|
دلتان می خواست کدام بوديد مرد يا زن؟ | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
امروز مراسم روز جهانی زن در نقاط مختلف جهان برپاست. موقعيت اجتماعی و حقوقی زنان هنوز هم دلسرد کننده است. در پايان اولين دهه قرن بيست و يکم زنان هنوز هم از نابرابری با مردان شاکی اند. اين نابرابری در طول تاريخ عوارض زيادی از خود به جای گذاشته که شايد آشناترين آن حس حقارت و عدم اعتماد به نفس در بسياری از زنان بوده است. اما آيا واقعا زنان امروزی از زن بودن خود پشيمان هستند؟ در دوره های مختلف زندگی متوجه می شويم که بدون نظرخواهی از ما هويت و مسير زندگيمان رقم خورده و ما در تعيين آن حق انتخابی نداشته ايم. مثلا نامی که داريم، شرايط اقتصادی خانواده، اعضای خانواده، زبان مادری، نژاد و شايد مهم تر از همه جنسيت - که به گفته دانشمندان بيش از يک تصادف بيولوژيکی نبوده. در حاليکه اين اختيار را داريم خارج از محدوده مکان تولد و شرايط خانوادگی هويت خودمان را متحول و زندگی را تجربه کنيم، اما نمی توانيم جنسيت ديگری داشته باشيم (تعداد بسيار کمی حاضرند برای تغيير هويت و مسير زندگی خود يا حتی برای ارضای يک حس کنجکاوی تن به دست کاری های پزشکی لازم بدهند.) پس راهی نيست جز اين که زن باشيم يا مرد. اما اگر يک بار ديگر متولد می شديم دلمان می خواست کدام باشيم مرد يا زن؟ اين سوال بر خلاف ظاهرش، پيش پا افتاده نيست. اين پرسش همواره محور بخشی از مطالعات روانشناسی بوده و جامعه شناسان می گويند تحليل پاسخ افراد به درک بهتر چالش های اجتماعی کمک می کند. اهميت اين پرسش هر چه باشد قوه تخيل و تفکر را به کار می گيرد. شيرين عبادی، حقوقدان و برنده جايزه نوبل صلح، می گويد: "من اگر يک بار ديگر متولد شوم علاقه دارم زن باشم و دقيقا همان کارهايی را می کنم که تا به الان کردم. زن بودن در ايران يعنی دائما در کشمکش، دائما جنگيدن برای اثبات اين که تو توانايی داری. بيش از 35 سال وکيل و قاضی بودم اگر به دادگاه بروم شهادت من به تنهايی قابل قبول نيست اما دادگاه شهادت مرد بيسوادی که برای نظافت دفتر من می آيد را می پذيرد، چون مرد است. من به همين دليل که تحت ستم هستم و تحت قوانين تبعيض آميز، دلم می خواهد يک بار ديگر در ايران بدنيا بيايم و باز هم زن باشم و باز هم برای برابری بجنگنم."
اما، دختران و زنان به دلايل مختلف ممکن است آرزو کنند مرد بودند. تحقيقات بين المللی نيز بارها و بارها نشان داده که چند دليل مشخص باعث می شود فرد يک جنسيت را به ديگری ترجيح بدهد: آزادی بيشتر، حق انتخاب بيشتر، قوانين مهربان تر، ... رفعت بيات، نماينده مجلس شورای اسلامی ايران، در پاسخ به اين پرسش که "دلتان می خواست مرد بوديد يا زن؟" گفت به زن و زن مسلمان بودن افتخار می کند اما می داند که تبعيض باعث شده برخی زنان از زن بودن خود پشيمان باشند: "در يک ورزشگاه دختر خانم ها را راه نمی دهيم - که يکی از بحث های چالش دار کشور ماست - می بينيم که يک دختر خانم با لباس مبدل داخل (ورزشگاه) می شود؛ اين تقصير اين دختر خانم نيست اين تقصير قانون و شرايط فرهنگی است. او احساس حقارت می کند. اين جامعه است که اين احساس حقارت را به او داده که خيلی بد است." مطالعات جامعه شناسی نشان داده که جامعه ای که در آن احساس رضايتمندی بيش از احساس دلسردی است، موفق تر است. به تازگی در بريتانيا از 3200 دختر پنج تا 25 ساله سوال شده که آيا از دختر بودن خود راضی هستند؟ پاسخ سه چهارم از آنها مثبت بوده. آنها از دختر بودنشان راضی بوده اند. محمد علی ايازی، روحانی ساکن قم، می گويد: "البته در جامعه نمی شود که همه راضی باشند. بخشی از اين بحث به فرهنگ و سنت هايی بستگی دارد که بر آن جامعه حاکمند و بر واکنش خانم ها تاثير می گذارند. اما نکته ای که در ذهن من وجود دارد اين است که پاسخی که به اين سوال داده می شود و اين نوع جبهه گيری ميان زن و مرد به طور طبيعی شکل می گيرد يا در اثر يک نوع تبليغات و يا يک نوع رفتارگريزی شکل گرفته است."
آقای ايازی در حاليکه اشکالی در مطرح کردن اين گونه سوال ها نمی بيند، در مورد انتخاب جنسيت می گويد: "جنسيت دست خود انسان نيست که بخواهد انتخاب کند اما اگر از من اين سوال را بکنيد می گويم اگر موفق باشم، فرق نمی کند از کدام جنسيتم. ولی اگر بخواهم فکر کنم که در يک محيطی هستم که در آن مردها بهتر می توانند موفق باشند خوب می گويم که می خواهم مرد باشم و اگر ببينم در محيطی که هستم امکانات و شرايط برای زن فراهم است خوب می خواهم زن باشم؛ من از اين جهت برايم خيلی مهم نيست که کدام باشم." آيا برای همه مردان مهم نيست کدام باشند، مرد موفق يا زن موفق؟ کيانوش هاشميان، روانشناس و استاد دانشگاه در تهران، معتقد است اگر چنين نظرسنجی از پسران و مردان جوان 5 تا 25 ساله در ايران می شد به احتمال زياد آنها همانطور که از پدران خود فراگرفته اند که به "مردانه" رفتار کردن، تکيه کنند علاقه ای به اين که زن متولد شوند، نشان نمی دادند. در مقابل، شهين عليايی زند، روانشناس و بنيانگذار موسسه پيشگيری از آزار جنسی کودکان و نوجوانان در ايران، در نگرش پسران و مردهای جوان تحولی تازه مشاهده کرده است: "تا پانزده شانزده سال پيش پسرها اولا از طرح اين سوال سرخ و دگرگون می شدند اما اخيرا گروهی از دانشجويان پسر در پاسخ به من می گويند ای کاش دختر بدنيا می آمديم؛ قدرت زنها خيلی عجيب است. به نظر من اکنون مرد ايرانی قدرت و غيرت زن ايرانی را پشتوانه خودش قرار داده است."
اما همه زنان خود را تا اين حد موثر و قدرتمند نمی بينند. هلیا، بیست ساله ، دانشجوی صنایع غذایی در مشهد می گويد با شرايط زنان در ايران ترجيح می دهد مرد متولد شده بود: "در ذهن من زن همیشه به عنوان موجودی ضعیف، آسیب پذیر با انواع و اقسام دردها و گرفتاری ها تداعی شده که آرزو دارم اگر یک بار دیگر به دنیا بیایم به هیچ وجه زن نباشم آن هم در جایی مثل ایران. دوست دارم اگر دوباره به دنیا بیایم مرد به دنیا بیایم. یا اصلا به دنیا نیایم. در دنیایی که معیارهای سنجش خوبی و ارزش ها صرفا جوانی، زیبایی، قد و قطر دور کمر باشد نه سواد و اخلاق و نوع نگرش و توجه به مسائل بشری و وفاداری و قداست وجود یک زن، چه چیزی بهتر از این می توان گفت." نابرابری ارزشهای جامعه در قبال زنان باعث نشده که اين مرد جوان در مورد زن بودن کنجکاو نباشد: "من، بارها به این موضوع فکر کرده ام و برایم بسیار جالب است که زندگی جنس مخالف (زن) را نیز تجربه کنم. در بسیاری موارد، چه از نظر بیولوژیکی و چه اجتماعی، قاعدتا دردسرهای بیشتری را باید تحمل کرد. اما قطعا تجربه متفاوتی از زندگی را بدست خواهم آورد. شخصا سوالات بیشماری در مورد رفتار های زنان برایم مطرح است که تصور می کنم هرگز پاسخی برایشان نیابم مگر آنکه دوباره با جنسیتی دیگر متولد شوم!" اما، مهسا، 13 ساله، دردسرهای پسرها را بيشتر می داند. او که دوست دارد دختر باشد چون به نظر او دخترها باوفاتر و خوشگل ترند، می گويد: "مثلا پسرها زورشون مياد درس بخونن اما دخترها اصلا اين مشکل را ندارند و سعی می کنن درس بخونن و به جاهای بالاتر برسند اما پسرها به اين چيزها فکر نمی کنن." پری نوش صنيعی، نويسنده رمان های معروفی مانند "سهم من" و "پدر آن ديگری"، با اين نقطه نظر موافق است: "من حتی در محيط کارم خيلی بهتر با خانم ها کار می کردم و برای من کار کردن با آنها يک موهبت بود. زنان در گروه های تحقيقی که داشتيم خيلی دقيق تر، بدون چشم داشت های آنچنانی، صادقانه و با علاقه کار می کردند. برای همين من بی اختيار خانم ها را استخدام می کردم. شايد اين فقط يک تعصب زنانه باشد." برخی، "تعصب زنانه" را يکی از عوارض نابرابری ها و تبعيض هايی می دانند که زنان برای ساليان سال با آن مواجه بوده اند اما نگاهی مثبت تر اين است که سرخوردگی ها باعث نشده زنان برای برخورداری از "امتيازات مردانه" از ظرائف و ويژگی های جنسيتی خود صرف نظر کنند. همچنين شايد در دنيايی برابر اصلا لازم نيست انتخابی ميان دو جنسيت صورت بگيرد. |
مطالب مرتبط 'بازداشت' تعدادی از فعالان جنبش زنان در ایران 04 مارس، 2007 | ايران 'محاکمه تجمع کنندگان برای حقوق زنان را متوقف کنيد'27 فوريه، 2007 | ايران افزایش دسترسی به اینترنت در ایران09 فوريه، 2007 | ايران | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||