رودی بال؛ ماجرای ستاره‌ای که از دست نازی‌ها جان بدر برد

بال (وسط) در دسامبر ۱۹۳۰ برای برلینر اس‌سی بازی می‌کرد

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، بال (وسط) در دسامبر ۱۹۳۰ برای برلینر اس‌سی بازی می‌کرد
    • نویسنده, راب هیوود
    • شغل, بی‌بی‌سی

در بهار ۱۹۴۵ سرگرد گوردون دایلی همراه با جیب ارتش کانادا یک روزه ۸۰۰ کیلومتر از هلند تا برلین رانندگی کرد.

سفر قبلی او به آلمان نه سال قبل بود، زمانی که به تیم ملی هاکی روی یخ بریتانیا کمک کرد، قهرمان المپیک زمستانی ۱۹۳۶ شود. این بار برخلاف دفعه قبل ملاقاتی با آدولف هیتلر در کار نبود.

دایلی سه روز بعد از پایان جنگ جهانی دوم و خودکشی «پیشوا» به پایتخت آلمان رسید. در آنجا او با ایان گوردون برخورد کرد.

گوردون، خبرنگار جنگی بود که سقوط برلین و پیروزی متفقین را پوشش می‌داد. او اما در دوران صلح خبرنگار ورزشی بود که در مورد هاکی روی یخ و دایلی می‌نوشت.

گوردون داخل جیپ پرید و آن‌ها همراه با هم گشتی در برلین ویران زدند. خیلی زود با آنچه از دفتر صدر اعظم رایش (قلب قدرت نازی‌ها) روبرو شدند و در باغ چند گالن خالی حمل سوخت پیدا کردند.

آن دو نفر با خودشان فکر کردند که شاید از آنها برای سوزاندن جسد هیتلر استفاده شده است. در آن هرج و مرج همه با این نظر موافق بودند و دایلی به این نتیجه رسید که آن‌ها می‌توانند سوغاتی‌های خوبی باشند.

کمی بعد از صفی که مردم برای گرفتن سوپ از نیروهای متفقین تشکیل داده بودند، گذشتند. در میان آن‌ها چهره یک آدم ژولیده نظرشان را جلب کرد: او رودی بال بود که حالا هیچ شباهتی به مردی که آن‌ها یک دهه قبل ملاقات کرده بودند، نداشت.

بال ستاره یهودی لیگ هاکی روی یخ آلمان بود، همان تیمی که دایلی در المپیک ۱۹۳۶ به مصافش رفته بود. چشمان دایلی و گوردون از تعجب گرد شده بود. بال چطور از جنگ جان بدر برده بود؟ او چگونه از نسل‌کشی هیتلر نجات یافته بود؟

پاسخ دادن به این سئوال، آن هم ۷۸ سال بعد، کار آسانی نیست. خیلی سئوال‌ها بدون جواب باقی مانده و خیلی از جواب‌ها به سئوالات بزرگتری منجر می‌شوند.

هاینز، رودی، لئونارد (پدر) و گرهارد برای یک عکس خانوادگی در سال ۱۹۲۹ ژست گرفته‌اند

منبع تصویر، Birger Nordmark

توضیح تصویر، هاینز، رودی، لئونارد (پدر) و گرهارد برای یک عکس خانوادگی در سال ۱۹۲۹ ژست گرفته‌اند

رودی بال سال ۱۹۱۱ در برلین به دنیا آمد. او دو برادر بزرگتر از خودش به نام‌های گرهارد و هاینز داشت. پدرشان لئونارد، تاجر پارچه بود و مادرشان یک مسیحی از شهر کونیگزبرگ (حالا کالینینگراد.)

هر سه برادر هاکی روی یخ بازی می‌کردند و هر سه آن‌ها همراه با تیم محله‌شان، برلینر اس‌سی، قهرمان آلمان شدند. هر سه نفر همچنین به تیم ملی راه پیدا کردند.

دوره اوج هاکی آلمان بود و رودی بال نقش بزرگی در آن داشت. او به کشورش کمک کرد نایب قهرمان مسابقات قهرمانی جهان ۱۹۳۰ و برنده مدال برنز المپیک زمستانی ۱۹۳۲ شود.

اما در سال ۱۹۳۳ با قدرت گرفتن هیتلر و حزب نازی و همچنین افزایش احساسات ضد یهودی در آلمان ، هر سه برادر با قبول پیشنهادهایی برای بازی در ایتالیا و سوئیس، کشور را ترک کردند.

آلمان قبل از آن میزبانی المپیک زمستانی ۱۹۳۶ را بدست آورده بود. رویکرد آن‌ها نسبت به بازی‌های گیج‌کننده بود، به خصوص که هیتلر سال ۱۹۳۲ در یک سخنرانی آنها را این گونه توصیف کرده بود: «یک بازی الهام گرفته از یهودیت که نمی‌توان آن را در رایش تحت حکومت ناسیونال سوسیالیست‌ها قرار داد.»

اما هنگامی که نازی‌ها قدرت را در دست گرفتند، یوزف گوبلز، وزیر تبلیغات آلمان نازی، حس کرد که می‌تواند از آن‌ها به نفع خودش استفاده کند.

احساسات یهودی‌ستیزانه در آلمان گسترش یافته بود، کتاب‌هایشان سوزانده شده بود و کسب و کارشان تعطیل شده بود. در سپتامبر ۱۹۳۵ تابعیت آلمانی به طور قانونی از شهروندان یهودی سلب شد و آن‌ها دیگر اجازه نداشتند با «یک آریایی» ازدواج کنند.

کمیته بین‌المللی المپیک از آلمان تضمین خواست و آن‌ها گفتند که یهودیان آلمانی هنوز می‌توانند برای تیم ملی بازی کنند؛ این که برای حضور در تیم ملی انتخاب می‌شدند یا نه، البته که مسئله دیگری بود.

بال با ۱۶۲ سانتیمتر قد در مقایسه با بازیکنان کنونی، ریزاندام محسوب می‌شد؛ اما او بسیار سریع بود و ضربات فوق‌العاده دقیقی داشت. او یک ستاره بود و در بیشتر بازی‌ها امتیازآورترین بازیکن مسابقه بود. وقتی فهرست اسامی اعلام شد، ولی نام بال در بازیکنان دعوت شده به تیم ملی دیده نمی‌شد.

در واکنش به این اقدام گوستاو یائنکه، مدافع تنومند آلمان که عضو تیم تنیس این کشور در جام دیویس هم بود، گفت تا زمانی که بال به تیم دعوت نشود، او هم بازی نخواهد کرد. این موضوع در نشست‌های محرمانه حزب نازی مطرح شد و سرانجام تصمیم گرفتند که گروه کوچکی را برای مذاکره با بال بفرستند. سرانجام تصمیم گرفته شد که او هم به تیم دعوت شود.

بال حاضر شد به تیم بازگردد با این شرط که پس از بازی‌ها به خانواده‌اش اجازه خروج از آلمان داده شود؛ با این شرط موافقت شد.

رودی بال (نفر پنجم از چپ) و برادرش گرهارد (نفر دوم از راست) همراه با تیم برلینر اس‌سی در سفری به فرانسه در اکتبر ۱۹۳۱. گوستاو یائنکه در این تصویر دستانش را روی شانه رودی بال گذاشته است

منبع تصویر، SC Berliner

توضیح تصویر، رودی بال (نفر پنجم از چپ) و برادرش گرهارد (نفر دوم از راست) همراه با تیم برلینر اس‌سی در سفری به فرانسه در اکتبر ۱۹۳۱. گوستاو یائنکه در این تصویر دستانش را روی شانه رودی بال گذاشته است

هیتلر در یک سخنرانی که بر خلاف معمول کوتاه بود، ۵ فوریه ۱۹۳۶ بازی‌های المپیک زمستانی را در ورزشگاه اسکی المپیک پیش چشم حدود ۵۰ هزار تماشاگر و بیش از ۱۰۰۰ ورزشکار افتتاح کرد.

قبل از مسابقات زمزمه‌هایی در مورد تحریم مسابقات از سوی کشورهای غربی شنیده می‌شد، اما اقدامی عملی انجام نشد. در حالی که منطقه گارمیش-پارتنکیرشن آماده میزبانی می‌شد، بسیاری نشانه‌های ضد یهود از روستاهای اطراف برچیده شدند. کامیون‌ها ارتشی نیز در مانورهایی مبهم سربازان را به اطراف منتقل می‌کردند، دلیل رسمی حضور آن‌ها این بودکه در صورت لزوم به آوردن برف (دمای محل برگزاری مسابقات آن سال به طرز غیرعادی بالا بود) کمک کنند.

وستبروک پگلر، خبرنگار آمریکایی، در مورد کنترل خارجی‌ها از سوی سربازان نوشت و حضور گسترده نظامیان را به صحنه‌ای جبهه غرب تشبیه کرد. نازی‌ها از این کار خوششان نیامد. دفتر مطبوعاتی در گارمیش با نیویورک تایمز تماس گرفت و گفت هرکسی که مدعی حضور پرتعداد نظامیان در منطقه است، دروغ می‌گوید.

در هاکی روی یخ آلمان در گروه سختی افتاد و باید با آمریکا، مدعی قهرمانی بازی‌ها و دو تیم قدرتمند سوئیس و ایتالیا رقابت می‌کرد. سخت‌ترین بازی در روز اول بود و تیم باید در ورزشگاهی سرباز با گنجایش ۱۰۰۰۰ نفر به مصاف آمریکا می‌رفت.

در شرایط جوی نامناسبی که مسابقه به دلیل بارش برف بارها متوقف شد، آمریکا با گلی زودهنگام برنده شد؛ به رغم شکست آلمان اما همه اتفاق نظر داشتند که بال بهترین بازیکن میدان بود.

آلمان چاره‌ای جز پیروزی در بازی بعدی مقابل ایتالیا نداشت و شکست به معنای حذف از مسابقات در روز دوم بود. برای گذاشتن تاثیر مثبت شاید هم برای نشان دادن این که باختن در آن بازی قبول نیست، ردلف هس (معاون پیشوا) و گوبلز در محل بازی حاضر شدند.

آلمان تیم برتر بازی بود و ایتالیا را ۰-۳ شکست داد. بال گل سوم را زد و مشخص نشد که گوبلز و هس برای او دست زدند یا نه.

بازی آخر مقابل سوئیس در دمای منفی یازده درجه سانتیگراد برگزار شد، آلمان ۰-۲ برنده شد و بال بازهم گل زد. آلمان در مرحله گروهی بعدی مقابل مجارستان کار سختی در پیش نداشت اما مصدومیت بال در آن بازی موجب شد که او نتواند با قدرت کامل در ادامه بازی‌ها شرکت کند.

آلمان (چپ) برای بازی نخست خود مقابل آمریکا در المپیک ۱۹۳۶ صف کشیده است

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، آلمان (چپ) برای بازی نخست خود مقابل آمریکا در المپیک ۱۹۳۶ صف کشیده است

آلمان بدون این که بهترین بازیکنش را تمام و کمال در اختیار داشته باشد، باید در دو بازی حساس شرکت می‌کرد. بازی نخست مقابل بریتانیای شکست‌ناپذیر بود؛ تیمی که قبل با حذف کانادا بزرگ‌ترین شگفتی تاریخ هاکی روی یخ را رقم زده بود.

کانادا با رکورد ۱۶ پیروزی و یک تساوی در المپیک به این بازی‌ها آمده بود. تیمی که تمام مدال‌های طلای قبلی المپیک را برده بود و احتمال پیروزی‌اش مقابل حریف ۲۰۹ به ۸ بود. بریتانیا با حمایت هواداران آلمانی توانست حریفش را ۱-۲ شکست دهد.

در بازی بعد آن هواداران به طرز دیوانه‌واری پشت تیم آلمان ایستادند. در پایان وقت اول یکی از مسئولان مجبور شد تیر هوایی شلیک کند، به این دلیل که در میان غوغای صدای سوت داور شنیده نمی‌شد.

بازی در وقت‌ عادی ۱-۱ مساوی شد و به وقت‌های اضافه رفت. به گفته ناظران حرکت آخرین قطاری که به مونیخ بازمی‌گفت به تاخیر افتاد تا تماشاگران بتوانند تا آخر بازی را ببینند. سه وقت اضافه بدون گل تمام شد و در نتیجه تصمیم گرفته شد که بازی با نتیجه مساوی تمام شود.

بال به رغم مصدومیت بازی کرد، اما زمان کافی برای بهبود تا بازی بعدی مقابل کانادا نداشت. آلمان آن بازی را ۲-۶ به کانادا باخت و تنش آن قدر بالا گرفت که گوبلز و هرمان گورینگ با بیانیه‌هایی از تماشاگران خواستند آرام باقی بمانند.

در پایان بازی‌ها متیو هالتون، خبرنگار کانادایی، به دنبال نوشتن داستانی در مورد بال بود. صبوری و پشتکار هالتون نتیجه داد و او توانست به طور اختصاصی با ستاره آلمان ملاقات کند.

خبرنگار کانادایی از او پرسید، چطور می‌تواند خودش را راضی به بازی برای تیمی کند که نماینده رژیم نازی است که رفقای یهودی او را آزار می‌دهد. بال گفت، امتناع از بازی کمکی به جمعیت یهودی آلمان نمی‌کند و برعکس ممکن است به آن‌ها آسیب برساند.

هالتون بعدا گفت هال در طول مکالمه هموطنان آلمانی و هم‌تیمی‌هایش را به جای «ما»، «آن‌ها» خطاب می‌کرد.

حالا نگرانی بال معامله‌ای بود که در مورد خانواده‌اش انجام داده بود. اما مسئولان به قول خود عمل کردند. در ژوئیه و کمتر از شش ماه پس از پایان المپیک زمستانی لئونارد و گرترود، والدین بال، در آخرین مرحله سفر از ساوتهمپتون راهی آفریقای جنوبی، محل اقامت رودی برادر رودی شدند.

البته در عین حال از رودی خواسته شد که در آلمان بماند و برای تیم ملی بازی کند. نمی‌توان گفت که او در این زمینه چقدر حق انتخاب داشت. اما این تصمیم با توجه به این که آن موقع اکثر اعضای خانواده‌اش آلمان را ترک کرده بودند و خودش هم قبل از المپیک در خارج کشور بازی می‌کرد، عجیب به نظر می‌رسد.

به هر دلیلی که بود بال تصمیم گرفت در آلمان بماند. او به تیم سابق خودش، برلینر اس‌سی، برگشت و به زدن گل‌های حساس برای تیمش ادامه داد. المپیک زمستانی آخرین نمایش او در تیم ملی آلمان نبود و بال در مسابقات قهرمانی جهان ۱۹۳۷ لندن و سال بعد از آن در پراگ شرکت کرد.

با آغاز جنگ جهانی دوم، مسابقات بین‌المللی هاکی متوقف شد، اما در حالی که بمب‌ها در نزدیکی بال در برلین فرود می‌آمدند، او به حرفه‌اش ادامه می‌داد. او و رفیقش یائنکه در لیگی که از ۱۲-۱۰ تیم با شرکت تیم‌هایی از اتریش و چکسلواکی برگزار می‌شد، بازی می‌کردند.

آخرین بازی او در ژانویه ۱۹۴۳ بود. حدود یک سال بعد با شکست‌های آلمان در جبهه‌های شرقی و غربی کلیه مسابقات ورزشی کشور تا اطلاع ثانوی تعطیل شدند.

آن موقع بال از خانه‌اش در برلین خارج شده بود و میان جنگل‌ها و دریاچه‌های حومه غربی این شهر زندگی می‌کرد. او توانسته بود از ظهور و سقوط رایش سوم خودش را نجات دهد. شاید هم تبار او به کمکش آمد، با در نظر گرفتن این که پدرش یهودی بود و مادرش نه.

شخصیت او به عنوان یک سلبریتی، بازیکن عالی و سرگرم‌کننده و همین طور شریک زندگی زیبایش، هیلما کوپخ، (که در برلین دوران جنگ معروف بود)، نیز تاثیرگذار بودند.

بال هرگز به طور علنی در مورد زندگی‌اش در دوارن جنگ، گزینه‌هایی که داشت و مصالحه‌هایی که کرد، حرف نزد.

برادرزاده‌اش ریچارد که حالا ۷۹ ساله است، مردی را به یاد می‌آورد که آن موقع هم با خانواده‌اش ملاقات نمی‌کرد. آن‌ها احتمالا به خوبی از مشکلات بال آگاه بودند.

ریچارد می‌گوید در حالی که رودی داخل آلمان هاکی بازی می‌کرد، عمویش (گرهارد برادر رودی) در ارتش نازی خدمت می‌کرد.

برایان مارک ریگ، در کتاب «سربازان یهودی هیتلر» که سال ۲۰۰۲ منتشر شد، می‌گوید که ۱۰۰ هزار نفر یا بیشتر بودند که در جنگ جهانی دوم با تبار یهودی به آلمان خدمت می‌کردند.

یوزف گوبلز، وزیر تبلیغات آلمان نازی (بالا چپ) و آدولف هیتلر در مراسم اختتامیه المپیک زمستانی ۱۹۳۶

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، یوزف گوبلز، وزیر تبلیغات آلمان نازی (بالا چپ) و آدولف هیتلر در مراسم اختتامیه المپیک زمستانی ۱۹۳۶

آن موقع که رودی بال در صف گرفتن سوپ دیده شد، سرانجام او و خانواده‌اش از تعهدات و تهدیدات آلمان نازی رها شده بودند. دایلی، بازیکن و سرباز سابق، هم که بال را در صف غذا پیدا کرد، بعد از جنگ زندگی جالبی داشت.

او مرد پشت صحنه ساخت اولین پارک سافاری کانادا بود و به عنوان مدیر ارکستر سمفونیک نیوبرانزویک نیز خدمت کرد. دایلی همچنین رئیس انجمن ملل متحد در اتاوا و مدیر آکسفام کانادا و شورای هنرهای کانادا بود.

او تمام این کارها را حین خدمت به ارتش کانادا با پست‌های مختلف در سراسر جهان انجام داد. دیالی سال ۱۹۸۹ در کانادا درگذشت.

و سرنوشت آن گالن‌های خالی بنزین؟ او آن‌ها را به موزه جنگ کانادا در اوتاوا اهدا کرد.

بال مربی نیروهای متفقین در برلین پس از جنگ شد و سپس همراه با هلیما و برادرش گرترود به بقیه اعضال خانواده در آفریقای جنوبی ملحق شد.

برلین ویران در ماه مه ۱۹۴۵ به تصرف نیروهای شوروی و لهستان درآمد

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، برلین ویران در ماه مه ۱۹۴۵ به تصرف نیروهای شوروی و لهستان درآمد

در سال‌های پایانی زندگی از بال به عنوان فردی جذاب و شیک‌پوش یاد می‌شد، مردی که گاهی با «طنز برلینی» خودش، شمه‌ای از روزگار تاریکی را که پشت سرگذاشته بود، نشان می‌داد.

هرگز دقیقا نخواهیم دانست که بال در آلمان نازی چه ماجراهایی را پشت سرگذاشت، اما موفقیت او در جان بدر بردن از جنگ و عملکرد درخشانش در هاکی روی یخ خیلی دیر مورد توجه قرار گرفت.

سال ۲۰۰۴ و ۲۹ سال پس از این که بال در ۶۴ سالگی در ژوهانسبورگ درگذشت، نام او وارد تالار مشاهیر هاکی روی یخ شد.

و در حومه‌ی آرام برلین، در میان خانه‌های جدید و درختانی که برگ‌هایشان پیچ و تاب می‌خورند و پرندگان روی شاخه‌هایشان آواز می‌خوانند، خیابانی نام ستاره‌ای را بر خود دارد که نه تنها زنده ماند، بلکه درخشید.

بال در حال استراحت در میانه یکی از بازی‌های برلینر اس‌سی در سال ۱۹۲۹

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، بال در حال استراحت در میانه یکی از بازی‌های برلینر اس‌سی در سال ۱۹۲۹