تنشهای تازه حزبالله با اسرائیل، پرده از شکافهای درونی برداشت

منبع تصویر، Hezbollah's military media
- نویسنده, بخش مانیتورینگ
- شغل, بیبیسی
- زمان مطالعه: ۶ دقیقه
حملات موشکی و پهپادی حزبالله به شمال اسرائیل در روز دوم مارس نه تنها پای لبنان را به درگیری رو به گسترش آمریکا و اسرائیل با ایران، باز کرده، بلکه شکافهای عمیقتر داخلی در داخل این گروه، نارضایتی فزاینده در میان پایگاه حمایتیاش و تنشهای تازه با نزدیکترین متحدان سیاسیاش را نیز آشکار کرده است.
این حملات پس از ۱۵ ماه خویشتنداری نسبی و در پی آتشبس نوامبر سال ۲۰۲۴ که به جنگ اسرائیل و حزبالله پایان داد رخ داد. با وجود ادامه حملات اسرائیل در لبنان طی آن دوره، گروه حزبالله تا حد زیادی از تلافی خودداری کرده بود.
با این حال، این دور تازه تنش در زمانی رخ داده که این گروه، پس از متحمل شدن تلفات سنگین در درگیریهای ۲۰۲۳-۲۰۲۴، در حال گذار از یک روند بازسازی و تجدید ساختار داخلی است.
گروه حزبالله همچنین با فشار سیاسی فزاینده در داخل لبنان بر سر سلاحهایش و نقشش در دولت روبهرو بوده است.
این تحولات پرسشهای تازهای درباره پویاییهای داخلی این گروه و ثبات ائتلافهای سیاسی که مدتها آن را حفظ کردهاند، مطرح کرده است.
چرا حزبالله ناگهان تنش را تشدید کرد؟
عامل فوری این تشدید تنش، کشتن علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی ایران در حمله مشترک آمریکا و اسرائیل در روز ۲۸ فوریه بود.
گروه حزبالله موجی از راکتها و پهپادها را به سوی شمال اسرائیل شلیک کرد که به گفته این گروه، پاسخی هم به کشته شدن آقای خامنهای و هم به ادامه حملات اسرائیل به لبنان با وجود توافق آتشبس ۲۰۲۴ بوده است.
با این حال، گزارشهای رسانههای لبنانی نشان میدهد این تصمیم پس از اختلافنظرهای داخلی در داخل این جنبش مورد حمایت ایران اتخاذ شده است.
روزنامه فرانسوی زبان لوریان لو ژور به نقل از منابع نزدیک به حزبالله نوشت که برخی چهرهها در داخل این گروه خواستار خویشتنداری شده بودند و هشدار میدادند که نباید به اسرائیل بهانهای برای حملات گستردهتر به لبنان داده شود. این در حالی بود که برخی دیگر در این گروه، خواهان اقدام تلافیجویانه بودند.
به گفته این منابع، جناحی که به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نزدیکتر است، از اقدام فوری حمایت میکرد و برای پاسخ نظامی فشار میآورد.
روزنامه لوریان لو ژور نتیجه میگیرد که در نهایت رهبری حزبالله، تا حدی برای جلوگیری از آشکار شدن اختلافهای داخلی در مقطعی حساس، مسئولیت حمله را بر عهده گرفت.
این اقدام بلافاصله باعث حملات اسرائیل در سراسر جنوب لبنان، دره بقاع و ضاحیه جنوبی بیروت شد که دهها نفر را کشت و دهها هزار نفر را وادار کرد خانههای خود را ترک کنند.

منبع تصویر، Al Manar
بازسازی ساختار رهبری پس از جنگ ۲۰۲۳-۲۰۲۴
این تشدید تنش در حالی رخ میدهد که حزبالله در حال تجربه آن چیزی است که به عنوان روند بازسازماندهی بزرگ داخلی تحت رهبری نعیم قاسم انجام میشود.
این گروه در جریان جنگ با اسرائیل متحمل تلفات سنگینی شد، از جمله ترور رهبر دیرینه آن حسن نصرالله و جانشین احتمالی او هاشم صفیالدین.
از زمان آتشبس، حزبالله در حال بازسازی ساختار رهبری خود و سازماندهی دوباره سلسله مراتب داخلیاش بوده است.
یکی از چشمگیرترین تغییرات در فوریه ۲۰۲۶ با استعفای وفیق صفا رخ داد؛ کسی که برای دههها ریاست واحد ارتباط و هماهنگی حزبالله را بر عهده داشت.
وفیق صفا مدتها مسئول مدیریت روابط با نهادهای امنیتی لبنان و بازیگران سیاسی بود و به طور گسترده به عنوان یکی از بانفوذترین چهرههای این سازمان دیده میشد.
مسئولیتهای او اکنون میان چند چهره نزدیک به قاسم تقسیم شده است، از جمله حسین عبدالله که بر هماهنگی امنیتی نظارت دارد و احمد مهنا که ارتباط با دولت و بازیگران خارجی را بر عهده دارد.
به نظر میرسد این بازسازی برای کاهش نفوذ مراکز قدرت دیرینه در داخل حزبالله و متمرکز کردن اختیار تصمیمگیری پیرامون دبیرکل طراحی شده است.
در عین حال، چهرههای سیاسی بیشتری به سمتهای کلیدی در رهبری منصوب شدهاند.
گزارشها حاکی است که محمد رعد، رئیس فراکسیون پارلمانی حزبالله، اکنون معاون دبیرکل است، در حالی که محمد فنیش، وزیر پیشین، نقش مرکزی در بازسازماندهی شورای اجرایی حزب ایفا میکند.
پیامرسانی رسانهای نیز تحت نظارت ابراهیم موسوی، نماینده پارلمان، متمرکز شده است.
ناخرسندی در پایگاه حمایتی
درگیری حزبالله در مناقشه کنونی با نشانههایی از ناآرامی در پایگاه سنتی حامیان این گروه همراه بوده است. حملات اسرائیل که پس از شلیک موشکها رخ داد موجهای تازهای از آوارگی از جنوب لبنان و ضاحیه جنوبی بیروت را به راه انداخت.
ساکنان آواره در جنوب لبنان که وبسایت خبری پانعربی منتقد حزبالله به نام المدن با آنها مصاحبه کرده، خشم خود را نسبت به تشدید تنش ابراز کردند. گزارش جداگانهای از وبسایت خبری لبنان۲۴ مستقر در بیروت، که آن نیز عموما مخالف این گروه است، از احساس گستردهتر خستگی و سرخوردگی در میان ساکنانی خبر داد که با جنگهای پیاپی و دشواریهای اقتصادی روبهرو هستند.
برخی پرسیدهاند چرا حزبالله در دو سال گذشته به حملات اسرائیل پاسخ نداده بود اما تنها پس از حمله به ایران تصمیم به اقدام گرفت.
این واکنشها فشار فزایندهای را که رهبری حزبالله در تلاش برای حفظ حمایت در میان جوامعی که مدتها ستون فقرات قدرت سیاسی و نظامی آن بودهاند، با آن روبهرو است، برجسته میکند.
رسانههای همسو با حزبالله عمدتا حمله دوم مارس را به شکلی بسیار متفاوت توصیف کردهاند. در پوشش شبکه تلویزیونی المنار این حملات اقدامی مشروع و از پیش برنامهریزیشده برای دفاع و تلافی پس از بیش از یک سال «تجاوز» اسرائیل و آمریکا توصیف شد، نه به عنوان تشدید تنشی که توسط حزبالله آغاز شده یا پاسخی که عمدتا به ایران مرتبط باشد.
مفسرانی که در برنامههای گفتوگوی المنار در روز دوم مارس ظاهر شدند نیز تاکید کردند که جبهه لبنان با درگیری گستردهتر مرتبط نیست و استدلال کردند هدف حزبالله «متوقف کردن حملات اسرائیل» و «پایان دادن به اشغال آن [برخی نقاط در جنوب لبنان]» است.
تنش با جنبش امل
به نظر میرسد تشدید تنش حزبالله همچنین رابطه این گروه را با مهمترین متحد سیاسیاش، جنبش امل به رهبری نبیه بری، رئیس پارلمان تحت فشار قرار داده است.
برای دههها، حزبالله و امل ائتلافی قدرتمند را شکل دادند و رهبری سیاسی شیعیان لبنان را به عهده گرفتند. این سازوکار پس از درگیریهای خشونتآمیز میان دو گروه در اواخر دهه ۱۹۸۰ شکل گرفت و بعدها به تقسیم نقشها در نظام سیاسی لبنان تبدیل شد.
حزبالله «مقاومت» مسلحانه خود علیه اسرائیل را حفظ کرد، در حالی که امل نفوذ خود را در نهادهای دولتی گسترش داد. با این حال، گزارشهای اخیر نشان داده است که تنشها میان این دو شریک در حال افزایش است.
منابع نزدیک به نبیل بری که رسانههای داخلی به نقل از آنها گزارش دادهاند گفتهاند او پیشتر تضمینهایی دریافت کرده بود مبنی بر اینکه حزبالله، لبنان را به یک جنگ تازه نخواهد کشاند.
گفته میشود که آقای بری، وقتی راکتها و پهپادها به سوی اسرائیل شلیک شد، خشمگین شد و احساس کرد به او خیانت شده است.
در نشست کابینهای که پس از این تنش برگزار شد، گزارشها حاکی است وزیران وابسته به جنبش امل با تصمیم دولت برای ممنوعیت هرگونه فعالیت نظامی یا امنیتی حزبالله مخالفتی نکردند.
این اقدام به طور گسترده به عنوان نشانهای تعبیر شد که امل در حال فاصله گرفتن از تصمیم حزبالله است.


































