در دوره های مختلف زندگی متوجه می شويم که بدون نظرخواهی از ما هويت و مسير زندگيمان رقم خورده و ما در تعيين آن حق انتخابی نداشته ايم. مثلا نامی که داريم، زبان مادری، نژاد و شايد مهم تر از همه جنسيت - که به گفته دانشمندان بيش از يک تصادف بيولوژيکی نبوده. پس راهی نيست جز اين که زن باشيم يا مرد. اما اگر يک بار ديگر متولد می شديم دلمان می خواست کدام باشيم مرد يا زن؟ اين پرسش را با مرد جوان ايرانی ساکن لندن در ميان گذاشتيم:
من، بارها به این موضوع فکر کرده ام و برایم بسیار جالب است که زندگی جنس مخالف (زن) را نیز تجربه کنم. برایم قابل تصور است که در بسیاری موارد، چه از نظر بیولوژیکی و چه اجتماعی، قاعدتا دردسرهای بیشتری را باید تحمل کرد. اما در مقابل قطعا تجربه متفاوتی از زندگی را بدست خواهم آورد. بسیار پیش آمده از این که زنان برخی رفتارهای مردان را درک نمی کنند و بلعکس خودم، رفتارهایی را در زنان با منطق مردانه ام نمی فهمم، شگفت زده شده ام. در حالی که تمام عمر را در کنار یکدیگر زندگی می کنیم و با مادر یا پدر، خواهر یا برادر، بعدا همسر و دوستان و همکاران سر و کار داریم، گهگاه برای درک یکدیگر دچار مشکل می شویم. نکته ای که به گمان من عامل بسیاری از سوءتفاهمات نیز هست. تجربه های زنانه ای نظیر بارداری، عادت ماهانه، حس مادری، رابطه عاشقانه و حس و حال های بیشمار دیگر برای مردان، با منطق های تجربه شده آنان قابل درک نیست و قاعدتا برعکس آن نیز برای زنان صادق است. شخصا سوالات بیشماری در مورد رفتار های زنان برایم مطرح است که تصور می کنم هرگز پاسخی برایشان نیابم مگر آنکه دوباره با جنسیتی دیگر متولد شوم! |