جمهوری اسلامی در «نبرد بقا» در حالی که پایان بازی نامشخص است

منبع تصویر، EPA
- نویسنده, لوئیس باروچو
- شغل, سرویس جهانی بیبیسی
- زمان مطالعه: ۷ دقیقه
پس از آنکه ایالات متحده و اسرائیل یک کارزار نظامی بیسابقه با هدف تغییر رژیم در ایران آغاز کردند، رهبری این کشور با آنچه تحلیلگران آن را آزمونی موجودیتی توصیف میکنند روبهرو شده است وهیچ مسیر روشن یا کمخطری برای رسیدن به یک راهحل وجود ندارد.
شش ماه پس از درگیری ۱۲ روزه در ژوئن، نیروهای آمریکا و اسرائیل یک عملیات مشترک انجام داده و اهداف حکومتی و نظامی در ایران را هدف قرار دادهاند.
به گفته ارتش اسرائیل، ایران حملات تلافیجویانهای علیه اسرائیل انجام داده است. گزارشهایی از حملات ایران در دوبی، دوحه، بحرین، کویت، مکانهایی که پایگاههای نظامی آمریکا در آنها قرار دارد یا متحد آمریکا هستند، و دیگر نقاط منطقه منتشر شده است.

منبع تصویر، Getty Images
چرا اکنون؟
به گفته الی گرانمایه، پژوهشگر ارشد سیاست در شورای روابط خارجی اروپا، یک اندیشکده فرااروپایی، زمانبندی و چارچوببندی عملیات از سوی دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، ابهام اندکی درباره هدف سیاسی آن باقی میگذارد.
او میگوید: «اعلام راهبرد این کارزار از سوی آقای ترامپ هیچ تردیدی باقی نمیگذارد که هدف نهایی او، دستکم در حال حاضر، تغییر رژیم است. او هیچ مسیر خروجی جز تسلیم برای رهبری ایران باقی نگذاشته است.»
آقای ترامپ در یک پیام ویدیویی که در پلتفرم «تروث سوشال» منتشر کرد، از نیروهای امنیتی ایران خواست تسلیم شوند یا «با مرگ حتمی روبهرو شوند».
او همچنین گفت ایرانیان «تنها فرصت در نسلها» را دارند تا «کنترل حکومت خود را به دست بگیرند».
خانم گرانمایه این حمله را از نظر گستره، تاریخی توصیف کرد. او میگوید: «این یک کارزار نظامی بیسابقه آمریکا علیه ایران است. و کارزاری که هماکنون در را به سوی هرجومرج منطقهای گشوده است، زیرا حملات متقابل گسترده ایران در جریان است.»
به گفته اچ.ای. هلییر، پژوهشگر ارشد در موسسه خدمات سلطنتی متحد، یک اندیشکده بریتانیایی، این اقدام «یک حمله پیشدستانه» نبود.
او میگوید: «این حمله در میانه مذاکرات انجام شد، جایی که میانجیهای منطقهای، بدون اینکه خودشان اطلاع داشته باشند، برای فراهم کردن پوشش اقدام برنامهریزیشده مورد استفاده قرار گرفتند.» او افزود هیچ مدرکی از حمله قریبالوقوع ایران وجود نداشت که حمله پیشدستانه اسرائیل و آمریکا را توجیه کند.
تنها چند ساعت پیش از این حملات، وزیر خارجه عمان که در حال میانجیگری گفتوگوهای آمریکا و ایران بود، گفت توافق در دسترس است.
بدر البوسعیدی روز جمعه به شبکه آمریکایی سیبیاس گفت: «اگر تنها به دیپلماسی فضایی که برای رسیدن به آن نیاز دارد بدهیم، توافق صلح در دسترس ماست.»
او پس از حملات اخیر در شبکه ایکس نوشت که «مایوس» شده است و گفت «مذاکرات فعال و جدی بار دیگر تضعیف شدهاند».
او میگوید: «نه منافع ایالات متحده و نه آرمان صلح جهانی از این وضعیت بهرهای نمیبرد.»
او افزود: «و من برای بیگناهانی که رنج خواهند برد دعا میکنم. از ایالات متحده میخواهم بیش از این درگیر نشود. این جنگ شما نیست.»
منطق بقا در تهران

منبع تصویر، Getty Images
گستره و جاهطلبی اعلامشده این کارزار، ساختار حاکم بر ایران را به آنچه کارشناسان «نبرد برای بقا» مینامند سوق داده است.
خانم گرانمایه میگوید: «این یک لحظه وجودی برای رهبری جمهوری اسلامی است. هم ساختار امنیتی و هم بدنه ایدئولوژیک حکومت خود را برای جنگی طولانی با آمریکا و اسرائیل آماده کردهاند.»
عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران، در بیانیهای گفت تهران از «همه توان دفاعی و نظامی خود بر اساس حق مشروع دفاع از خود» برای حفاظت از تمامیت ایران استفاده خواهد کرد.
خانم گرانمایه معتقد است «حداکثر تشدید تنش» اکنون در تهران نه بهعنوان اهرم فشار، بلکه بهعنوان مساله بقا دیده میشود.
هلییر نیز موافق است و اشاره میکند که پاسخ سریع ایران «نشاندهنده جدیتی است که تهران این تهدید را با آن مینگرد».
او میگوید: «سرعت و هماهنگی نشان میدهد که اختیار از پیش تفویض شده و پاسخ فوری و با تمام قوا در دستور کار بوده است.»
خانم گرانمایه میگوید این واکنش سریع دو هدف را دنبال میکند: «نشان دادن عزم در اجرای وعده منطقهای کردن هر جنگی که از سوی آمریکا آغاز شود، و استفاده از داراییهای خود پیش از آنکه در این جنگ آنها را از دست بدهند.»
او میگوید: «تهران میخواهد به سرعت هزینه را برای آمریکا و اسرائیل افزایش دهد، [به این امید که آنها را وادار کند] پیش از آنکه رژیم در داخل بیثبات شود، عقبنشینی کنند.»
صنم وکیل، مدیر برنامه خاورمیانه و شمال آفریقا در چتم هاوس، یک اندیشکده بریتانیایی، نیز با این نظر موافق است.
او اشاره میکند در حالی که جمهوری اسلامی «برای بقای خود» میجنگد، «تنها راهی که میتواند بقا یابد ... این است که به سرعت این جنگ را در سراسر منطقه صادر کند، هرچه بیشتر کشورها را بیثبات کند، و پیامدهای این جنگ را تا حد امکان برای خاورمیانه افزایش میدهد.»
خانم گرانمایه هشدار داد که متحدان منطقهای همسو با ایران، آنچه «محور مقاومت» خوانده میشود، ممکن است با وجود ناکامیهای اخیر، با انگیزه آنچه آن را مخاطراتی به همان اندازه وجودی میبینند، بسیج شوند و خطر یک درگیری چندجبههای را افزایش دهند.
دنی سیترینوویچ، پژوهشگر ارشد ایران در موسسه مطالعات امنیت ملی اسرائیل، در یادداشتی برای شورای آتلانتیک اظهار کرد هرچه این حمله طولانیتر و گستردهتر شود، احتمال فعال شدن این شبکه از نیروهای شبهنظامی منطقهای بیشتر خواهد شد، «و هم جغرافیا و هم مدتزمان درگیری گسترش خواهد یافت». او ۲۵ سال در اطلاعات دفاعی اسرائیل خدمت کرده است.
او استدلال میکند که آمریکا و اسرائیل جنگ را در زمان فعلی با این فرض راه انداختند که رژیم ایران «ضعیف و شکننده» است. او میگوید این دو متحد بر این باورند که یک کارزار متمرکز و گسترده اسرائیلی - آمریکایی میتواند ایران را بهطور قابلتوجهی بیثبات کند و شاید حتی تغییرات داخلی را رقم بزند.
اما اگر این ارزیابی نادرست از آب درآید، پیامدها میتواند شدید باشد.
او میگوید: «چه چیزی میتواند پیروزی محسوب شود و چنین کارزاری چگونه میتواند پایان یابد؟ این مساله به ویژه با توجه به اینکه حمله کنونی بعید است رژیم ایران را به تسلیم یا به توافقی در آینده با ایالات متحده وادار کند، اهمیت دارد. مسیر دیپلماتیک در این مرحله مشکوک به نظر میرسد.»
او افزود: «این یک رویارویی همه یا هیچ است و بنابراین سطح خطر در آن بسیار بیشتر از کارزار ۱۲ روزه است.»
این جنگ چگونه میتواند پایان یابد؟

منبع تصویر، AFP via Getty Images
کارشناسان معتقدند پایان راهبردی همچنان نامشخص و پرخطر باقی مانده است.
خانم گرانمایه هشدار میدهد: «این میتواند آغاز یک جنگ طولانی جدید برای آمریکا در خاورمیانه باشد.»
او میافزاید: «از آغاز این کارزار، شوک و هراس تا نتیجه مطلوب آقای ترامپ یعنی تغییر رژیم، احتمالا مسیری طولانی و بسیار پرتنش در پیش است و احتمال بسیار زیادی وجود دارد که اوضاع خیلی سریع به بنبست بخورد.»
هلییر نیز موافق است. او میگوید: «درگیری احتمالا طی روزها یا هفتهها ادامه خواهد یافت، با تشدید هماهنگشده در چند جبهه و فشار شدید بر قدرتهای منطقهای برای مدیریت خطرات غیرنظامیان و بیثباتی.»
او میگوید: «حتی متحدان نزدیک آمریکا، هرچند منتقد ایران هستند، اکنون با خطرات ناشی از تلافی و بیثباتی احتمالی در صورت فروپاشی آشفته رژیم ایران روبهرو هستند.»
او استدلال میکند که هرچند تغییر رژیم ممکن است «در اصل» مورد استقبال قرار گیرد، این کشورها با تشدید تنش مخالفاند و به دنبال کاهش تنش خواهند بود، «هرچند مسیر آن نامشخص است».
خانم گرانمایه از جامعه بینالمللی میخواهد «برای کاهش خسارات این جنگ بسیج شود» و با اعمال فشار شدید بر واشنگتن و تهران، راهی دیپلماتیک برای خروج بیابد «پیش از آنکه به باتلاقی خونین کشیده شوند».

































