حکومت ایران همچنان پابرجاست؛ روزهای آینده نشان خواهد داد آیا میتواند دوام بیاورد

منبع تصویر، BERNO/SIPA/Shutterstock
- نویسنده, امیر عظیمی
- شغل, سردبیر خبر بیبیسی فارسی
- زمان مطالعه: ۴ دقیقه
کشته شدن علی خامنهای در موج نخست حملات مشترک آمریکا و اسرائیل، جمهوری اسلامی را به بحرانیترین مقطع خود از سال ۱۳۵۷ تاکنون کشانده است.
این عملیات رهبران ارشد نظامی و سیاسی ایران را هدف قرار داد؛ اقدامی که واشنگتن آن را تلاشی قاطع برای فلج کردن ساختار فرماندهی ایران توصیف کرد.
تا شامگاه شنبه، گزارشها درباره مرگ آقای خامنهای به طور گسترده منتشر شده بود و صحنههایی را رقم زد که تنها چند روز پیش تصورشان دشوار به نظر میرسید.
ویدیوها کانونهایی از جشن و شادی در شهرهای بزرگ ایران را نشان میدادند. صحنههای مشابهی نیز در میان بخشهای گستردهای از جامعه ایرانیان خارج از کشور دیده شد. برای بسیاری، حذف رهبر جمهوری اسلامی به منزله گسستی تاریخی بود، روزنهای که سالها مقاومت مدنی به تنهایی نتوانسته بود آن را بگشاید.
رئیسجمهور آمریکا و نخستوزیر اسرائیل در بیانیههای عمومی خود پس از این حملات از ادبیاتی صریح استفاده کردند. دونالد ترامپ از ایرانیان خواست از این فرصت برای «به دست گرفتن حکومت خود» استفاده کنند. بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، نیز با تکرار همین مضمون استدلال کرد که تغییر رژیم هم مطلوب است و هم دستیافتنی.
در حالی که مرحله نظامی عملیات که آمریکا آن را «عملیات «خشم حماسی»» نامیده است، هماهنگ و تا حد زیادی تحت کنترل واشنگتن به نظر میرسید، پیام سیاسی خطاب به مردم ایران بسیار کمتر قابل پیشبینی است.
صبح یکشنبه، تلویزیون دولتی ایران رسماً مرگ آقای خامنهای را تأیید کرد و بلافاصله از تشکیل شورای موقت سهنفرهای برای بر عهده گرفتن اختیارات اجرایی خبر داد.
حاکمیت به سرعت برای نمایش تداوم و ثبات اقدام کرده است.
با استناد به سازوکارهای قانون اساسی و فعال کردن ترتیبات موقت حکمرانی، مقامها میکوشند نشان دهند که نظام، با وجود از دست دادن عالیترین مقام خود، همچنان پابرجاست.
گمانهزنیها ناگزیر به سوی جانشینان احتمالی معطوف شده است.
در ایران معمول نیست که نامزدهای احتمالی از پیش به طور علنی معرفی شوند و این روند معمولاً پشت درهای بسته انجام میشود.
با این حال، گفته میشود در درون مجلس خبرگان، کمیتهای کوچک مسئول بررسی و محدود کردن فهرست نامهاست که ممکن است پس از آغاز رسمی روند انتخاب، فهرستی کوتاه را به صحن مجلس ارائه دهد.
جلسات پشت درهای بسته برگزار میشود و رأیگیری علنی نمیشود؛ امری که نظارت بیرونی را محدود میکند.
در سالهای اخیر، گمانهزنیهایی درباره احتمال نامزدی مجتبی، پسر ارشد آقای خامنهای، مطرح بوده است. اما با گزارشهایی مبنی بر کشته شدن چند تن از مورد اعتمادترین فرماندهان او در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در حملات اخیر، توازن داخلی قدرت ممکن است تغییر کرده باشد.
سابقه مجلس قبلی یعنی زمانی که خود آقای خامنهای با وجود آنکه به طور گسترده گزینه اصلی محسوب نمیشد، به رهبری رسید، یادآور این است که نتیجه نهایی میتواند برخلاف انتظارها باشد.
روند انتخاب میتواند به سرعت پیش برود و احتمالاً ظرف چند روز به نتیجه برسد.
با این حال، از منظر نظامی، جمهوری اسلامی ضربهای سنگین متحمل شده است.
مقامهای باقی مانده همچنان در معرض تهدید هستند، در حالی که عملیات هوایی ادامه دارد.
حس آسیبپذیری ملموس است، مراکز فرماندهی آسیب دیدهاند، نظام با خلأ در رأس هرم قدرت مواجه شده و تصمیمگیریها در وضعیت اضطراری متمرکز شده است.
با این حال، ایران توانایی تلافی را نشان داده است.
در دو روز نخست حملات، نیروهای ایرانی به پایگاههای آمریکا در چند کشور عربی و نیز اهدافی در اسرائیل حمله کردند.
برای نخستین بار، موشکها به اهداف غیرنظامی در دوبی و یک فرودگاه غیرنظامی در کویت اصابت کردند و دامنه جغرافیایی درگیری را به شکل چشمگیری گسترش دادند.
این تشدید تنش نشان میدهد که ایران، با وجود از دست دادن رهبرانش، همچنان توان عملیاتی و اراده استفاده از آن را حفظ کرده است.

منبع تصویر، Muskaan Kataria
چشمانداز گسترش بیشتر درگیری در منطقه اکنون بر این بحران سایه افکنده است.
از دید رهبران ایران، اگر دامنه جنگ گستردهتر شود و گروههای متحد شبهنظامیاش در خاورمیانه به نبرد بپیوندند، تهران ممکن است اهرمی برای فشار جهت برقراری آتشبس به دست آورد یا دستکم از تسلیم کامل بر اساس شروط تحمیلی آمریکا و اسرائیل جلوگیری کند.
از منظری دیگر، تداوم فشار نظامی، همراه با از سرگیری اعتراضات گسترده، میتواند جمهوری اسلامی را به سوی فروپاشی ساختاری سوق دهد.
اگر بخشهایی از نیروهای امنیتی و نظامی دچار شکاف شوند یا از اجرای دستورات سر باز زنند، هرگونه روند انتقال رسمی مبتنی بر قانون اساسی ممکن است به سرعت بیاثر شود و تحولات میدانی بر آن پیشی بگیرد.
روزهای آینده نشان خواهد داد که آیا سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و دیگر اجزای دستگاههای امنیتی و نظامی کشور میتوانند در غیاب رهبر دیرپای خود انسجامشان را حفظ کنند یا نه.
در حال حاضر، همه سناریوها همچنان محتملاند.
به نظر میرسد جمهوری اسلامی نسبت به پیش از این حملات، در موقعیتی ضعیفتر قرار دارد، از رهبر خود محروم شده، فرماندهان کلیدیاش را از دست داده و تحت فشار نظامی مداوم قرار گرفته است.
با این حال، همچنان ساختارهای نهادی، نیروهای مسلح و توان تلافی دارد؛ عواملی که هر مسیر سادهای به سوی تغییر رژیم را پیچیده میکنند.
مرگ علی خامنهای ایران را وارد مرحلهای بیثبات و نامطمئن کرده است.
آنچه در ادامه رخ خواهد داد، به این بستگی دارد که آیا تهران میتواند در برابر حملات هوایی مداوم کنترل داخلی را حفظ کند، آیا اعتراضات شتاب خواهد گرفت، و دامنه درگیری تا چه اندازه در منطقه گسترش خواهد یافت.


































