چرا رهبران اروپا برای اتخاذ موضعی واحد درباره ایران با مشکل روبه‌رو شدند؟

چهار تصویر جداگانه از چهار رهبر اروپایی: از بالا سمت راست: جورجیا ملانی و فریدریش مرتس. پایین از چپ: پدرو سانچز و امانوئل مکرون
    • نویسنده, کاتیا آدلر
    • شغل, سردبیر اروپا
  • زمان مطالعه: ۹ دقیقه

اروپا می‌دانست که شاید چنین اتفاقی در راه است. رهبران و سیاست‌گذاران برای هفته‌ها شاهد افزایش نیروهای نظامی آمریکا در خاورمیانه بودند. آن‌ها همچنین تهدیدهای دولت ترامپ خطاب به تهران را شنیده بودند: از همه برنامه‌های هسته‌ای دست بکشید، در غیر این صورت با پیامدهای آن روبه‌رو خواهید شد.

اما از زمانی که حمله آمریکا و اسرائیل به ایران آغاز شد، این قاره دست‌کم ناهماهنگ به نظر رسیده است، اگر نگوییم دچار شکاف و به ‌روشنی فاقد اهرم فشار بوده و در گرداب رویدادها گرفتار شده است.

هر کشور اروپایی به ‌طور قابل درکی نگران شهروندان خود در منطقه است. این‌ که آیا نیاز به تخلیه وجود دارد و چنین کاری چگونه باید انجام شود؛ تخلیه‌ای که در مجموع شامل ده‌ها هزار نفر خواهد شد.

دولت‌های اروپایی همچنین نگران تاثیری هستند که بحران در حال گسترش خاورمیانه ممکن است بر مصرف‌کنندگان در داخل کشور داشته باشد. برای نمونه اثری که این اتفاق می‌تواند بر قیمت انرژی و مواد غذایی داشته باشد. ضمن اینکه قیمت گاز در اروپا به سطحی افزایش یافته که از زمان آغاز تهاجم تمام‌عیار روسیه به اوکراین در سال ۲۰۲۲ دیده نشده بود.

دود عظیم در پسزمینه ساختمان‌ها در تهران

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، آمریکا و اسرائیل حملات به اهدافی در تهران (در تصویر) ادامه داده‌اند

از نظر سیاسی، اروپا به ‌وضوح در یافتن صدایی متحد درباره تحولات پرشتاب و سرگیجه‌آور خاورمیانه با مشکل روبه‌رو است.

سه قدرت بزرگ این قاره، فرانسه، آلمان و بریتانیا، توانستند بیانیه‌ای مشترک صادر کنند و به ایران هشدار دهند که آماده‌اند «اقدامی دفاعی» برای از بین بردن توانایی شلیک موشک و پهپاد این کشور انجام دهند، مگر آن ‌که تهران «حملات بی‌تمایز» خود را متوقف کند.

از آن زمان، بریتانیا با درخواست آمریکا برای استفاده از دو پایگاه نظامی بریتانیا جهت انجام حملات «دفاعی» به سایت‌های موشکی ایران موافقت کرده است. هرچند دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا از این‌ که بریتانیا فعال‌تر نبوده انتقاد کرده است. فرانسه پس از آن‌ که ایران یک پایگاه فرانسوی در امارات متحده عربی را هدف قرار داد، حضور خود را در خاورمیانه تقویت می‌کند و آلمان می‌گوید سربازانش در صورت هدف قرار گرفتن همچنان برای «اقدامات دفاعی» آماده‌اند، اما فراتر از آن چیزی برنامه‌ریزی نشده است.

هر سه کشور از زیر سوال بردن قانونی بودن حملات آمریکا و اسرائیل بر اساس حقوق بین‌الملل خودداری کردند. زیر سوال بردن واشنگتن نیز به‌ طور چشمگیری در میان مجموعه توییت‌هایی که کایا کالاس، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، منتشر کرده غایب بوده است.

یکی از ملاحظات اصلی همه این رهبران اروپایی این است که نمی‌خواهند دونالد ترامپ را از خود برنجانند. آنها به ‌شدت امیدوارند که رویدادهای خاورمیانه به حواس‌پرتی دیگری برای رئیس‌جمهور آمریکا تبدیل نشود و او را بار دیگر از مشارکت در یافتن راه ‌حلی پایدار برای درگیری دیگری بازندارد؛ درگیری‌ که این‌بار در قاره خودشان جریان دارد: اوکراین.

اما آیا طفره رفتن برخی قدرت‌های پیشروی اروپایی درباره قانونی بودن اقدامات اخیر آمریکا در ایران یا ونزوئلا، برای مثال، فضا را مبهم نمی‌کند؟ آنها اغلب می‌گویند این اروپایی است با ارزش‌های مشترک که به نظم بین‌المللی مبتنی بر قواعد احترام می‌گذارد. اما دقیقا این قواعد چیستند؟

نخست‌وزیر اسپانیا می‌گوید برای او این موضوع روشن است. پدرو سانچز در شبکه‌های اجتماعی نوشت: «می‌توان با یک رژیم نفرت‌انگیز، همان‌گونه که در مورد رژیم ایران صدق می‌کند، مخالف بود … و در عین حال با یک مداخله نظامی غیرموجه و خطرناک خارج از چارچوب حقوق بین‌الملل نیز مخالفت کرد.»

روز دوشنبه چند هواپیمای آمریکایی پس از آن ‌که مادرید اعلام کرد این پایگاه‌ها نمی‌توانند برای حمله به ایران استفاده شوند، اسپانیا را ترک کردند.

در همین حال، اتحادیه اروپا کاملا ناهماهنگ به نظر رسیده است. بیانیه وزرای خارجه کشورهای عضو از حمایت از تغییر رژیم در ایران خودداری کرد، در حالی که رئیس کمیسیون اروپا (نهاد اجرایی اصلی اتحادیه اروپا) دقیقا همین موضوع را مطرح کرد. اورسولا فون در لاین، رئیس این نهاد، در پیامی در شبکه‌های اجتماعی گفت: «یک گذار معتبر در ایران فورا مورد نیاز است.»

دونالد ترامپ در حال سخنرانی

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، دونالد ترامپ از بریتانیا به دلیل انجام ندادن اقدامات بیشتر در درگیری با ایران انتقاد کرده است

این موضوع به‌هیچ‌ وجه نمایش سخن گفتن با یک صدا نبود.

و با این حال، جاه‌طلبی اعلام‌شده کشورهای اروپایی، چه در داخل و چه خارج از اتحادیه اروپا، از جمله بریتانیا، در این دنیای جدید و پرتلاطم سیاست قدرت‌های بزرگ، این است که در حوزه‌های مورد علاقه مشترک، پیش و بیش از همه در عرصه امنیت و دفاع، بهتر با یکدیگر همکاری کنند.

اما پرسش این است که آیا واقعا توانایی انجام چنین کاری را دارند؟

یک تغییر هسته‌ای

سال ۲۰۲۶ واقعا سالی پرآشوب بوده است: ونزوئلا، گرینلند و ایران. اروپا با روسیه‌ای توسعه‌طلب در همسایگی، چینی از نظر اقتصادی تهاجمی و متحدی به ‌طور فزاینده غیرقابل پیش‌بینی در واشنگتن روبه‌رو است.

امانوئل مکرون رئیس‌جمهور فرانسه اعلام کرد که کشورش دکترین هسته‌ای خود را تغییر خواهد داد و تعداد کلاهک‌های هسته‌ای خود را افزایش می‌دهد، زیرا به گفته او «رقبای ما تحول یافته‌اند، همان‌گونه که شرکای ما نیز تحول یافته‌اند».

چهره امانوئل مکرون در حال صحبت کردن

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، امانوئل مکرون رئیس‌جمهور فرانسه اعلام کرد که فرانسه دکترین هسته‌ای خود را تغییر خواهد داد

روسیه بزرگ‌ترین زرادخانهٔ هسته‌ای جهان را در اختیار دارد و چین نیز به‌سرعت در حال گسترش توانمندی‌های هسته‌ای خود است. در همین حال، ایالات متحده که پس از روسیه دومین قدرت هسته‌ای بزرگ جهان محسوب می‌شود، طی دهه‌ها برای اروپا نقش چتر هسته‌ای را ایفا کرده است، اما تغییر اولویت‌ها در واشنگتن موجب نگرانی اروپایی‌ها شده است.

سوئد، آلمان و لهستان به شکل مستقیم به فرانسه مراجعه کرده‌اند تا علاوه بر حمایتی که بریتانیا، تنها قدرت هسته‌ای دیگر در اروپا، به متحدان ناتو ارائه می‌دهد، پوشش گسترده‌تری برای اروپا فراهم شود.

امانوئل مکرون اکنون در موقعیت «من که گفته بودم» قرار گرفته است. او سال‌ها از اروپا خواسته بود در حوزه دفاع به استقلال راهبردی بیشتری دست یابد (از جمله تلاش گسترده برای حضور در فضا، با ماهواره‌های دومنظوره، برای نمونه از طریق آژانس فضایی اروپا که بریتانیا نیز عضو آن است).

اما هماهنگی بین اروپایی‌ها همچنان یک چالش بزرگ باقی مانده است. خرید تسلیحات، نمونه‌ای آشکار است. در حالی که ایالات متحده حدود ۳۰ سامانه تسلیحاتی مختلف به کار می‌گیرد، اروپا ۱۷۸ سامانه دارد که بخش قابل‌توجهی از آن‌ها کارکردهای مشابه و همپوشان دارند. رابرتا متسولا، رئیس پارلمان اروپا، این وضعیت را 'غیربهینه، پرهزینه و کند' توصیف کرد.

پدرو سانچز در حال سخنرانی

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، پدرو سانچز، نخست‌وزیر اسپانیا، گفت می‌توان با «رژیم نفرت‌انگیز» ایران مخالف بود و در عین حال آنچه را «مداخله نظامی غیرموجه و خطرناک» خواند رد کرد

ناتو تلاش دارد این مشکل را با مدیریت تصمیم‌های مربوط به خرید تسلیحات در میان ۳۲ عضو خود کاهش دهد، اما چالش اصلی اینجاست که دستورالعمل‌های این ائتلاف دفاعی صرفاً جنبه داوطلبانه دارند. سال گذشته، همه اعضای ناتو به‌جز اسپانیا تحت فشار دونالد ترامپ پذیرفتند بودجه دفاعی خود را افزایش دهند. با این حال، مسئلهٔ مهم دیگر آن است که این بودجه چگونه و تا چه اندازه به‌صورت مؤثر هزینه می‌شود.

رویه معمول بیشتر دولت‌ها این است که از صنایع دفاعی خود محافظت کنند، حتی به قیمت زیان همسایگانشان. فرانسه اغلب به چنین رویکردی متهم می‌شود.

اولویت‌هایی برآمده از تاریخ

همان‌گونه که رویدادهای در حال وقوع در خاورمیانه به‌روشنی نشان می‌دهد، هر کشور در این قاره اولویت‌ها، نقاط قوت و ضعف خود را دارد که تاریخ و نگرانی‌های رای‌دهندگان آن را شکل داده است.

این‌ که آلمان احساس کرد لازم است این هفته به ‌روشنی اعلام کند که قصد ندارد حضور نظامی خود را در خاورمیانه افزایش دهد، چه برسد به مشارکت در هرگونه اقدام تهاجمی، ناشی از این واقعیت است که آلمانی‌ها همچنان تا حد زیادی از درگیری گریزان‌اند؛ امری که عمدتا به گذشته کشورشان بازمی‌گردد.

به یاد می‌آورید آلمان چگونه در سال‌های نخست پس از آغاز تهاجم تمام‌عیار روسیه، به دلیل کندی در ارسال تانک به اوکراین، در سطح بین‌المللی مورد انتقاد و حتی تمسخر قرار گرفت؟

اولاف شولتس، صدراعظم وقت آلمان، اصلاً از آنکه رسانه‌های این کشور به او لقب «صدراعظم صلح» داده بودند ناراضی نبود. بخش بزرگی از جامعهٔ آلمان در ابتدا با این تصور که سلاح‌های آلمانی یک‌بار دیگر می‌توانند علیه روس‌ها به‌کار گرفته شوند، آن‌هم پس از آنچه در دو جنگ جهانی قرن گذشته رخ داده بود احساس ناخوشایندی داشتند.

دولت جدید آلمان به رهبری فریدریش مرتس، در حالی که همچنان به حساسیت‌های ملی توجه دارد، در مسیری کاملا متفاوت حرکت می‌کند. این کشور اکنون بزرگ‌ترین اهداکننده کمک‌های نظامی به اوکراین است.

فردریش مرتس که در پسزمینه او به نظر یک عمارت کهن چینی است

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، آلمان اکنون بزرگ‌ترین اهداکننده کمک‌های نظامی به اوکراین است

آلمان، مانند دیگر کشورهای اروپا، دهه‌ها برای امنیت خود به ایالات متحده تکیه داشت. اما با اصرار دولت ترامپ بر این‌ که اروپا اکنون باید بخش عمده دفاع خود را بر عهده بگیرد، آلمان طبق اعلام ناتو برنامه دارد تا سال ۲۰۲۹ بیش از مجموع فرانسه و بریتانیا برای بودجه دفاعی خود هزینه کند.

این کشور همچنین می‌خواهد بزرگ‌ترین ارتش متعارف اروپا را بسازد و ۸۰ سال پس از جنگ جهانی دوم، و در حالی که آلمان به‌طور کامل در ناتو و اتحادیه اروپا تثبیت شده است، دیگر قدرت‌های اروپایی به جای آن ‌که از این ابتکار نظامی آلمان احساس تهدید کنند، از آن استقبال می‌کنند.

نخست‌وزیر ایتالیا، در مقابل، ناچار است پیچیده‌ترین موازنه سیاسی را برقرار کند؛ میان افکار عمومی رای‌دهندگان ایتالیایی و آنچه او آن را به سود کشور خود و منافعش در صحنه جهانی می‌داند. جورجیا ملونی تاکنون در قبال حملات آمریکا و اسرائیل به ایران بسیار کم‌پیدا بوده است. او از معدود رهبران اروپایی است که رابطه‌ای واقعاً گرم با دونالد ترامپ دارد.

انتظار می‌رود ایتالیا به عنوان سومین اقتصاد بزرگ نقش برجسته‌ای در امنیت قاره ایفا کند. اما تا همین اواخر، این کشور در میان پایین‌ترین هزینه‌کنندگان دفاعی در اروپا قرار داشت. برای درک چرایی این موضوع باید به تاریخ ایتالیا نگاه کرد.

ایتالیا تازه در سال ۱۸۶۱ یکپارچه شد. پیش از آن، این سرزمین به‌عنوان 'میدان نبرد اروپا' شناخته می‌شد و قدرت‌های خارجی بارها از قلمروهای آن سوءاستفاده می‌کردند. همین پیشینه سبب شد ایتالیایی‌ها بیاموزند که برای تأمین امنیت و رفاه خود به شمار اندکی اعتماد کنند، نه به 'دولت'.

زمانی که روسیه تهاجم تمام‌عیار خود به اوکراین را آغاز کرد، ایتالیا در اروپای غربی متمایز بود. ایتالیا تنها کشوری بود که از همان ابتدا اکثریت جمعیتش با ارسال سلاح برای کمک به کی‌یف مخالفت کردند.

جورجیا ملونی در حال عبور و گاردی که او را همراهی می‌کند

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، جورجیا ملونی یکی از معدود رهبران اروپا است که رابطه‌ای واقعا گرم با ترامپ دارد

ایتالیایی‌ها گفتند با اوکراینی‌ها همدردی می‌کنند، اما بسیاری مشارکت ایتالیا در این درگیری را زیر سوال بردند. آنها به سادگی به دولت خود اعتماد نداشتند که از آنها در برابر پیامدهای غیرمستقیم، مانند افزایش قیمت انرژی یا اقدام‌های تلافی‌جویانه احتمالی روسیه، محافظت کند.

چهار سال بعد، بر اساس داده‌های موسسه مطالعات سیاست بین‌الملل، تنها ۱۵ درصد از ایتالیایی‌ها می‌گویند معتقدند اتحادیه اروپا و آمریکا باید به تسلیح اوکراین ادامه دهند تا زمانی که نیروهای روسی بیرون رانده شوند.

به همین دلیل است که نخست‌وزیر این کشور که با سرسختی از اوکراین حمایت می‌کند، در موقعیتی بسیار دشوار قرار دارد. تعهدهای بزرگ او به متحدان بین‌المللی در زمینه دفاع با دیدگاه اکثریت رای‌دهندگان ایتالیایی همخوانی ندارد. بیشتر ایتالیایی‌ها همچنین با وعده جورجیا ملونی به دوستش در کاخ سفید برای افزایش قابل توجه هزینه‌های دفاعی مخالف‌اند.

ائتلاف‌های موردی

در دوره‌ای که اروپا خود را وارد مرحله‌ای تازه از همکاری نزدیک‌تر کرده است، آگاهی از تنش‌های ملیِ هر یک از متحدان و در نتیجه دانستن اینکه در کجا می‌توان روی آنها به‌طور کامل حساب کرد و در کجا نه اهمیتی اساسی دارد.

دشواری‌های عمل‌کردن به‌صورت «یک‌صدا» همان‌گونه که اکنون بار دیگر در قبال تحولات خاورمیانه دیده می‌شود باعث شده است کشورها به‌صورت ائتلاف‌های کوچک و موقتی گرد هم آیند؛ ائتلاف‌هایی که بنا به مصلحت و حول موضوعات مختلف شکل می‌گیرند. برای نمونه، پروژه‌های مشترک تدارکات دفاعی مانند پیمان دفاعی اخیر بریتانیا و نروژ برای ردیابی زیردریایی‌های روسیه در اقیانوس اطلس شمالی، یا «ائتلاف مشتاقان» برای اوکراین به رهبری بریتانیا و فرانسه.

به‌طور فزاینده‌ای این ائتلاف‌های «اروپایی» یا غربی شامل کشورهایی خارج از قاره نیز می‌شود که «همفکر» توصیف می‌شوند، مانند کانادا و همچنین کره جنوبی و ژاپن؛ کشورهایی که اکنون اغلب در رزمایش‌های نظامی ناتو نیز حضور دارند.

در فضایی جهانی که بیش از پیش بر منطق قدرت تکیه دارد و قدرت در مرکز صحنه قرار گرفته است، اروپا احساس می‌کند تحت فشار قرار دارد و به همین دلیل دایره کشورهای همکار در اروپا گسترده‌تر می‌شود. اما همزمان، چالشِ درک این موضوع نیز بزرگ‌تر می‌شود که هر یک از این اعضا بر اساس چه ملاحظاتی عمل می‌کنند و آیا واقعاً می‌توانند به‌طور مؤثر در کنار یکدیگر کار کنند یا نه.