بسکتبال به سبک ژنرالهای واشنگتن: یک برد و ۱۷۰۰۰ باخت

منبع تصویر، DON EMMERT
- نویسنده, الکسیس جیمز
- شغل, بیبیسی
در پنجم ژانویه ۱۹۷۱، لوئیس هرمان کلوتز، بازیکن-مربی تیم ژنرالهای واشنگتن کاری کرد که کمتر بسکتبالیستی جرأت تکرار آن را داشته است.
او که به «رد» (قرمز) شهرت داشت، مقابل تماشاگران حیرت زده در شهر مارتین ایالت تنسی، یکی از مقدسترین قوانین نانوشته این ورزش را زیر پا گذاشت و با پرتابش موجب پیروزی تیمش مقابل هارلم گلوبتروترز شد.
زیرا به رسم دیرین این مسابقه نمایشی، همه فکر میکردند ژنرالها مقابل گلوبتروترز شکست خواهند خورد.
کلوتز میگوید: «آنها طوری به ما نگاه میکردند که انگار بابا نوئل را کشتهایم.»
پس از گذشت بیش از پنجاه سال از آن روز، گلوبتروترز در انتقام آن شکست همواره بیرحم بودهاند و دیگر هیچوقت به ژنرالهای بدبخت فرصت پیروزی مجدد را ندادهاند.
برخلاف تحسین جهانی که بازیکنان گلوبتروترز از آن لذت میبرند، بازیکنانی که پیراهنهای سبز ژنرالهای ناموفق را میپوشند، شکست پس از شکست، هو میشوند و مورد تمسخر قرار میگیرند.
طبق سناریو از پیش نوشته شده، آنها همیشه باید یکی از ضعیفترین تیمهای ورزشی باشند که ظاهراً قرار نیست هیچوقت پیروز شوند. اما چرا کسی باید بخواهد برای این تیم بازی کند؟

آنتوان مدوکس که بین سالهای ۲۰۰۷ تا ۲۰۱۰ در پست گارد برای این تیم به میدان میرفت، میگوید: «با یکی از معروفترین تیمهای جهان همسفر بودیم و این فوقالعاده بود.»
اولین خاطره مدوکس از ژنرالهای واشنگتن، روز انتخاب کارآموز در دبیرستانش در لاگرانج، جورجیا بود. او که به معلمانش گفته بود میخواهد بسکتبالیست شود، این فرصت را پیدا کرد تا به تماشای تمرین و بازیهای لو دانبار، بازیکن افسانهای هارلم گلوبتروترز برود و خیلی زود، این کار تبدیل به عادت روزانه او شد.
مدوکس میگوید: «به تماشای یکی از بازیها رفتم و یادم هست وقتی به ژنرالهای واشنگتن نگاه میکردم، با خود فکر میکردم آنها چگونه این کار را پیدا کردهاند».
او خیلی زود و در برنامه استعدادیابی پس از کالج، پاسخ سوالش را گرفت. معمولاً ستارههای بعدی اتحادیه ملی بسکتبال یا NBA در این برنامهها کشف میشوند. پس از آنها بازیکنانی هستند که امید کمتری دارند و برای بازی در خارج از کشور در این برنامه شرکت میکنند. باقی مانده بازیکنان نیز مورد توجه تیمهایی مانند ژنرالها قرار میگیرند.
مدوکس که اکنون برای یک شرکت فناوری در کالیفرنیا کار میکند، میگوید: «چون هنوز امید داشتم بتوانم به صورت حرفهای در جایی بازی کنم، فکر کردم با سفر همراه این تیم، شانس بیشتری برای دیده شدن مقابل تیمهای دیگر خواهم داشت.»

منبع تصویر، Alamy
رقیب همیشگی آنها، گلوبتروترز مانند نام خود که به معنی جهانگردان است، در طول فصل و در قالب یک تور جامع، در سراسر ایالتهای آمریکا صدها بازی میکنند و پس از آن راهی اروپا، آمریکای جنوبی و آسیا میشوند.
مدوکس میگوید: «این بهترین تجربهای بود که میتوانستم از دانشگاه داشته باشم، زیرا در طول سه سال با این تیم به ۲۶ کشور مختلف سفر کردم.»
برچ اعتراف میکند قرارداد با ژنرالها بهعنوان یک تازه کار، چندان شما را ثروتمند نمیکند، اما حضور در یک تور جهانی که تمام هزینهها از پیش پرداخته شده، حداقل کفاف اجاره خانه را میدهد.
کیلب کیمبرو خاطرات خوشی از یک فصل حضورش در ژنرالها دارد، از جمله شانس بازی مقابل فیلادلفیا و نیز بازی در استادیوم مدیسون اسکوئر گاردن.
او به نقش کوچکی که در ترویج فرهنگ گلوبتروترز داشته بسیار افتخار میکند: «واقعاً خوشحالم که بخشی از تاریخ بسکتبال بودم.»
هارلم گلوبترترترز در سال ۱۹۲۶ و از شهر شیکاگو برخاست، زمانی که بسکتبال سیاهپوستان و سفیدپوستان هنوز جدا بود. مالک آن، آبه ساپرستین که سفیدپوستی یهودی و متولد لندن بود، عنوان هارلم را اضافه کرد تا به تماشاگران نشان دهد تیمش سیاهپوست است.
هارلم گلوبتروترز با پیروزیهای متوالی مقابل تیمهای سفیدپوستان، الهام بخش نسلی از سیاهپوستان آمریکایی شد. در سال ۱۹۵۰، نت کلیفتون، چاک کوپر و هنک دزونی از این تیم جزو اولین بازیکنان سیاهپوست NBA بودند.
پس از کمک به شکستن موانع نژادی در این ورزش، تیم ساپرستین دیگر نیازی به شکست نخبگان NBA برای رساندن پیام خود نداشت و در عوض به حضور در دیدارهای نمایشی روی آورد.
ساپرستین برای اینکه تیمش همیشه رقیبی داشته باشد تا هر شب بتوانند در مسابقه نمایشی مقابل آن بازی کنند، تصمیم گرفت تا با رد کلوتز، گارد بالتیمور بولتس که با ۱۷۳ سانتیمتر، کوتاه قدترین قهرمان تاریخ NBA در سال ۱۹۴۸ بود، تماس بگیرد تا تیم دومی تشکیل دهد.
کلوتز نیز موافقت کرد و به افتخار ژنرال آیزنهاور، نام این تیم را ژنرالهای واشنگتن گذاشت. به این ترتیب بود که رقابت دیرینه آنها از سال ۱۹۵۲ آغاز شد.
اما زمانی که شوت پیروزی بخش کلوتز پنجاه ساله در سال ۱۹۷۱ به ثمر رسید، مدتها بود که دیگر همه ژنرالها را بهعنوان بازیکنان استثنایی نمیدیدند.
حتی تغییر نام گاه به گاه آنها به نامهایی چون نیوجرسی ردز و نیویورک ناسیونالز هم نتوانست مانع از شهرت آنها در فرهنگ عامه به بازندگان بدشانس شود و این شهرت تا امروز ادامه دارد.

منبع تصویر، Getty Images
این شهرت، دستمایه شوخیهای فراوانی در سریالها و برنامههای تلویزیونی از جمله وکلا، چگونه با مادرت آشنا شدم و انیمیشن خانواده سیمپسون بوده است و در هر مورد، بیننده نیازی به توضیح جوک ندارد. بسیاری از این جوکها به زمین مسابقه نیز کشیده میشوند: از جمله پرتاب سطلهای آب تا پایین کشیدن شورت ورزشی.
اما همه دوست ندارند نقش یک احمق را بازی کنند. به خصوص آنهایی که بهترین بازیکن کالج بودند و عادت به این نوع از بازی در کنار برنامهای طاقتفرسا سفر و حضور در بازیهای فراوان، برایشان بسیار سخت است.
بیرچ میگوید: «بازیکنانی بودند که به دلایل مختلف در اواسط تور کم میآوردند و تیم را ترک میکردند. حتی دیدهام برخی در اواسط بازی کنار رفتهاند.»
او یک مورد را به یاد میآورد که یکی از هم تیمیهایش در زمان ناهار استعفا کرد: «مسئولین برگزاری مسابقه ابتدا مطمئن میشوند که بازیکنان گلوبتروترز غذا بخورند تا وقت کافی برای دادن عکس و امضا داشته باشند. بنابراین حتی اگر ما ابتدا وارد رستوران میشدیم، باید منتظر میماندیم تا بعد از آنها غذا بخوریم.»

منبع تصویر، Getty Images
زمانی بازیکنان گلوبتروترز درآمدی بیشتر از یک بازیکن حرفهای داشتند. در سال ۱۹۵۸، ویلت چمبرلین، ستاره کالجها بود و تا پیش از رسیدن به سن قانونی برای لیگ بسکتبال آمریکا، همراه با گلوبتروترز به سفر میرفت.
او سپس با امضای قراردادی سی هزار دلاری بهعنوان بازیکن تازهکار به فیلادلفیا واریرز پیوست و پردرآمدترین بازیکن لیگ شد. با این حال، این کمتر از دستمزدش در گلوبتروترز بود و دو برابر آن را برای یک سال کسب کرده بود.
اسطورههای دیگری مانند میدولارک لمون و دانبار که مربی فعلی این تیم است، نیز در زمان خود نامهای معروفی بودند. اما بازیکنان امروزی شهرت یا پاداش گذشته را ندارند و تنها با حضور در برنامههای تلویزیونی، مانند خیابان سسامی یا جنگجوی نینجا است که میتوانند در بین طرفداران بسکتبال شناخته شوند.
طرفداران دارای بلیت ویژه میتوانند دو ساعت قبل از بازی با بازیکان گلوبتروترز عکس بگیرند. در طول بازی هم ستارگان از میکروفون استفاده میکنند تا مستقیماً با تماشاچیان صحبت کنند. پس از بازی هم در زمین میمانند و به طرفداران امضاء میدهند.
در مقابل، ژنرالها از سوی هواداران هو میشوند و پس از سوت پایان نیز سرافکنده و شکستخورده از زمین خارج میشوند.
برچ میگوید: «ما اجازه نداریم در زمین بمانیم و عکس بگیریم، یا امضا بدهیم و مصاحبه مطبوعاتی داشته باشیم.»
به گفته مدوکس، ژنرالّها تعامل زیادی با طرفداران ندارند و فقط آنجا هستند تا بازی خود را انجام داده و سپس از زمین خارج شوند.
البته در برخی از تورها و بخشهایی از جهان که چندان با گلوبتروترز آشنا نیستند، ژنرالها از لحظه نادری که مورد توجه قرار میگیرند، لذت میبرند.
برچ به یاد میآورد: «در چین و آمریکای جنوبی، جاهایی که بسکتبال ورزش اصلی نیست و حتی اصلاً نمیدانند این دو تیم در NBA نیستند، رفتار تماشاچیان با ما یکسان بود و حتی از ما عکس و امضا میخواستند و ما احساس یک حرفهای در لیگ بسکتبال آمریکا را داشتیم.»
با وجود تفاوت در دستمزد، حجم کار و میزان توجه بودن، رابطه بین ژنرالها و گلوبتروترز گرم است. به خصوص در خارج از کشور، زمانی که دو تیم با هم سفر میکنند.
اینکه چقدر از نمایش گلوبتروترز واقعی و رقابتی است، سئوالی است که به طور قابل درکی بیپاسخ مانده و بازیکنان فعال اجازه ندارند در مورد فوت و فن کار صحبت کنند.
برچ در سال ۲۰۱۵ به دلیل صحبت در خصوص پشت صحنه این نمایش اخراج شد و روی به حرفه معلمی آورد. او میگوید: «آنها همیشه تأکید داشتند که نمیخواهند جادوی این نمایش از بین برود.»
برچ در توصیف تمرینات سناریو این بازیها در اردوی پیشفصل میگوید: «بازیها شامل بخشهایی هستند که "بازی یک" نامیده میشوند. این لحظات بدون سناریو هستند و بازی در آنها واقعاً رقابتی است.»
«وقتی سال اولم بود، تقریبا نیمی از مسابقه، بازی یک بود. سناریو کوارتر اول و چهارم را میدانستیم، اما کوارتر دوم و سوم کاملاً آزاد بود.»
«در سال پنجم و آخر من، بازی دیگر جنبه کمدی پیدا کرده و به یک نمایش کامل برای کودکان تبدیل شده بود. در حقیقت، من به عنوان یک بسکتبالیست وارد شدم و به عنوان یک بازیگر آن را ترک کردم.»
ممکن است بازیکنان سابق مانند برچ تعهدی به سکوت در مورد اسرار این نمایش نداشته باشند، اما همانطور که انتظار ندارید استیو آستین و راک، اسرار کشتی کچ را در دوران بازنشستگی فاش کنند، اکثر بازیکنان ژنرال نیز در این زمینه به سکوت خود ادامه میدهند.
مدوکس که نمیتواند پوزخندش را پنهان کند، میگوید: «بازیهای نزدیک و فرصتهایی بسیاری داشتیم. اما بله، باید کوتاه میآمدیم.»

منبع تصویر، Getty Images
این برای بازیکنانی که با رویای بازی در NBA بزرگ شدهاند، بسیار سخت است که با تمایلات ورزشی و ذاتی خود کنار بیایند و اجازه بدهند گلوبتروترز هر بلایی میخواهد سرشان بیاورد.
کیمبرو که اکنون مربی بسکتبال کالجی در ویرجینیا است، میگوید: «سخت بود. اما لحظاتی هم بود که پرقدرت بازی میکردیم و جو رقابتی ایجاد میشد. گاهی هم بیش از حد خوب بودیم.»
«در یکی از بازیها در خانه شیکاگو بولز،آنقدر شوت سه امتیازی زدیم که به طور قابل توجهی جلو افتادیم و به یاد دارم یکی از مربیان با تندی با ما صحبت کرد و به ما هشدار داد.»
«بدیهی است که گلوبتروترز به طور معجزه آسایی برگشت و آن بازی را برد. اما همه ما احساس کردیم ما آن بازی را بردهایم.»
اگر بازیکنی آنقدر خوب باشد که بازی گلوبتروترز را تحت الشعاع قرار دهد، مدت زیادی در زمین باقی نخواهد ماند.

منبع تصویر، Getty Images
تمام اسلم دانکهای خیره کننده برای حریف است و ژنرالها تنها اجازه دارند از راه دور پرتاب کنند. حتی امکان ریباند پرتابهای از دست رفته خود را نیز ندارند.
با این حال، آنها به ندرت پرتابهای خود را از دست میدهند و سه امتیازیهای متوالی و حتی گاه به گاه چهار امتیازی میگیرند. پرتاب چهار امتیازی نوآوری مسابقات گلوبتروترز برای پاداش به پرتابهای با دقت بالا و از فاصله دور است.
ژنرالها میتوانند بدون اشتباه شلیک کنند و هیچ تقلبی اینجا وجود ندارد. کیمبرو، که چندین نفر از شاگردان برتر خود را تشویق به پیوستن به ژنرالها کرده، میگوید: «شوت از راه دور چیزی نیست که بتوان در آن تقلب کرد».
در حالی که بازیکنان گلوبتروترز اغلب به دلیل یک ویژگی خاص استخدام میشوند، مثلاً گارد کوتاهی که میتواند خیلی خوب بپرد یا مهاجمی که سریع است و توانایی حمل توپ خوبی دارد، ژنرالها باید در مجموع عملکرد خوبی داشته باشند.
به گفته مدوکس: «یک فرد معمولی در خیابان ممکن است با تماشای بازی فکر کند او هم میتواند یک ژنرال واشنگتن باشد. اما واقعیت این است که احتمالاً نمیتواند.»
او که هر ساله پیراهن سبز تیم قدیمی خود را میپوشد و برای تشویق به تماشای بازیها میرود، توضیح میدهد: «ژنرالها باید بازیکنی مفید باشند. یک پاسور خوب با توانایی کار با توپ و البته آگاهی بالا نسبت به بازی.»
برچ نیز تأکید دارد همتیمیهایش اصلاً بازیکنان سطح پایینی نبودند: «برای بازی در کنار ژنرالها، باید بازیکن سطح بالایی باشید. ما بازیکنان زیادی داشتیم که بیش از دو هزار امتیاز در کالج به دست آورده بودند و واقعاً بازیکنان خوبی بودند.»
بنابراین اگر قرار باشد طرفین در یک مسابقه واقعی و کاملاً رقابتی بدون سناریو با هم بازی کنند، آیا ژنرالها از شانس خود برای پیروزی استفاده خواهند کرد؟
برچ با قاطعیت میگوید: «بله، اگر از هر ژنرالی بپرسید، صددرصد به شما میگوید، بله. آنها به شما خواهند گفت که بازیکنانی هستند که میتوانند بسکتبال واقعی بازی کنند و بیشتر از گلوبتروترز برنده شوند.»
آیا پیروزی برای اولین بار در سال ۱۹۷۱ ساختگی بود؟ این سوالی است که طرفداران بیش از هر سوال دیگری از برچ میپرسند. او نیز در پاسخ میگوید: «اگر ساختگی بود، همه از جمله داور، زمان نگهدار و گوینده باید از آن آگاه بوده و همکاری میکردند.»
اما هر چقدر هم سرگرم کننده به نظر برسد، تعداد کمی از بازیکنان هستند که معیشت خود را به خطر انداخته و خلاف قرارداد عمل کنند.
«بسیاری میپرسند: "چرا حتی یک بار برنده نمیشوید؟"، در صورتی که متوجه نیستند در آن صورت قرارداد ما باطل خواهد شد. زیرا طبق قرارداد، نقش ما در این نمایش باختن است.»
به همین دلیل، آن پیروزی در تنسی احتمالاً نتیجه ترکیبی از خطای زماننگهدار، پرتابهای بد گلوبتروترز و پرتاب عالی یک ژنرال افسانهای بود.
به هر حال، ژنرالهای رد کلوتز ممکن است بیش از هفده هزار بازی را باخته باشند، اما او تا روز مرگش در سال ۲۰۱۴ این حالت بازی را حفظ کرد که انگار تیمش همیشه برای پیروزی میجنگد.
آیا این اتفاق دوباره تکرار خواهد شد؟ هیچکس نمیداند.

منبع تصویر، Alamy
















