روزنامههای تهران، تعطیل پر دردسر، آتش سوزی و مرگ سینماگر
- نویسنده, مسعود بهنود
- شغل, روزنامهنگار
روزنامههای اول هفته تهران، شنبه ۱۹ تیر در صفحات اول خود از تعطیلی پر دردسر هزاران خانواده در تعطیلات آخر هفته گزارش ها داده و در عکسهای خود نشان دادهاند که آنان چگونه چندین ساعت سرگردان بوده اند. آتش سوزی در پالایشگاه پتروشیمی و گزارش هایی درباره مرگ عباس کیارستمی فیلمساز برجسته از دیگر تیترهای این روزنامه هاست.

منبع تصویر، Donyaye Eghtesad
دردسر تعطیلات تابستانی
سرهنگ مسلم شيرمحمدي، كارشناس راهنمايي و رانندگي كشور در گفتوگو با <bold><link type="page"><caption> اعتماد</caption><url href="http://www.etemadnewspaper.ir/Default.aspx?NPN_Id=473&PageNO=1" platform="highweb"/></link></bold> در تشريح دلايل بسته شدن مسيرهاي منتهي به شهرهاي شمالي كشور در تعطيلات اخير گفتi: «آغاز تابستان امسال مصادف شده بود با شروع ماه رمضان كه طبيعتا باعث كاهش سفرها ميشود. درحقيقت عيد فطر امسال و مقارن شدن آن با روز جمعه بهترين فرصت براي آغاز سفرهاي تابستاني شد.» وي گفت: ما پيشبيني افزايش تردد در مسيرهاي منتهي به شهرهاي شمالي را داشتيم ولي با اين وجود حجم ترددها به قدري زياد بود كه خارج از تصور ما بود و ما را غافلگير كرد.
وي درپاسخ به اين سوال كه آيا آماري از مقدار تردد خودروها در مسيرهاي منتهي به شهرهاي شمالي در اين سه روز وجود دارد يا خير، گفت: براساس آمار ثبت شده توسط دستگاههاي ركورد گير، تنها در روز پنجشنبه بيش از ١٦٠ هزار تردد در سه مسير فيروزكوه، هراز و چالوس ثبت شده، اين آمار در كل اين مدت به بيش از ٤٠٠ هزار تردد ميرسد، درحالي كه روزانه در اين سه مسير به طور استاندارد، حداكثر صدهزار خودرو ميتوانند تردد داشته باشند، به بياني در روز پنجشنبه بيش از ٦٠ درصد بيشتر از ظرفيت جاده وارد مسير شده بودند.
شيرمحمدي، در ادامه به عنوان راهكاري براي حل مشكل دايمي تردد در جادههاي شمالي كشور گفت: در درجه اول بايد فكري براي جادههاي ياد شده كرد، چرا كه اصولا اين جادهها كشش اين همه تردد را ندارند. ثانيا بايد در زمان بروز چنين مواردي، به سرعت به مردم اطلاعرساني كرد تا بتوانند تصميمگيري درستي داشته باشند و بالاخره اينكه اگر تعطيلات كشورمان به جمعه و شنبهها تغيير كند، مردم فرصت بيشتري براي مسافرت خواهند داشت و ديگر با هر تعطيلاتي براي مسافرت، به جادهها هجوم نميآورند.
محمد بهشتی در مقاله ای در <italic><bold><link type="page"><caption> اعتماد</caption><url href="http://www.etemadnewspaper.ir/Default.aspx?NPN_Id=473&pageno=1" platform="highweb"/></link></bold></italic> به موضوعی پرداخته که گزارش و عکس آن در تمام روزنامه های امروز آمده و آن هم تعطیلات تابستانی است که به مناسبت تعطیلات سه روزه عید فطر و آخر هفته تمام جاده های منتهای به شمال کشور را از نفس انداخته و ساعت های متمادی هزاران اتومبیل و مسافر را در راه نگاهداشت
این فعال فرهنگی در مقاله خود با اشاره به گذشته های دور که سفرهای تابستانی چنین در دسترس نبوده نوشته: زماني براي همه، امكان استفاده از اتومبيل در يكي دو دهه اخير وجود نداشت، اما الان همه ميخواهند اين سفر عشرتي و تفريحي را حتما انجام دهند. الان مساله فقط اين نيست كه جادهها گنجايش ندارند، خود اين مناطق هم ظرفيت اين جمعيت را ندارند. ورود اين جمعيت گسترده در اين مناطق در چند روز تعطيلي، باعث ميشود خود اهالي حتي به نان هم دسترسي پيدا نكنند. مكانهاي اقامتي پر ميشوند، بقيه جمعيت هم در پاركها، كنار پيادهروها و خيابانها جا ميگيرند.
نویسنده مقاله اعتماد تاکید کرده: خيلي جاها هست كه به فاصله كوتاهي ميشود از شهرهاي محل زندگي مردم، به آنجا رفت و از جذابيت گردشگري خوبي هم برخوردارند كه كمتر از گيلان و مازندران نيستند، اما اگر تفاوت ماهوي نكند، فرقي بين كيفيت سفر به شهرهاي شمالي و شهرهاي ديگر نخواهد بود. همان انگيزهاي كه براي سفر به گيلان و مازندران اتفاق ميافتد، همان هم نصيب شهرهاي ديگر ميشود. در واقع ما شاهد شخمخوردن طبيعت و مناسبات فرهنگي و اجتماعي مردم ميشويم.

منبع تصویر، Iran
انفجار در گرمای ۴۹ درجه
پویان خوشحال در گزارش <bold><link type="page"><caption> ابتکار</caption><url href="http://www.ebtekarnews.com/?newsid=47956" platform="highweb"/></link></bold> نوشته: عصر روز چهارشنبه، در گرمای ۴۹ درجه هوا خبری مبنی بر آتش سوزی در «مجتمع پتروشیمی بوعلی سینا» منتشر شد. خبری که به دلیل عدم اطلاع رسانی مناسب توسط مسوولان امر، رنگی از شایعات را به خود گرفت. با گذشت بیش از ۵۰ ساعت از حادثه نگرانی هایی را نیز در ارتباط با وضعیت شهر به وجود آورده است. به گفته مسوولان این آتش سوزی تا روز شنبه به طور کامل مهار خواهد شد.
به نوشته این روزنامه: شایعات در همان ساعتهای اولیه در شبکههای مجازی دست به دست شد؛ مهر در اولین خبر مربوط به آتش سوزی نوشته بود: «هنوز جزئیاتی از میزان تلفات مالی و جانی و همچنین شدت آتش سوزی منتشر نشده است هر چند برخی منابع محلی از وجود تلفات جانی در این حادثه خبر داده اند.» منصور قمر، فرماندار ماهشهر در اولین اظهارنظر خود گفته بود:«آتش سوزی در پتروشیمی بوعلی بندرامام خمینی وسیع بوده و اگر مهار نشود امکان سرایت آن به سایر واحدها وجود دارد.» در این بین انتشار عکس هایی ازمحیط پتروشیمی بوعلی و نشان دادن عمق فاجعه هرلحظه به شایعات دامن زد، در کنار آن تخلیه مجتمع ها و شرکت های اطراف مجتمع پتروشیمی بوعلی نیز به حدی رسید که رسانهها نوشتند اگر بندر ماهشهر تخلیه نشود در آتش خواهد سوخت.
در منطقهای که آتشسوزی صورت گرفته دهها کارخانه پتروشیمی با ارزش میلیارد دلاری وجود دارد، حادثه ای که بروز آن عدم خدمات ایمنی و آتش نشانی در منطقه را بارز کرد. گفتنی است در منطقه ماهشهر حتی یک بالگرد امداد و نجات نیز وجود نداشت. به نماینده مردم ماهشهر که در محل حادثه حاضر شده بود: «کمبود امکانات قابل قبول نیست و به طور قطع در حوادث این چنینی پیامدهای سنگین و ناگواری به همراه خواهد داشت.»
شاید به دلیل همین کمبود امکانات بود که آتش درعین اینکه به گفته ابراهیم غلامشاهی، مسئول روابط عمومی شرکت پتروشیمی بوعلیسینا در ساعت ۱۰ شب چهارشنبه به طور کامل مهار شده بود، این بار در مخزن ۲۰۰۱ پتروشیمی بوعلی جانی دوباره گرفت.
فیشهای مسالهساز
روزنامه های اصولگرا و مخالف دولت به بهانه آخرین گفته های آیت الله خامنه ای همچنان هر روز بر حملات دولت می افزایند و بدون توجه به توضیحات دولت درباره پرداخت های کلان به مدیران که بیشتر بر اساس قوانینی صورت گرفته که از سال ها پیش تصویب و اعمال شده اند، این روزنامه امروز هم مدیران دولتی را متهم به اهمال در اجرای فرامین رهبرمی کنند.
حمید متقی در سرمقاله <italic><bold><link type="page"><caption> فرهیختگان</caption><url href="http://farheekhtegan.ir/?nid=1986&pid=1&type=0" platform="highweb"/></link></bold></italic> به عنوان دلیل نوشته: دوشنبهشب در حالی که روزنامه¬های ایران با نهایی کردن صفحات فردا، خود را برای تعطیلات سهروزه عید فطر و پایان هفته آماده می¬کردند، این فرمان مهم پژواک مناسبی در روزنامههای کشور نیافت و فردای آن روز تنها تعداد اندکی از جراید توانستند متن آن را منتشر کنند. فرمانی که میتوانست در کنار تحلیلها، گزارشها، گفتوگوهـــای متعـــدد و تاثیرگذار رسانههای میانهرو، اصلاحطلب و مستقل تا حدود زیادی ابتکار عمل رسانهای را از منتقدان دولت بگیرد، عملا به تکحملهای بیپشتوانه بدل شد.
نویسنده مقاله پرسیده: چرا باید این نامه مهم حدود دو ساعت مانده به بامداد سهشنبه روی خروجی خبرگزاریها قرار بگیرد؟ و نوشته: در نتیجه در صورت برخورد با چنین رویدادهایی در بهترین حالت تنها میتوانند به پوشش صرف اینگونه اخبار همت بگمارند و از وظیفه اصلی خود که پردازش و ارائه تحلیل به مخاطبان است، باز بمانند. در اینباره حرف بسیار است و مجال ما اندک. با این حال اگر بخواهیم این ماجرا را آسیبشناسی کنیم، بدونشک عنوان متهم ردیف اول به بخش رسانهای دولت یازدهم خواهد رسید.
احمد غلامی در سرمقاله <italic><bold><link type="page"><caption> شرق</caption><url href="http://sharghdaily.ir/News/97260/پوپولیسم-ایرانی" platform="highweb"/></link></bold></italic> نوشته: مخالفان دولت روحانی، بیش از آنکه تصمیم داشته باشند ماشین دولت را از کار بیندازند و ناكارآمدي آن را به رخ بكشند، تلاششان بر این است تا چهره شخص رئیسجمهور را نزد افکار عمومی مخدوش کنند. اگر خصیصه رئیس دولت اصلاحات، صداقتی توأمان با صمیمیت بود و همین مشخصه محبوبش میکرد، روحانی بهواسطه حضور در نهادهای رسمی قدرت از جمله شورایعالی امنیت ملی، مجمع تشخیص مصلحت نظام و خبرگان رهبری از شخصيتي مهم و مؤثر در افكار عمومي برخوردار است و در عين حال در ساختار نظام مهم است و مؤثر.
به نظر سردبیر این روزنامه: از دل مذاکرات هستهای دو چهره سیاسی بارز؛ محمدجواد ظریف و حسن روحانی متولد شدند که با خاطره جمعی مردم پیوند خوردند. اين سنخ شخصیتهای سیاسی که از دل حوادث ملی قامتمند میشوند، بهراحتی قامتشان نمیشکند. اما از سوی دیگر مخالفانشان را متحد و مصمم میکنند. اینک جریان اصلاحات در کنار چهرههای شاخص غیررسمی دو چهره مؤثر دیگر نیز دارد که در انتخاباتهای سرنوشتساز با سرمایه اعتماد مردمی میتوانند کارساز باشند.
شرق در نهایت نوشته: مخالفان، نخست قلمروهایي را تخریب و بعد قلمروزدایی میکنند و به دنبالش قلمرو تازهای میسازند اما عمده کارشان کدگذاری این شیوههای تخریب است. آنها با کُدِ «فیشهای نجومی» آغازيدند و در قلمرو دیگر با در کنار هم قراردادن نام اسفندیار رحیممشایی و حسین فریدون قدم تازهای برای کدگذاری برداشتند. با علم به اینکه هر دوِ این قلمروها، قلمروهای آلوده دولت سابقاند که مورد حمایت صددرصدی آنها بوده است، اما «پوپولیسم ایرانی» بیش از آنکه به معنای واقعی «پوپولیسم» باشد و درصدد آن باشد تا از مطالبات مردم و استیفای حقوق آنها حمایت کند، بیشتر هدفش سرمایهگذاری بر فراموشی مردمِ درگیر با مسائل روزمره و سوءاستفاده سیاسی از نسيان آنهاست.
غلط زیادی
در ستون طنز <italic><bold><link type="page"><caption> سیاست روز</caption><url href="http://www.siasatrooz.ir/vdccmiqo.2bqeo8laa2.html" platform="highweb"/></link></bold></italic> از قول علی لاریجانی نقل شده: تقريبا در شركتها، هلدينگ، بانكها و چند وزارتخانه كه با توجه به شرايط خاص شان حقوق نامتعارف داشتند، تخلفهايي صورت گرفته است كه باعث شد يكسري از كاركنان ... كنند.
طنزنویس خواسته است که خوانندگان نقطه چین را یکی از این نمونه ها پر کنند: الف) لگدپرانی. ب) تشویش اذهان عمومی. ج) غلط زیادی. د) احساس تبعیض
مرگی پر گفتگو

منبع تصویر، Fahikhtegan
<italic><bold><link type="page"><caption> ایران</caption><url href="http://www.iran-newspaper.com/?nid=6255&pid=24&type=0" platform="highweb"/></link></bold></italic> روزنامه دولت در تیتر بزرگ خود از قول سازمان نظام پزشکی نوشته پرونده پزشکی کیارستمی بررسی ویژه می شود و در گزارش خود آورده: اوایل فروردین ماه امسال بود که خبر بستری شدن عباس کیارستمی کارگردان برجسته سینما روی خروجی برخی از رسانهها قرار گرفت که حاکی از وخامت اوضاع عمومی او بود. برخی از رسانهها از ابتلای او به سرطان خبر میدادند در نهایت وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی 13 فروردین به عیادت این کارگردان رفت و اعلام کرد که کیارستمی به دلیل مشکلات گوارشی در بیمارستان بستری شده و تحت عمل جراحی «پولیپ روده» قرار گرفته و روند درمانی اش را سپری میکند.
وزیر بهداشت قصور جراحان را به نوعی رد کرده و گفته بود به وجود آمدن عفونت، ارتباطی به جراحان نداشته است و بعد از انجام جراحی بیمار دچار التهاب کیسه صفرا شده بود. البته چنین چیزی گاهی اوقات پیش میآید و ممکن است هیچ ربطی هم به جراحی نداشته باشد. اما تنها پس از یک هفته از ملاقات وزیر بهداشت، علی جنتی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در مراسمی حرفهای جنجالی زد و اعلام کرد که اگر وزیر بهداشت نبود، همان شب کیارستمی تمام میکرد.
گزارشهای رسمی تیم درمانی عباس کیارستمی نشان میداد وی تحت جراحیهای متعددی قرار گرفته و عفونت بعد از عمل نیز تا حدود زیادی برطرف شده است و به دلیل التهاب زیاد، کیسه صفرای وی نیز برداشته شده است. به گفته تیم پزشکی، نخستین عمل جراحی کیارستمی، درمانی بوده است. دومین عمل به دلیل خونریزی داخلی صورت گرفت و سومین عمل برای برداشتن کیسه صفرا و آخرین عمل به دلیل عفونت پیشرفته بوده است.
<italic><bold><link type="page"><caption> شهروند</caption><url href="http://shahrvand-newspaper.ir/news:nomobile/main/68658/معمای-مرگ-کارگردان-نامدار-ایرانی" platform="highweb"/></link></bold></italic> در گزارشی پیرامون پرونده پزشکی کیارستمی نوشته با وجود اینکه واکنشهای اجتماعی به درگذشت کیارستمی فراگیر بوده و خبر احتمال قصور پزشکی در این زمینه در رسانههای جهان بازتاب گستردهای داشته، وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی هنوز نسبت به این خبرها واکنشی نشان نداده است. از میان مقامات دولتی، حجتالله ایوبی معاون وزیر ارشاد، در گردهمایی سینماگران به مناسبت درگذشت این کارگردان در موزه سینما در تهران گفته است: «اگر قصوری در پرونده پزشکی عباس کیارستمی رخ داده باشد، وزارت بهداشت خود به این موضوع رسیدگی میکند و نیازی نیست ما در ارشاد پرونده را پیگیری کنیم.»
به گزارش این روزنامه: معاون درمان دانشگاه علوم پزشکی ایران که درچند ماه اخیر از نزدیک درجریان اقدامات درمانی انجام شده، برای کیارستمی بوده هم در مصاحبهای گفته است که وزیر بهداشت با سفر کیارستمی به فرانسه موافق نبوده است. او البته دلیل اصلی جراحی کیارستمی را برخلاف آنچه خانوادهاش گفتهاند، پیشگیری از پیشروی سرطان اعلام کرد و گفت که فروردین امسال با وخامت حال کیارستمی، وزیر بهداشت شخصا روند درمان او را پیگیری میکرد.
کیارستمی که بود؟
صادق خرازی سفیر پیشین ایران در فرانسه در یادداشتی در <italic><bold><link type="page"><caption> وقایع اتفاقیه</caption><url href="http://www.vaghayedaily.ir/fa/News/5438/مردی-که-هیچ-افتخاری-را-با-ایرانی-بودنش-معاوضه-نکرد" platform="highweb"/></link></bold></italic> از کیارستمی به عنوان دوست عزیزم یاد کرده و نوشته کیارستمی خود بهتنهایی با همان چمدان کوچکش، سالهاست که سفیر فرهنگی ایران است؛ آنکه نام ایران را در جشنوارههای جهانی از توکیو تا کن و نیویورک پرفروغ کرده و غمزه هنرش، مسئلهآموز صد مدرس شده؛ از تبار فرهیختگانی که دل از ریشه نکنده و هر کجا رفته، بارقهای از مهر وطن را با خود برده.
چه افتخاری از این بالاتر که سالهاست نام ایران در مجامع بزرگ سینمایی با عباس کیارستمی بلندآوازه شده است و چه شادمانی از این افزونتر که سینمای ایران شایستگانی چون اصغر فرهادی را نیز دارد که جهانی به ستایش «جدایی»اش نشست و با همان «جدایی» راه وصل قلوب مردمان پیش گرفت؟
مدیر روزنامه وقایع اتفاقیه در این یادداشت تاکید کرده: همه آنان که او را میشناسند، به وطنپرستیاش شهادت میدهند؛ به او که هیچ افتخاری را با ایرانیبودنش معاوضه نکرد، به او که هرجا میرود، دلش برای برگشتن به تهران پر میزند. حالا چگونه میتوانند در باور و ارادت او به دفاع مقدس که حماسه ماندگار تاریخ معاصر ایران است، تردید روا دارند؟
احمد مسجد جامعی وزیر پیشین ارشاد هم در مقاله ای در <italic><bold><link type="page"><caption> شرق</caption><url href="http://sharghdaily.ir/News/97283/عینک-تیره،--نگاه-روشن" platform="highweb"/></link></bold></italic> نوشته: آثار او با جریان زندگی روزمره در هنر و اندیشه و ادبیات آمیخته بود. از این رو وجه دیگر کار او شرکت در نمایشگاهها و نشستهای دیگر هنرمندان بود. این نیز خصوصیت و تواضعی است که در بسیاری از بزرگان کمتر دیدهایم.
به نوشته این عضو شورای شهر تهران: اطلاعات دستاولی از تحولات هنر و ادب در عرصههای مختلف داشت و همین به همهجانبهبودن نگاه او کمک میکرد. خلاصه آنکه کیارستمی کسی بود که در عین آنکه در اوج کرسی افتخار بود، برجعاجنشین نشد. در دنیای کیارستمی شور زندگی و عشق به زیبایی موج میزد. ابزارها و سوژههایش عوض میشد اما احترام به انسان و زندگی انسانی برای او اصل بود. خود او هم چنین منشی داشت. کم و گزیده سخن میگفت، حتی در جمعهای خصوصی، از مجادله و خشونت کلامی پرهیز داشت اما به جای زبانش، زندگی و هنرش سخن میگفتند. از این روست که با همان لطافت روح ایرانی اثری از خشونت در او و آثار او نمیتوان دید.
هرچند گروهی عینک سیاه کیارستمی را مانع از آن میدانستند که سمت نگاهش معلوم شود، اما میتوان گفت او زیر آن عینک تیره بهتر میتوانست سمت و سوی نگاههای متفاوت دیگران را کشف کند و رازهای ناگشوده ذهن آدمی را فراروی آنها بگذارد.
گنجی نهفته در دل خاک
روزنامه های مستقل و میانه رو نظر ده ها تن از اهل فرهنگ را درباره عباس کیارستمی منعکس کرده اند و در اخبار خود نوشته اند تن این کارگردان برجسته امروز از پاریس به تهران می رسد و هنرمندان وی را تا آرامگاهش بدرقه خواهند کرد.
تینا پاکروان کارگردان سینما در <italic><bold><link type="page"><caption> شرق</caption><url href="http://sharghdaily.ir/News/97253/ايران-و--جهان--در--شوك-مرگ-كيارستمي" platform="highweb"/></link></bold></italic> نوشته: برای کسی که چون دیگران نزیست، چون دیگران خود را درگیر نان شب نکرد؛ برای کسی که هنرش از جنس خود بود، کپی از هنر کسی نبود، برای کسی که اصل اصل بود؛ جهان را از دریچه چشم خود میدید و با دوربین خود ثبت میکرد؛ شعر حافظ و سعدی را حتی از زاویه نگاه خود میخواند و آن چشم برایش حرمت داشت. پنهانش میکرد پشت یک عینک دودی تا راحت ببیند بیآنکه متهم شود به دیگرگونه دیدن.
به نوشته این کارگردان سینما برای کسی که از رئیسجمهور کشور خود و کشور فرانسه تا وزیر و فیلسوف و نویسنده و روزنامهنگار و هنرپیشه و فیلمساز وطنی و فرنگی و هرکس که سرش بر تن وزنی دارد؛ بودنش را ارج مینهاد و نبودش را غمگین است، برای کسی که خوانش خود را داشت از جهان و به زیستن بیش از مرگ بها میداد؛ جز به حرمت بودنش و به اندوه رفتنش تمامقدایستادن کاری نمیتوانم بکنم....
محمد متوسلانی به نوشته <italic><bold><link type="page"><caption> شهروند</caption><url href="http://www.iran-newspaper.com/?nid=6255&pid=24&type=0" platform="highweb"/></link></bold></italic> کیارستمی را سینماگری خوانده که هیچ نوع تظاهر روشنفکری نداشت، در صورتیکه فیلمهایش در صدر فیلمهای روشنفکری جهان قرار داشت و هرچه بود خودش و افکار خودش بود که آنها را ساده میساخت و مینوشت. زندگی را پیچیده نمیدید و به همین دلیل ساده زیست و ساده هم از این دنیا رفت. خیلی سخت است باور اینکه ما سینمایی داشته باشیم بدون کیارستمی.
فاطمه معتمدآریا نوشته: خیلی زود بود که این فاجعه رخ دهد، خیلی زود. تعریف کیارستمی خود کیارستمی است و معنایش در نامش مستتر و نهفته است و چیز دیگری نمیتوان گفت. خسرو سینایی کیارستمی را گنجی خوانده و گنج را زیر خاک پنهان میکنند.
علي رفيعي در <italic><bold><link type="page"><caption> اعتماد</caption><url href="http://www.etemadnewspaper.ir/Default.aspx?NPN_Id=473&PageNO=8#" platform="highweb"/></link></bold></italic> نوشته:عباس كيارستمي جهاني شد، چون هرگز به جهاني بودن و جهاني شدن فكر نكرد. به كارش فكر كرد. نه حتا به نتيجه كارش. براي كيارستمي ساختن فيلم، همان روند ساختن فيلم بود. نه حتا آنچه روي پرده ميافتاد يا بازتابي كه در داخل يا خارج از كشور داشت.
به نوشته این کارگردان: او آنقدر به كار عشق ميورزيد و آنقدر به كار فكر ميكرد كه در آن غرقه بود. اما با وجود تمام مشكلاتي كه در طول سالها پيش پايش گذاشته شد تا توانست و تا قدرتش را داشت كارش را كرد. عباس فقط يك فيلمساز نبود، يك فيلسوف بود، يك شاعر بود. به اين زوديها مثل او نخواهيم داشت. اميدوارم نسلهاي بعدي كيارستميهاي آيندهاي داشته باشند. اما در زماني كه من براي خود متصور هستم، كيارستمي دومي به اين زوديها نخواهيم داشت.
لی لی گلستان در <italic><bold><link type="page"><caption> اعتماد</caption><url href="http://www.etemadnewspaper.ir/Default.aspx?NPN_Id=473&PageNO=8#" platform="highweb"/></link></bold></italic> نوشته: داري فكر ميكني كه دوستت ديگر نفس نميكشد و در تمام اين مدت كه بلبل و طوطيان سر و صدا ميكردهاند، او در سردخانهاي در غربت آرام گرفته است.آرام؟ نه. او هرگز آرام و قرار نداشت، هميشه پر بود از اضطراب و تشويش. هميشه نگران بود. در مهمانيها هميشه سر صندلي مينشست و تكيه نميداد. در تمام طول مهماني كليد ماشينش را در دست ميچرخاند و مدام ساعتش را نگاه ميكرد. يك بار كليد و ساعتش را گرفتم و گذاشتم در گنجه. با بهت نگاهم كرد و زد به خنده و گفت واقعا دست خودم نيست.
لوريس چكناواريان موسیقیدان <bold><link type="page"><caption> نوشته</caption><url href="http://www.etemadnewspaper.ir/Default.aspx?NPN_Id=473&PageNO=9#" platform="highweb"/></link></bold>: يك بار از من خواست براي يكي از فيلمهايش موسيقي بنويسم. فيلم را كه ديدم گفتم اين فيلم نيازي به موسيقي ندارد. آنقدر شاعرانه و زيباست كه خودش موسيقي است. به گفته خودش آن موقع ناراحت شده بود، چون فكر كرده بود من نميخواهم برايش موسيقي بنويسم و باز هم به گفته خودش بعدتر متوجه حرفم شد. اين موضوع را خود ايشان يكبار در يك مهماني گفتند. البته بقيه آثارش هم تقريبا بدون موسيقي يا شايد هم بدون تاكيدي خاص بر موسيقي هستند.
فرخ امیرفریار در <italic><bold><link type="page"><caption> شرق</caption><url href="http://sharghdaily.ir/News/97284/سلوک-اجتماعی-کیارستمی" platform="highweb"/></link></bold></italic> اظهار نظر کرده که جایگاهی که کیارستمی به آن رسیده بود بهآسانی میتوانست هر کسی را از خودبیخود و تبدیل به دانای کل سازد که درباره هر موضوعی اظهارنظر کند و در هر معرکهای وارد شود. بارزترین جلوه مواجهه او با مسائل غیرحرفهای را میتوان در برخوردش با رویدادهای سیاسی گوناگون ایران در دو دهه گذشته دید. ولی هیچگاه دچار هیجانات و احساساتی که بسیاری از روشنفکران و هنرمندان به آنها دچار شدند، نشد.
به نوشته این منقد و کتابشناس: کیارستمی ناگاه کسی نشده بود و حلاوت آثارش حاصل صبر و استقامت بود, وقتی به موفقیتهای بزرگ در پهنه جهان رسید، تجربه چند دهه کار و کوشش صبورانه و پیگیرانه را داشت و این ویژگی در ثبات شخصیت او مؤثر بود.
استفن هاوکینگ و کیارستمی
پوریا عالمی طنز تلخی دارد که در آن رسیدگی به استفن هاوکینگ را مقایسه کرده با بعضی جاها که تا آدم را توی ویلچر یا تابوت نگذارند خیالشان راحت نمی شود و بعد نوشته: ما یک عباس کیارستمی داشتیم. عباس کیارستمی متأسفانه مثل سههزار میلیارد نیست که فقدانش را تاب بیاوریم. یا مثل دکل نفتی نیست که غیب شود و ککمان هم نگزد.
به <italic><bold><link type="page"><caption> نوشته</caption><url href="http://sharghdaily.ir/News/97282/استیفن-هاوکینگ-و-عباس-کیارستمی" platform="highweb"/></link></bold></italic> این طنزنویس: هی میگویند خطای پزشکی. توی فوتبال یکی خطا کند از بازی محرومش میکنند. توی پزشکی منتها یکی، یکی را مرحوم کند میگویند ببخشید پیش اومد. بعد یکی مثل استیفن هاوکینگ، هیچجاش کار نمیکند اما کلی کار میتواند بکند. بعد ما یک سرما بخوریم، باید قبلش از خانواده حلالیت بطلبیم. حرف هم بزنیم میگویند عمر دست خداست. اساتید هم عجله دارند عمر ما زودتر برسد دست صاحبش. هی بگو طعم گیلاس... عزیزم، اینها چشمشان آلبالو گیلاس میچیند بگو آن قلب است و کار داشته که از کار انداختیدش، سنگ نبوده که کاری نداشته باشد.

منبع تصویر، Shahrvand











