روزنامه های تهران، کیارستمی به خانه دوست رسید
- نویسنده, مسعود بهنود
- شغل, روزنامهنگار
روزنامه های صبح امروز، سه شنبه ۱۵ تیر در صفحات اول خود از درگذشت عباس کیارستمی کارگردان صاحب سبک و بلند آوازه ایران نوشته و در آستانه سه روز تعطیل عید فطر و آخر هفته همچنان به انعکاس افشای فیش حقوق مدیران دولتی پرداخته و در مقالاتی نسبت به حوادث تروریستی جهان ابراز نگرانی کرده اند.

کیارستمی، راهی خانه دوست
<link type="page"><caption> وقایع اتفاقیه</caption><url href="http://www.vaghayedaily.ir/fa/News/5436/کوچ-آن-مرد-به-خانه-دوست" platform="highweb"/></link> در خبر درگذشت عباس کیارستمی نوشته: پیکر کیارستمی قرار است به ایران منتقل شود. بر اساس گزارش های موجود چند نفر از سینماگران برجسته ایرانی برای انجام تشریفات در مورد کیارستمی راهی فرانسه شدند.
فرانک آرتا در <link type="page"><caption> شرق</caption><url href="http://sharghdaily.ir/News/97153/کیارستمی-راهی-خانه-دوست-شد" platform="highweb"/></link> نوشته: خبری تلخ و شوک آور، اما واقعی! عباس کیارستمی، کارگردان پرآوازه ی ایرانی که نقش مهمی در معرفی سینمای ایران در سطح بین المللی داشت در پاریس درگذشت. او درباره علت تصمیمش به سفر به پاریس، شب قبل از رفتن به فرزند کوچکش گفت که ضبط شده: «قماربازها همهچیزشون بد نیست، گاهی میشه یه چیزایی هم ازشون یاد گرفت. یکیش اینکه میگن توی شرایطی که میبینین همش روی باختین، پاشین صندلیتون رو ترک کنین برین».
به نوشته این روزنامه: اما دست آخر، تقدیر بر این بود که عباس کیارستمی در نهایت ناباوری برای همیشه صندلی ر ا در همان ماهی که به دنیا آمد، این جهان را برای همیشه ترک کند.
علیرضا رئیسیان در رثای عباس کیارستمی در روزنامه <link type="page"><caption> ایران</caption><url href="http://www.iran-newspaper.com/?nid=6254&pid=24&type=0" platform="highweb"/></link> نوشته: او نه تنها در ایران، بلکه در جهان، فیلمسازی اثرگذار بود. نانی مورتی کارگردان صاحب سبک و یا بسیاری از کارگردانان آسیای شرقی و آمریکای جنوبی، او را پیش چشم داشتند و از روشش تقلید کردند. مورتی فیلم کوتاهی در سال ۱۹۹۶ به نام «روز افتتاحیه کلوزآپ» ساخته است که درباره سینمای کیارستمی است.
به نوشته این نویسنده و کارگردان: کیارستمی بیش از دو دهه در قله سینمای جهان درخشید؛ برناردو برتولوچی فیلمساز ایتالیایی، سینما را به پیش و پس از کیارستمی تقسیم کرد. آکیرا کوراساوا کارگردان ژاپنی، او را هم طراز ساتیاجیت رایِ هندی با عنوان یک سینماگر خاص می دانست. عباس کیارستمی در جهان تاثیر شگرفی از خود برجای گذاشت او به کارش بسیار مسلط بود، سینماگر سبکی بود که بسیاری از آن با عنوان ناتورالیسمِ معناگرا یاد می کنند.
شکوه مقیمی در گزارشی در روزنامه <link type="page"><caption> ایران</caption><url href="http://www.iran-newspaper.com/?nid=۶۲۵۴&pid=۱&type=۰" platform="highweb"/></link> نوشته: در این چندماهه مدام خبر از حال بدش میرسید و دل خوش کرده بودیم به دعای خیر کسانی که از ته دل آرزوی بهبودش را داشتند. همین چند روز گذشته در پردیس سینمایی چارسو برای او تولد ۷۶ سالگیاش را گرفتند و دوستان نزدیکش میگفتند حالش بهتر است و حتی برای گردش به لواسان رفته و قند در دلمان آب شد که بزودی برمیگردد و باز با سینمایش جادویمان میکند و از هفت اقلیم گذرمان میدهد.
به نوشته این گزارش: اما این خبر ناگهانی از اوج به زمین میکوبدمان و در این تاریکی کورمال کورمال دنبال خانه دوست میگردیم، بی فانوس، بی راهبر. کیارستمی رفت، ناگهانی رفت، رفت و با رفتنش نه تنها ایران و هنرش را داغدار کرد، دنیا را هم در بهت و حیرت گذاشت. کیارستمی را باد با خود برد به زیر درختان زیتون و مسافر ابدیاش کرد. حالا میفهمم لعنت به جادهها اگر معنیشان جدایی است...
در گزارش از قول کیارستمی آمده: اگر درختی را که ریشه در خاک دارد از جایی به جای دیگر ببرید، آن درخت دیگر میوه نمیدهد و اگر بدهد آن میوه دیگر به خوبی میوهای که در سرزمین مادری اش میتواند بدهد نیست. این یک قانون طبیعت است. فکر میکنم اگر سرزمینم را رها کرده بودم درست مانند این درخت شده بودم.
حمیدرضا صدر در <link type="page"><caption> آرمان</caption><url href="http://www.armandaily.ir/fa/Main/Detail/۱۵۶۶۲۸/خانه-دوست-بی%E۲%۸۰%۸Cدوست-شد" platform="highweb"/></link> نوشته: یگانه بودن عباس کیارستمی قصه نیست، اغراق هم نیست. او بیهیچ تعارف و مداهنهای شاخصترین فیلمساز ایران بود که سینمای این مرز و بوم را به سراسر جهان برد. از آسیا تا اروپا و از آمریکا تا اقیانوسیه. آثار او قارهها را دور زدند و شیفتگان خود را پیدا کردند. او در روزگارانی تب زده و لبالب از خشونت از زندگی حرف زد.
به نوشته این منتقد: کیارستمی فیلمسازان و قصههای پرشماری را در سینمای ایران به دنبال خود کشید. وداع ناگهانی عباس کیارستمی همه ما را میخکوب کرد. جایگاه او در سینمای ایران ورای جوایزش در خارج از مرزهای کشورش میرود. قرار نبود او اینقدر زود ما را ترک کند. قرار نبود اینچنین شتابان دست تکان داده و از میان ما برود. نام یکی از فیلمهایش «زندگی ادامه دارد» بود... جای او خالی است. جای او خالی خواهد بود. همیشه. خیلی زود ما را ترک کردی عباس کیارستمی.

منبع تصویر، Sharq
مریم نراقی در <link type="page"><caption> شهروند</caption><url href="http://shahrvand-newspaper.ir/news:nomobile/main/۶۸۵۹۶/" platform="highweb"/></link> نوشته: کیارستمی فیلمساز مستقلی بود که در دنیا بیشتر از وطن خودش مورد توجه واقع شد. سینماگر برجستهای که فیلمهایش کمتر فرصت اکران در سرزمین اش را داشتند. اما او با تمام مشکلات به راهش ادامه داد و هر بار طعم جدیدی از سینما را برای مخاطبانش به تصویر کشید. طعم گیلاس اش جایزه نخل طلای فیلم کن را به دست آورد. این دستاورد یکی از مهمترین جوایز تاریخ سینمای ایران است.
آینده داعش خطرناک ترست
علی محقق در سرمقاله <link type="page"><caption> ابتکار</caption><url href="http://www.ebtekarnews.com/?newsid=۴۷۷۵۳" platform="highweb"/></link> با اشاره به عملیات تروریستی در شهرهای مختلف ترکیه و عراق و سوریه و لبنان آن را زنگ خطر دور جدید فعالیت های انتحاری داعش خوانده و نوشته: داعش تا پیش از اعلام موجودیت خلافت اسلامی عراق و شام و اشغال شمال عراق تجربه زیست چریکی و شبکه ای و زیر زمینی در عراق را داشته است. اکنون اگر حکام کشورهای منطقه برنامه جامع و دقیقی برای روزهای پس از بازپس گیری سرزمین ها در عراق و سوریه از داعش نداشته باشند این گروه نشان داده است که به راحتی توان سازگارسازی خود با شرایط جدید را دارد و می تواند در صورت از دست دادن قلمرو باردیگر تتمه نیروی خود را زیر زمینی و شبکه ای کند.
به نوشته این مقاله: داعش اما در این دوره سه چهارساله به اقتضای الزامات حکومت داری در رقه، موصل و دیگر شهرها تا حدود زیادی رهبران و فرماندهان و گروه های مرجع خود را از زیر زمین به روی زمین آورده و امکان و فرصت زیرنظر گرفتن، رصد و شناسایی این افراد و شبکه ها برای نیروهای امنیتی عراق و سوریه و دیگر کشورهایی که روی این گروه کار می کنند فراهم شده است.
ابتکار در نهایت نوشته: شواهد کنونی و تجربه های موجود درباره روشهای یارگیری و بازمهندسی القاعده و داعش می گوید که به موازات جنگ برای بازپس گیری سرزمین از داعش باید برنامه های لازم برای بر هم زدن استراتژی بعد از بی سرزمین شدن و شبکه ای شدن آنها در سطحی کلان با مشارکت همه کشورها طراحی و عملیاتی شود. بی شک اگر چنین نشود بازپس گیری سرزمین به تنهایی دردی را دوا نخواهد کرد و ماجرای داعش به گونه ای دیگر ادامه خواهد یافت.
بحرین تاب نظامیگری را ندارد
علی شکوهی در مقاله ای در <link type="page"><caption> اعتماد</caption><url href="http://www.etemadnewspaper.ir/Default.aspx?NPN_Id=۴۷۲&PageNO=۱۶" platform="highweb"/></link> با اشاره به خبری درباره حمایت جمعی از نمایندگان پارلمان بحرین از گروه مجاهدین خلق مخالف مسلح جمهوری اسلامی نوشته: این حمایت معنای بدی دارد و به زیان همهجانبه حاکمان بحرین تمام میشود. طبیعی است که دو دولت مخالف یکدیگر در مواردی علیه همدیگر وارد عمل شوند و علیه منافع طرف مقابل اقدام کنند اما حمایت از یک جریان نظامی مسلح مخالف ایران از سوی حاکمان بحرین، این تمایل را در دیگران هم ایجاد خواهد کرد که از مخالفان مسلح بحرین حمایت کنند و بنابراین روند رخدادهای بعدی به سوی نظامیگری سوق پیدا خواهد کرد.
به نوشته این مقاله: چندی قبل دولت بحرین با سلب تابعیت از یک روحانی شیعه میانهرو، یک خطای استراتژیک را مرتکب شد. همگان باور دارند که یک حکومت اگر وجود مخالفان سیاسی را تحمل نکند و با آنان به تعامل معقول نپردازد، باید خود را برای مقابله و مقاومت مسلحانه آماده کند. بعد از تصمیم حکومت بحرین برای سلب تابعیت از «شیخ عیسی قاسم» بسیاری از تحلیلگران هشدار دادند که این کار خطرناک است و آن کشور را گرفتار بحران خواهد کرد.
اعتماد در نهایت نوشته: بیانیه یک نظامی سرشناس در ایران و اخطار به حاکمان بحرین و نیز سخنان رهبری ایران که شیوخ بحرین را نسبت به رشد مقاومت مسلحانه در این کشور متنبه ساخت، نشان میدهد که در این کشور هم ممکن است شاهد رشد نظامیگری باشیم. در این وضعیت چقدر بیتدبیرند کسانی که با حمایت از منافقین، به استقبال نظامیشدن فضای روابط میان دو کشور میروند.
تاثیر رفراندوم بریتانیا بر اقتصاد ایران
علی دادپی در مقاله ای در <link type="page"><caption> فرهیختگان</caption><url href="http://farheekhtegan.ir/?nid=۱۹۸۵&pid=۱&type=۰" platform="highweb"/></link> به بررسی نتایج همه پرسی بریتانیا و رای مردم این کشور به خروج از اتحادیه اروپا پرداخته و نوشته: تحلیلگران استدلال میکنند اگر در نتیجه خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا، اقتصاد جهانی یک دوره انقباض را آغاز کند آنگاه عرضه سرمایه در جهان کاهش پیدا میکند و در بازار سرمایه، کشورهایی مانند ایران با چالشهای بیشتری برای جذب سرمایه خارجی مواجه میشوند؛ در نتیجه رشد تولید ناخالص داخلی ایران کمتر از پیشبینیها خواهد بود.
به نوشته این مقاله: این تحلیلگران مدل معینی برای این پیشبینی ارائه نمیکنند و فرض میکنند اتحادیه اروپا همچنان اولین انتخاب سرمایهگذاران باقی خواهد ماند. با این حال واقعبینانه است که بپذیریم اگر دورنمای اقتصادی جهان تغییر کند، دورنمای اقتصادی ایران نیز تغییر خواهد کرد. اگر اثر خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا بر اقتصاد جهانی منفی است، بسیاری باور دارند که خروج این کشور از اتحادیه اروپا میتواند تجارت جهانی را رقابتیتر کند. مذاکرات اقتصادی و تجاری ایران با اتحادیه اروپا هماکنون در چارچوب قراردادها و پروتکلهای این اتحادیه صورت میگیرد.
فرهیختگان در نهایت نوشته: خروج بریتانیا ضمن تضعیف قدرت چانهزنی اقتصادی اتحادیه، به ایران فرصت مذاکره دوجانبه با پنجمین اقتصاد جهان را میدهد. اگر بریتانیا تاکنون در کنار سایر کشورهای اروپایی شرایط و چارچوب روابط اقتصادی با ایران را تعیین میکرد حالا باید این روابط را در رقابت با سایر کشورهای اتحادیه اروپا تعیین کند. فعالان اقتصادی ایران میتوانند امیدوار باشند این رقابت فرصتهای جدیدی را برای همکاریهای اقتصادی و سرمایهگذاریهای مشترک فراهم کند. این نکته که با خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا اعضا میتوانند سیاستی مستقلتر از پیش در برابر ایران در پیش گیرند نباید از نظرها دور بماند.
افشای حقوقهای کلان: تهدید یا فرصت
<link type="page"><caption> شهروند</caption><url href="http://shahrvand-newspaper.ir/news:nomobile/main/۶۸۵۹۵/فیش%E۲%۸۰%۸Cهای-حقوقی؛-تهدید-یا-فرصت-تاریخی؟" platform="highweb"/></link> در سرمقاله خود نوشته: شاخص کنترل فساد در سال ١٣٨٣، یعنی سال پایانی دولت اصلاحات ٤٣ بود، یعنی وضعیت کنترل فساد در ایران از ٤٣ درصد کشورها بهتر بود و از ٥٧ درصد دیگر بدتر بود. آن شاخص در سال ٨٩ به ١٦ رسید، یعنی از ٨٤ درصد کشورها بدتر پس از آمدن دولت روحانی این شاخص بهبود یافت، و در سال ٩٣ به ٣٥درصد رسید، و بهطور قطع در سال ٩٤ و ۹۵ بهتر هم خواهد شد.
به نوشته این روزنامه: ولی مهمتر از شاخص مذکور نحوه برخورد دولت با اخبار فساد است. اگر کسی در دولت احمدینژاد فساد را افشا میکرد و بلافاصله با تهدید مواجه میشد و در نتیجه کسی با مجرمان دولتی برخورد نمیکرد، و تنها پس از پایان دوره او بود که مجرمان یکی یکی به دادگاه رفتند و معاون اولش محکوم شد، در این دولت هیچ خط قرمزی وجود ندارد، همه آزادانه سخن میگویند و مدیرانی که بیش از حد حقوق گرفتهاند نیز تغییر میکنند و ضوابط مصوب دولت قبلی که ریشه این حقوقهاست نیز تغییر میکند.
نتیجه شهروند این است که: دولت موجود میتواند یا توانسته است مسأله فیشها را که یک تهدید جدی برای اعتماد اجتماعی میان دولت و مردم است، با اقدامات خود تبدیل به یک فرصت مناسب برای بازسازی نظام اداری و شفافیت نماید. و نه تنها نسبت به فیش حقوق مدیران شرکتها و نهادهای دولتی، بلکه برای اطلاع نسبت به دریافتهای نهادهای عمومی غیرمرتبط با دولت نیز مجوزهای لازم را از مقام معظم رهبری بگیرد. رنجی که جامعه ما از گذشته دور میبرده است، فقدان شفافیت دولت است.
داستان غم انگیز فیش ها
صادق زیباکلام در سرمقاله <link type="page"><caption> تعادل</caption><url href="http://www.taadolnewspaper.ir/print/۴۶۶۴۹" platform="highweb"/></link> پرسیده: اگر این فیشهای حقوقی در زمان احمدینژاد برملا شده بود، صداوسیما، روزنامههای حکومتی و اصولگرایان همین واکنش را نشان میدادند؟ آیا اگر فیش حقوقهای نجومی برخی مدیران در تیر ماه سال۸۵ افشا میشد واکنشها همینگونه بود؟ پرسش دوم این است که آیا اصولگرایان هدفشان از بزرگ کردن فیشهای حقوقی واقعا آگاهی بخشیدن به جامعه از مفاسد اقتصادی بود یا نه، آنان مستمسکی پیدا کرده بودند که به دولت حمله کنند؟
به نظر این استاد دانشگاه حالا باید پرسید: این مساله صرفا به واسطه خطای یکی، دو مسوول ارشد در دولت آقای روحانی رخ داده یا اینکه دلایل به وجود آمدن این مساله بسیار عمیقتر از این حرفهاست و به حاکمیت ساختار اقتصاد دولتی در ایران برمیگردد؟ در سایر کشورهای توسعهیافته و اقتصادهای مدرن امروزی، پرداخت حقوقهای گزاف و پاداشهای ویژه امری کاملا رایج است. اگر به رییس کمپانی اپل، مایکروسافت یا شرکتهای بزرگ چندملیتی تولید محصولات کشاورزی در هند و مالزی یا نروژ چندین برابر حقوق یک مدیر معمولی پرداخت شود، بیشک حکمت و ضرورتی وجود داشته است.
مقاله تعادل به این جا رسیده که: زمانی در ایران به یک نفر حقوقی برابر با ۱۵۰یا ۲۰۰ میلیون تومان داده میشود، همه آشفته میشوند این شخص و دولت را مواخذه میکنند، چراکه همه ما میدانیم در نظام ناکارآمد اقتصاد دولتی حاکم بر ایران، پرداخت حقوق و پاداشها و غیره اصلا به واسطه خدمات اقتصادی و ارزشهای اقتصادی نیست، بلکه متاسفانه بهدلیل نزدیکیهای سیاسی است. ممکن است برخی افراد نسبت به این مساله غرولند کنند اما هیچکسی نمیگوید که این دستمزد ناحق بوده است.
علت اخراج مدیران متخلف
فریور خراباتی در ستون طنز روزنامه <link type="page"><caption> ایران</caption><url href="http://www.iran-newspaper.com/?nid=۶۲۵۴&pid=۲۴&type=۰" platform="highweb"/></link> نوشته: یکی از استادان دلواپس مدار دانشگاه تهران گفته که حقوقهای نجومی ریشه در دولت سازندگی دارد. ای وای، ای ننگ بر این بیشرمی. خفتا، حیرتا، این چه کار بیشرمانهای بوده؟ خجالت کو؟ حیا کجا رفته؟ الهی بمیرم، استاد چطور این همه سال این عمل ننگین را دیده و زجرکشیده و طاقت آورده؟ شما ببینید صبر و شکیبایی تا کجا... به نظرم ایشان با کمک یکی از تاریخ سازان کشور بروند و سر مشکل را بگیرند و ته آن را برسانند به یعقوب لیث صفاری و خلاصمان کنند.
به نوشته این ستون: استاد در ادامه کشف ماهیت فیشهای حقوقی و رفتار هیأت دولت گفته: «مقامات دولت ابتدا دنبال پنهان کردن این موضوع بودند، البته این رویکرد هنوز هم ادامه دارد» نه دیگر این یکی را اصلاً نمیشود تحمل کرد. مگر از روی جنازه من رد شوید که بگذارم از این کارها بکنید. دولت در راستای پنهان کردن این موضوع میآید و تعدادی از مدیران را برکنار میکند اما ناراحت میشوم اگر فکر کنید این برکناریها ارتباطی با مسأله فیشهای حقوقی دارد.
طنزنویس روزنامه ایران به طعنه افزوده: بلکه چند مدیر به علت ناتوانی در پارک دوبل، تعداد دیگر به خاطر خاموش کردن کولر در ساعت اوج گرما و عدهای دیگر هم به خاطر باز گذاشتن در گنجه برکنار شدهاند و بهتر است که در این زمینه دوستان سیاه نمایی نکنند.همه این اتفاقات در شرایطی میافتد که یک عده از رسانههای دلواپس مآب بر این باورند که این برکناریها به خاطر فرار دولت از پاسخگویی است.

منبع تصویر، Vaghaye Etefaghie
بنرهای خیابانی تهران
رضا بابایی در مقاله ای در روزنامه <link type="page"><caption> اطلاعات</caption><url href="http://www.ettelaat.com/etiran/?p=۲۱۴۷۰۱" platform="highweb"/></link> نوشته: در برخی خیابانهای تهران، بنرهایی نصب شده است که بر روی آن نوشتهاند: «در آمریکا از هر ۵ نوزاد، ۲ نوزاد به صورت نامشروع به دنیا میآید.» در بنر دیگری، میخوانیم: «از هر ۱۱۰ شهروند آمریکایی، یک نفر در زندان است.» پشت اینگونه فعالیتهای فرهنگی! به کدام ملاک اخلاقی و دینی گرم است و نیز نمیدانم کدام اخلاق، کدام دین، کدام سیاست، کدام انگیزه فرهنگی اجازه میدهد که از هزاران اتفاقی که در جهان میافتد، بدترین و زشتترین آنها انتخاب و جلو چشم شهروندان گذاشته شود.
به نوشته این مقاله: اما اینکه هر روز چشم ایرانی در خیابانها به آمار بزهکاری در کشورهای دیگر بیفتد، چه کمکی به معنویت یا رفاه مادی او میکند؟ از میان هزاران و میلیونها خبر یا پدیده یا هر چیزی که ایرانیان باید بدانند، دانستن تعداد فرزندان نامشروع در آمریکا، در چه درجهای از اهمیت و اولویت است؟ گیرم که با اینگونه تبلیغات خیابانی بتوان آمریکا را رسوا و نابود کرد؛ پس از آن چه خواهیم کرد؟ یعنی مشکل ما این است که مردم نمیدانند در آمریکا چه میگذرد؟ اگر دانستند که در آمریکا و فرانسه و انگلیس و روس چه فجایعی در جریان است، اختلاس و دزدی و دروغ و ندانمکاری و بیانصافی و قانونگریزی و سیاستبازی در ایران کم میشود؟
مقاله اطلاعات در نهایت به این جا رسیده که: اگر خبر بنرهای ما به گوش مردم آمریکا برسد، نمیگویند: شما برای فرزندان مشروع خود چه کردهاید که حالا برای فرزندان نامشروع ما دل میسوزانید؟ مگر مهمترین فرق ایران با دیگر کشورهای جهان در شمار فرزندان نامشروع و شمار زندانیان است؟ آیا تفاوتهای مهمتری وجود ندارد که دانستن آنها لازمتر است؟ مثلا بهتر نیست درباره تفاوت ایران و کشورهای دیگر در میزان پایبندی مسئولان و شهروندان به قانون، اطلاعرسانی کنیم؟
انواع همه پرسی در جهان

منبع تصویر، IRAN
سوشیانس شجاعی فرد در ستون طنز <link type="page"><caption> شهروند</caption><url href="http://shahrvand-newspaper.ir/news:nomobile/main/۶۸۵۷۵/نان-داغ،-شکلات-داغ!" platform="highweb"/></link> با اشاره به همه پرسی بریتانیا برای خروج از اتحادیه اروپا در صدد این برآمده که دریابد در هر کشوری چه نوع رفراندومی محتمل است و اول از همه درباره سویس نوشته می پرسند: آیا مایلید ماهی ١٠هزار یورو به علاوه یک ماه اقامت در کشتی تفریحی و ٤٥٠٠٠ تومان ایران برایتان در نظر گرفته شود؟ نتیجه: ١٢% بله، ٨٨% خیر یا در جیبوتی: آیا مایلید با ایران رابطه داشته باشیم؟ نتیجه: ٥٠% بله، ٤٩% خیر، یکدرصد رأی اختصاصی عربستان: خیر
به نوشته این طنزنویس در سومالی خواهند پرسید: آیا مایلید... ببخشید کودتا شد... آیا موافقید که.... ببخشید جنگ شد... نتیجه: ٢٠% موافق که توسط ٤٠% مخالف به گروگان گرفته شدند، برای آمرزش روح ٦٠% باقیمانده هم دعا میکنیم! در تگزاس: آیا مایلید از ایالت الکسیس جدا شویم؟ نتیجه: ٨٥% بله، ١٥% خیر، ایرانیها: ١٠٠% خیر! در فرانسه: آیا کافههای محله مونپارنا سهم بیشتری در جنبش روشنفکری داشته یا کافههای مونمارته؟! نتیجه به دلیل اعتصاب کارکنان شهرداری و وزارت کشور اعلام نشده است!
در نهایت ستون طنز شهروند به این جا رسیده که همه پرسی در نروژ برای این است: اجازه میدهید از ٩٠٠میلیارد یورویی که در صندوق توسعه ملی ذخیره و سرمایهگذاری شده و به مدد این مدیریت صحیح روزبهروز زیادتر میشود، چند کرون حقوق مدیران و هیأت عامل را اضافه کنیم؟ نتیجه: ١٠٠% خیر، ٢% بله که بعدا معلوم شد این دو درصد پناهندههای خارجی هستند! در روسیه: تمایل دارید دوران ریاستجمهوری پوتین ٣٠ساله باشد یا مادامالعمر؟ اما در ایران: چون کلمه رفراندوم بیگانه است از آن هیچگونه استفادهای نمیکنیم. ولی به اشکال گوناگون مثلا در قالب مصوبه دولت پاداش تا یکمیلیارد تصویب میکنیم یا آییننامه داخلی مجلس را تغییر میدهیم که مثلا حقوق نمایندهها مادامالعمر شود. نتیجه: مملکت گل و بلبلی که میبینید!











