آینده مرکل در خطر است؟

منبع تصویر، Getty
- نویسنده, مارک ماردل
- شغل, بیبیسی
قدرتمندترین رهبر در غرب اروپا دست کم فعلا در بحران مهاجران دوام میآورد. آنگلا مرکل با یک شریک کلیدی ائتلاف دست راستی خود به توافق رسیده. شریکی که از مواضع صدراعظم آلمان در مواجهه با بحران پناهجویان راضی نیست.
خطری که بحران پناهجویان برای آنگلا مرکل ایجاد کرده ممکن است در نشریات بریتانیا تبدیل به سرخط خبرها نشود اما به اندازه کافی جدی است.
تعهد بی حد و حصر صدراعظم آلمان برای پناه دادن به هر که از جنگ سوریه میگریزد برای بعضی در آلمان قابل تحمل نیست. یک سیاستمدار آلمانی برای من از وحشت نمایندگان پارلمان بریتانیا زمانی که دیوید کامرون اعلام کرد این کشور بیست هزار پناهجو در پنج سال آینده خواهد پذیرفت، گفت و افزود این عددی است که کشور من هر هفته باید با آن کنار بیاید.
_______________________
نگاهی به زندگی آنگلا مرکل:
- ۱۹۵۴ تولد در هامبورگ
- ۱۹۷۸ دکترای شیمی، پایاننامه او در مورد شیمی کوانتومی بود
- ۱۹۸۹ پیوستن به حزب اتحادیه دموکرات مسیحی. پیروزی در انتخابات پارلمانی. او بلافاصله در دولت هلموت کهل به عنوان وزیر زنان و جوانان انتخاب شد
- ۱۹۹۴ وزیر محیط زیست و امنیت هستهای
- ۲۰۰۰ رسیدن به رهبری حزب اتحادیه دموکرات مسیحی
- ۲۰۰۵ رسیدن به صدراعظمی آلمان
- ۲۰۰۹ انتخاب دوباره به عنوان صدراعظم
- ۲۰۱۳ سومین پیروزی در انتخابات
_______________________
حتی آنهایی که دلهره تضاد فرهنگها را ندارند نگران سیل تازهواردها به کشور هستند. آنگلا مرکل که در آلمان او را موتی (مادر )خطاب میکنند روی زخم مرهم گذاشته و آن را پانسمان کرده. همان کاری که همه مادرها میکنند. لقب آنگلا مرکل نشان از رهبری مقتدر و در عین حال خودمانی دارد که اطمینان بخش است.
لغت مرکل که حالا تبدیل به یک فعل شده شاید به زودی معنی تازهای پیدا کند : شهامت به خرج دادن و پیروز شدن. اما چسبی که خانم مرکل روی زخم گذاشته ممکن است به زودی کنده شود. آن وقت جراحتی که عواقب سیاسیاش فعلا به زحمت دیده میشود در جلوی چشم همه عفونت میکند.
آنگلا مرکل در حرکتی که در نظر اول از او بعید به نظر میرسد با شهرتش قمار کرده است. "بیمسئولیت" لغتی نیست که به راحتی برای کسی که ده سال است در قدرت است به کار ببرید. یکی از سیاستمدارانی که معمولا به او وفادار بوده به من گفت که تصمیم مرکل به گشودن مرزها به روی پناهجویانی از سودان و سوریه "دیوانگی" است. او میگوید یکی از شهرداران منطقهاش تقریبا هر شب با چشمانی گریان با او تماس گرفته است.
تهدید به سرپیچی

منبع تصویر، AFP
بحران سیاسی زمانی بوجود آمد که رهبر حزب محافظهکار ایالت بایرن و یکی از اعضای ائتلاف خانم مرکل تهدید را شروع کرد
حزب آنگلا مرکل (دموکرات مسیحی) در بایرن نمایندهای ندارد. این منطقه حزب محافظهکار خودش را دارد که نامش اتحاد سوسیال مسیحی است. آنها حتی در برلین سفارتخانه دارند. چیزی که هنوز اسکاتلند نتوانسته در لندن به آن دست پیدا کند.
در هر حال حزب محافظهکار بایرن که از حزب دموکرات مسیحی دست راستیتر است و رهبر آن هورست زیهوفر نخستوزیر این ایالت است به خانم مرکل اولتیماتوم دادند.
جدیترین آنها محدود کردن تعداد مهاجران بود. این حزب نتوانست به خواستهاش برسد اما ظاهرا دست خالی هم نمانده.
این حزب میگوید: مردم آلمان به ما در مواجهه با سختترین چالشّها اعتماد دارند. سپس به مردمی که اعتماد دارند وعده "ایجاد یک منطقه حائل را میدهد که روند رسیدگی به درخواست پناهندگی را سریعتر میکند." مسالهای که به هیچ وجه به مذاق دیگر متحدان خانم مرکل یعنی سوسیال دموکراتها خوش نمیآید.
از دیگر خواستههای دولت بایرن یکی جلوگیری از پیوستن خانواده به پناهنده به مدت دو سال و دیگری پیشنهاد همکاریهای بهتر با اتریش است. کشوری که به عقیده مسئولان این ایالت در کنترل اوضاع خوب عمل نکرده است.
قمار بزرگ
همه اینها ممکن است از دلایل نجات آنگلا مرکل در سیاست آلمان باشد اما هیچکدام به ما نمیگویند که او چرا در وهله اول به قمار دست زده است.
پیشزمینه علمی و تحصیلات خانم مرکل در رشته شیمی باعث شده تا اغلب به او به چشم سیاستمداری غیر ایدئولوژیک نگاه شود که تمام جوانب را در نظر میگیرد، به همه نظرها گوش میدهد و با تصمیمی منطقی تلاش میکند آرای مختلف را به هم نزدیک کند. یکی از دستیاران او تعریف میکند که زمانی که به او هشدار دادند که کسی با نظرش موافق نیست، در جواب گفت "کار من این است که نظر آنها را تغییر دهم."
همه این ها درست، اما هنوز یک قطعه پازل پیدا نشده است. شاید بتوانیم با کمی خیالبافی تصور کنیم که تخصص خانم مرکل در شیمی کوانتوم -علمی که در آن غیرممکن اتفاق میافتد- او را به این نتیجه رسانده که ارزیابی موقعیت، موقعیت را تغییر میدهد.
آنگلا مرکل در آلمان شرقی و در زمان حکومت کمونیستی بزرگ شد. دختر یک کشیش کلیسای لوتران بود و مانند بسیاری از آلمانیهای همنسلش آگاه به گذشته سیاه کشور. میخواستم بنویسم این سیاهی، روح او را تسخیر کرده بود، اما فکر نمیکنم این نظر درستی باشد. بهتر است بگوییم تصمیمات او متاثر از تاریخ است. او آگاهانه و شجاعانه تصمیم گرفت "کار درست" را انجام دهد. تصمیم او تغییر دادن کشورش بود.
آلمان امروز، جامعهای ترکیب شده با مهاجران و چند فرهنگی است. چیزی که یک نسل پیش تصورش مشکل بود.
تنها در سال ۲۰۰۰ بود که برای کودکان کارگران ترک که کارگر مهمان خوانده میشدند راه شهروندی در آلمان آسانتر شد. این به این معنی نیست که انجام آن "کار درست" هیچگاه دیوانگی و نشدنی به نظر نرسیده است.
یک دیپلمات ارشد به من گفت که این دقیقا معنی مرکل است. او تصمیم میگیرد، بدون این که عواقب آن را پنهان کند. این دیگر سیاستمداران را وادار میکند تا با او در راهی که آغاز کرده همراه شوند.
این فرضیه جذابی به نظر میرسد اما توضیح نمیدهد که چطور خانم مرکل تصور کرد که میتواند آوارگانی را از قارهای دیگر جذب کند و بدون وسیله حمل و نقل، غذا و کمک بهداشتی به سرزمین آرزوهایشان برساند. امروز تمام اروپا با سیل کسانی رو به روست که به دنبال زندگی بهتر به این قاره میآیند.
ابهتی رو به افول

منبع تصویر، EPA
بعضی میگویند دوران مرکل رو به پایان است. اقتدار و محبوبیت او در آلمان رو به کاهش است و نفوذش در اتحادیه اروپا رو به پایان.
شاید برای نتیجهگیری زود باشد اما ماههای آینده سرنوشتساز خواهند بود. او باید تصمیم بگیرد که آیا برای یک دوره دیگر زمامداری در سال ۲۰۱۷ نامزد میشود یا نه.
این در حالی است که نه در حزبش و نه در دیگر احزاب رقیبی جدی برای او دیده نمیشود. حتی نظرسنجیهایی که کاهش محبوبیت او را نشان میدهند از این حکایت دارند که محبوبیت او همچنان بسیار بیشتر از رهبر حزب رقیب یعنی سوسیال دموکرات است.
تصمیم آنگلا مرکل برای انتخابات آینده و صدراعظمی در آلمان بستگی به نتیجه بحران پناهجویان خواهد داشت. نحوه برخورد آنگلا مرکل با این بحران هم میتواند مبنای قضاوت تاریخ در مورد او باشد و هم رقم زننده سرنوشت اتحادیه اروپا و کل این قاره.











