردند و هواداران در اعتراض به اخراج او، راه را بسته بودند.

پس از آن بود که مسیر پانتانی به بیراهه و دنیایش در تاریکی فرو رفت و دیگر نتوانست از آن رهایی یابد. او میراث باشکوه و خاطره‌اش همچنان در ذهن مردمی مه با شوق مسابقاتش را تماشا می‌کردند، پابرجاست.

خط خاکستری

مارکو پانتانی در یک خانواده معمولی از طبقه کارگر و در شهر چسناتیکو در چهارده مایلی ساحل ریمینی ایتالیا به دنیا آمد.

در دوران کودکی منزوی بود و به همین دلیل با پیشنهاد یکی از همسایه‌ها، والدینش او را به باشگاه دوچرخه‌سواری محلی بردند. پیشنهادی که یکی از بزرگترین دوچرخه‌سواران تاریخ این ورزش را ساخت.

پانتانی جوان (جلو سمت چپ) قبل از مسابقه دوچرخه‌سواری در منطقه چسناتیکو، نزدیک ریمینی

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، پانتانی جوان (جلو سمت چپ) قبل از مسابقه دوچرخه‌سواری در منطقه چسناتیکو، نزدیک ریمینی

پانتانی در مقایسه با دوچرخه‌سوارانی مانند میگل ایندوراین و یان اولریچ که به واسطه توانایی‌شان در تایم تریل برتر بودند، توانایی عجیبی در کوهستان داشت و رقبای خود را از نفس می‌انداخت.

علاقه‌ به خوردن نوتلا، امتناع از پوشیدن کلاه و ضربان‌سنج، یا تمایل به بیرون رفتن در اواخر شب و آواز خواندن کارائوکه در رختخواب، نشان از تفاوتش با دیگر ورزشکاران این رشته داشت.

مت رندل، روزنامه‌نگار حوزه دوچرخه‌سواری و نویسنده زندگی‌نامه‌ پانتانی، در مستند بی‌بی‌سی در مورد او به نام مرگ یک دزد دریایی، می‌گوید: «او می‌خواست با دوچرخه‌اش کاری کند که یک هنرمند با قلم مو می‌کند.»

در تور دو فرانس سال ۱۹۹۴، پانتانی رکورد سریع‌ترین صعود به آلپ دوهوئز را شکست، صعودی تقریباً افسانه‌ای. سال بعد هم توانست دوباره رکورد خود را بشکند. پانتانی در سال ۱۹۹۷ نیز مجدداً به رکورد خود رسید تا تنها دوچرخه‌سواری در تاریخ تور دو فرانس باشد که توانسته سه بار رکورد صعود سریع به آلپ دوهوئز را بشکند.

اما افتخار اصلی را، یک سال بعد در تور بحث برانگیز ۱۹۹۸ کسب کرد. مسابقه به دلیل دستگیری یکی از مقامات تیم فستینا در حال حمل داروهای نیروزا و اخراج کلیه اعضای این تیم و اعتصاب آنها، در بحران کامل بود و فقط به یک قهرمان نیاز داشت.

اینجا بود که پانتانی با پیراهن زرد رنگش و در حالی که سه دقیقه عقب‌تر از مدافع عنوان قهرمانی، اولریچ بود، در یک روز سرد و مرطوب در کوه‌های آلپ، عقب افتادگی خود را جبران کرد و سرنوشت مسابقه را تغییر داد.

پانتانی در مسیر پیروزی قاطع خود در مرحله پانزدهم تور دو فرانس ۱۹۹۸ و صعود به آلپ

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، پانتانی در مسیر پیروزی قاطع خود در مرحله پانزدهم تور دو فرانس ۱۹۹۸ و صعود به آلپ

آن زمان هیچکس فکر نمی‌کرد سال ۱۹۹۸ نقطه اوج دوران حرفه‌ای او باشد و ده ماه بعد زندگی‌اش به کلی دگرگون شود.

پانتانی در جیرو دیتالیا سال ۱۹۹۹ پیشرو مسابقات بود و به نظر می‌رسید مطمئناً دو مرحله باقی مانده را نیز پیروز می‌شود، اما در میان تعجب خبرنگاران و هواداران مشتاق ایتالیایی، به این دلیل که سطح هماتوکریت او دو درصد بیش از حد مجاز بود، از مسابقه اخراج شد.

برخی از دوچرخه‌سوارانی که مانند او در تست مردود شدند، به سادگی ممنوعیت‌های در نظر گرفته شده را پذیرفتند و پس از طی دوران محرومیت، دوباره به این ورزش بازگشتند.

اما برای پانتانی این به معنای پایان حرفه دوچرخه‌سواری بود و به گفته نزدیکانش، از آن زمان به طور منظم شروع به مصرف کوکائین کرد.

ایندوراین پس از مرگ پانتانی در سال ۲۰۰۴، پنج سال آینده زندگی پانتانی را در دو جمله ساده خلاصه کرد: «زمانی که آزمایش هماتوکریت را انجام داد، فقط پانزده روز محروم شد، اما طومار زندگی‌اش در هم پیچید و دیگر هرگز نتوانست به زندگی عادی بازگردد.»

تجمع هواداران در جیرو دیتالیا ۱۹۹۹ در اعتراض به اخراج پانتانی

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، تجمع هواداران در جیرو دیتالیا ۱۹۹۹ در اعتراض به اخراج پانتانی

پانتانی همچنان محبوب مردم بود، اما دائماً با مقام‌های دوچرخه‌سواری و دولت ایتالیا اختلاف نظر و درگیری داشت. او دچار پارانویا شده بود و گمان می‌کرد به طور ناعادلانه‌ای با او رفتار شده است.

به همین دلیل مدتی در یک کلینیک مواد مخدر و افسردگی تحت درمان قرار گرفت و در اکتبر ۲۰۰۳ به هوادارانش گفت که پانتانی ورزشکار را فراموش کنند.

زمانی که برای تعطیلات در کوبا بود، پاسپورت خود را خط‌خطی کرد و در آن نوشت: «قهرمانی که بودم دیگر وجود ندارد.»

«قهرمان دیروز از آنچه امروز شده‌ام فاصله دارد. اگر هنوز هواداران تشویقم می‌کنند، از روی محبت نیست، بلکه به دلیل نیاز به چنین شخصیتی است.»

«من بی‌دلیل تحقیر شدم. چهار سال است که در دادگاه‌های مختلف هستم. قانون خوب است، اما به شرطی که برای همه یکسان باشد.»

چهار ماه بعد او درگذشت و نوشته‌هایش پس از پیدا شدن پاسپورتش در اتاق هتل، به اطلاع عموم رسید.

خبر مرگ او تیتر اول مطبوعات بود. در مراسم تشییع جنازه‌اش، مادرش رسانه‌ها را محکوم کرد و فریاد زد: «همه شما در مرگ پسرم مقصرید. اینجا چه کار می‌کنید؟»

بیش از بیست هزار نفر در خیابان‌های چسناتیکو صف کشیده بودند تا تابوت او را از کلیسا به بیرون مشایعت کنند.

تحقیقات اولیه نشان داد مرگ او بر اثر مصرف بیش از حد کوکائین بوده است. اما تحقیق در مورد مرگ او به اینجا ختم نشد.

در سال ۲۰۱۶ مجدداً تحقیق دیگری انجام شد، زیرا خانواده پانتانی مدعی شده بودند که او توسط گروهی مورد ضرب و شتم قرار گرفته و بعد مجبور به مصرف کوکائین شده و به قتل رسیده است. ادعایی که به دلیل خیالی بودن رد شد.

اما در نوامبر ۲۰۲۱، به طرز عجیبی اعلام شد که مقام‌های ایتالیایی برای سومین بار قصد دارند تا در مورد مرگ پانتانی و نیز محرومیتش در جیرو ۱۹۹۹ تحقیق کنند که آیا مافیا در حوادث رخ داده دخالت داشته است یا خیر.

شواهد جدیدی که تقریباً به طور تصادفی کشف شدند، ابعاد تازه‌ای به این پرونده دادند.

لورنزو بودرو، روزنامه‌نگار تحقیقی، می‌گوید: «در سال ۲۰۱۶ در یکی از شنودهای که توسط پلیس و کاملاً غیرمرتبط با پرونده پانتانی انجام شده بود، در گفتگو بین دو مرد، به دخالت مافیای ناپل (کامورا) در مرگ پانتانی اشاره شده بود.»

سال‌ها این شایعه بود که مافیا به خاطر مسائل مربوط به شرط‌بندی در مرگ پانتانی دست داشته است و اکنون پلیس شواهدی یافته که به نظر می‌رسید این شایعه حقیقت داشته است.

شهادت فابیو میرادوسا، فروشنده موادی که در اواخر عمر پانتانی به او کوکائین فروخته بود، نیز به این پرونده اضافه شد. او باور داشت مارکو به دلایل طبیعی نمرده است. زیرا به گفته او، پانتانی کوکائین مصرف می‌کرد، اما نه آنچنان که باعث مرگش شود.

حمل پیراهن‌های زرد و صورتی که پانتانی در جیرو و تور دو فرانس پوشیده بود در مراسم تشییع جنازه او در چسناتیکو

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، حمل پیراهن‌های زرد و صورتی که پانتانی در جیرو و تور دو فرانس پوشیده بود در مراسم تشییع جنازه او در چسناتیکو

وقتی نوبت به تحقیق در مورد آزمایش خون پانتانی در جیرو ۱۹۹۹رسید، یک تبهکار معروف ادعا کرد دوستان مافیایی او فینال دراماتیک مسابقه را پیش‌بینی و به همه دوستان خود توصیه کرده بودند: «اگر پول دارید، روی پانتانی شرط بندی نکنید، زیرا او به [خط پایان] میلان نمی‌رسد.»

مت رندل، زندگینامه نویس پانتانی، با تردید در مورد نقش مافیا، به بی‌بی‌سی گفت: «وقتی کامورا بخواهد کاری کند، قطعاً با کارمندان بخش هماتولوژی بیمارستانی در کومو تماس نمی‌گیرد. این شیوه عمل آنها نیست و در کل کمی خام به نظر می‌رسد.»

نیکولا مورا، رئیس کمیسیون ضد مافیای پارلمان، در ماه دسامبر گفت: «امروز، پس از این مدت، این احتمال که مافیا نتایج جیرو دیتالیا را تغییر داده است، همچنان یک فرضیه است و ما نتوانستیم آنطور که دوست داشتیم این پرونده را ببندیم.»

البته در نتایج کمیسیون، به موارد مشکوک در رابطه با نمونه خون گرفته شده از پانتانی در جیرو ۱۹۹۹ اشاره شده است. مورد اول، عدم رعایت ناشناس بودن نمونه است و دیگری، مغایرت زمان انجام آزمایش با زمان درج شده در پرونده است که احتمال دستکاری در نمونه را تقویت می‌کند.

کریستوف باسونز، دوچرخه‌سوار هم دوره با پانتانی، تخمین می‌زند که حدود ۹۵ درصد دوچرخه‌سواران در آن زمان اریتروپوئیتین (EPO) مصرف می‌کردند.

با پیشرفت فناوری‌های تشخیص و بازنگری نمونه‌های جمع‌آوری شده از مسابقات تور دو فرانس سال‌های ۱۹۹۸ و ۱۹۹۹، مشخص شد تخمین باسونز درست بوده است.

نتیجه تست EPO هجده دوچرخه‌سوار از جمله پانتانی مثبت و دوازده دوچرخه‌سوار دیگر مشکوک بود. بنابراین مشخص شد بسیاری از ورزشکاران در آن زمان با طفره رفتن از آزمایش در زمان مقرر و زمان‌بندی مصرف EPO، نتیجه آزمایش را به نوعی مدیریت می‌کردند تا نتیجه در محدوده مجاز باشد.

بنابراین بعید است که پانتانی کاملاً پاک بوده باشد، اما به نظر می‌رسد او احساس می‌کرده بیش از رقبای خود تقلب نکرده و با بی‌عدالتی اخراج شده است.

مادرش می‌گوید پانتانی در یادداشت‌هایی که به جا گذاشته این موضوع را تأیید می‌کند. او به بی‌بی‌سی گفت: «او هرگز ننوشته نگرفتم و گفته فقط کاری که به او اجازه داده شده را انجام خواهد داد.»

البته موارد مشکوک دیگری نیز در خصوص شرایط مرگ او وجود دارد که هرگز به طور کامل توضیح داده نشده است.

به گفته پروفسور جوزپه فورتونی که در آن زمان استاد پزشکی قانونی دانشگاه بولونیا بود و روی بدن پانتانی آزمایش‌هایی انجام داد، بدن پانتانی بیش از شش برابر مجاز دوز کشنده کوکائین داشت، مقداری که مصرف آن برای تفریح تقریباً غیرممکن است.

فرضیه خودکشی نیز منتفی بود، زیرا به اعتقاد پزشکی قانونی اگر چنین هدفی داشت، از داروهای تجویزی که در آن زمان همراه داشت استفاده می‌کرد.

در حالی که میرادوسا، فروشنده مواد مخدر پانتانی، ممکن است شاهد کاملاً قابل اعتمادی نباشد، اما شهادت او، تردیدهایی در مورد شرایط هنگام کشف جسد مارکو بوجود آورد.

او به کمیسیون ضد مافیای دولت ایتالیا گفت: «متقاعد شده‌ام که مارکو به قتل رسیده است. زیرا او در تلاش برای یافتن حقیقت بود. او به دنبال چیزی بود. بر اساس تجربه و از روی عکس‌ها و فیلم‌هایی که دیده‌ام، می‌گویم که مارکو در آن اتاق مواد مخدر مصرف نکرده است.»

«هیچ وسیله‌ای برای کشیدن کوکائین که روش معمول مصرف او بود، وجود نداشت. اما در نقاطی از بدن او کوکائین وجود داشته که نشان می‌داد او آن را به بینی کشیده است.»

میرادوسا در پایان گفت: «این طریقه مصرف مارکو نبود و هر کسی صحنه جنایت را چیده از این واقعیت آگاه نبوده است.»

تونینا پانتانی که اصرار بسیاری برای تحقیقات بیشتر در مورد مرگ پسرش داشته به بی‌بی‌سی گفت: «معتقدم که مارکو همان جا نمرده است. چیزهای زیادی وجود داشت. چیزهای عجیب و غریب...»

«او جلوی تلویزیون خوابش می‌گرفت. در آن هتل، تلویزیون در سالن با کاناپه‌ها بود. من مطمئن هستم که او در در نیم طبقه اتاق هتل که تخت خواب بود و جسدش پیدا شد، نخوابیده و در سالن پایین خوابیده است.»

«نیم طبقه بالا کاملاً مرتب بود. اما طبقه پایین حسابی شلوغ و بهم ریخته بود. از مدیر هتل پرسیدم که آیا خسارتی وجود دارد یا خیر و به من گفت نه خانم، چیزی خراب نشده، اما همه چیز به سادگی از هم جدا شده است، گویا دنبال چیزی بوده‌اند. آنها به دنبال چه بودند؟»

«وقتی مارکو را در تابوت دیدم. دستانش را لمس کردم. چطور ممکن است همه چیز را در اتاق بهم ریخته اما حتی یک خراش هم برنداشته باشد؟ در عوض خراش‌هایی روی صورتش بود که باعث شد فکر کنم قبل از مرگ او را کتک زده‌اند.»

تونینا همچنین ادعا کرد که کلاه بیسبال پسرش گم شده است، در حالی که دو کت در اتاقش پیدا شد که متعلق به او نبود.

پلیس ایتالیا در لابی هتل رزیدنس لو رز در ساعات اولیه ۱۵ فوریه ۲۰۰۴ پس از کشف جسد مارکو پانتانی

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، پلیس ایتالیا در لابی هتل رزیدنس لو رز در ساعات اولیه ۱۵ فوریه ۲۰۰۴ پس از کشف جسد مارکو پانتانی

جزئیات دیگری نیز وجود دارد.

کتابی در سال ۲۰۰۷ ادعا کرد که دو ظرف یک بار مصرف در محل حادثه کشف شده بود که حاوی غذاهای چینی بوده‌اند، در حال که پانتانی از غذای چینی متنفر بود.

بنا بر گزارش‌ها، ورودی دوم هتل نیز دوربین‌های مداربسته نداشت و فرد یا افرادی به راحتی می‌توانسته‌اند از آن وارد یا خارج شوند.

همچنین ظاهراً مبلغی پول، به گفته برخی ۲۰۰۰۰ یورو و به گفته برخی دیگر ۱۲۰۰۰ یورو از اتاق پانتانی گم شده است.

هر یک از این جزئیات می‌تواند کلید اتفاقی باشد که در آن اتاق رخ داده است. برعکس آن نیز ممکن است و به بن بست منجر خواهد شد.

توضیحات متضاد دیگری نیز وجود دارد. آیا پانتانی، به دلیل پارانویایی که داشته و تحت تأثیر مواد مخدر بوده توانسته اشیای اتاق را از هم جدا کند؟ قابل توجه اینکه در تعطیلات سال قبلش در کوبا، اثاثیه اتاقش را پس از مصرف کوکائین شکسته بود.

آخرین تحقیقات در مورد مرگ پانتانی، همچنان پشت درهای بسته ادامه دارد و معلوم نیست چه زمانی یافته‌های آن منتشر خواهد شد.

شاید تنها قطعیت ماجرا این باشد که هیچ کس جز مارکو پانتانی از آنچه در اتاق هتل رخ داده، مطلع نباشد و حقیقت نیز همراه با او مرده باشد.

اما افسانه زنده است.

به گفته رندل: «این بچه خارق‌العاده؛ نفس نمی‌کشید، عرق نمی‌کرد، وحشت نمی‌کرد... حتی به نظر نمی‌رسید تلاش کند، اما می‌توانست پرواز کند».

آخرین پیروزی پانتانی در تور دو فرانس سال ۲۰۰۰ به دست آمد، زمانی که به شکل خاطره‌انگیزی از لنس آرمسترانگ پیش افتاد و پیروز شد

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، آخرین پیروزی پانتانی در تور دو فرانس سال ۲۰۰۰ به دست آمد، زمانی که به شکل خاطره‌انگیزی از لنس آرمسترانگ پیش افتاد و پیروز شد