کتابخوان؛ سرنوشت تلخِ 'لذتی منحصر بهفرد'

منبع تصویر، Getty Images
- نویسنده, مجید پاکزاد
- شغل, روزنامهنگار
اینکه شمارگان کتاب، جز در موارد خاص، در ایران بسیار پایین است و نشانگر رابطه ضعیف جامعه با «نوشتار» به طور عام و با «کتاب» به طور خاص، قصهای است تکراری و حتی ملالانگیز.
در این میان، نمایشنامهها سرنوشتی بهمراتب تلختر دارند و جز عدهای کمشمار از شیفتگان هنر نمایش و ادبیات نمایشی، اغلب کتابخوانان نیز به این قبیل آثار چندان توجهی نمیکنند. با چنین وضعی در حوزه مخاطب، طبیعی است که جز چند ناشر انگشتشمار، از جمله نشرهای نی و قطره و نیلا، اغلب ناشران به چاپ نمایشنامه اقبال نشان ندهند.
با این حال شاید بتوان گفت لذت خواندن یک نمایشنامه خوب، به خصوص در قیاس با سایر انواع ادبی، لذتی منحصربهفرد است چراکه به دلیل ساختار فنی نگارش در این گونه ادبی، صحنهای که در ذهن خواننده جان میگیرد، بیش از آن که به توصیفهای نویسنده وابسته باشد به قدرت تخیل مخاطب بستگی دارد و به همین دلیل، همه آنچه در خلال گفتوگوهای نمایشنامه (به عنوان اصلیترین عنصر روایت) روایت یا بیان میشود، بهگونهای تقریبا بیواسطه خواننده را درگیر موضوع، ماجرا و اندیشه جاری در اثر میکند.
در هر حال، جوی کوچک نشر نمایشنامههای ترجمه در کنار رود نشر دیگر انواع ادبی همچنان جاری است و گهگاه چاپ اثری مهم از نمایشنامههای مشهور قدیمی یا پرسروصدای امروزی، موجی هرچند کوچک بر آب این جوی کوچک میاندازد.

از مجموعه کتابخوان بخوانید:

پیشخان
محاکمه اندرسونویل

منبع تصویر، nashreney.com
"چیپمن: (بهآرامی به سمت چپ میز حرکت میکند) آقای ویرز، ما، که انسان به دنیا آمدهایم، نقشی خارقالعاده در این دنیا داریم. به ما هدیهای به نام منطق اعطا شده است و، از این رو، در قبال اعمالمان مسئول هستیم. انسان شاید خیلی چیزها را به مسئولان مافوقش واگذار کند، اما نه روحش را آقا ـ نه روح فناناپذیرش را. بنابراین، این سؤال همچنان باقی است ـ چرا اطاعت کردید؟"
ویرز نام شخصیت اصلی نمایشنامه «محاکمه اندرسونویل» اثر سال لویت (Saul Levitt) نمایشنامهنویس آمریکایی است که ترجمه فارسی آن بهتازگی منتشر شده است؛ نمایشنامهای که فراتر از ارزش هنری و ادبیاش، از مهمترین نمایشنامههای دادگاهی با شهرت جهانی است به دلیل وجه استنادی آن که مربوط میشود به محاکمه نظامی فرمانده زندان اندرسونویل در زمان جنگ داخلی آمریکا. بنا به منابع تاریخی، حدود ۱۳ هزار اسیر جنگی طی ۱۴ ماه به سبب کمبود شدید امکانات و غذا و سرپناه جان خود را در این زندان از دست دادند.
هنری ویرز یک پزشک و افسر سوئیسیالاصل بود که به دلیل از کارافتادگی ناشی از مجروحیت در سال ۱۸۶۴ به فرماندهی این زندان نظامی برگزیده میشود. او بعدها خودش شهادت میدهد که هر روز دستکم سیصد زندانی بر اثر شکنجههای ناگزیری که "او در آنها نقشی نداشت" در این زندان تلف میشدند.
ویرز یک ماه پس از پایان گرفتن جنگ بازداشت و سپس محاکمه میشود و نمایشنامه «محاکمه اندرسونویل» داستان تکاندهنده محاکمه او به عنوان یک نظامی فرمانبردار از دستورات مافوق و روایتگر گفتوگوهای هولانگیزی است که پیرامون این پرسش اساسی شکل میگیرد، که «چرا اطاعت میکردید»؟
مسئله یا دشواره اصلی در این نمایشنامه، به تعبیر مترجم آن، مسئولیت فردی در برابر مرجع قدرت است. "ویرز: از کسانی که در این سالن هستند سؤال کنید که آیا میتوانستند کاری متفاوت بکنند؛ بپرسید."
آنچه امروزه با عنوان «جنایت جنگی» شناخته میشود و اغلب آن را با دادگاه نورنبرگ در محاکمه رهبران نازی آلمان به یاد میآورند، در واقع ریشه حقوقی در همین محاکمه دارد که در آن هنری ویرز به عنوان تنها نظامی جنگ داخلی ایالات متحده محاکمه شد. افزون بر این، مضمون تکاندهنده این نمایشنامه قرابت آشکاری با موضوع «ابتذال شر» هانا آرنت دارد و از این دو منظر، منبعی است که هم به لحاظ تاریخی و هم از جهت بحث فلسفی پردامنه ابتذال شر و حواشی آن همواره محل ارجاع بوده است.

منبع تصویر، Getty Images
سال لویت این نمایشنامه را در سال ۱۹۶۰ بر اساس داستانی منتشر کرد که پنج سال پیش از آن مککینلی کانتر آن را نوشته بود و به خاطر آن جایزه پولیتزر را هم برده بود. ده سال بعد جورج سی اسکات که این اثر را قبلا روی صحنه هم برده بود، نسخه تلویزیونی آن را کارگردانی کرد که موفق به دریافت سه جایزه امی هم شد. این تلهتئاتر ۱۵۰ دقیقهای در سال ۱۳۸۸ از شبکه چهار تلویزیون ایران نیز پخش شد.
نمایشنامه «محاکمه اندرسونویل» را نشر نی با ترجمه امین مِدی، در قطع جیبی و در ۱۶۸ صفحه، روانه بازار کتاب کرده است.
"آیشمن در اورشلیم؛ گزارشی درباره ابتذال شر"

منبع تصویر، Bodley Head
کمتر کتابی را میتوان نام برد که به فارسی برگردانده نشده باشد اما میزان ارجاعات به آن در مقالهها، یادداشتها، دیگر کتابها و حتی گفتوگوهای روزمره سیاسی یا فلسفی چشمگیر باشد. جنجالیترین کتاب هانا آرنت یعنی «آیشمن در اورشلیم» با زیرعنوان «گزارشی درباره ابتذال شر» چنین کتابی است.
آدولف آیشمن یکی از مقامات عالیرتبه آلمان بود که به دلیل جنایات بیشمار در اردوگاههای کار اجباری و کورههای آدمسوزی و اتاقهای گاز این اردوگاهها در طی جنگ دوم جهانی «قصاب اروپا» لقب گرفت. پس از جنگ در سال ۱۹۶۱ آیشمن که به آرژانتین فرار کرده بود دستگیر و به اورشلیم برده شد تا به انبوهی از اتهامات از جمله جنایت علیه بشریت محاکمه شود.
در آن زمان هانا آرنت از طرف نیویورکر مأمور شد تا روند این محاکمه طولانی را گزارش کند. گزارش آرنت اما گزارشی عجیب و تکاندهنده از آب درآمد چرا که او برای اولین بار مسئله «شر بنیادین» و «ابتذال شر» را در ذیل گزارش خود طرح کرد و آن را گسترش داد. به اعتقاد آرنت، "طبیعی جلوه دادن فاجعهای که رخ داده است" اساس فاجعهای در حوزه اندیشه اجتماعی است که سبب میشود مردم در مواجهه با فجایع کوچک و بزرگ اساسا قادر به تمیز دادن خیر از شر نشوند و بهمرور به امری عادی تبدیل شود. این همان «ابتذال شر» به تعریف آرنت است.
به تعبیر دیگر، آرنت در مواجهه با دفاعیات آیشمن که پیوسته از وفاداری به کشورش و وطنپرستی و پایبندیاش به قانون داد سخن میداد، به این نتیجه رسید که آیشمن نمیتوانست فکر کند و ناتوانی در فکر کردن موجب ناتوانی در داوری اخلاقی میشود.
آیشمن آدمی معمولی بود و خیلیها شبیه او بودند و جان کلام آرنت این بود که "از منظر نهادهای حقوقی و با معیارهای داوری اخلاقی، این عادی و معمولی بودن از سرجمع همه مظالمی که ایشان مرتکب شدهاند، هولناکتر است."

منبع تصویر، Getty Images
به همین دلیل است که به اعتقاد آرنت اعمال را باید به انسانی و غیرانسانی تقسیم کرد، نه فقط به اعمال قانونی و غیرقانونی. و این همان موضوعی است که به هنگام واکنش گیجکننده برخی حکومتها به هر رویداد تلخ سیاسی اجتماعی یا رسوایی اخلاقی، از نو در گفتوگوهای روزمره روشنفکران طرح میشود.
در هر حال، علاقهمندان فارسیزبان هانا آرنت برای مطالعه ترجمه «آیشمن در اورشلیم؛ گزارشی درباره ابتذال شر» که نسخه اصلی آن در سال ۱۹۶۳ منتشر شده، باید همچنان منتظر بمانند.

پسخان
از هانا آرنت و درباره او کتابهای بسیار زیادی در ایران منتشر شده است، از کتاب «خشونت» در سال ۱۳۵۹ به ترجمه عزتالله فولادوند، که اولین آنها در ایران است، تا ترجمه خشایار دیهیمی از «فلسفه سیاسی هانا آرنت»، و از کتاب «توتالیتاریسم» آرنت که از مهمترین آثار در این موضوع است و کتابهای دیگرش چون «وضع بشر» و «انقلاب» و «حیات ذهن» و کتاب «هانا آرنت: آخرین مصاحبهها و دیگر گفتوگوها» تا کتاب پراهمیت او «بحرانهای جمهوری» که پاییز همین سال با دو ترجمه به بازار کتاب آمد.
علی معظمی در مقدمه ترجمه خود از این اثر که نشر فرهنگ جاوید آن را در ۲۸۰ صفحه منتشر کرده، چنین آورده است: "بهجرئت میتوان گفت که اهمیت تمامی مسائل مهم مطرحشده در این کتاب هنوز پابرجاست: دروغگویی در سیاست، معنا و امکان نافرمانی مدنی، خشونت در سیاست، انقلاب و زمینههای آن و مسئله مفهوم و کارکرد دولت."











