کتابخوان؛ چرا ایران 'ملکه جنایت' ندارد

منبع تصویر، Getty Images
- نویسنده, مجید پاکزاد
- شغل, روزنامهنگار
اگر سرزمین ادبیات جنایی جهان ملکههایی چون پیدی جیمز و آگاتا کریستی، معروف به «ملکههای جنایت» دارد، ژانر جنایی در ادبیات داستانی ایران نه تنها تا کنون ملکهای نداشته است که اساساً تا همین اواخر، زنان نویسنده، حتی ژانرنویسان آنها، به این عرصه ظاهراً مردانه قدم هم نمیگذاشتند.
ادبیات پلیسی، کارآگاهی، معمایی یا به طور کلی ژانر جنایی در ایران ادبیاتی کمسابقه نیست. دستکم نویسندگانی چون حسینقلی مستعان با داستان جنایی هفت سال ادامهدار «آفت» و امیر عشیری با انبوه داستانهای جنایی مشهورش و پرویز قاضی سعید، پلیسینویس دهههای سی تا اواخر پنجاه، یا آثاری یکّه همچون رمان درخشان «فیل در تاریکی» زندهیاد قاسم هاشمینژاد، در آسمان شب این ملک به قدر ستارهای درخشیدهاند.
اما سنت ژانرنویسی زنان در ایران همواره حول رمانهای عاشقانه (معروف به پاورقی) چرخیده و از دایره آن بیرون نیامده است. به گونهای که حکمران بلامنازع این عرصه اغلب زنان بودهاند، همچنانکه فرمان رمانهای عاشقانه در جهان نیز در دست زنان بوده و هست. نگاه کنید به فروش خیرهکننده نویسندگانی چون جوجو مویز و آنا گاوالدا در بازار کتاب ایران، در کنار اقبال همیشه بلند رمانهای عاشقانه زنان ژانرنویس ایران.
ادبیات ژانر در جهان، در گونههای فانتزی و علمی و تخیلی هم عاری از حضور قدرتمند زنان نبوده است. از مری شرلی، خالق فرانکشتاین، گرفته تا نویسنده نامدار امروز، جی.کی. رولینگ، زنان نیز پابهپای مردان در آفرینش دنیای ادبیات ژانر سهیم بودهاند.
اکنون به نظر میرسد در ایران نیز شماری از زنان نویسنده عزم خود را جزم کرده باشند برای ورود جدی به ژانرنویسی. شاهد این ادعا انتشار آثاری از این دست برای اولینبار از زنان نویسنده در سه چهار سال اخیر است.

پیشخان
بیتابوت

منبع تصویر، qoqnoos.ir
لاله زارع در ادبیات ژانر فارسیزبان به یک پدیده میماند. نویسندهای که تا مدتها پس از انتشار موفقیتآمیز رمانهای عاشقانهاش کسی از نام واقعی او خبر نداشت.
لاله زارع چهار رمان عاشقانه با نام مستعار «مژگان زارع» نوشت که مشهورترین آنها «آشیانی بر باد و مه» (شادان، ۱۳۹۴) است. اما همین نام مستعار نیز وقتی بر سر زبانها افتاد که رمان «قتل کیارش» را با افزودن وجه جنایی و معمایی به داستانهایش، طی چهار ماه هر شب و قسمت به قسمت در سایت اینترنتی «نودوهشتیها» منتشر کرد که به طور متوسط شبی چهار هزار خواننده داشت و سرانجام نیز در نظرسنجی از حدود هفتاد هزار کاربر این سایت، به عنوان رمان برتر سال سایت انتخاب شد.
شاید همین موفقیت کمنظیر بود که او را ترغیب کرد ضمن اعلام عمومی نام واقعیاش، از آن پس در کنار عاشقانهنویسی با همان نام معروفشدهاش مژگان، با نام واقعیاش نیز در ژانر پلیسی به نوشتن ادامه دهد.
لاله زارع که سابقه همکاری با برخی نشریات در حوزه حوادث دارد و دو داستان کوتاه پلیسی او نیز در جایزه ادبی «تهران» تقدیر شده، تا کنون دو رمان پلیسی هم منتشر کرده است.
اولین رمان پلیسی او «جمجمه جوان» نام داشت که سال گذشته در مجموعه ژانر نشر هیلا منتشر شد و دومی «بیتابوت» است که همین انتشاراتی آن را به تازگی روانه بازار کتاب کرده است. رمانی دویست صفحهای با همان شخصیت کارآگاه رمان قبلیاش، روزبه افشار، که به لحاظ ساختار روایی یک سر و گردن از «جمجمه جوان» بالاتر است.

منبع تصویر، MEHR
با توجه به قدرت نویسندگی لاله زارع در ترسیم فضای پلیس و جنایت در ایران و نیز معرفی شخصیت کارآگاه دنبالهدار در بیش از یک رمان، شاید بتوان او را اولین زن پلیسینویس سریالی قلمداد کرد. همچنانکه برخی روزنامهنگاران ایرانی عنوان آگاتا کریستی ایران را به او دادهاند.
آنچه در رمانهای کارآگاه افشار و به طور خاص رمان «بیتابوت» لاله زارع بیشتر به چشم میآید، نه جنبه معمایی داستان، که ـ در پیروی از مکتب «ژرژ سیمنون» پلیسینویس مشهور فرانسوی ـ توجه ویژه به جنبههای روانی جنایت، سفر به لایههای زیرین شهر تهران و واشکافی روحیات مردم است.
خاک آدمپوش

منبع تصویر، Hila
ضحی کاظمی از نویسندگان پرکاری است که علاوه بر ژانرنویسی، در زمینه مبانی تئوریک ژانر علمی تخیلی نیز فعالیت دانشگاهی داشته است. معروفترین اثر ادبی کاظمی «سال درخت» (نگاه، ۱۳۹۴) نام دارد که نخستین بار در آن از وجوه فانتزی استفاده کرد.
این رمان یک سال پس از انتشار، به زبان انگلیسی نیز ترجمه و منتشر شد. اما ورود جدی او به ژانر علمی تخیلی با رمان «کاجزدگی» (چشمه، ۱۳۹۵) رخ داد؛ رمانی آخرالزمانی با مضمون مصائب و تأثیر انفجار جمعیت که ظاهراً زمان و مکان مشخصی ندارد، اما بسیاری از صحنههای آن یادآور فضای دهه شصت ایران است.
«خاک آدمپوش» نخستین رمان ضحی کاظمی در ژانر فانتزی تاریخی که سال گذشته نشر هیلا آن را در ۲۸۰ صفحه منتشر کرد. موضوع این رمان پرداختن به مسئله نامیرایی در دل روایت ماجراهایی از ایرانِ سه هزار سال پیش است. رمانی با نثر و زبانی قابل توجه و ساختاری که پژوهشهای گسترده نویسنده در باب آن دوره زمانی در بافت آن به خوبی تنیده شده است.

منبع تصویر، IBNA.COM
در کارنامه ژانری ضحی کاظمی باید به «دنیای آدمنباتیها» هم اشاره کرد؛ رمانی علمی تخیلی در سه جلد برای کودکان و نوجوانان که در ردیف بهترین رمانهای کودک و نوجوان جایزه «لاکپشت پرنده» (۱۳۹۵) نیز قرار گرفت و اکنون چاپ سوم آن نیز به بازار کتاب آمده است. تازهترین رمان ضحی کاظمی «آدمنما» نام دارد که به گفته خود او رمانی است علمی و تخیلی و به زودی منتشر خواهد شد.

از مجموعه کتابخوان بخوانید:

پسخان

منبع تصویر، qoqnoos.ir
ژانرنویسی را به دلایل متعدد از جمله پایبندی به قواعد ژانر و پیوستگی در تولید، حرفهایترین شکل نوشتن قلمداد میکنند. با این تعریف، طبیعی است که نتوان به هر نویسندهای با تنها یک رمان ژانری لقب ژانرنویس اعطا کرد. اما در جریان بسیارنوپای زنان ژانرنویس ایرانی و به طور خاص ژانر جنایی، بجاست نام چند نویسنده زن دیگر را بیاورم که هر یک تا کنون یک اثر در ژانر جنایی منتشر کردهاند:
- حرفه: خرابکار، مهدیه مطهر، نشر افق، ۱۳۹۳
- روایت هفتم، الدوز طوفانی، نشر نگاه، ۱۳۹۴
- سایه عقاب روی پیادهرو، فاطمه قدرتی، نشر نگاه، ۱۳۹۴
- زنی با سنجاق مروارینشان، رضیه انصاری، چشمه، ۱۳۹۵
- اقامت ابدی، ساناز زمانی، نشر هیلا، ۱۳۹۷
از میان این آثار، رمان پلیسی ۲۱۶ صفحهای «اقامت ابدی» به نظر میرسد هم به لحاظ ویژگیهای ژانری و هم وجوه ادبی، قویتر و قابلتأملتر باشد. البته ساناز زمانی نویسنده تازهکاری نیست.
اهل ادبیات نخستین بار او را با انتشار زیرزمینی رمان «اتصال کوتاه» شناختند، اما شهرتش را بیشتر مدیون رمان تحسینشده «خاموشخانه» است که همین امسال نشر نیماژ آن را منتشر کرد. اکنون باید منتظر ماند و دید، آن گونه که در پشت جلد کتاب «اقامت ابدی» وعده داده شده است، این نویسنده دنبالههایی نیز بر آن خواهد نوشت تا در میان زنان ژانرنویس ایران برای خود نامی دستوپا کند یا نه.











