کتابخوان؛ جستوجوگران خوشبختی در بازار کتاب ایران

منبع تصویر، Getty Images
- نویسنده, مجید پاکزاد
- شغل, روزنامهنگار
"هرکس میتواند توقع آبرومند بودن داشته باشد. اما توقع شهرت داشتن، منحصر به افراد استثنایی است. زیرا شهرت فقط در اثر دستاوردهای فوقالعاده حاصل میشود. شریفترین عمل همیشه زمانی کوتاه تأثیرگذار است، اما اثر نبوغآمیز در طول همه اعصار تأثیری ماندگار دارد و انسانها را ارتقا میدهد."
وقتی آرتور شوپنهاور این سطرها را مینوشته، به احتمال قریب به یقین، به ماندگاری دستاوردهای فکری و فلسفی خود ایمان داشته، اما شهرت ناشی از این دستاوردها، دستکم در دوران حیات خودش، جان نگرفت و میوهای برایش نداشت. در یک قلم، شانزده سال پس از انتشار مهمترین کتابش «جهان همچون اراده و تصور» به او خبر میدهند که قسمت اعظم نسخ چاپی کتابش را به جای کاغذ باطله فروختهاند.
تلخمزاج بود و شهره به تاریکاندیشی. افزون بر این، تنها بود و اصرار فلسفی داشت تنها بماند، که ماند تا پایان عمر. با اینهمه، افکار و نیز روشی نبوغآمیز در بیان افکار داشت. بسیار گذشت تا شوپنهاور، این فیلسوف آلمانی ضدجریان که به تعبیر نیچه "هیچ چیز اندیشمندان آلمان را به اندازه عدم شباهت میان شوپنهاور و آنان رنج نداد"، شهرتش عالمگیر شود.
شوپنهاور اگر در روزگار خود فقط مورد توجه برخی اندیشمندان و دانشوران، به تأثیرپذیری یا مخالفت، قرار داشت، امروزه که بیش از صدو پنجاه سال از مرگش میگذرد، حتی در میان ایرانیانی هم که لزوماً نخبه یا اهل فلسفه نیستند، بهخصوص در یک دهه اخیر، شهرتی بهنسبت چشمگیر یافته است.
دلیل آن شاید این باشد که بهرغم شهرتش به «فیلسوف منفی» بودن، اعتقادی به زبان پیچیده فلسفی نداشت و در این عرصه، برخلاف اغلب همگنانش، در جانب عامه مردم و درک همگانی از امور فلسفی میایستاد. تا آنجا که در کتابی مثل «در باب حکمت زندگی» که از پرفروشترین کتابهای او در ایران است، حتی اقرار میکند که از برخی اصول فلسفی خود بهعمد فاصله گرفته تا بتواند در جایگاه یک انسان معمولی به مسائل نگاه کند.

پیشخان
در باب حکمت زندگی

منبع تصویر، niloofarpub.com
به چاپ نهم رسیدن ترجمه این کتاب در طی ۹ سال اتفاقی نیست. مجموعهای از عوامل از جمله نام خود شوپنهاور، عنوان همهفهم کتاب، اعتبار ناشر آن یعنی انتشارات نیلوفر و ترجمه نسبتاً روان محمد مبشری از آن، دست به دست هم دادهاند تا این کتاب خوانندگانی گستردهتر از فقط اهل فلسفه پیدا کند. با این حال، کلید اصلی این اقبال احتمالاً در قفلهای دیگری میچرخد.
نخست و مهمتر، رویکرد زبانی شوپنهاور در این اثر است که هیچ اهل لفاظیهای معمول فلسفی نیست و دیگری موضوع کتاب است یعنی «سعادت و خوشبختی» و درک آن از راهی که بیشتر جنبه سلبی و خلاف جریان دارد. بهخصوص اگر در نظر بگیریم که جامعه امروز ایران احتمالاً بیش از هر زمان دیگری دچار آشفتگی و سرگردانی در حوزه تفکر است و با تبعات ملموس آن در لایههای حیات فردی و اجتماعی دست و پنجه نرم میکند.
این کتاب در مجموع شش فصل دارد که نگاهی به عنوان سه فصل اساسی آن میتواند برای کسی که آن را نخوانده است راهگشا باشد: آنچه هستیم؛ آنچه داریم؛ آنچه مینماییم. شوپنهاور که اساساً سعادت را وهم و افسانه میداند و اعتقاد دارد که تنها رنج است که واقعیت دارد، میکوشد در این تقسیمبندی و با شرح هر یک، خواننده را نهایتاً به همان بخش نخست «آنچه هستیم» راهنمایی کند که آنچه مایه سعادت آدمی است فقط در شیوه درک و تعامل ذهنی ما با جهان ریشه دارد و بر این اساس و به طور خلاصه، تعریف سعادت حقيقى، نه رسيدن به لذت كه، دورى از رنج است.
یکی از جنبههای لذتبخش این کتاب نظرگاه شوپنهاور در باب اموری است که اغلب با آنها آشناییم، اما تعبیر و تعریف او از این امور، یا متفاوت است با دیگر نگرشها یا اساساً زاویهدید او به این مسائل برای ما تازگی دارد. برای مثال، تأکید فراوان، عمیق و گسترده شوپنهاور به موضوع «تنهایی» و نقش نجاتبخش آن در زندگی، از پرجاذبهترین مسائلی است که در کمتر اثری از این دست به آن پرداخته شده است.
کتاب ۲۷۷ صفحهای «در باب حکمت زندگی» سرشار از انواع گزینگویههای فلسفی و حتی اخلاقی است که هر کتابخوان ناعلاقهمند به فلسفه را سیراب میکند:
"غرور اعتقاد راسخ به ارزش فوقالعاده خویش در زمینهای خاص است، اما خودپسندی، خواست ایجاد چنین اعتقادی در دیگران است و معمولاً با این آرزوی نهان همراه است که در نهایت، خود نیز بتوانیم به همان اعتقاد برسیم. بنابراین غرور از درون انسان نشئت میگیرد و درنتیجه، قدردانی مستقیم از خویش است. اما خودپسندی کوششی است برای جلب قدردانی از بیرون، یعنی دستیابی غیرمستقیم به قدردانی. از این رو، خودپسندی آدمی را پرگو، و غرور کمگو میکند."
هنر خوشبختی، هنر رنجاندن، هنر رفتار با زنان

منبع تصویر، nashr-e-markaz
یکی دو ماه پیش بود که علی عبداللهی، از معدود مترجمان معتبر زبان آلمانی، از انتشار ترجمه این سهگانه شوپنهاور مستقیماً از زبان آلمانی خبر داد و استقبال جستوجوگران خوشبختی از «هنر خوشبختی» و پرفروش شدن این کتاب از این مجموعه در هفته اول دی ماه اصلاً چیز عجیبی نبود.
تنها کتاب-رسالهای از این دست که خود شوپنهاور آن را در زمان حیاتش آماده تدوین کرد، «هنر همیشه بر حق بودن» (ترجمه عرفان ثابتی، نشر ققنوس) بود، اما یادداشتهای بسیاری از او باقی ماند که رسالههای بعدی از دل آنها پدید آمده است.
کتاب ۱۱۸ صفحهای «هنر رنجاندن»، به تعبیر فرانکو وولپی ویراستار اصلی کتاب، گویی رساله تکمیلکننده همان «هنر همیشه بر حق بودن» است شامل نگرههایی رادیکال نسبت به انواع موضوعات و افکار. این کتاب بیش از هر اثر دیگر او تندی زبان و در عین حال خلاقیتش در لحن و بیان را در مواجهه با مسائل به نمایش میگذارد.
کتاب «هنر خوشبختی» آن هم از فیلسوفی مشهور به بدبینی و تاریکاندیشی به خودی خود جذاب به نظر میرسد. اما جذابیت اصلی در ساختار دستورالعملی و موجز این رساله است. در واقع پنجاه دستور در باب زندگی با طعم فلسفه و اخلاق، که از میان دستنوشتههای شوپنهاور (در ۹۰ صفحه) گردآوری شده است.
«هنر رفتار با زنان» عنوان سومین قسمت از این سهگانه است که این یکی نیز از دل یادداشتها و نیز برخی آثار اصلی او تدوین شده است. عنوان این کتاب لاغر ۷۴ صفحهای، بهخصوص امروزه، به خودی خود تحریکآمیز به نظر میرسد، ولی مطالعه آن میتواند بر زاویهای تاریک از نگاه این فیلسوف نامدار به موضوع زن و و شاید حتی لایهای از زندگیاش نور بیندازد.
ناشر این هر سهگانه نشر مرکز است که در سالهای گذشته شماری از کتابهای اصلی شوپنهاور را نیز منتشر کرده است.

از مجموعه کتابخوان بخوانید:

پسخان

منبع تصویر، nashreghatreh.com
برای پیشآشنایی با آرتور شوپنهاور دو راه متفاوت دیگر هم وجود دارد. اگر میخواهید با زندگی، تفکرات و فلسفه شوپنهاور آشنا شوید، میتوانید به سراغ کتاب ۳۰۰ صفحهای «شوپنهاور» نوشته پاتریک گاردینر بروید که نشر مرکز آن را با ترجمه رضا ولییاری منتشر کرده است. رضا ولییاری مترجم اغلب آثار اصلی این فیلسوف آلمانی است.
راه دیگر مخصوص علاقهمندان ادبیات داستانی است: رمان «درمان شوپنهاور» اثر پرفروش نویسنده آمریکایی محبوب ایرانیها «اروین د. یالوم». یالوم این رمان را در سال ۲۰۰۵ منتشر کرد و تاکنون دستکم چهار ترجمه از آن به فارسی منتشر شده است. در یک قلم، ترجمه سپیده حبیب در نشر قطره اکنون به چاپ هفدهم رسیده است. یالوم در این رمان ۵۵۰ صفحهای زندگی روانپزشکی را روایت میکند که به سرطان بدخیم پوست مبتلاست و تلاش میکند با اتکا به جلسات رواندرمانی گروهی، هراس از مرگ را از درون خویش دور کند. داستانی جذاب درباره آخرین سال زندگی، آکنده از مناظرات و مباحثاتی در حد فاصل فلسفه و روانشناسی، با گونهای مابهازاسازی شخصیت تاریخی و فلسفی شوپنهاور که زندگی را در تنهایی و انزوا معنا میکرد.











