کشتهشدگان اعتراضات دی ۱۴۰۴
بخش راستیآزمایی بیبیسی فارسی تحقیقی را برای شناسایی هویت شماری از کشتهشدگان اعتراضات دی ۱۴۰۴ آغاز کرده است. در چارچوب این تحقیق، تاکنون هویت دهها نفر تایید شده و روایتهایی درباره آنها گردآوری شده است. در همین حال، گروههای حقوق بشری تا کنون کشتهشدن هزاران نفر را در جریان این اعتراضات ثبت کردهاند و دولت ایران نیز اسامی حدود سه هزار جانباخته را منتشر کرده است. بسیاری از این روایتها را منابعی نزدیک به کشتهشدگان به بیبیسی دادهاند اما برای حفظ امنیت، به نام آنها اشاره نشده است.
با کلیک روی هر تصویر میتوانید مشخصات جانباختگانی را که در این تحقیق شناسایی شدهاند بخوانید یا با استفاده از گزینههایی مانند جنسیت یا محل کشتهشدن، میان این موارد جستوجو کنید.

جوادگنجی
۳۹ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
تهران - ۱۸ دی
جواد گنجی سالها در سینما به عنوان دستیار کارگردانی و برنامهریزی تا تولید، فیلمنامهنویسی، کارگردانی و بازیگری فعالیت میکرد. همکارانش درباره او به بیبیسی فارسی گفتند: «اگر جایی کار جلو نمیرفت، جواد همانجا میایستاد و حلش میکرد. پروژه برایش چیزی نبود که نیمهکاره بماند. میماند تا تمام شود و معمولاً هم با کیفیتی بهتر از چیزی که انتظار میرفت، آن هم با کمترین هزینه ممکن. به خانوادهاش بسیار نزدیک بود. تقریباً هر پولی که به دستش میرسید، صرف خانواده میشد. برادرش مسعود را همیشه کنار خودش میآورد، به او یاد میداد و با احترام با او رفتار میکرد. رابطهشان شبیه رابطهی شاگرد و استاد هم نبود؛ بیشتر شبیه همراهی بود.
به کودکان و بچههای بیسرپرست کمک میکرد و برایشان کمک جمع میکرد، بیسر و صدا و بدون اینکه جایی مطرح شود. این کارها بخشی از زندگیاش بود، نه چیزی برای دیدهشدن.»

نگینقدیمی
۲۸ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
تنکابن - ۱۹ دی
نگین قدیمی دانشجوی بیوتکنولوژی بود و عاشق هنر و شنا. در ۱۹ دی پدرش از او خواهش کرد خانه بماند و به اعتراضات نرود. او قبول نکرد و به مردم معترض شهسوار پیوست. به گفته یک منبع نزدیک به خانواده: «هنگامی که نیروهای امنیتی به مردم شلیک کردند، گلوله جنگی به پهلوی نگین اصابت کرد. او در آغوش پدر افتاد و به او گفت بابا دارم میسوزم و همان لحظه درگذشت.»

نیماپارسا
۲۶ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
تهران - ۱۸ دی
نیما (محمدامین) پارسا، مدرس زبان ایتالیایی و انگلیسی در تهران بود. یکی از نزدیکان او در گفتگو با بخش راستیآزمایی بیبیسی فارسی گفت «او پنجشنبه ۱۸ دی در میدان تجریش تهران با اصابت گلوله به سرش کشته شد. اما جسد او را تا یکشنبه تحویل خانواده ندادند. نیما ویدیوهای آموزشی زبان درست میکرد و رایگان در یوتیوب میگذاشت. او چند سال پیش پس از آنکه مدرک لیسانس خود را از ایتالیا گرفته بود به ایران برگشت و مشغول به کار شد. «او بسیار سختکوش بود و بیشتر وقتش را به کار کردن میگذراند. به تازگی توانسته بود ماشین بخرد. اوجوان شریفی بود که عاشق ایران بود.»

محمدرضایی
۳۲ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
تهران - ۱۹ دی
محمد رضایی مجرد و اهل تهران بود. به گفته یکی از نزدیکان او که با بخش راستیآزمایی بیبیسی فارسی صحبت کرده است به سر محمد در دولتآباد گلوله جنگی اصابت کرد.
یکی از دوستانش جسد او را به بیمارستان هفتم تیر برد. «مسئولان بیمارستان هقتم تیر به خانواده که برای پیگیری وضعیت او مراجعه کردند، گفتند محمد آنجا پذیرش نشده است. اما روز بعد به خانواده میگویند جسد را تحویل بگیرند.»
به گفته این منبع آگاه «او جوان پرکار و فعالی بود و عاشق فوتسال بازی کردن. بارها سعی کرد کاری را شروع کند، مثلا کافی شاپ باز کرد اما با شرایط بد اقتصادی هر بار با بن بست روبرو میشد. او تازه از سربازی برگشته بود، دو سال برای این حکومت خدمت کرد. آرزو داشت با پارتنرش تشکیل خانواده بدهد، پر از امید و آرزو بود.» محمد را یکشنبه ۲۱ دی به خاک سپرده شد.

سعیدگلسرخی
۳۱ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
شاهرود - ۱۹ دی
سعید گلسرخی فرزند آخر در بین هشت پسر بود. به گفته محمد، برادر او، نیروهای امنیتی به زانوی او جلوی فرمانداری شاهرود شلیک کردند. دوستانش او را به بیمارستان بردند، اما به گفته برادرش «چون مامورها در حال بازداشت زخمیهای اعتراضات از بیمارستان بودند، سعید از بیمارستان فرار کرد و به خانه پدری رفت. ماموران امنیتی برای بازداشت او به خانه آنها هجوم بردند و با خشونت او را دستگیر کردند.» محمد میگوید «ماموران امنیتی پس از بازداشت سعید، سر کوچه و جلوی چشمان مادر و کودک ۶ ساله برادرش، به او از پشت سر شلیک کردند و او را کشتند. آنها جسد سعید را با خود بردند و چند روز بعد گفتند بیایید تحویل بگیرید.» برادر دیگر او نوید نیز در بازداشت است و خانواده تحت فشار شدید امنیتی است. «سعید علاقه زیادی به مادرش داشت و همیشه به او کمک میکرد و اعتقادات مذهبی داشت. اهل ورزش بود و بدنسازی کار میکرد. او مجرد بود اما آرزو داشت خانواده تشکیل دهد و یک زندگی سالم داشته باشد.»

زهرابهلولیپور
۱۹ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
تهران - ۱۸ دی
رها (زهرا) بهلولیپور در خیابان فاطمی تهران بر اثر اصابت گلوله به قفسه سینهاش کشته شد. او دانشجوى ورودى ۱۴۰۳ زبان ايتاليايی در دانشگاه تهران بود.
صفحه اینستاگرام او نشان میدهد که او به کتاب و سینما علاقمند بود. از جملاتی که دوست داشت عکس میگذاشت. او در یکی از این پست ها زیر گفته فروع را خط کشیده است: «آرزوی من آزادی زنان ایران و تساوی حقوق آنها با مردان است. من به رنجهایی که خواهرانم در این مملکت دراثر «بیعدالتی مردان میبرند، کاملا واقف هستم و نیمی از هنرم را برای تجسم دردها و آلام آنها به کار میبرم. آرزوی من ایجاد یک محیط مساعد برای فعالیتهای علمی هنری و اجتماعی زنان است.»
او در آخرین پستی که در کانال تلگرامش منتشر کرده بود در ۱۹ دی نوشته بود: «یک لحظه وصل شدم و فقط میخوام بنویسم زن، زندگی، آزادی برای همیشه.» او را در در شهر فیروزآباد به خاک سپردند.»

سپهرابراهیمی
۱۹ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
تهران - ۱۸ یا ۱۹ دی
سپهر ابراهیمی در اعتراضات شهرک اندیشه تهران کشته شد.
یکی از نزدیکان خانواده به بیبیسی فارسی گفت: «مادر سپهر نگران بوده که پسرش به اعتراضات برود و برایش اتفاقی بیفتد. برای همین او به مادرش گفت که به باشگاه میرود اما به معترضان پیوست.»
به گفته این منبع آگاه خانواده هفت روز از او خبری نداشت تا آنکه جسدش پیدا شد.
سپهر بوکسور آماتور بود. در پستهای اینستاگرامش پیداست که او در هر کجا در حال تمرین بود. او روی یک از ویدیوهایش نوشته بود: «کسی که نمیجنگه ، حق نداره آرزو کنه.»

احساناکبری
۲۷ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
اراک - ۱۸ دی
به گفته یک از نزدیکان خانواده «احسان اکبری در اراک نزدیک مدرسهای که قبلا در آن درس میخواند با اصابت گلولههای ساچمهای نیروهای امنیتی به شکمش کشته شد. به او از پشتبام همان مدرسه هم با تیر جنگی شلیک کردند که به به قلب و سرش خورد. پدرش با پای پیاده احسان را تا بیمارستان برد، اما او جان باخت. خانواده توانستند ۲۲ دی جنازه عزیزشان را تحویل بگیرند.»

بهروزمنصوری
محل کشتهشدن و تاریخ
بوشهر - ۱۸ دی
بهروز منصوری و همسرش منصوره حیدری در خیابان عاشورا در بوشهر با گلولههای جنگی کشته شدند.
یک منبع نزدیک به خانواده گفت: «وقتی جمعیت معترض به مسجد قرآن رسیدند، از پایگاه مقاومت بسیج به سمت آنها تیراندازی شد. گاز اشکآور شلیک کردند. سر بهروز منصوری تیر خورد. منصوره برگشت بالای سر همسرش که به پهلوی او هم شلیک کردند.»
«به گفته پزشکی آشنا، منصوره تا ساعت ۱۲ شب زنده بود اما نیروهای بسیج و نیروهای امنیتی تا چند ساعت اجازه ندادند کسی به زخمیها نزدیک شود. نیروهای امنیتی چهار روز بعد جنازهها را به خانوادهها تحویل دادند.»
«مادر سالمند و بیمار منصوره گفته است که خوشحال است دختر و دامادش در راه وطن جان دادهاند اما خانوادههای آنها تحت فشار شدید امنیتی هستند. آنها را کنار هم در روستای بویهگز، در ۵۰ کیلومتری بوشهر، به خاک سپردند.»
منصوره حیدری، ۳۷ ساله، پرستار و بهروز منصوری مدرس آموزشکده فنی و حرفهای در بوشهر بود. از آنها دو فرزند ۱۰ و ۸ ساله به جا مانده است.

منصورهحیدری
۳۷ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
بوشهر - ۱۸ دی
منصوره حیدری و همسرش بهروز منصوری در خیابان عاشورا در بوشهر با گلولههای جنگی کشته شدند.
یک منبع نزدیک به خانواده گفت: «وقتی جمعیت معترض به مسجد قرآن رسیدند، از پایگاه مقاومت بسیج به سمت آنها تیراندازی شد. گاز اشکآور شلیک کردند. سر بهروز منصوری تیر خورد. منصوره برگشت بالای سر همسرش که به پهلوی او هم شلیک کردند.»
«به گفته پزشکی آشنا، منصوره تا ساعت ۱۲ شب زنده بود اما نیروهای بسیج و نیروهای امنیتی تا چند ساعت اجازه ندادند کسی به زخمیها نزدیک شود. نیروهای امنیتی چهار روز بعد جنازهها را به خانوادهها تحویل دادند.»
«مادر سالمند و بیمار منصوره گفته است که خوشحال است دختر و دامادش در راه وطن جان دادهاند اما خانوادههای آنها تحت فشار شدید امنیتی هستند. آنها را کنار هم در روستای بویهگز، در ۵۰ کیلومتری بوشهر، به خاک سپردند.»
منصوره حیدری، ۳۷ ساله، پرستار و بهروز منصوری مدرس آموزشکده فنی و حرفهای در بوشهر بود. از آنها دو فرزند ۱۰ و ۸ ساله به جا مانده است.

حسینناصری
۷۳ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
تهران - ۱۹ دی
حسین ناصری در شرق تهران با اصابت گلوله به شاهرگ پایش کشته شد. او که سالها پیش بازنشسته شده بود، دو فرزند بزرگسال داشت که خارج از ایران زندگی میکنند.
به گفته یک منبع نزدیک به خانواده، او قبل از پیوستن به اعتراضات گفته بود: «از امنیت و رفاه فرزندانم خیالم راحت است و مهم نیست چه بر سرم بیاید. به اعتراضات میروم برای آینده بهتر نسل بعد.»
«آقای ناصری عاشق سفر و طبیعتگردی بود. یکی از پاهایش آسیبدیده بود اما به دلیل بیماری قلبی و سن بالا نمیتوانست عمل کند اما با وجود درد به رفتن به طبیعت نه نمیگفت.»
فرزندان او به دلیل قطع اینترنت و تلفن تا هفت روز نمیدانستند که پدرشان کشته شده است. حسین ناصری در بهشت زهرا به خاک سپرده شد.

صهبارشتیان
۲۳ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
اصفهان - ۱۹ دی
صهبا رشتیان با شلیک مستقیم نیروهای امنیتی به پهلو کشته شد. صهبا کمک داور فوتبال بود. او انیمیشن و تصویرگری کار میکرد. اینستاگرام او پر است از تصویرگریهای خلاقانه.
صهبا در دانشگاه هنر اصفهان در مقطع کارشناسی انیمیشن فارغالتحصیل شده بود. او پولهایش را جمع کرده بود تا در خارج ادامه تحصیل دهد. .
او در خانوادهای هنرمند بزرگ شده بود، پدر بزرگش جعفر رشتیان از هنرمندان به نام اصفهان بود
صهبا آرزو داشت روزی در شرکت «والت دیزنی» کار کند و روزی در جام جهانی داور فوتبال شود.
مادرش در مراسم خاکسپاری او گفت که « این حور و پری را ۲۳ سال بزرگ نکردم که در قبر ببینمش.»
و پیکر او پنجشنبە ۲۵ دی، به خاک سپرده شد.

شبنمفردوسی
۳۷ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
تهران - ۱۸ دی
شبنم فردوسی در خیابان فاطمی تهران با اصابت گلوله جنگی به شکمش کشته شد. شبنم از دانشگاه علم و فرهنگ تهران در مقطع کارشناسی فارغالتحصیل شده بود. مادر و پدرش فوت کرده بودند و تنها زندگی میکرد.
یکی از دوستان شبنم گفت: «او را نمنم صدا میکردیم چون مثل نمنم باران زیبا و لطیف بود. عاشق رنگ بود. همیشه رنگهای شاد میپوشید. عاشق فیلم، سریال و موسیقی هم بود. از راه عروسکسازی کسب درآمد میکرد.»
«بعد از این که شبنم تیر خورد، دو نفر او را به یک بیمارستان خصوصی منتقل کردند. اما هنگامی که خانواده برای پیگیری به بیمارستان رفتند، بیمارستان پذیرش او را تکذیب کرد و گفت اطلاعات چنین کسی ثبت نشده است.»
خانواده فکر کرده بودند او بازداشت است و در نهایت پس از چهار روز جستجو، جسدش را در کهریزک پیدا کردند.

مهدیجعفری
۲۳ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
تهران - ۱۹ دی
مهدی جعفری با اصابت گلوله جنگی از پشت به کمرش کشته شد.
یک منبع نزدیک به خانواده به بخش راستیآزمایی بیبیسی فارسی گفت که پس از اینکه او زخمی شد، «ماموران امنیتی حاضر در محل اجازه ندادند که مردم به زخمیها کمک کنند و آنها را به بیمارستان منتقل کنند.
اگر او به موقع به بیمارستان میرسید، ممکن بود زنده بماند.»
این فرد آگاه مهدی را جوانی «صلح طلب، شوخطبع و عاشق حیوانات و طبیعت» توصیف میکند.
او میگوید مهدی گربهها را دوست داشت و محل کارش پر از گربههای محل بود چون او همیشه به آنها غذا میداد و برای درمانشان اقدام میکرد. او یکی از گربههایی را که نجات داده بود، را به سرپرستی پذیرفت و همه جا با او میرفت.
«او عاشق طبیعت بود و همه ایران را گشته بود.
جسد مهدی جعفری را در کهریزک پیدا کردند. این منبع میگوید نیروهای امنیتی از خانواده «پول تیر گرفتند و تعهد گرفتند که در سکوت و بدون حضور دوستان و اقوام او را به خاک بسپارند.»
مهدی جعفری در ۲۱ دی در بهشت زهرا ،قطعه ۲۲۵ ردیف ۸۰۱ شماره۲۲ به خاک سپرده شد.

فرزانهتوکلی
۴۰ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
تهران - ۱۹ دی
فرزانه توکلی، زنی سرپرست خانواده بود که در خانیآباد تهران با اصابت گلوله به سرش کشته شد. یک منبع نزدیک به خانواده به بخش راستیآزمایی بیبیسی فارسی گفت:
«او دست در دست دخترش جان باخت. ماموران امنیتی میخواستند دخترش را بازداشت کنند اما وقتی دیدند که مادرش کشته شده است او را با خودشان نبردند.» به گفته این منبع ماموران امنیتی «در قبال تحویل جنازه، از خانواده فرزانه توکلی تعهد گرفته شد که خاکسپاری در سکوت در روستایی در نزدیکی اراک برگزار شود.نیروهای امنیتی از خانوادهاش خواستند که دخترشان را به عنوان شهید ثبت کنند، اما آنها موافقت نکردند.»
فرزانه توکلی اصالتا اهل اراک بود، اما در تهران آرایشگاه داشت. او از همسرش جدا شده بود و سرپرست دو فرزندش بود.

صنمپوربابایی
۲۶ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
لاهیجان - ۱۸ دی
صنم پوربابایی، نوازنده و مدرس ویولن، در جریان اعتراضات در محدوده باغ ملی لاهیجان، بر اثر اصابت گلوله به سرش جان باخت.
به گفته منبعی نزدیک به او، تیراندازی از ارتفاع و به سمت سر این هنرمند صورت گرفته است. این منبع از صنم پوربابایی بهعنوان هنرمندی «بسیار بااستعداد یاد میکند که روند رشد حرفهای سریعی داشت.» به گفته او، صنم پوربابایی از نظر اخلاقی فردی آرام، کمحاشیه، قابل اعتماد، مؤدب و هدفمند بود.
صنم پوربابایی، نوازنده ویولن و مدرس موسیقی، دارای مدرک کارشناسی موسیقی بود. او فراگیری ویولن کلاسیک را از سال ۱۳۹۰ آغاز کرد و از سال ۱۳۹۶ در آموزشگاههای موسیقی شهرهای لاهیجان و رشت به تدریس ویولن پرداخت.
از جمله فعالیتهای حرفهای او میتوان به اجرا با ارکستر فیلارمونیک گیلان، ارکستر زهی کاسپین و ارکستر زهی به همراهی گروه کر سکوت اشاره کرد. او همچنین در بخش موسیقی بیستوهفتمین جشنواره تئاتر کودک و نوجوان حضور داشت.
بر اساس برخی گزارشها، پیکر او در ابتدا به خانواده تحویل داده نشد و اعضای خانواده ناچار بودند بارها برای پیگیری مراجعه کنند. «در نهایت، پس از حدود ده روز و پرداخت مبلغی، پیکر او به شرط دفن شبانه به خانواده تحویل داده شد.»

ایلیادهقانی
۱۹ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
تهران - ۱۸ دی
ایلیا دهقانی حدود ساعت ۹ شب در چهارراه تیرانداز در منطقه تهرانپارس، با اصابت گلوله جنگی به گردن و نخاع مجروح شد. او که قطع نخاع شده بود در بیمارستان بستری شد اما بعد از یک هفته جان باخت. به گفته یک منبع آگاه که با بخش راستیآزمایی بیبیسی فارسی صحبت کرد « ایلیا عاشق زندگی بود ولی از حکومت و وضعیت بد جامعه ناراضی بود. او عاشق فوتبال و بدنسازی بود.» در ویدیویی که از او پیش از جان باختن در بیمارستان منتشر شده است، ایلیا به پدرش میگوید: «بابا دوستت دارم.» ایلیا دهقانی در ۲۷ دی در قطعه ۱۰۵ بهشت زهرای تهران به خاک سپرده شد.

حسنشاخصی
محل کشتهشدن و تاریخ
تهران - ۱۸ یا ۱۹ دی
حسن شاخصی، ساکن تهرانپارس بود. او به اعتراضات پیوست اما به خانه بازنگشت. به گفته یکی از نزدیکانش، خانوادهاش پس از چند روز جستوجو جسد او را با گلولهای در سینهاش پیدا کردند. به گفته این منبع حسن شاخصی انسان «خوب و مهربانی بود. صلحطلب بود وهیچ وقت با کسی درگیر نمیشد. او در کار تاسیسات برودتی - حرارتی ساختمان بود. عاشق خانوادهاش بود و دو دختر ۱۴ و ۵ ساله داشت. او رابطه خوبی با دخترانش داشت. با آنها ورزش میکرد و میدوید. او آدم زخمتکشی بود که برای رفاه خانوادهاش تلاش میکرد. اما نسبت به دردهای جامعه هم بیتفاوت نبود. او در اعتراضات زن زندگی آزادی سال ۱۴۰۱ هم شرکت کرده بود.»

سیاوشمنصورینژاد
۳۰ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
کرج - ۱۹ دی
سیاوش متولد شهرستان اندیمشک در استان خوزستان بود اما از چند سال پیش به همراه برادر و مادرش در کرج زندگی می کرد. به گفته ایوب عبدی، دایی سیاوش که با بخش راستیآزمایی بیبیسی فارسی صحبت کرده است «ماموران امنیتی در ساعت ۲۲:۳۰ به قفسه سینه او شلیک کردند. او در راه انتقال به بیمارستان جان باخت.
آقای عبدی میگوید نزدیکان موفق شدند جسد سیاوش را از بیمارستان به خانه ببرند. صبح روز بعد جسد را برای خاکسپاری به بهشت سکینه منتقل کردند. «سیاوش پسر آرامی بود که دلبسته پرندگان بود. او در خانه بلبل و قناری داشت.
سیاوش آرزو داشت که یک مغازه باتریسازی باز کند. حتی لوازم مکانیکی باتریسازی را تهیه کرده بود.
پدرش جانباز جنگ ایران و عراق بود و سالها پیش از مادر سیاوش جدا شده بود.
یکی از عموهایش هم در جنگ ایران و عراق جان باخته بود.
سیاوش عاشق ایران و فرهنگ ایران باستان بود و به دین زرتشت علاقه زیادی داشت. او به تازگی توانسته بود خانهای رهن کند و مستقل شود.» آقای عبدی میگوید خانواده سیاوش تحت فشارهای شدید امنیتی قرار دارند.

حمیدرضاشیرازی
۴۴ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
تهران - ۱۸ دی

میثمحزینی
۳۹ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
گرگان - ۱۸ دی
میثم حزینی در حوالی فرمانداری شهر گرگان هدف گلوله جنگی قرار گرفت. یک منبع آگاه به بخش راستیآزمایی بیبیسی فارسی گفت که محل اصابت گلوله در نزدیکی شاهرگ پای ران او بود که باعث خونریزی شدید شد. «مردم او را داخل یک خودرو میگذارند تا به بیمارستان منتقل کنند، اما راننده بهدلیل ترس از دوربینهای نظارتی یا پیامدهای امنیتی، بهجای انتقال مستقیم، مدتها در شهر دور میزند. میثم در تمام این مدت هنوز زنده بوده است.»
در نهایت نزدیکانش او را تحویل گرفتند و خودشان به بیمارستان حکیم جرجانی گرگان منتقل کردند، اما او جان باخت.
میثم حزینی دو دختر خردسال داشت. به گفته این منبع او از «بهترین سرآشپزهای گرگان بود و در شهر به خوشرفتاری، مهماننوازی و اخلاق حرفهای شناخته میشد. در صفحه کاریاش تصاویر هنرمندان و بازیگرانی وجود دارد که مهمان رستورانش بودهاند و با احترام و گرمی از آنها پذیرایی کرده بود. دغدغه اصلیاش تأمین آینده خانوادهاش بود. چندی پیش در جملهای تلخ به همسرش گفته بود:
با این شرایط، هرگز نمیتوانم برایتان خانه بخرم.»

رضااسکندر پور
۳۷ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
تهران - ۱۸ دی
یک منبع اگاه به بخش راستیآزمایی بیبیسی فارسی گفته است که رضا اسکندپور پیش از آنکه به اعتراضات برود «موبایل و پسورد اینستاگرامش را به مادرش داد و گفت معلوم نیست من برگردم یا نه، شاید لازم شود.»
به گفته این منبع او «اصلا آدم مذهبیای نبود، ولی آن روز دو رکعت نماز خواند و به مادرش گفته بود میخواهد از زیر قرآن رد شود.» او سپس به معترضان در صادقیه (آریاشهر) پیوست و تا دیروقت آنجا بود. به گفته این منبع وقتی شمار جمعیت کمتر شد «نیروهای امنیتی شروع کردند به تیراندازی به سمت مردم. وقتی به پای یکی از دوستان رضا تیر خورد، او برای نجات دوست خود رفت اما از پشتبامی از پشت به او شلیک کردند. شش گلوله به گردن، شکم، باسن و پای رضا اصابت کرد.»
این منبع میگوید خانواده او برای تحویل جنازه به کهریزک رفتند اما دیدند که « گلوی رضا شکافته شده است.» این منبع میگویدخانواده از جنازه او عکس گرفتند اما ماموران امنیتی گوشی آنها را گرفتند و مجبورشان کردند که عکس را پاک کنند. «جنازه را خود ماموران به غسالخانه بردند و تنها اجازه دادند که یک نفر برای تحویل جنازه برود.»

دانیالچراغیان
۲۹ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
کرج - ۱۸ دی

نازلیجانپرور
۴۴ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
تهران - ۱۸ دی
نازلی جانپرور کارشناس طراحی لباس از دانشگاه یزد و متولد بجنورد بود. به او در محدوده شریعتی از فاصلهی نزدیک گلولههای ساچمهای شلیک کردند.
یک منبع آگاه به بخش راستیآزمایی بیبیسی فارسی گفت که او دستانش را برای محافظت جلوی صورتش گرفت اما دهها گلوله ساچمهای به دستان و صورت و بدن او وارد شد. او را به کلینیک قیطریه میبردند.
به گفته این منبع به خانواده گفته شده بود که او زنده است و در کلینیک به او آنژیوکت و لوله تنفسی وصل بوده است اما « وقتی خانواده جسد او را در پزشکی قانونی پیدا کرد، دیدند که سینهاش تیر خورده است.» به گفته این منبع آگاه نازلی «دختر دوستداشتنی و شیکپوشی بود. کارگاه کوچکی در تجريش داشت و با دوستش براى مزونها سفارش میگرفت. چند ماهى بود كه اوضاع كارى خوب نبود و آموزش طراحى میداد.» این منبع میگوید نازلی سالهای سختی را سپری کرده بود. همسرش کیاوش که فیزیوتراپ بود چهارسال پیش در اثر نوشیدن مشروب تقلبی جان باخته بود. بعد از فوت كياوش، پدر نازلى دچار سرطان شد و یک سال ونيم نازلى عزادار همسر و درگیر درمان پدرش بود. پدرش اذر پارسال فوت شد و نازلى دو ماه بعد از سالگرد پدرش روى مزار پدرش خوابيد.» نازلی جانپرور در مقبره ی خانوادگیشان در شهرستان بجنورد به خاک سپرده شد.

علی محمدکرد کاظمی
۲۲ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
تهران - ۱۹ دی
علی محمد در داروخانه کار میکرد. به گفته یک مبنع اگاه به بیبیسی فارسی او جمعه حدود ساعت ۹ در میدان کاج سعادتآباد بود که یک تیر ساچمهای به پایش زدند که متوقفش کنند و سپس یک گلوله جنگی از پشت با فاصله کم به او شلیک کردند که به گواه منبع نزدیک به خانواده گلوله از قلبش رد شده بود.

سپهرگنجه
۳۹ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
اصفهان - ۱۹ دی

ماهانقدمی
۲۳ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
اسلامشهر - ۱۹ دی
ماهان که ماهون هم صدایش میکردند، از ۱۴ سالگی بهکار ارایشگری پرداخت. پدرش از زخمیشدگان جنگ ایران و عراق بود.

سیناحق شناس
۲۷ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
گرگان - ۱۸ دی
سینا صاحب گلفروشی شهده در گرگان بود. به گفته یک منبع آگاه که با بخش راستیآزمایی بیبیسی فارسی صحبت کرده است او «پسری مهربان و با انرژی بود. پسرعمهاش نیز به نام متین منتظر ظهور در شاهرود کشته شد. سینا در امامزاده عبدالله گرگان به خاک سپرده شد.

قاسموکیلی
۴۰ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
قزوین - دی

پویافراگردی
۴۱ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
تهران - ۱۸ دی
پویا فراگردی، نوازنده ویولن، در جریان اعتراضات در مجیدیه تهران بر اثر اصابت گلوله نیروهای امنیتی کشته شد. خانواده او پس از چند روز بیخبری و جستوجو پیکر او را پیدا کردند.
یکی از دوستان او به بخش فارسی بیبیسی گفته است که پویا فراگردی تنها زندگی میکرد. او پدر و مادرش را از دست داده بود و از آنجا که برادر ناتنیاش خارج از ایران زندگی میکند، خالههایش پیکر او را تحویل گرفتند.
پویا از کودکی ویولن مینواخت و سالها در ارکسترهای مختلف فعالیت داشت. او سابقه همکاری با ارکسترهای «نیلپر» و «کامهراتا» را در کارنامه داشت و در چند آموزشگاه به تدریس موسیقی پرداخته بود.
اما در سالهای اخیر فعالیت موسیقاییاش را کاهش داده و در اجراهای رسمی شرکت نمیکرد. یکی از نزدیکان او به بیبیسی فارسی گفته است که پویا «مخالف حکومت، دریافت مجوز و همکاری با نهادهای دولتی بود».
پس از کنارهگیری از فعالیتهای موسیقایی، او کارگاه ساخت و فروش صنایع دستی چوبی راهاندازی کرده بود و ساز بادی اُکارینا و نوشتافزارهای چوبی میساخت.
او در آخرین پست صفحه کاریاش، ویدیوی سوزاندن یک اسکناس ۱۰۰ تومانی را منتشر کرده و نوشته بود: «بشماریم عمر رفته را.»
یکی از همکاران او در ارکسترهای نیلپر و کامهراتا، دربارهاش نوشته است: «پویا زندگی میخواست؛ از جنس موسیقی و لبخند، نوشیدن چای و گپوگفتهای روزمره در پشت صحنه تالار رودکی و وحدت یا در زمان استراحت میان تمرینها. سیگار بهمن کوچکش را روشن میکرد و با آن صدای گرم و خشدارش میگفت: آخیش، چقدر بد زدیم؛ و بعد خندیدن و گپ زدن آغاز میشد.»

امیرعباسپور
۲۶ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
گوهردشت - ۱۸ دی

بهنامکاشانی
۳۳ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
محلات - ۱۸ دی

آرمینجشنینژاد
۲۳ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
ماهشهر - ۱۹ دی
آرمین جشنینژاد، کارگر پتروشیمی سلمان فارسی ماهشهر بود. به گفته یک منبع آگاه که با بیبیسی فارسی صحبت کرده است او ساعت ده نیم شب با اصابت تیر جنگی نیروی انتظامی به قلبش کشته شد. «اما وقتی خانواده برای تحویل گرفتن جسد رفتند، دیدند که سینه اش با چاقو شکافته شده است. در نهایت بعد از پیگیری خانواده پزشکی قانونی اهواز کشته شدن او با تیر جنگی را تایید کرد.» به گفته این منبع نیروهای امنیتی به خانواده آرمین گفتند که باید در «مصاحبهای اجباری بگویند که پسرشان را اراذل و اوباش کشتهاند. اما خانواده نپذیرفتند، همین عاملی برای تهدید و فشار بیشتر بر خانواده شد.» نیروهای امنیتی جسد او را حدود ساعت سه و نیم بامداد ۲۲ دی بدون اینکه به خانواده اجازه دهند مراسمی برگزار کنند، به خاک سپردند.

سونیاصالحیراد
۳۴ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
شیراز - ۱۸ دی
سونیا صالحی راد معلم زبان بود. به گفته یکی از نزدیکانش، شاگردان و دوستانش سونیا را «انسان بسیار فرهیخته و مهربانی توصیف میکنند که به صدها دانشآموز خردسال و نوجوانش عشق میورزید.» او در محله صدرای شیراز با اصابت گلوله جنگی به سرش از فاصله ۶ متری کشته شد. او در روستای قلات با تدابیر امنیتی شدید به خاک سپرده شد.

اکرمپیرگزی
۴۰ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
نیشابور - ۱۷ دی
نیروهای امنیتی اکرم پیرگزی را که مادر دو دختر بود، از ناحیه شکم هدف گلوله قرار دادند. او ساعاتی بعد در بیمارستان جان باخت.

جعفرامیری سوادکوهی
۳۵ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
سوادکوه - ۱۹ دی

سعیدجودکی رشنو
۳۵ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
خرم آباد - ۱۸ دی
او پاییز سال گذشته ازدواج کرده بود. سعید به گفته یکی از نزدیکانش «فردی خانوادهدوست و علاقهمند به طبیعت و ورزش بود و طرفدار تیم استقلال. او در اعتراضات سال ۹۸ نیز بازداشت شده بود. نیروهای امنیتی در محله ماسور شهر خرمآباد قلبش را هدف قرار دادند.

امیدخرسند
۳۶ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
شاهین شهر - ۱۹ دی
امید خرسند پدر دو دختر ۳ و ۶ ساله بود. یک منبع نزدیک به خانواده به بخش راستیآزمایی بیبیسی فارسی گفته است که او «عاشق خانوادهاش، مهربان و بهشدت شوخ طبع بود. او که فردی نوعدوست بود، دوره کمکهای اولیه و هلال احمر را گذرانده بود تا بتواند همیشه برای خدمت و کمک به دیگران آماده باشد.» امید با شلیک مستقیم گلوله به گردنش در شاهین شهر اصفهان کشته شد.

حمیدابراهیمی
۴۰ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
کرج - ۱۸ دی

دیانابهادر
۱۹ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
گرگان - ۱۹ دی
او دختری بود که به موتورسواری عشق میورزید و در شبکهها اجتماعی ویدیوهایی از ماجراجوییهایش با موتور منتشر میکرد و طرفداران زیادی داشت. او در اینستاگرام به «بیبی رایدر» معروف بود. به گفته یک منبع آگاه «خانواده و نزدیکان او زیر فشار نیروهای امنیتی هستند تا مرگ او را به دلیل تصادف در حین موتورسواری اعلام کنند.»

امیرحسینمحمدزاده
۱۸ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
تهران - ۱۸ دی

یاشارنورمحمدزاده
۴۲ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
پرند - ۱۸/۱۹ دی

علیگودرزی
۴۰ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
تهران - ۱۸ دی

مسعودذاتپرور
۳۹ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
تهران - ۱۸ دی
مسعود اهل رشت بود. او کارشناس ارشد فیزیولوژی ورزشی و فیزیک و بادی کلاسیک بود. یک منبع نزدیک به آقای ذاتپرور به بیبیسی فارسی گفته است که او «علاوه بر فعالیتهای ورزشی، زندگی خود را وقف کمک به مردم کمبرخوردار کرده بود.»
او قهرمان جوانان آسیا در سال ۲۰۱۱ و قهرمان جهان در سالهای ۲۰۱۲ و ۲۰۱۳ شده بود.
آقای ذاتپرور بر اثر شلیک مستقیم گلوله کشته شد.

محسنرشیدی خانیآبادی
۴۲ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
اصفهان - ۱۹ دی

زیبادستجردی
۳۳ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
نیشابور - ۱۹ دی
زیبا دستجردی اهل نیشابور، هنگام کشته شدن باردار بود. او یک دختر هشت ساله هم داشت. به گفته یک منبع آگاه که با بخش راستیآزمایی بیبیسی فارسی صحبت کرده است خانم دستجردی «در اعتراضات زن زندگی آزادی در سال ۱۴۰۱ بازداشت شده بود و یک سال و نیم حبس گرفته بود. اخیرا با یک پروندهی دیگر به یک سال حبس دیگر هم محکوم شده بود و منتظر رای دادگاه تجدیدنظر بود.» به گفته این منبع او در «مقابل چشمان دختر هشت سالهاش به ضرب گلوله کشته شد.

محسنجبارزاده
۴۱ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
تهران - ۱۹ دی

روبیناامینیان
۲۲ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
تهران - ۱۸ دی
او اهل مریوان بود و در دانشگاه شهید بهشتی تهران در رشته طراحی پارچه و لباس تحصیل میکرد. او پس از خروج از دانشگاه و در جریان اعتراضات با شلیک گلوله نیروهای امنیتی جان باخته است. خاله او در گفتگو با بیبیسی فارسی گفت که مادر روبینا برای تحویل جسد دخترش به تهران آمده بود و در راه بازگشت ساعتها جنازه روبینا را در بغل گرفته بود و میبوسید و میگریست. نیروهای امنیتی به آنها اجازه ندادند جسد را در آرامگاهی که میخواهند به خاک بسپرند. آنها خانواده را مجبور کردند که روبینا را در جایی دور افتاده و بدون حضور بستگان در سکوت دفن کنند.

علیرضاصفوی فاضلی
۴۰ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
تهران - ۱۸ دی

علیاصغرخدادادی
۱۸ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
اسفراین - ۱۸ دی

داوودآبی
۲۷ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
کرج - ۱۹ دی
او ساکن باغستان کرج بود و عاشق ورزش و فوتبال. یک منبع آگاه به بخش راستیآزمایی بیبیسی فارسی گفته است که داوود با شلیک مستقیم نیروهای امنیتی کشته شد و در امامزاده جعفر هشتگرد به خاک سپرده شد. او آرزو داشت روزی فوتبالیست مشهوری شود.

فارصآقا محمدی
۳۰ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
ملکشاهی - ۱۳ دی

رسولکدیوریان
۱۷ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
کرمانشاه - ۱۳ دی

رضاکدیوریان
۲۰ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
کرمانشاه - ۱۳ دی

امیرمحمدکوهکن
۲۶ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
نیریز - ۱۳ دی

علیعزیزی جعفرآبادی
۴۲ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
هرسین - ۱۲ دی

رضامرادی عبدالوند
۱۸ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
ازنا - ۱۱ دی

امیرحسامخدایاریفرد
۲۶ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
کوهدشت - ۱۰ دی

مصطفیفلاحی
۱۵ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
ازنا - ۱۱ دی

حسینربیعی
۲۴ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
قم - ۱۲ دی

محمدرضاکرمی
۳۲ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
ملکشاهی - ۱۳ دی

روحاللهستارهمشتری
۲۶ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
چناران - ۱۷ دی

امیرحسینبیاتی
۳۰ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
همدان - ۱۲ دی

سروشسليمانى
۲۸ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
هفشجان - ۱۳ دی

مهدیامامیپور
۲۴ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
ملکشاهی - ۱۳ دی

لطیفکریمی
محل کشتهشدن و تاریخ
ملکشاهی - ۱۳ دی

رضاعظیمزاده
۲۹ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
ملکشاهی - ۱۳ دی

داریوشانصاری بختیاروندی
۲۶ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
فولادشهر - ۱۰ دی

محمدنوری
۱۷ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
قم - ۱۲ دی
محمد نوری در میدان توحید قم هنگامی که نیروهای امنیتی به جمعیت معترض حمله کردند بر اثر اصابت گلوله کشته میشود.
به گفته یک منبع آگاه «به محمد از پشت سر شلیک میکنند. او بر زمین افتاد و در حالی که بیهوش بود به درمانگاه منتقل شد.
اما گلوله ریهاش را سوراخ کرده بود و او در درمانگاه جان سپرد.» این منبع آگاه به بیبیسی فارسی گفت که نیروهای امنیتی خانواده او را «تهدید کردند که فرزندشان را بسیجی و شهید معرفی کنند یا اینکه اجازه برگزاری مراسم خاکسپاری را ندارند. خانواده خاکسپاری در سکوت را انتخاب کردند.» به گفته این منبع محمد نوری «نه بسیجی بود و نه شهید حکومت. او یک نوجوان ۱۷ ساله بود که برای آزادی به خیابان رفت.»

سورناگلگون
۱۸ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
تنکابن - ۱۹ دی

احمدجلیل
۲۰ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
لردگان - ۱۱ دی

سجادوالامنش زیلایی
۲۷ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
لردگان - ۱۱ دی

خدادادشیروانی
۳۳ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
مرودشت - ۱۱ دی

احمدرضاامانی
محل کشتهشدن و تاریخ
ازنا - ۱۱ دی

احدابراهیمی
محل کشتهشدن و تاریخ
نورآباد - ۱۱ دی

طاهاصفری
۱۷ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
ازنا - ۱۱ دی
طاها در کلاس یازدهم در رشته حسابداری درس میخواند. به گفته یک منبع آگاه که با بخش راستیآزمایی بیبیسی فارسی صحبت کرد «نیروهای امنیتی به او در بلوار جهاد ازنا شلیک کردند.» این منبع آگاه میگوید صدای شلیک ممتد نیروهای امنیتی به جمعیت معترضان شنیده میشد. به گفته او «طاها تیر میخورد اما ناپدید میشود تا اینکه نیروهای امنیتی صبح شنبه ۱۳ دی ماه به خانوادهاش خبر میدهند که بیایند جنازه او را تحویل بگیرند.» آنها نمیدانند آیا طاها در بازداشت کشته شده است یا در بیمارستان اما وقتی که دنبال او میگشتند نامی از او در بیمارستان امام علی ازنا پیدا نکردند.

رضاقنبری
۱۷ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
کرمانشاه - ۱۳ دی

شایاناسدالهی
۲۸ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
ازنا - ۱۱ دی

آیداحیدری
۲۱ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
تهران - ۱۸ دی

مجتبیترشیز
۴۷ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
تبریز - ۱۸ دی

مانیصفرپور
۱۸ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
تهران - ۱۸ دی

عرشیاحضوری
۲۵ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
تهران - ۱۸ دی

ملیکادستیاب
۱۶ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
کرمانشاه - ۱۸ دی

علیعباسی
۱۸ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
تهران - ۱۸ دی

آرنیکادباغ
۱۹ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
گرگان - ۱۹ دی

عمادشوش
۲۹ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
لاهیجان - ۱۸ دی
خانواده عماد شوش تا یک هفته نمیدانستند چه بر سر او آمده است تا اینکه یکی از بستگان موفق شد او را در آرامستان باغ رضوان رشت پیدا کند.
برادر او علی نیز در اعتراضات «زن، زندگی، آزادی» در سال ۱۴۰۱ کشته شده بود. عماد هم در آن سال دستگیر شده بود.
به گفته یک منبع آگاه که با بخش راستیآزمایی بیبیسی فارسی صحبت کرده است «عماد باریستای حرفهای بود و ویدیوهایی زیادی از مهارتش در طرح زن با شیر روی قهوه منتشر کرده بود.»
به گفته این منبع عماد علاقه زیادی به موسیقی راک و متال داشت و همیشه لبخند بر لبانش بود حتی وقتی که دیگر نفس نمیکشید.»
این منبع گفت که علی هم که سه سال پیش کشته شده بود عاشق موسیقی بود و خودش گیتار میزد و در یک گروه موسیقی فعالیت میکرد. علی که از نظر تحصیلی همیشه در رتبههای بالا قرار داشت فارغالتحصیل رشته فیزیک کوانتوم از دانشگاه صنعتی اصفهان بود. او شعر میگفت و شاعر خوبی نیز بود.» این منبع میگوید مادر خانواده اما زن قوی است و با وجود اینکه دو پسرش را از دست داده است به نزدیکان دلداری میدهد و میگوید باید به علی و عماد افتخار کنند.»

محمدابراهیمی
۴۲ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
ساری - ۱۸ دی

فردینقنبری
محل کشتهشدن و تاریخ
ساری - ۱۸ دی

کیوانمرادیمیرانی
۳۷ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
شهر قدس - ۱۸ دی
او کارگر کردی بود که یک دختر داشت. نیروهای امنیتی به سینه او در شهرک قدس در تهران شلیک کردند. خانواده او پس از شش روز جسدش را در کهریزک پیدا کرد. او رزمیکار بود و چندین مدال و تقدیر نامه دریافت کرده بود و عاشق صدای ناصر رزازی، خواننده سرشناس کرد بود.

پوریامختاری
۳۳ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
تهران - ۱۹ دی
پوریا مختاری شامگاه جمعه ۱۹ دی در غرب تهران بر اثر اصابت سه گلوله جنگی از سوی نیروهای امنیتی کشته شد.
او که با نام هنری «الف» فعالیت میکرد، خواننده و شاعر موسیقی رپ بود و بیشتر آثارش محتوای اعتراضی داشت.
منابع نزدیک به او به بیبیسی گفتهاند که پوریا ۱۸ دی هم در اعتراضات شرکت کرد و به شدت از نیروهای امنیتی کتک خورد و دندهاش آسیب دید. به گفته این منابع، خانوادهاش از او قول گرفته بودند دیگر به خیابان نرود، اما او روز ۱۹ دی دوباره به اعتراضات رفت.
پوریا آخرین قطعه خود را با نام «منو سرباز نزن» در ۱۵ دی در اینستاگرام منتشر کرده بود.
او این اثر را در واکنش به سرکوب اعتراضات همراه با این متن منتشر کرده بود: «این دفعه قلم الف کسایی رو نشونه گرفته که بدون فکر کردن دستشون رو به خون مردمی آغشته میکنن که به وضعیت معیشتی و اقتصادی امروز ایران اعتراض دارن. پدران و مادران و جوونایی که خونشون زیر این فشار به جوش اومده و جدا از خودمون نیستن.»
یکی از دوستانش به بیبیسی فارسی گفت: «پوریا آرزوهای رنگی داشت. میخواست رپر و بازیگر بزرگی شود. در چند ماه گذشته مشغول تمرین تئاتر بود. حیف که نماند تا روی صحنه بدرخشد.»

مصطفیرابطی
محل کشتهشدن و تاریخ
همدان - ۱۹ دی

امیرعباسمزروعی
۲۰ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
اصفهان - ۱۹ دی

علیرضارحیمی
۲۶ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
تهران - ۱۸ دی

سیناکاظمی
۲۲ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
تهران - ۱۸ دی

یاسرمدیرروستا
۴۲ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
کرج - ۱۹ دی
یاسر مدیرروستا، در اعتراضات میدان رستاخیز گوهردشت کرج بر اثر شلیک نیروهای امنیتی کشته شد.
آقای مدیرروستا نوازنده و مدرس تار و سهتار و مدیر آموزشگاه «پژواک هنر» در کمالشهر بود. یکی از نزدیکان او به بیبیسی گفته است که او در طول زندگی هنری خود شاگردان زیادی در نوازندگی تار و سهتار پرورش داده و در کنسرتهای مختلف بهعنوان نوازنده شرکت کرده بود، از جمله با گروه موسیقی «کوچهباغ» همکاری میکرد.
او در تاریخ ۱۹ دی در اطراف میدان رستاخیز گوهردشت کرج مفقود شد. خانوادهاش از روز بعد بارها به بازداشتگاهها، بیمارستانها و آرامستان بهشت سکینه مراجعه کردند، اما هیچ اطلاعاتی از او دریافت نکردند.
به گفته یکی از نزدیکانش، پس از گذشت ۱۳ روز، پلیس آگاهی با خانواده او تماس گرفت و از آنها خواست برای شناسایی به بهشت سکینه مراجعه کنند. طبق گزارش پزشکی قانونی، آقای مدیرروستا با شلیک مستقیم گلوله به قفسه سینه کشته شده بود.
در بهشت سکینه مشخص شد که پیکر یاسر بهاشتباه بهجای فرد دیگری دفن شده بود. این منبع آگاه میگوید که «بهدلیل شدت جراحات، چهره او قابل شناسایی نبود و هویت او از طریق اثر انگشت و تطبیق با اطلاعات ثبت احوال تأیید شد.»
یاسر مدیرروستا در نهایت در آرامستان گلزار شهدای کمالشهر کرج به خاک سپرده شد.

امیرپارسااشکبوس
۲۱ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
تهران - ۱۸ دی
او دانشجوی ورودی ۱۴۰۲ رشته میکروبیولوژی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شمال بود. امیرپارسا در منطقه هفتحوض تهران از ناحیه گردن و از پشت مورد اصابت گلوله قرار گرفت و کشته شد. امیر پارسا در آخرین پیام خود پیش از رفتن به خیابان نوشته بود: «میرم تا حداقل قدمی برای همهمون برداشته باشم.»

امیررادمانمهر
محل کشتهشدن و تاریخ
اصفهان - ۱۹ دی
او کارمند اتاق اصناف اصفهان بود و قرار بود عید عروسی کند اما نیروهای امنیتی در سه راه سیمین اصفهان به او شلیک کردند.

زهرهشماعی زاده
۳۳ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
اصفهان - ۱۹ دی
حسن شماعیزاده، آهنگساز و خواننده مشهور ایران گفته که زهره شماعیزاده یکی از بستگان نزدیک او در اعتراضات سراسری ایران است. آقای شماعیزاده در شبکه اجتماعی ایکس با انتشار عکسی نوشت: «زهره بر اثر گلوله جنگی در راه آزادی جان باخت.» به گفته یک منبع آگاه «نهادهای امنیتی تلاش کردند که علت مرگ او را ایست قلبی اعلام کنند.»

محرابگلستانی
۱۷ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
اصفهان - ۱۹ دی

حسینطهرانچی
۳۲ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
تهران - ۱۸ دی
حسین طهرانچی، گیتاریست، پیانیست و خواننده در اعتراضات محله نارمک تهران در ۱۸ دی با گلوله نیروهای امنیتی کشته شد.
به گفته یک منبع نزدیک به خانواده طهرانچی، «شبی که حسین در اعتراضات حضور داشته، نیروهای امنیتی از بالای مسجد هفتحوض نارمک به سوی جمعیت شلیک میکردند و احتمال میرود حسین از همانجا هدف قرار گرفته باشد.»
این منبع آگاه به بیبیسی گفته است که مادر حسین از نزدیکان خود خواسته هر جا نام حسین برده میشود، او را «فرزند ایران» معرفی کنند.
به گفته این منبع، خانواده حسین «انسانهای سنتی، مذهبی و درستکار هستند، که پسرشان را شریف بار آوردند و گذاشتند آزادانه شیوه زندگیاش را انتخاب کند.»
حسین طهرانچی مدرک کارشناسی کامپیوتر داشت. او از کودکی موسیقی کار میکرد؛ گیتار و پیانو مینواخت و آواز میخواند و «در کارش حرفهای و جدی بود.»
او در نارمک مغازه داشت و شامگاه پنجشنبه ۱۸ دی همانجا به اعتراضات پیوست و دیگر به خانه بازنگشت.
روز بعد، پدرش در جستوجوی حسین به دادسراها، بیمارستانها و مراکز نیروی انتظامی مراجعه کرد، اما هیچکس خبری از او نداشت. به گفته پدرش «همهچیز وحشتناک و کاملاً بینظم بود.»
سپس پدرش به کهریزک رفت. وضعیت آنجا بسیار هولناک بود؛ نه فهرستی وجود داشت، نه نظمی، و اجساد زیادی روی زمین رها شده بودند. پدر از صبح تا شب در کهریزک به دنبال جسد میگشت، اما حسین را پیدا نکرد.
چند روز بعد، پدرش دوباره به کهریزک رفت. این بار تصاویر اجساد روی صفحهنمایش نشان داده میشد. او تصویری را دید که فردی از ناحیه گوشه ابرو هدف شلیک قرار گرفته و چشم چپش کاملاً متلاشی شده بود. پدر به این شک افتاد که آن تصویر متعلق به پسرش است. در نهایت، با انجام انگشتنگاری از انگشتان حسین، هویت او تأیید شد.
در صفحه اینستاگرام حسین طهرانچی، ویدیوهایی از بازخوانی آثار معروف موسیقی پاپ دیده میشود.
او هر اجرا را با متنی کوتاه یا بخشی از ترانه همراه میکرد که بازتابدهنده احوالات و جهانبینی شخصیاش بود. از جمله، در توضیح بازخوانی قطعه «خداحافظ» اثر عرفان طهماسبی و امیر ماهان نوشته: «از تمام آرزوهایم باغ بیبرگ مانده برایم.»
حسین در بالای صفحه اینستاگرامش نوشته: «اگر نبودم، مرا در چیزهایی پیدا کنید که دوستشان داشتم.»

یزدانافروغ
۱۷ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
تهران - ۱۹ دی

علیرضاصیدی
۱۶ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
تهران - ۱۸ دی

احمدخسروانی
۲۱ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
تهران - ۱۸ دی

پرنیاندبیری آبکناری
۱۶ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
تهران - ۱۹ دی

ملینااسدی
۳ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
کرمانشاه - ۱۸ دی

بهارشادمهری
۱۷ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
نیشابور - ۱۹ دی

آنیلاابوطالبیان
۸ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
اصفهان - ۱۹ دی
حکومت ایران برای آنیلا مراسم تشییع بزرگی برگزار کرد. رسانههای حکومت ایران خبر کشته شدن آنیلای خردسال را پوشش دادند و گفتند که او را «تروریستها» کشتند. حکومت ایران معترضان را «تروریست» یا «شورشی و اغتشاشگر» میخواند. صداوسیما در گزارشی گفت که آنیلا با مادربزرگش در خیابان بزرگمهر اصفهان بودند که به او شلیک میشود اما شماری از فعالان حقوق بشر میگویند « او با شلیک کور نیروهای امنیتی به سرش در جا کشته شد و خانواده شان تحت فشار نیروهای امنیتی مجبور به مصاحبه اجباری شدند که بگویند تروریستها آنیلا را کشتند.»

الیناحجتی
۲۳ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
تهران - ۱۸ دی

امیر مهدینعمتینژاد
۱۷ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
اراک - ۱۸ دی

محسننمازی
۱۹ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
تهران - ۱۸ دی

علیمشهدی
۱۹ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
تهران - ۱۸ دی

حمیدرضاحدادی
۱۹ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
شاندیز - ۱۸ دی

عرفانقلیپور
۲۸ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
بابل - ۱۸ دی

سیاوشفرخی
۳۷ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
تهران - ۱۸ دی

مهنادوکوشکانی
۱۸ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
کرمانشاه - ۱۹ دی

مهدیسيهران
۲۲ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
تهران - ۱۸ دی

سید محمدهاشمی
۲۱ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
بابل - ۱۹ دی

ابوالفضلمیر آئیز
۳۴ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
گرگان - ۱۹ دی

مبینقنبری
۲۱ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
تهران - ۱۸ دی

غزلدمیرچلی
۱۷ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
کرج - ۱۹ دی
غزل دمیرچلی دانشآموز هنرستان در رشته گرافیک بود. یک منبع آگاه به بخش راستیآزمایی بیبیسی فارسی گفت که «نیروهای امنیتی موتور سوار به او جلوی در خانهاش در گلشهر کرج شلیک کردند. او آرزو داشت سالن ناخنکاری برای خودش باز کند. عاشق تمرینهای ورزشی هوازی بود و رنگ آبی را دوست داشت.»
به گفته این منبع آگاه نیروهای امنیتی خانواده غزل را برای گرفتن جسدش اذیت کردند. «در نهایت جسد او را در ۲۱ دی ماه در ازای یک میلیارد تومان به خانواده تحویل دادند، اما آنها را مجبور کردند که غزل را در قبرستانی دورافتاده در هشتگرد، نزدیک راه آهن که از خانهشان خیلی دور است دفن کنند.»

محمد امینمجیدی
۲۰ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
آزادشهر - ۱۸ دی

سعیدصفری
۴۹ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
ایلام - ۱۹ دی
به سعید صفری، پدر دو پسر و یک دختر، در چهارراه رسالت ایلام شلیک کردند.
یک منبع آگاه به بخش راستیآزمایی بیبیسی فارسی گفت «هنگامی که سعید میبیند نیروهای امنیتی با چاقو به جان رفیقش افتادهاند و او روی زمین افتاده است، به طرف او میرود که کمک کند. او تصور میکند که دوستش کشته شده است و میخواهد جسد را کنار بکشد که به دست نیروهای امنیتی نیفتد. در همین لحظه نیروهای امنیتی از فاصله نزدیک با گلولههای ساچمهای به سر و سینه سعید شلیک میکنند.»
به گفته این منبع آگاه نیروهای امنیتی پس از اینکه به او شلیک کردند با «باتوم او را به شدت میزنند. او به بیمارستان منتقل شد اما بعد از پنج روز جان باخت.»
دوست او اما زنده میماند و به گفته این منبع آگاه در حال حاضر در شرایط روحی سختی قرار دارد و احساس میکند سعید جانش را برای نجات جان او از دست داده است.
«سعید در جوانی بازیکن فوتبال بااستعدادی بود در تیم پرسپولیس ایلام بازی میکرد. او پرجنب و جوش و فعال بود.»

محمد مهدیجارچی
۳۸ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
کرج - ۱۹ دی

رضااسدی
۳۰ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
گرگان - ۱۸ دی

کیانوشعباد
۲۷ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
کرج - ۱۸ دی

امیررضارجایی
۲۸ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
نیشایور - ۱۸ دی

مصطفیلطفی
۴۰ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
دیزج - ۱۹ دی

مهردادابراهیمی
۱۷ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
دیزج - ۱۹ دی

مهدیکریم پور
۲۲ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
کرج - ۲۰ دی

مصطفىجعفری فشاركى
۳۶ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
تهران - ۱۸ دی

محمد صادقیعقوبی
۲۱ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
تهران - ۱۸ دی

مریمابراهیمزاده
۴۵ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
تهران - ۱۹ دی

امیررضامیرزایی
۲۷ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
اسلامشهر - ۱۹ دی

امیدتیموریراد
۴۷ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
کرج - ۱۹ دی
جمعه ۱۹ دی حوالی ساعت ۷ غروب امید تیموریراد به همراه پسرش آرمین و همسرش از منزل برادرش امیر تیموریراد در حال بازگشت به خانه بودند که سر کانال فردیس به اعتراضات برخوردند.
یک منبع نزدیک به خانواده به بیبیسی گفته آرمین جوان که ۱۹ سال داشت به داخل جمعیت میرود و پدرش هم به دنبالش تا مراقب تنها فرزندش باشد.
اما دقایقی بعد نیروهای امنیتی مردم را به گلوله بستند.
«ماموران مردم را به رگبار بستند، امید و آرمین جلو بودند و مادر آرمین هم پشت آنها بود. گلولهها به آرمین و مادر و پدرش اصابت کرد. آنها زمین خوردند. مادر آرمین پایش را روی پسرش انداخت که بیشتر تیر نخورد. مامورها بعد از چند دقیقه به رگبار بستن مردم، بالای سر آنها رفتند و با باتوم و لگد آنها را زدند. مادر آرمین جیغ میکشید و میگفت نزنید. آرمین و پدرش، امید، بیهوش بودند. ماموران با تهدید و کتک گوشی و هر چه داشتند را بردند، مدارک و وسایل آرمین را هم با خود بردند. به صورت و قفسه سینه امید و به قفسه سینه و دست و پاهای آرمین تیر خورده بود. سر و دست و بدن مادر آرمین هم پر از ساچمه بود.»
در همین حین امیر تیموریراد، برادر امید و عموی آرمین از راه میرسد، به گفته این منبع آگاه، مادر آرمین از امیر میخواهد که پسرش را سریع به درمانگاه برساند.
«عموی آرمین او را گذاشت داخل ماشین و مادر آرمین هم گفت که میماند کنار همسرش، امید. امیر رفت ولی ماموران ماشین او را از پشت به رگبار بستند و آرمین در ماشین کشته شد و امیر، عموی او نیز تیر خورد»
به گفته این منبع نزدیک به خانواده، مردم، امید تیموریراد و همسرش را به بیمارستان بردند.
در بیمارستان آنها را از هم جدا کردند و هر دو بستری شدند.
بعد از چند ساعت به همسر امید اطلاع دادند که پسرش آرمین، همسرش، امید و برادر همسرش، امیر جانباختهاند.
امید و امیر روز ۲۲ دی و آرمین ۲۳ دی در روستای آتشگاه در شمال کرج به خاک سپرده شدند.

آرمینتیموریراد
۱۹ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
کرج - ۱۹ دی
جمعه ۱۹ دی حوالی ساعت ۷ غروب امید تیموریراد به همراه پسرش آرمین و همسرش از منزل برادرش امیر تیموریراد در حال بازگشت به خانه بودند که سر کانال فردیس به اعتراضات برخوردند.
یک منبع نزدیک به خانواده به بیبیسی گفته آرمین جوان که ۱۹ سال داشت به داخل جمعیت میرود و پدرش هم به دنبالش تا مراقب تنها فرزندش باشد.
اما دقایقی بعد نیروهای امنیتی مردم را به گلوله بستند.
«ماموران مردم را به رگبار بستند، امید و آرمین جلو بودند و مادر آرمین هم پشت آنها بود. گلولهها به آرمین و مادر و پدرش اصابت کرد. آنها زمین خوردند. مادر آرمین پایش را روی پسرش انداخت که بیشتر تیر نخورد. مامورها بعد از چند دقیقه به رگبار بستن مردم، بالای سر آنها رفتند و با باتوم و لگد آنها را زدند. مادر آرمین جیغ میکشید و میگفت نزنید. آرمین و پدرش، امید، بیهوش بودند. ماموران با تهدید و کتک گوشی و هر چه داشتند را بردند، مدارک و وسایل آرمین را هم با خود بردند. به صورت و قفسه سینه امید و به قفسه سینه و دست و پاهای آرمین تیر خورده بود. سر و دست و بدن مادر آرمین هم پر از ساچمه بود.»
در همین حین امیر تیموریراد، برادر امید و عموی آرمین از راه میرسد، به گفته این منبع آگاه، مادر آرمین از امیر میخواهد که پسرش را سریع به درمانگاه برساند.
«عموی آرمین او را گذاشت داخل ماشین و مادر آرمین هم گفت که میماند کنار همسرش، امید. امیر رفت ولی ماموران ماشین او را از پشت به رگبار بستند و آرمین در ماشین کشته شد و امیر، عموی او نیز تیر خورد»
به گفته این منبع نزدیک به خانواده، مردم، امید تیموریراد و همسرش را به بیمارستان بردند.
در بیمارستان آنها را از هم جدا کردند و هر دو بستری شدند.
بعد از چند ساعت به همسر امید اطلاع دادند که پسرش آرمین، همسرش، امید و برادر همسرش، امیر جانباختهاند.
امید و امیر روز ۲۲ دی و آرمین ۲۳ دی در روستای آتشگاه در شمال کرج به خاک سپرده شدند.

امیرتیموریراد
۴۲ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
کرج - ۱۹ دی
جمعه ۱۹ دی حوالی ساعت ۷ غروب امید تیموریراد به همراه پسرش آرمین و همسرش از منزل برادرش امیر تیموریراد در حال بازگشت به خانه بودند که سر کانال فردیس به اعتراضات برخوردند.
یک منبع نزدیک به خانواده به بیبیسی گفته آرمین جوان که ۱۹ سال داشت به داخل جمعیت میرود و پدرش هم به دنبالش تا مراقب تنها فرزندش باشد.
اما دقایقی بعد نیروهای امنیتی مردم را به گلوله بستند.
«ماموران مردم را به رگبار بستند، امید و آرمین جلو بودند و مادر آرمین هم پشت آنها بود. گلولهها به آرمین و مادر و پدرش اصابت کرد. آنها زمین خوردند. مادر آرمین پایش را روی پسرش انداخت که بیشتر تیر نخورد. مامورها بعد از چند دقیقه به رگبار بستن مردم، بالای سر آنها رفتند و با باتوم و لگد آنها را زدند. مادر آرمین جیغ میکشید و میگفت نزنید. آرمین و پدرش، امید، بیهوش بودند. ماموران با تهدید و کتک گوشی و هر چه داشتند را بردند، مدارک و وسایل آرمین را هم با خود بردند. به صورت و قفسه سینه امید و به قفسه سینه و دست و پاهای آرمین تیر خورده بود. سر و دست و بدن مادر آرمین هم پر از ساچمه بود.»
در همین حین امیر تیموریراد، برادر امید و عموی آرمین از راه میرسد، به گفته این منبع آگاه، مادر آرمین از امیر میخواهد که پسرش را سریع به درمانگاه برساند.
«عموی آرمین او را گذاشت داخل ماشین و مادر آرمین هم گفت که میماند کنار همسرش، امید. امیر رفت ولی ماموران ماشین او را از پشت به رگبار بستند و آرمین در ماشین کشته شد و امیر، عموی او نیز تیر خورد»
به گفته این منبع نزدیک به خانواده، مردم، امید تیموریراد و همسرش را به بیمارستان بردند.
در بیمارستان آنها را از هم جدا کردند و هر دو بستری شدند.
بعد از چند ساعت به همسر امید اطلاع دادند که پسرش آرمین، همسرش، امید و برادر همسرش، امیر جانباختهاند.
امید و امیر روز ۲۲ دی و آرمین ۲۳ دی در روستای آتشگاه در شمال کرج به خاک سپرده شدند.

دیاکومحمدی
۱۸ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
قشم - ۱۸ دی

نویدصالحی
۲۴ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
پاوه - ۱۸ دی

امیرشکوری
محل کشتهشدن و تاریخ
لاهیجان - ۱۸ دی

نسیمپورآقایی
۴۴ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
تهران - ۱۸ دی
نسیم مهندس مکانیک و مادر دو کودک بود. او در صادقیه (آریاشهر) تهران کشته شد. به گفته یک منبع نزدیک به خانواده «همسر نسیم او را را از پشت گرفته بود که متوجه میشود تنها کاپشن او در دستش مانده و نسیم به زمین افتاده است. او جسد همسرش را یکساعت و نیم به دوش میکشد تا به دست ماموران امنیتی نیفتد. در نهایت ساکنان یک خانه به او پناه میدهند و آنها جسد را به پارکینگ میبرند. دو غریبه نیز کلید ماشین او را میگیرند تا ماشین را برای او بیاورند. در نهایت وقتی ماشین را آن دو غریبه میآورند، همسر نسیم جسدش را در ملافهای میپیچد و با خود میبرد.»

محمدرضاآهنگر
۲۰ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
تهران - ۱۸ دی

آرزوعابدی
۵۰ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
اصفهان - ۱۹ دی

مهدیایرانپور
۳۰ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
کرمان - ۱۸ دی

افشیناسفندیاری
۲۴ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
کرج - ۱۸ دی

لیالطفعلیان
۶۷ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
تهران - ۱۹ دی

دانیالدیانی
۲۴ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
کرمان - ۱۸ دی
او دانشآموخته مدرسه استعدادهای درخشان بود و دانشجوی ترم آخر رشته حقوق دانشگاه باهنر کرمان، و در همین شهر هم زندگی می کرد. دانیال با شلیک دو گلوله به چشم و قفسه سینه از سوی نیروهای امنیتی کشته شد. جسد او را ۲۰ دی به خانواده تحویل دادند و به خاک سپردند.

محمدخانمحمدی
محل کشتهشدن و تاریخ
تهران - ۱۹ دی

آرینعشقیشالدهی
۱۴ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
تهران - ۱۸ دی

امیرحسینعشقیشالدهی
۱۸ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
تهران - ۱۸ دی

میلادغلامی
۲۵ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
تهران -

مسعودفتاحیان
۶۰ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
تهران - ۱۸ دی

بابکجمالی
محل کشتهشدن و تاریخ
اراک -

مسلمجعفرزاده
۵۰ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
ساری - ۱۸ دی

رضامحمدی
۲۵ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
بندرعباس - ۱۸ دی

سعیدتروند
محل کشتهشدن و تاریخ
آبادان - ۱۸ دی

اشکانشوشتری
۳۵ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
تهران - ۱۸ دی

محمدعلیعرار شوشتری
۳۲ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
شوشتر -

حامدبامدادی
محل کشتهشدن و تاریخ
رشت - ۱۸ دی

سامرضایی
۲۰ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
شیراز - ۱۸ دی

امیرحسینزینلی
محل کشتهشدن و تاریخ
نجفآباد - ۱۸ دی

امیر حسینخدادادی
محل کشتهشدن و تاریخ
نجفآباد - ۱۸ دی

علیرضاخدادای
محل کشتهشدن و تاریخ
نجفآباد - ۱۸ دی

زهرامحمودپور
۲۵ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
نجفآباد - ۱۸ دی

عمادالدیناربابی
۳۰ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
تهران -

مهدیبیضایی
۳۶ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
رشت - ۱۹ دی

ناصرتوکلیان
۳۸ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
اصفهان - ۱۹ دی

میثمکرانیان
۳۳ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
کرمانشاه - ۱۸ دی

امیرحسینعشقی شالدهی
۱۸ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
تهران - ۱۸ دی

محمدرضامراد علی
محل کشتهشدن و تاریخ
کرج -

محمدپیروسار
۳۷ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
تبریز -

مازیارساکی
محل کشتهشدن و تاریخ
خرمآباد -

حسینیغمایی
محل کشتهشدن و تاریخ
خرمآباد - ۱۸ دی
جلوی در خانهاش به سرش شلیک کردند.

امیرعلیقنبرزاده
۱۵ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
گرمدره -

نیماجوزایی
۲۶ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
بوشهر -
او در خیابان عاشوری حوالی مسجد قرآن کشته شد.

محمدمصطفیزاده
محل کشتهشدن و تاریخ
بابل -
او اهل روستای موزیگله از توابع شهرستان بابل بود.

ابوالفضلبابا نژاد
۲۰ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
بابل - ۱۸ دی
او اهل روستای هریکنده از توابع شهرستان بابل بود.

محمد ابراهیمداداشی
۲۵ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
بابل - ۱۸ دی
او اهل روستای سیاه کلا محله از توابع شهرستان بابل بود.

عرفانقلیپور
۲۸ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
بابل - ۱۸ دی
او اهل روستای کمانگرکلا از توابع شهرستان آمل بود.

عرفانآزرده
۲۰ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
بابل - ۱۸ دی
عرفان اهل روستای رمنت بود. او در چهارراه گله محله با شلیک مستقیم گلوله کشته شد.

حسنسماکوش
۴۸ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
بابل - ۱۸ دی

محمد امینحاجیان طبری
محل کشتهشدن و تاریخ
بابل -
او اهل بابل بود. به گفته یک منبع آگاه «وقتی او از یک مراسم عروسی بازمیگشت، در حالیکه برای خرید از سوپرمارکت از ماشین پیاده شده بود، در همان لباس مهمانی کشته شد.»

امیرپورآهنگریان
۳۰ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
چالوس - ۱۸ دی
او با شلیک دو گلوله به قلب و گردنش در خیابان گلسرخی چالوس کشته شد.

معصومهعلیآبادی
محل کشتهشدن و تاریخ
ساری - ۱۸ دی
او متأهل و ساكن سارى بود. حوالى ساعت ١١ شب در جريان حمله ماموران به تظاهرات مردم در حد فاصل ميدان ساعت و ميدان شهدا با شلیک گلوله کشته شد. یک منبع آگاه به بخش راستیآزمایی بیبیسی فارسی گفته است که در گواهى فوت او كه توسط بيمارستان شفا صادر شد علت فوت «اصابت گلوله جنگی نوشته شده است.» پيكر او ٢٢ دى به خانواده تحویل داده شد و شبانه در گورستان روستاى على آباد فريم به خاک سپرده شد. او را فائزه هم صدا میکردند.

وحیدشهرآشوب
محل کشتهشدن و تاریخ
نجفآباد - ۱۸ دی
او در نجف آباد استان اصفهان مغازه بستنی فروشی داشت. از علاقمندان به معین، خواننده معروف بود. او جمعه شب، ۱۹ دی بر اثر اصابت تیر به شکمش کشته شد. او به مشتریانش گفته بود فردای آزادی برایتان معین پخش میکنم.

احسانعظیمی
محل کشتهشدن و تاریخ
نجفآباد -
او سه فرزند داشت. یک منبع آگاه به بیبیسی فارسی گفته است که او بعد از شلیک گلوله ساچمه ای به چشمش در بیمارستان محمد منتظری شهر نجف آباد بستری شد. «اما نیروهای امنیتی به بیمارستان رفتند و با شلیک گلوله احسان را در بیمارستان کشتند.» به گفته این منبع او بدون اطلاع خانواده توسط نیروهای امنیتی به خاک سپرده شد. خانواده او چند روز بعد از خاکسپاری اش موفق به چاپ آگهی تحریم و برگزاری مراسم شدند.

حمیدرضافیروزمکان
محل کشتهشدن و تاریخ
تهران - ۱۹ دی
یک منبع آگاه به بیبیسی گفت که آقای فیروزمکان به چند معترض پناه داده بود. «اما مدتی بعد زنگ در خانه به صدا در می آید، وقتی برای باز کردن در می رود، مامورا امنیتی با شلیک گلوله او را میکشند.»

حمیدصالحی
محل کشتهشدن و تاریخ
تهران - ۱۹ دی
حمید صالحی در قرچک ورامین با شلیک تکتیرانداز کشته شد. برادر او سعید، به بیبیسی فارسی گفت که حمید با اصابت گلوله «یک تک تیرانداز که از بالای ساختمان برج سِنتِنیال قرچک شلیک میکرد، کشته شد.»
یکی از همراهان حمید تعریف کرده است که «صدای شلیک را نمیشنیدیم، فقط صدای شکافته شدن باد توسط گلولههای تک تیراندازها میآمد. خیلیها در جمعیت یکی یکی به زمین افتادند. انگار که تکتیراندازان بر اسلحههای خود صدا خفهکن گذاشته بودند که جمعیت را غافلگیر و وحشت ایجاد کنند.»

امینطولابی
۳۹ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
خرمآباد - ۱۹ دی
او در خرم آباد در کار ساختمانسازی بود.به گفته یک منبع نزدیک به خانواده که با بخش راستیآزمایی بیبیسی فارسی صحبت کرده است او ۱۰ماه پیش ازدواج کرده بود. امین با شلیک مستقیم از پشت مجروح می شود و در بیمارستان «به دلیل عدم رسیدگی جان خود را از دست می دهد.»

حمیدرضامعینیفرد
۲۲ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
تهران - ۱۸ دی
او در نازی آباد تهران بعد از شلیک نیروهای امنیتی کشته شد. به گفته یک منبع آگاه «خانواده اش ده روز از او بی خبر بودند. در نهایت دوشنبه ۲۹ دی پیکرش را در کهریزک یافتند. پیکر او اول بهمن به خانواده تحویل داده شد.»

بابکجعفری
۳۵ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
اصفهان - ۱۹ دی
او در خیابان گلستان اصفهان هدف گلوله جنگی قرار گرفت. به گفته یک منبع نزدیک به خانواده «گلوله به کمر او اصابت کرده بود. پیکر او پس از ۶ روز به خانواده تحویل داده شد.» بابک در روستای میرآباد اصفهان به خاک سپرده شد.

عفتسیداشرفی
۶۵ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
کرج - ۱۹ دی
او در محدوده کانال فردیسِ کرج با شلیک مستقیم و اصابت سه گلوله کشته شد. یک منبع آگاه به بخش راستی آزمایی بیبیسی فارسی گفته است که «نزدیکانش پیکرِ او را پتوپیچ شده از درمانگاه ربودهاند و در گورستانِ بیبیسکینهی کرج دفن کردهاند. گفته شده نیروهای امنیتی بازماندگانِ او را تحت فشار گذاشتهاند تا او را شهید علام کنند.»

منوچهرنیکپور
محل کشتهشدن و تاریخ
لاهیجان - ۱۸ دی

محمدحسینجمشیدی
۲۳ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
کرج - ۱۹ دی
به گفته یک منبع آگاه محمدحسین در محله حصار کرج با اصابت گلوله جنگی نیروهای کلانتری ۴۸ کشته شد.

علیفرجی
۳۲ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
کرج - ۱۹ دی
به گفته یک منبع آگاه علی در محله حصارکرج با اصابت با گلوله جنگی نیروهای کلانتری ۴۸ کشته شد.

علیرحمانی
۳۰ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
کرج - ۱۹ دی
به گفته یک منبع آگاه علی در محله حصارکرج با اصابت با گلوله جنگی نیروهای کلانتری ۴۸ کشته شد.

علیمرادی
۳۹ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
کرج - ۱۹ دی
به گفته یک منبع آگاه علی در محله حصارکرج با اصابت با گلوله جنگی نیروهای کلانتری ۴۸ کشته شد.

کامیارنثاری
محل کشتهشدن و تاریخ
کرج - ۱۹ دی
به گفته یک منبع آگاه کامیار در محله حصارکرج با اصابت با گلوله جنگی نیروهای کلانتری ۴۸ کشته شد.

ایمانمیرشکاری
۴۲ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
قائمیه - ۱۹دی

آروینوفایی
۱۶ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
تهران - ۱۸ دی

سجادبیاتی
۳۰ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
گوهردشت - ۱۹ دی

عذرابهادری
۳۹ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
سبزوار - ۲۰ دی

طاهاسلیمانی
۱۹ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
تهران - ۱۸ دی

مهردادیعقوبیمهر
۲۸ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
تهران - ۱۸ دی

عسلمنصوری
۳۰ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
تهران - ۱۹ دی

شکوفهعبدی
۳۶ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
اراک - ۱۹ دی
شکوفه عبدی اهل شازند، مادر دو دختر بود.

مسعودرضایینو
۳۵ سالهمحل کشتهشدن و تاریخ
کرج - ۱۸ دی
مسعود رضایینو در حوالی ساعت ۱۰ شب در چهارراه مصباح تیر میخورد. به گفته یکی از نزدیکانش که با بیبیسی فارسی صحبت کرده است گلولهای که یک تک تیرانداز به پای راست او شلیک کرد، موجب خونریزی شدید شد. او حدود یک ساعت پس از انتقال به بیمارستان جان باخت. مسعود «ورزشکار بود و در رشته جوجیتسو چندین مدال طلای کشور و یک مقام آسیایی کسب کرده بود.»
این منبع میگوید که ماموران امنیتی جنازه او را به خانوادهاش تحویل ندادند.
«ماموران امنیتی میگفتند اینها جنازههای منافقان و اغتشاشگران است و تحویلشان نمیدهیم؛ بلکه خودمان در بهشت علی که آنطرف اشتهارد است، دفن میکنیم. در نهایت خانواده از طریق آشنایی در بهشت سکینه متوجه میشوند که ماموران میخواهند جسد او را در ۲۲ دی بدون حضورشان دفن کنند. آنها وقتی از ساعت انتقال جسد مطلع شدند به قبرستان رفتند اما دیدند که قبرها کنده شده و آماده است. ماموران امنیتی به خانواده اجازه دخالت و تشییع جنازه را نمیدادند. اما چون کل فامیل به محل رفته بودند و همه آنجا جمع شده بودند. در نتیجه توانستند جنازه را تحویل بگیرند.»
روششناسی
از اواخر آذر و اوایل دی ۱۴۰۴ وقتی که اعتراضات در ایران آغاز شد، مقامها با خشونت با معترضان برخورد کردند و گزارشهایی از کشته شدن معترضان به دست نیروهای امنیتی منتشر شد.
تیم راستیآزمایی بیبیسی فارسی جمعآوری نام افرادی را که گزارش شده بود جان باختهاند آغاز کرد و بهطور نظاممند مرگ آنها و همچنین شرایط کشته شدنشان را راستیآزمایی کرد.
فرایند راستیآزمایی شامل چندین مرحله و استفاده از منابع مختلف بود. ما ردپای دیجیتال قربانیان، از جمله حسابهای شبکههای اجتماعی و فعالیتهای آنلاین آنها را بررسی کردیم تا هویت و حضورشان در اعتراضات را تأیید کنیم. سپس، در صورت امکان و با رعایت ملاحظات امنیتی، دوستان، بستگان یا نزدیکان آنها را شناسایی کرده و با آنان گفتوگو کردیم.
ما همچنین ویدئوها و تصاویر مراسم خاکسپاری را با دقت تحلیل کردیم؛ تصاویری که اغلب اطلاعات مهمی درباره زمان، مکان و چگونگی مرگ افراد ارائه میدهند. یافتههای ما با دادههای گردآوریشده توسط سازمانهای معتبر حقوق بشری و فعالان مورد اعتماد تطبیق داده و راستیآزمایی شد.
در برخی موارد، دوستان و خانوادهها مستقیماً با ما تماس گرفتند. این روایتها با حساسیت ویژه بررسی شد و مصاحبهها با احتیاط انجام گرفت تا هم دقت حفظ شود و هم خطر برای منابع به حداقل برسد. در موارد دیگر، افراد در تصاویر مربوط به سردخانهها، از جمله کهریزک — جایی که بسیاری از اجساد از تهران و مناطق اطراف به آن منتقل شده بودند — شناسایی شدند. شواهد بصری از این مکانها با دقت بررسی و پیش از نتیجهگیری، با منابع تکمیلی دیگر تطبیق داده شد.
در مواردی که لازم بوده، برای حفظ امنیت، نام منابع ذکر نشده است.
دستاندرکاران
سانا طباطبایی و روناک فرجی: روزنامهنگار، فرزاد صیفیکاران: گزارشگر ارشد بخش راستیآزمایی بیبیسی فارسی، مریم نیکان: طراح، متیو تیلور: توسعهدهنده نرمافزار، روجا اسدی: سردبیر بخش راستیآزمایی



































































































































































































