BBCPersian.com
  • راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
به روز شده: 10:45 گرينويچ - پنج شنبه 08 مارس 2007 - 17 اسفند 1385
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
'نمی خواهم بار ديگر زن بدنيا بيايم؛ دلم می خواهد نه زن باشم نه مرد'
در دوره های مختلف زندگی متوجه می شويم که بدون نظرخواهی از ما هويت و مسير زندگيمان رقم خورده و ما در تعيين آن حق انتخابی نداشته ايم. مثلا نامی که داريم، زبان مادری، نژاد و شايد مهم تر از همه جنسيت - که به گفته دانشمندان بيش از يک تصادف بيولوژيکی نبوده. پس راهی نيست جز اين که زن باشيم يا مرد.

اما اگر يک بار ديگر متولد می شديم دلمان می خواست کدام باشيم مرد يا زن؟

اين پرسش را با يک خانم بازنشسته در تهران و يک دانشجوی ساکن مشهد در ميان گذاشتيم:

هلیا، بیست ساله ، دانشجوی صنایع غذایی ، مشهد

در ذهن من زن همیشه به عنوان موجودی ضعیف، آسیب پذیر با انواع و اقسام دردها و گرفتاری ها تداعی شده که آرزو دارم اگر یک بار دیگر به دنیا بیایم به هیچ وجه زن نباشم آن هم در جایی مثل ایران. از سیزده چهارده سالگی و یا کمتر از آن که دوران شادی و سرزندگی یک دختر نوجوان است دوران بلوغ شروع می شود و علاوه بر مشکلات دوران بلوغ یک دنیا حرف و حدیث های تازه آغاز می شود.

دختر باید سنگین باشد، نجیب باشد، عفیف باشد، با هر کسی بگو بخند نداشته باشد. بلند نخندد، جلوی مردها ندود، لباسهای اینجور و آنجور نپوشد، در مهمانیها مراقب رفتارش باشد. یک بار در سیزده سالگی ایام عید رفته بودیم بیرون شهر برای تفریح من در یکی از فیلم های خانوادگی جک تعریف می کردم و می خندیدم مادرم تا حالا به من سرکوفت می زند که ای کاش در این فیلم سنگین تر بودی.

دوران نوجوانی و بلوغ و سنگینی که می گذرد، دختر باید یک پارچه خانم باشد، تحصیلات عالیه داشته باشد، حتما باید هنر خانه داری را خوب بلد باشد، جهیزیه آنچنانی که کمر خانواده را خم می کند داشته باشد، خوشگل هم که حتما باید باشد، اصلا هم در گذشته دوست پسر نداشته باشد تا دختر خوبی باشد و برایش خواستگار بیاید.

حالا یک دختر بسیار خوب با تمام این مشخصات عالی و پسندیده باید توی خانه بنشیند که خانواده محترم داماد با یک دنیا فخر و مباهات تشریف بیاورند، آیا دختر خانم را بپسندند آیا نپسندند، اگر نپسندیدند که این ماجرا همچنان ادامه دارد و همچنان شیرینی و میوه و بر و بیا و مخارج روی دست خانواده دختر خانم که بالاخره یک آقایی ایشان را بپسندد.

اما اگر به سلامتی پسندیدند و دختر خانم هم راضی به ازدواج شد، تازه فصل جدید مشکلات این دختر آغاز می شود که به تناسب فرهنگ اقشار مختلف جامعه ایران این مشکلات متفاوت است، از مادر شوهر و اقوام شوهر و بریزو بپاش و مهمانی ها و حرف و حدیثهای روزهای مجالس ازدواج بر سر مهریه و جهیزیه گرفته تا مسائل بعد از ازدواج.

اینکه همسر مورد نظر چه جورمردی از آب در بیاید، سنتی، خیلی مدرن، سخت گیر، غیرتی، متعصب، خوب، نیمه خوب، خوب با برخی خصلت های بد، خیلی خوب که هر کدام خصوصیات خاص خودش را در جامعه ما دارد.

حالا یکی ازدواج می کند خوشبخت هم می شود، بچه دار هم به سلامتی می شوند که نه ماه دوران بارداری و درد زایمان را هیچ کس غیر از خود مادر نمی تواند درک کند، بعد از تولد بیشتر مشکلات پرورش و تربیت یک کودک به عهده مادر است، با این وجود شب که بابا می آید بچه خودش را می اندازد بغل او و از مامانش شکایت می کند. چون بابا کمتر دیده می شود و مامان بیچاره مجبور است تمام روز این بچه های امروزی که روزبه روز هم پر توقع تر می شوند را تحمل کند.

مردها هم حتما مشکلات زیادی دارند، اما یک مرد بیوه، یا یک مرد مطلقه، یا یک مرد که به غیر از همسرش با کس دیگری ارتباط دارد، یا حتی پسری که دوست دختر دارد، هیچ وقت به اندازه زنان و دخترانی با این شرایط از لحاظ روحی آسیب نمی بینند و از سوی جامعه کوچک شمرده نمی شوند.

دوست دارم اگر دوباره به دنیا بیایم مرد به دنیا بیایم. یا اصلا به دنیا نیایم. چون در آينده دیگران به ظاهر فکر می کنند با تلاش هایی که برای زنان و مخصوصا آزادی آنها انجام می دهند آنها را از مشکلات رهایی داده اند اما آنها باید اول برای طرز فکر خود و به وجود آوردن تغییر در آن تلاش کنند.

در دنیایی که معیارهای سنجش خوبی و ارزش ها صرفا جوانی، زیبایی، قد و قطر دور کمر باشد نه سواد و اخلاق و نوع نگرش و توجه به مسائل بشری و وفاداری و قداست وجود یک زن، چه چیزی بهتر از این می توان گفت.

بازنشسته ساکن تهران

در مورد سوالی که کرديد می توانم بگويم من به اين نتيجه رسيدم که اگر دوباره متولد می شدم اصلا دوست نداشتم مرد باشم چون از خصوصيت مردانه هيچ خوشم نمياد؛ زن بودن را خيلی دوست داشتم اما چون بايد خيلی در مورد زندگی احساسات بخرج داد ترجيح می دادم که زن هم بدنيا نمی آمدم.

اگر قرار بود يک جاندار باشم ترجيح می دهم يک حيوان خوب و نجيب بودم مثلا دوست داشتم يک پرنده باشم.

در وضع فعلی نمی دونم به اين سوال چطور پاسخ بدهم اما اگر قرار بود حتما يکی از آنها باشم دوست داشتم زن بودم. تا جايی که من برخورد کردم مردها موجودات بی احساس و وظيفه نشناس هستند. هرچه عقلم بارورتر می شود به دنيای بی احساسی مردها بيشتر پی می برم.

من زن بودن را ترجيح می دهم چون زن ها احساس دارند عميق تر فکر می کنند چون وظيفه شناس ترند چون مادر هستند و احساس شون را به پای بچه هاشون می ريزند. من اسثتثنايی ميان مردها نديدم: پدر همينه، برادر همينه، شوهر همينه هر کجا نگاه می کنم يک دنيا خودخواهی می بينم. هر جانداری با احساسش زنده است و من اصلا احساسی در مردها نمی بينم.

چهره زن و مردفرصتی ديگر
دلتان می خواست کدام بوديد مرد يا زن؟
پری نوش صنيعیکدام جنسيت را انتخاب می کنيد؟
پری نوش صنيعی، نويسنده در ايران
رفعت بياتکدام جنسيت را انتخاب می کنيد؟
رفعت بيات، نماينده مجلس شورای اسلامی ايران
کيانوش هاشميانککدام جنسيت را انتخاب می کنيد؟
کيانوش هاشميان، استاد دانشگاه و روانشناس
محمدعلی ايازیکدام جنسيت را انتخاب می کنيد؟
محمد علی ايازی، روحانی ساکن قم
شيرين عبادیکدام جنسيت را انتخاب می کنيد؟
شيرين عبادی، برنده جايزه صلح نوبل
اخبار روز
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
BBC Copyright Logo بالا ^^
صفحه نخست|جهان|ايران|افغانستان|تاجيکستان|ورزش|دانش و فن|اقتصاد و بازرگانی|فرهنگ و هنر|ویدیو
روز هفتم|نگاه ژرف|صدای شما|آموزش انگليسی
BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران