محبوبیت راست افراطی در آلمان؛ تاریخ تکرار میشود؟

منبع تصویر، AFP
- نویسنده, فرگال کین
- شغل, بیبیسی
بنا به توصیف گونتر گراس، نویسنده فقید آلمانی، تاریخ این کشور شبیه توالتی است که سیفون آن خراب شده.
از آن استعارههای تکاندهنده است. گذشته مثل نجاست به حال حاضر چسبیده و به هیچ شکل نمیشود آن را پاک کرد.
<bold><link type="page"><caption> بیشتر بخوانید: آینده مرکل در خطر است؟</caption><url href="http://www.bbc.com/persian/world/2015/11/151119_an_germany_merkel_refugees.shtml" platform="highweb"/></link> </bold>
اخیرا به درسدن رفته بودم؛ شهری که باید هر جور شده هزاران مهاجر و پناهنده را در خود جذب کند. داشتم در خیابانها قدم میزدم که ناگهان با خودم فکر کردم: اگر گراس زنده بود، چگونه به این وقایع نگاه میکرد؟
گراس به خوبی با کشمکش کشورش با گذشته خود آشنا بود، و برای همین شک ندارم که متوجه نشانههای خطرناک ظهور راست افراطی میشد.
"هراس"
گزارشهای اخیر پلیس از افزایش حملات به مراکز پذیرش مهاجران حکایت میکند. در منطقه فرایتال، در حومه درسدن، با سیاستمدار چپگرایی ملاقات کردم که نئونازیها ماشین و دفترش را بمبگذاری کرده بودند.

منبع تصویر،
مایکل ریختر در جریان مصاحبه گفت "میترسم. شباهتهای زیادی با هیتلر و ۱۹۳۳ دارد. ما بار دیگر یک جنبش اجتماعی داریم که دارد از کنترل خارج میشود. وحشت من بیشتر از آلمانیها است تا پناهندهها."
آقای ریختر میگوید که سیاستمداران معتدل به اندازه کافی برای اتحاد در برابر راست افراطی تلاش نکردهاند. او از ورود ناگهانی شعارهای ضدمهاجر و ضدپناهنده به گفتمان سیاسی رسمی نگران است. این موضوعی است که این روزها خیلی از طرف چپها مطرح میشود.
جهانی رو به تغییر
در همان نزدیکی، در یکی از شهرکهای بینامونشان دوران کمونیسم، درک تیملمانس منتظر تاکسی بود تا به شهر برود.
او متولد فرایتال است و همینجا بزرگ شده. آن هم در دورانی که وجود کارخانههای فولاد به معنی ضمانت شغلی بود و سوسیالیسم دولتی اطمینان خاطری هرچند خفهکننده فراهم میکرد. ولی حالا از سرعت تغییرات در دنیای اطرافش پاک سردرگم شده.

منبع تصویر، AFP
از من میپرسد "دوست داری بدانی که از پناهندهها میترسم یا نه؟ در توان اروپا نیست. تعداد آنهایی که دارند به اینجا میآیند خیلی زیاد است. از توان ما خارج است. دولت ما متوجه نیست که چه اتفاقی دارد اینجا میافتد. عین اتفاق پاریس اینجا تکرار خواهد شد."
صحبتهای رایج در درسدن همان صحبتهای رایج در مناطقی بود که نژادپرستی و بیگانههراسی پا میگیرند – اعتقاد غالب این است که سیاستمدارها در دنیایی موازی و محفوظ به سر میبرند.
بدرفتاری
۱۰ دقیقه که با ماشین بروید به هتل لئوناردو میرسید – مسافرخانهای مخوف که به مرکزی برای پناهندهها تبدیل شده. در آنجا با سامان شرکو ملاقات کردم. او که اهل کردستان عراق است در جنگ با ستیزهجویان داعش در شمال این کشور به شدت مجروح شده.
او چهار ماه است که در فرایتال زندگی میکند و میگوید جو حاکم بسیار خصمانه است.
به من گفت "خیلی فحاشی میکنند. با باتوم کتکمان زدهاند. با موتور میآیند و به ما توهین میکنند. بعد از حملات پاریس بیشتر هم شده."
درسدن گذشته مخوفی دارد و به همین خاطر خیلی راحت میشود در این شهر متقاعد شد که احتمال تکرار گذشته کم نیست.
نه، شرق آلمان آبستن یک رایش جدید نیست. شکی نیست که صداهای گوشخراش زیادی در فضا پیچیده و بر تعداد حامیان راست افراطی افزوده شده. ولی باید به مقیاس مسائل هم دقت کرد.
رایش سوم از دل جمهوری وایمار و اقتصاد ویرانش بیرون آمد و آلمان خانم مرکل هیچ شباهتی به آن دوره ندارد.
در آلمان دموکراسی پرطراوت است، آزادی مطبوعات تضمین شده و در قدرت نهادهای عمومی شکی نیست. پلیس و دادگستری از اقشار آسیبپذیر محافظت میکنند.
لوتز باخمان، مؤسس پگیدا که در فرایتال زندگی میکند، به خاطر "حیوان| و "تفاله" خطاب کردن مهاجران در فیسبوک مورد پیگرد قانونی قرار گرفته و پلیس در حال بررسی پروندهاش است.
در عین حال تجمعات عمومی چشمگیری هم علیه راست افراطی برگزار شده. و فعالان اجتماعی در قالب شبکهای متشکل تازهواردها را کمک و راهنمایی میکنند.
مهربانی
مردی آلمانی با رنگ سیاه روی دیوار مرکز فرهنگی مسلمانان در نزدیکی درسدن نوشته بود "قاتل". ولی زنی آلمانی که در آن اطراف زندگی میکرد او را حین انجام این کار دید و به پلیس گزارش داد.

منبع تصویر، Reuters
این مرکز به یاد زنی مصری که در سال ۲۰۰۹ و در یک حمله نژادپرستانه کشته شد مرکز مروه الشربینی نامیده شده. علم به این موضوع بازدیدم از این مرکز را شگفتآورتر کرد.
در یکی از اتاقها، یک معمار مصری که هفت سال است در این شهر زندگی میکند، داشت به چهار آلمانی عربی درس میداد.
دکتر مجدی خلیل میگوید بعد از حملات پاریس گزارشهای زیادی از بدرفتاری با مسلمانان شنیده میشد ولی "اینجا خیلیها را میبینم که رفتاری مهربانانه دارند."
لوکاس پت، یکی از شاگردان او، گفت مردانی را سراغ دارد که مثل خودش بیست و چند سال دارند و جذب راست افراطی شدهاند.
"اصلا برای قابل فهم نیست. در همان فضایی بزرگ شدهاند که من بزرگ شدم و همه ما به یک مدرسه رفتیم."
لوکاس دوست ندارم نام درسدن به عنوان سنگر راست افراطی در جهان بپیچد و میگوید "این هم یکی از حکایتهای شهر ما است و باید با آن روبهرو شویم. ولی قطعا تنها حکایت نیست."






























