روزنامه های تهران؛ خانم تاچر تازه و یک سال بعد برجام
- نویسنده, مسعود بهنود
- شغل, روزنامهنگار
روزنامه های صبح امروز تهران، سه شنبه ۲۲ تیر در تیترهای اول خود از دولت آینده بریتانیا و حضور مارگارت تاچر تازه ای در داونینگ استریت نوشته اند و در مقالاتی به تشکیل نشست مجاهدین خلق در پاریس واکنش نشان داده و خواستار برخورد قاطع دولت با دولت های سعودی و فرانسه شده اند.

منبع تصویر، DonyayeEghtesad
شبح «تاچر» در خانه شماره ١٠
اعتماد در گزارش اصلی خود نوشته: اندرهآ لدسام یکی از دو نامزد كسب كرسی ریاست حزب محافظهکار از رقابتهای درونحزبی کنارهگیری کرد تا عملا ترزا می تنها نامزد كسب رهبری حزب محافظهكار باشد. از ترزا می به عنوان «بانوی آهنین» بریتانیا یاد میكنند؛ لقبی كه پیش از این، از آن مارگارت تاچر نخستین نخستوزیر زن بریتانیا بود؛ و حالا او میتواند نامش را به عنوان دومین زن نخستوزیر در تاریخ این كشور ثبت كند.
سارا معصومی در <link type="page"><caption> اعتماد</caption><url href="http://www.etemadnewspaper.ir/Default.aspx?NPN_Id=476&pageno=1" platform="highweb"/></link> نوشته: پایان دوئل دو زن برای تكیه دادن بر كرسی نخستوزیری بریتانیا. بریتانیا یك روز آرام را در سه هفته اخیر تجربه نكرده است. دومینوی خبرهای سیاسی و شوكهای ناگهانی؛ آرامش و ثبات سیاسی را از لندن ربوده است. در حالی كه پیشبینی میشد فاتحان ماراتن خروج از اتحادیه اروپا با برگ برندهای كه در دست دارند برای تكیه دادن بر كرسی كامرون خیز كنند اما بوریس جانسون نیامد و به جای مرد قصههای كامرون، زنها برای تكرار تاریخ نخستوزیری یك خانم در انگلستان صف كشیدند. تاریخ پس از ٢٦ سال در حال تكرار شدن است.
به نوشته این روزنامه: ماشین ضدگلولهای كه مارگارت تاچر با آن نگاه مرطوب را از داونینگ استریت برد اندك اندك خود را برای میزبانی دومین نخستوزیر زن تاریخ سیاسی بریتانیا مهیا میكند. عرصه خالی شد. گویا سكانداری دولت در انگلستان آن هم در روزهایی كه اتحادیه اروپا فریاد «زودتر برو بیرون» را سر داده است كهنهكارهای سیاست در این كشور را هم ترسانده است.
یک سال پس از برجام
علی شكوهی در روزنامه <link type="page"><caption> اعتماد</caption><url href="http://www.etemadnewspaper.ir/Default.aspx?NPN_Id=476&PageNO=16#" platform="highweb"/></link> نوشته: این روزها در سالگرد تصویب «برجام» قرار داریم و در همه محافل داخلی و خارجی بحث ارزیابی نتایج برجام مطرح است. آنچه همچنان جلبتوجه میكند مخالفت افراطیون درون حاكمیت به همراه جنگطلبان در امریكا و اسراییل در كنار محافل ضدانقلاب با برجام و روندی است كه منجر به تصویب آن شده است. همین چند روزه دهها مقاله از سوی چهرههای تندروی سیاسی در امریكا و اسراییل نوشته شده كه در آن به تصویب برجام اعتراض و دستاورد آن برای غرب را «در حد هیچ» ارزیابی كردند.
به نوشته این مقاله: از مخالفان جمهوری اسلامی جز این انتظاری نمیرود اما آنچه همچنان تلخ است اظهارات و قضاوتهای دلواپسان داخلی است كه در این سوی ماجرا، همان حرفهایی را میزنند كه دشمنان نظام در آن سر طیف مطرح میكنند. آنان هم به اشكال مختلف سعی در نفی دستاوردهای برجام دارند و با وجود تصمیم مشترك نظام به انجام این مذاكرات و پایبندی به نتایج آن، به دولت و مذاكرهكنندگان حمله میكنند.
اعتماد افزوده: واقعبینی در ارزیابی نتایج برجام عین اعتدال و انصاف است و به درك درستتر ماجرا كمك میكند. دولت مدعی نیست كه دشمن را در همه زمینهها وادار به عقبنشینی كرده و تمامی خواستههای خود را بر كرسی نشانده. طبعا در مذاكراتی از این دست حتما باید چیزهایی را از دست داد و چیزهایی را هم بهدست آورد. برخی از این كشورها همچنان دشمنند و باید انتظار كارشكنی هم داشت ولی انكار نمیتوان كرد كه دستاوردهای مورد نظر ما از جمله تثبیت ایران هستهای و به رسمیت شناختن حق ایران در این زمینه و لغو تحریمها محقق شده است.
مهدی مطهرنیا در سرمقاله <link type="page"><caption> فرهیختگان</caption><url href="http://farheekhtegan.ir/?nid=1989&pid=1&type=0" platform="highweb"/></link> درباره سالگرد برجام نوشته: کشورهای غربی بهویژه ایالات متحده آمریکا نحوه رفتار سیاسی و کنش بینالمللی خود علیه جمهوری اسلامی ایران را تغییر دادند. روابط اقتصادی با سفر نمایندگان اقتصادی کشورهای مختلف بهویژه اروپایی به ایران گسترش پیدا کرد و نوعی آرامش بر فضای اقتصادی ایران حاکم شد. اگرچه این آرامش موجب تحرک کامل اقتصادی نشد و موجب نشد که رکود اقتصادی از جامعه ایران بهطور کامل رخت بربندد، جامعه اقتصادی ایران آرامآرام طعم ثبات پس از فشار ناشی از تحریمها را تجربه کرد و در سال گذشته زمینههایی را یافت تا بتواند خود را بازیابی کند.
به نوشته این مقاله: برداشتن سایه شوم تحریمها از اقتصاد ایران پس از زمانهای که گفته میشد تحریمها اثر ندارد و کاغذپارهای بیش نیست، با توقعات دلواپسان از رفع تحریمها روبهرو و درنهایت موجب شد زمینههای برداشتن تحریمها به کندی پیش رود. و حتی دولت آمریکا از بانکهای جهانی خواستار همکاری بیش از گذشته با دولت حاکم بر تهران شود اما با پاسخ منفی بعضی از بانکهای جهانی روبهرو شد.
سرمقاله فرهیختگان به این جا رسیده که: بنابراین در سال گذشته ما دچار یک نوع هجوم توقعات از یکسو در حوزه اقتصاد بودیم که ناشی از پذیرش برجام بود و از سوی دیگر فقدان آمادگی در جهت ایجاد فضای مناسب برای استفاده از این توفیق دیپلماتیکی که حاصل آمده بود. در این فضا از نظر سیاسی ایران توانست نهتنها به انرژی هستهای صلحآمیز در پرتو برجام دست یابد بلکه حق غنیسازی اورانیوم در داخل ایران را به دست آورد و این یک پیروزی بزرگ بود.
اندوه برجام کشت ما را!
پیمان مقدم در ستون طنز روزنامه <link type="page"><caption> ایران</caption><url href="http://www.iran-newspaper.com/?nid=6258&pid=24&type=0" platform="highweb"/></link> نقل کرده که عموی دلواپسش معتقدست تیم وزارت خارجه باید کل یوم استعفا بدهند و بروند دنبال یک شغل دیگر بگردند! فرمودند: «کاش فقط لبخند میزدند. آنقدر با این مستکبرین و عمالشان نشستند و قدم زدند و گل گفتند و گل شنفتند که خرابکاران امریکایی همه جا نفوذ کردهاند. اون از آتشسوزی پالایشگاه... این از اشتباه پزشکی... آن هم از افتضاح فیشهای حقوقی... بدتر از همه ترافیک جادهها. کی زمان دولت قبل ما از این ترافیکهای نجومی داشتیم؟ مردم با شندرغاز وجه یارانه و سهام عدالت و کمی سیب زمینی میرفتند سفر و صفایی میکردند. ظریف و دار و دستهاش همین را هم از مردم گرفتند.»
طنزنویس به عموی دلواپس توضیح داده: فرض کنیم که کل گزاره شما درست باشد. به جناب ظریف چه ربطی دارد؟ ایشان وزیر راه یا بهداشت یا نفت که نیستند. کارشان جای دیگری ست.
در ادامه ستون طنز روزنامه ایران آمده: عموجان با مشت کوفتند تخت سینه خودشان که: «آن زمان که مویه میکردیم فرجام این برجام، تباهی و شر و مصیبت است همین جا را دیده بودیم. میدانستیم که از وین و برجام شروع میشود و تا تونل کندوان و جاده هراز پیش میآید. البته میدانیم که شماها پرروتر از این حرفها هستید. چند روز دیگر همین را هم به عنوان یکی از افتخارات دولت اعتدال بیان میکنید که طول ترافیک از ۱۰۰ کیلومتر در دوره شما به ۲۰۰ کیلومتر افزایش یافته است!»
ایرباس و بوئینگ در ایران
علی خرم در مقاله ای در شرق یادآور شده که درآمد نفتی دولت احمدی نژاد بیش از ٧٦٠ میلیارد دلار بود، درحالیکه همین درآمد از سال ١٣٥٧ تا ١٣٨٤ کمتر از ٤٥٠ میلیارد دلار بود، و درآمد نفتی دولت وقت برای اداره جنگ تحمیلی فقط چنددهمیلیارد دلار بود. دولت مهندس موسوی، جنگ و مردم ایران را با نفت بشکهای پنج دلار به مدت هشت سال اداره میکرد و بدون آغشتهشدن به فساد اداری مالی. دولت نهم و دهم ٤٠ درصد نقدینگی کشور را به صورت اسکناس بدون پشتوانه چاپ کرد و سخاوتمندانه به صورت یارانه بین فقرا و ثروتمندان توزیع کرد و آن را پول امام زمان نامید که برای حفظ طهارت آن نباید با سایر پولها مخلوط شود! این اقدام از فسادهای مسلم دولتها در تاریخ به شمار میرود.
با این مقدمه وزیر راه دوران اصلاحات به تحسین از نتایج مذاکرات هسته ای و توافق برجام پرداخته و با اشاره به تحریم ۳۷ ساله ایران که از زمان اشغال سفارت آمریکا در ایران آغاز شد نوشته: قطعنامههای شورای امنیت سازمان ملل متحد، بسیار مخربتر و تأثیرگزارتر از تحریمهای اقتصادی میشد، در همین چارچوب، فروختن قطعات هواپیمای مسافربری، آسانسور، توربین و موتورهای بزرگ برق و... را به بهانه «استفاده دوگانه» حساس نامیده و ممنوع میکردند و در نهایت با اصرار ایران، به صورت زیرمیزی و با قیمتهای گران و شرایط نابرابر به خورد بازار ایران میدادند.
نویسنده مقاله <link type="page"><caption> شرق</caption><url href="http://sharghdaily.ir/News/97588/برکات-توافق-هسته%E2%80%8Cای--" platform="highweb"/></link> با اشاره به مشکلات ارتباط سیاسی دولت های ایران و غرب نوشته: اکنون با توافق هستهای این تحریم سیاسی با لغو شرایط ماده ٤١ منشور و لغو قطعنامههای شورای امنیت سازمان ملل متحد به پایان رسیده و شاهد رفتوآمدهای معمول دیپلماتیک بین ایران و جهان هستیم. همچنین ایرباس و بوئینگ نهتنها برای فروش قطعات یدکی، بلکه برای فروش هواپیما و شاید برخی فناوریها از هم سبقت میگیرند و آماده ارتباط ارگانیک و رسمی با ایران هستند. اما نیل به توافق اگرچه سخت و با ارزش بوده، دشوارتر از آن، حفظ و پایبندی به این توافق است.
مسعود سلیمی در سرمقاله <link type="page"><caption> جهان صنعت</caption><url href="http://www.jahanesanat.ir/58135-از-بوئینگ-تا-ایرباس.html" platform="highweb"/></link> نوشته: کم و بیش یک سال از امضای برجام و سفرهای اروپایی رییسجمهور میگذرد. در هفتهها و ماههای نخست، امیدواری دولت و به تبع آن بخش اعظمی از ایرانیها به تحقق قسمتهایی از توافق هستهای از منظر سیاسی و اقتصادی زیاد بود تا جایی که سفر انواع و اقسام هیاتهای بازرگانی خارجی به ایران همراه با وعدههای دولت مبنی بر انعقاد قرارداد و ورود سرمایه خارجی و بهدنبال همه آنها امید به نمایان شدن تدریجی پیامدهای برجام، صحنه سیاسی کشور را پوشانده بود.
نویسنده این مقاله به یاداورده تلاش دولت را برای ترمیم و تکمیل مشکلات و کمبودهای بخش حملونقل، و بهطور خاص در صنعت هوانوردی که با توجه به شرایط خطرناک هواپیماهای قدیمی موجود در ناوگان هوایی در معرض توجه زیادی قرار داشت که همچنان هم با توجه به خبرهایی که از سنگاندازیهای سیاسی کنگره آمریکا و به عبارت بهتر اکثریت جمهوریخواهان میرسد، ادامه دارد.

منبع تصویر، Etemad
واکنش به نشست مجاهدین در پاریس
دو روز پس از اجلاس مجاهدین خلق، گروه مسلح مخالف جمهوری اسلامی، در پاریس، روزنامه های اصولگرای تهران همچنان به تحلیل گفته های یک مقام سعودی در این اجلاس و خبر حمایت حکومت ریاض از مجاهدین ادامه داده و خواستار برخورد تند دولت با سعودی و فرانسه شده اند.
<link type="page"><caption> رسالت</caption><url href="http://www.resalat-news.com/Fa/?code=233982" platform="highweb"/></link> در مقاله ای بر اساس گفته های ترکی الفیصل در نشست مجاهدین نوشته: باید از مقامات سعودی پرسید که آیا آرزوی موفقیت برای دشمن دیرینه ایران و آرزوی تحقق اهدافش که چیزی جز ضربه زدن به این کشور نیست، به مثابه اعلام غیررسمی جنگ علیه جمهوری اسلامی ایران نیست؟ اگر پاسخ منفی است، پس چه تفسیری برای آنچه رخ داده است، می توان یافت؟ «ترکی الفیصل» در ادامه اظهارات خود، گروهک منافقین را خطاب قرار می دهد و می گوید: «ما با شما هستیم؛ ما در کنار شما هستیم».
به نوشته این روزنامه جناح راست: حضور ترکی الفیصل در نشست منافقین در پاریس اعلام رسمی هم پیالگی آل سعود با دشمنان امنیت جمهوری اسلامی ایران محسوب می شود. حمایت رسمی و علنی از منافقین و آرزوی رسمی سرنگونی حکومت ایران مسئلهای نیست که بتوان به راحتی از آن گذشت. اگر ایران میزبان گروهی ضد دولت فرانسه بود که در آن به صراحت از براندازی نظام فرانسه سخن گفته میشد آیا آنها به همین راحتی از کنار این موضوع میگذشتند.
<link type="page"><caption> کیهان</caption><url href="http://kayhan.ir/fa/issue/761/1" platform="highweb"/></link> در یادداشت روز خود نوشته: اینکه رجوی مرده یا زنده مهم نیست. اینکه مهمانان سیرک منافقین در پاریس چه کسانی بودند هم مهم نیست. اما این مهم است که وزارت خارجه ما، دولت تدبیر و امید و دیپلمات ها در مقابل این اقدام گستاخانه فرانسویان چه خواهند کرد. بالاخره اجلاسی مثل اجلاس اخیر پاریس، یک شبه و دفعتا تشکیل نشده، مقدمات و فراخوان و اعلانی داشته است. یعنی هیچکس خبردار نبوده و وزیر خارجه ما چندی قبل در بیخبری مطلق به آنجا رفته است؟ واکنش سفارت ایران در پاریس به این اقدام ضدامنیتی فرانسه چه بوده است؟
این روزنامه تندرو ضمن تاختن به دولت افزوده: به راستی این اقدام گستاخانه فرانسه،حتی مستحق یک تشر،مستحق اخراج سفیر، تهدید به تعلیق روابط اقتصادی هم نبود؟! اگر ایران به یک گروه برانداز فرانسوی، چنین اجازه ای می داد،چه می کردند؟ کافیست واکنش همین غربیها را در قضیه سلمان رشدی به یاد آوریم که چه کردند. در این مورد کمترین برخورد با گستاخی فرانسه قطع رابطه اقتصادی و اخراج سفیر این کشور است.
محمدجواد اخوان در مقاله ای در روزنامه <link type="page"><caption> جوان</caption><url href="http://javanonline.ir/fa/news/796763/شمشیر-سعودی-و-لبخند-ناکارآمد" platform="highweb"/></link> نوشته: اکنونکه حاکمان ریاض با وقاحت تمام دستان آلوده خود را در دست تروریستهای نشاندار قرار دادهاند، از «برجام منطقهای» سخن گفته میشود و تلاش میشود با هدف ارسال پالس مثبت به محور عبری- عربی- غربی، برخی تغییرات در پستهای دیپلماتیک رخ دهد. معلوم نیست که اقدام بعدی جریان دیپلماسی التماس برای آنکه خود را به تعامل با سعودیها نشان دهد، چیست؟
روزنامه سپاه پاسداران پرسیده: بالاخره چه زمانی جریان دیپلماسی التماس، عزتمندی، واقعبینی و عقلانیت را چاشنی عمل خود خواهد نمود؟ چه زمانی به این واقعیت پی خواهیم برد که اولین اصل دیپلماسی معقول، مواجهه متناسب است و نمیتوان شمشیر آخته را با لبخند پاسخ گفت! آیا وقت آن نرسیده در مقابل حاکمان ماجراجوی ریاض، موضعی عزتمندانه و در شأن ملت ایران اتخاذ نماییم؟
<link type="page"><caption> آرمان</caption><url href="http://www.armandaily.ir/fa/Main/Detail/157086/مسعود-رجوی-سال%E2%80%8Cها-قبل-كشته-شده" platform="highweb"/></link> روزنامه دیگر صبح تهران نوشته: دیروز دستیار ویژه رئیسجمهور حجتالاسلام علی یونسی درباره برگزاری كنفرانس منافقین در پاریس و سخنرانی ضد ایرانی تركی فیصل در آن همایش، گفت: این اجتماع مساله جدیدی نیست و منافقین این مانور را هر سال برگزار میكنند كه عمدتا برای پوشاندن تضادها، مشكلات و بنبستهای داخلی خودشان صورت میگیرد و بهشدت مصرف داخلی دارد
به نوشته این روزنامه: وزیر پیشین اطلاعات سناریوهای مطرح شده درباره اعلام مرگ مسعود رجوی را نادرست دانست و درباره مرگ رجوی گفت: رجوی سالها قبل در بمبارانهای آمریكا در عراق یا كشته شده یا بهشدت آسیب دیده است، به حدی كه قابل حضور در انظار نبوده است؛ اما او به احتمال قریب به یقین در همان سالها فوت شده، ولی منافقین به دلایل زیادی نمیخواستند تاكنون آن را اعلام كنند.
آبروی مملكت را بخرید
لیلی گلستان در نامه ای خطاب به رییس جمهور نوشته اهالی فرهنگ خسته شده اند و به عنوان مثال افزوده: از کتاب «کلنل» دولتآبادی بگویم که ترجمه تکهتکه و ناقصش روی تمام بساطیها ریخته؟ از کتاب «زندگی در پیش رو» و کتاب «میرا» بگویم که نه فقط افست آن در بساطیها که در قفسههای کتابفروشیها هم دیده شده. (که وقتی به ارشاد گله کردم، گفتند به ناجا مربوط میشود!) از آثار تجسمی دزدیده شده توسط کارمند ارشاد بگویم که هنوز نه به دار است و نه به بار.
این مترجم و هنرشناس افزوده: از مجسمه ٣٥٠ کیلویی لاهوتی بگویم که در ایام تعطیلات عید از ساختمان معاونت فرهنگی دزدیده شده و تازه متوجه شدهاند و هنوز کسی چیزی نگفته. از عمل کیارستمی بگویم که منجر به مرگش شد یا از فرش قرمزی که برای ورود جسدش پهن کردند! از فیلم «٥٠ کیلو آلبالو» که بعد از سه ماه گفتند: از دستمان در رفته بود! و لغو مجوز شد. از فیلم کاهانی بگویم که گفتند دخترها در فیلم برای مردها لهله میزدند.
در پایان این نامه به نوشته <link type="page"><caption> شرق</caption><url href="http://sharghdaily.ir/News/97559/آبروي-مملكت-را-بخريد" platform="highweb"/></link> آمده: قلعوقمع کتابها همچنان ادامه دارد. لغو مجوز آخرین لحظه کنسرتها و مجوز نداشتن شجریان. از کدامین دردمان بگویم که عجیب است که از رو هم نمیرویم و مدام هم حضورمان را اعلام میکنیم. حالا نوبت پرویز تناولی، این استاد بزرگوار است که به اتهام نشر اکاذیب و تشویش اذهان عمومی ممنوعالخروجش کردهاند. مردی که عاشق ایران و هنر و سنتهای آن است، چه کسی به دادش میرسد و چه کسی قرار است… آقای روحانی نگذارید کاری کنند که این استاد بزرگ هم مثل خیلیهای دیگر برود و پشت سرش را هم نگاه نکند و عطای ایران را به لقایش ببخشد.
تناولی، مدیران و شکایت
محسن هاشمی در <link type="page"><caption> شرق</caption><url href="http://sharghdaily.ir/News/97561/تناولی،-مدیران-و-شکایت-" platform="highweb"/></link> نوشته: پرویز تناولی دومین چهره شناخته شده جهانی سرزمین ایران (نخستین چهره جهانیمان را یكشنبه به خانه دوست بدرقه کردیم)، روز شنبه ١٢تیر درخروج از کشور به مقصد لندن برای رونمایی از کتاب تازهاش به دلیل ممنوعالخروجی از سفر بازماند.متعاقب آن مجید ملا نوروزی در مصاحبهای از شاکی شخصی (و نه سیاسی) برای این ممنوعیت خروج پرویز تناولی خبر داد. حالا در رسانهها معلوم شده این ممنوعیت خروج بهدلیل شکایت نیروی انتظامی است که آثار این هنرمند را مصداق تشویش اذهانعمومی و نشر اکاذیب تلقی کرده است.
نویسنده اضافه کرده: مسئولیت و مأموریت نیروی انتظامی درک و تفسیر آثار هنری نیست! این وظیفه در شرح مأموریت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی آمده است و نه نیروی انتظامی. اما نکته مهمتر؛ اظهار تأسف برای متولیان صیانت و حمایت از هنر است که در چند ماهه اخیر نهتنها نتوانستهاند مسئولیت خویش را بهدرستی ایفا کنند بلکه با تناقضگویی درباره واگذاری موزه هنرهای معاصر، لغو کنسرتها و اکنون شخصیبودن شکایت از پرویز تناولی، سیاست را بر اخلاق ترجیح دادهاند!
گیرم پدر تو بود فاشل

منبع تصویر، Farhikhtegan
وحید میرزایی در ستون طنز <link type="page"><caption> شهروند</caption><url href="http://shahrvand-newspaper.ir/news:nomobile/main/68992/از-«فیش»--پدر-تو-را-چه-حاصل!" platform="highweb"/></link> به بررسی زندگی فردی پرداخته که پدرش مردی فاشِل (بر وزن فاضل یعنی فردی که دارای فیش حقوقی با دریافتی بالاست) بود، و در توضیح گیرم پدر تو بود فاشِل نوشته: وی در خانوادهای متمول پا به عرصه وجود نهاد. پدرش مردی مایهدار بود و اگرچه پایه حقوق چندانی نداشت اما به واسطه آیتمهایی چون حق عائلهمندی، حق مسئولیتپذیری، حق آب و گل، کمک هزینه سفر به تایلند و سواحل برزیل، حق سنوات و... جمع دریافتیاش سر به فلکالافلاک میکشید.
به نوشته این طنزنویس: وی از بدو تولد حس خود برتربینی عجیبی داشت، طوری که به بریدن بند نافش اعتراض کرد و گفت: «من مثل بقیه نوزادان نیستم، من با جمع کسورات فیش حقوقی پدرم میتوانم همه بیمارستان را بخرم و نباید بند نافم بریده شود.» درحالی که بچههای همسنوسالش در کوچه و زیرزمین خانه مشغول خاکبازی و کشف انرژی هستهای بودند، وی روی کاناپه بادیاش لم داده بود و با «ایکس باکس» دستوپنجه نرم میکرد.
طنزنویس شهروند در توضیح مصرع دوم یعنی از «فیش» پدر تو را چه حاصل نوشته: پس از اینکه دوره موسوم به خدمتگزاری و مهرورزی متأسفانه پایان یافت و دوره یک مجلس ناظر و تیزبین متأسفانه تمام شد و یک شبکه اجتماعی به نام تلگرام متأسفانه فیلتر نشد، فیش حقوقی و دیگر اسناد تخلف پدرش درمیان مردم با اجازه شیر شد و پدر وی به خاطر اختلاس، پولشویی و داشتن حقوق غیرمتعارف زیر ذرهبین قرار گرفت و از سمت خود برکنار شد. پس از آن اتفاق پدرش در لاک خود فرو رفت و دیگر بیرون نیامد. و او که حتی قادر نبود به تنهایی و بدون کمک پدر تمبانش را بالا بکشد، ناگهان از طبقه بورژوا و بالای جامعه به طبقه پارکینگ جامعه پیوست.











