روزنامه های تهران؛ از نشست مجاهدین و خبر مرگ رجوی تا بدرقه کیارستمی

    • نویسنده, مسعود بهنود
    • شغل, روزنامه‌نگار

روزنامه های امروز صبح، دوشنبه ۳۱ تیر در صفحات اول خود با چاپ عکس هایی از مراسم تشییع جنازه عباس کیارستمی از خداحافظی باشکوه مردم با فیلمساز بزرگ خبر داده و در عین حال در مقالات خود حضور یک مقام سعودی در اجلاس گروه مجاهدین خلق در پاریس و اشاره وی به درگذشت مسعود رجوی را با اهمیت دیده و به آن پرداخته و به همین مناسبت به شدت به این سازمان مسلح مخالف جمهوری اسلامی و حکومت پادشاهی سعودی تاخته اند.

عکس رضا عزیزی، وقایع اتفاقیه

منبع تصویر، Vaghay Etefaghie

توضیح تصویر، عکس رضا عزیزی، وقایع اتفاقیه

بدرقه تا خانه دوست

فرشید غضنفرپور در گزارش یک تشیع در <link type="page"><caption> شهروند</caption><url href="http://shahrvand-newspaper.ir/news:nomobile/main/68877/گزارش-یک-مراسم-تشییع" platform="highweb"/></link> به عنوان یک روزنامه نگار نوشته: عادت کرده بودیم برود جوایز بزرگ بگیرد و برگردد. بیاید همین جا کلاس‌هایش را توی تهران و شهرستان برگزار کند، کاری به کارکسی نداشته باشد، حتی روزنامه‌نگارها زیاد سراغش نروند و برای انتخابات هم می‌دانستیم طرف کسی را نمی‌گیرد. در واقع ما چندان هم کاری به کار او نداشتیم.

به نوشته این گزارش: با این حال عجیب این‌که تحسین‌شده‌ترین ایرانی بود که تاکنون روی این کره خاکی قدم گذاشته است، جملاتی در وصفش گفته شده که در وصف محبوب‌ترین سیاستمداران و شاعران و ورزشکاران‌مان گفته نشده است. کیارستمی همیشه من را یاد کورش هخامنشی می‌انداخت، پادشاهی که تا خارجی‌ها کشف نکرده بودند، او را نمی‌شناختیم. خطوط میخی را که خواندند، تازه فهمیدیم بنایی که صدها‌ سال به آن قبر مادر سلیمان نبی می‌گفتیم، آرامگاه موسس کشور ایران است!

گزارش شهروند به این جا رسیده که: خط میخی کیارستمی را نخستین‌بار در جشنواره کن خواندند. طعم گیلاس فیلمی سراسر در ستایش زندگی اما در ایران با عنوان سینمای مروج خودکشی چندان مورد استقبال قرار نگرفت.

<link type="page"><caption> شرق</caption><url href="http://sharghdaily.ir/News/97477/حاشیه%E2%80%8Cهای-بدرقه-بزرگ-کیارستمی-" platform="highweb"/></link> در گزارشی از حاشیه های بدرقه بزرگ کیارستمی نوشته: این‌بار همه‌چیز متفاوت پیش رفت. انگار واقعا دعوت‌هایی که از مردم شده بود تأثیر داشت. انگار واقعا همه آمده بودند تا روز ٢٠ تیر را در خاطره‌ها ماندگار کنند تا بعدا همه به یاد بیاورند که او را در شکوه بدرقه کردند. مانند همان پوستر اولین استقبال، آخرین بدرقه. فراخوانی که پسرانش برای بدرقه کیارستمی داده بودند افاقه کرد و یکی از پرجمعیت‌ترین تشییع جنازه‌های هنرمندان ایرانی با بالاترین کیفیت برگزار شد. انگار نه کسی آمده بود که فخر بفروشد و نه کسی به‌دنبال خریدن ناز هنرمندان برای عکس یادگاری بود. همه به‌نوعی خود را صاحب‌عزا می‌دانستند و سیاه‌پوش این مرگ.

به نوشته این گزارش: وداع‌کنندگان با کیارستمی این‌بار به مکان تازه‌ای برای بدرقه آمده بودند- ساختمانی که ایده اولین فیلم‌های کیارستمی در آن شکل گرفته بود، اکنون برای آخرین دیدار مردم با او، رنگ سیاه پوشیده بود و حتی از چشم پرنده آرم کانون پرورش فکری هم اشک می‌بارید. از فهرست بلندبالای هنرمندان و بازیگران حاضر در مراسم که بگذریم- و بگذریم از اینکه بسیاری از چهره‌های غایب اکثر مراسم‌ها، این‌بار حاضر شده بودند در گرمای بی‌سابقه تیرماهی، که حتی زیر آفتاب بایستند- آنچه عجیب بود، خیل جمعیتی بود که دوباره یک رکورد تازه را به ثبت رساندند، این‌بار نه اما برای خواننده‌ای نام‌آشنا و اکثریت‌گرا، بلکه برای مردی که اگرچه هنرش مردمی بود اما شخصیتی آشنا برای همه جامعه نداشت.

گزارش شرق تاکید کرده: از جالب‌ترین شعارهای روی پوسترها، «کیارستمی رفت/ شجریان هست» بود. با این‌ همه شاید هنرمندان و چهره‌های مسن‌تر مجلس که از دوستان نزدیک کیارستمی هم بودند، تلخی مرگ او را بیشتر احساس کرده بودند؛ دست‌هایشان می‌لرزید، در میان سخنان خود، چند بار سررشته حرف را گم کردند.

کارتون هادی حیدری، شهروند

منبع تصویر، Shahrvand

توضیح تصویر، کارتون هادی حیدری، شهروند

تسلیت به اجبار

نادر کریمی جونی در سرمقاله <link type="page"><caption> جهان صنعت</caption><url href="http://www.jahanesanat.ir/57908-رفتار-حکومتی-و-درگذشت-کیارستمی.html" platform="highweb"/></link> از عباس کیارستمی کارگردان درگذشته سینمای ایران به عنوان فردی یاد کرده که هرگز به تملق گویی رغبتی نشان نداد و نوشته: از همین بابت است که قدرتمندان هیچ‌گاه روی خوشی به او نشان ندادند. روشن است که این فیلمساز بزرگ به هیچ صورت و در هیچ زمان توجه و مهربانی را از دولت‌ها طلب نکرد. او موفقیت و پیشرفتش را در گرو اقبال و توجه مردم می‌دانست، به همین جهت فیلم‌های او اگرچه با استقبال مصرف‌کنندگان نهایی قرار می‌گرفت اما کمتر به مذاق‌ دولت‌ها خوش می‌آمد.

به نظر این مقاله: از همین رو است که به گفته خود کیارستمی، وی در چند سال اخیر نتوانست در ایران فیلم بسازد و مجبور شد حرفه فیلمسازی را در خارج از کشور دنبال کند. دو هفته پیش حسن روحانی در جمع هنرمندان تصریح کرده بود که نباید از تنگ‌نظری‌ها ترسید و باید بر ادامه راه و تداوم تلاش‌های هنری اصرار ورزید‌ اما دولتی که رییس آن چنین توصیه می‌کند، در قبال مرگ عباس کیارستمی واکنش سردی داشت؛ نه فقط علاقه‌ای به صدور پیام رسمی نشان داده نشده بلکه واکنش‌ها با تاخیر و گاهی با بی‌میلی نشان داده می‌شد، رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام‌ هم سه روز پس از درگذشت کیارستمی پیام داد و این پیام آنقدر کوتاه بود که گویی از سر اجبار نوشته شده است.

جهان صنعت در نهایت نوشته: بی‌توجهی صداوسیما به رویداد و درگذشت این فیلمساز بزرگ آنقدر پرانتقاد بود که دیروز شبکه خبر مجبور شد زمان بیشتری را به مراسم خاکسپاری و گرامیداشت این هنرمند پرآوازه اختصاص دهد. البته این بی‌توجهی تعجب‌برانگیز نیست، دولت‌های گذشته هم از موفقیت‌های ملی افراد مستقل خوشحال نشدند و از رویدادهای تلخی که برای آنان رخ می‌دهد، غمگین نبودند.

ولی درویشی هم در ستون طنز <link type="page"><caption> مردم سالاری</caption><url href="http://mardomsalari.com/Template1/Article.aspx?AID=38548" platform="highweb"/></link> خبر داده در پی درگذشت عباس کیارستمی، آیت‌الله هاشمی رفسنجانی پیام تسلیتی صادر کرد و به دنبال آن نوشته: با این پیام که بیانگر شأن و جایگاه عباس کیارستمی نزد آیت‌الله هاشمی ‌است، آدم یاد خاطره مرحوم کیارستمی می‌افتد که بعد از دریافت نخل طلای جشنواره کن مورد استقبال! نیروهای خودسر قرار گرفته بود و با خروج از در پشتی فرودگاه از دست آنان جان سالم به در برده بود.

جمله دیگری که در این ستون نقل شده از رضا عطاران هنرپیشه پرکارست که در گفت‌وگو با یک پایگاه خبری گفته است که صدای شجریان از فیلم دراکولا حذف شده است و بعضی از پایگاه‌های خبری فرصت را برای کژتابی مناسب دیده‌اند و اضافه کرده‌اند، پس از حذف ربنای شجریان از صداو‌سیما، ای ایران از سینما حذف شده است.

نکته گیر مردم سالاری بر این خبر افزوده: از کسانی که به هوای حذف استاد شجریان از اذهان روزه داران اقدام به حذف ربنا از سفره های افطار مردم کردند، بعید نیست که حذف ای ایران را هم به همین امیدِ عبث، کلید بزنند.

تیتر و کارتون حسین صافی، شرق

منبع تصویر، Sharq

توضیح تصویر، تیتر و کارتون حسین صافی، شرق

مجاهدین و میهمانی پاریس

<link type="page"><caption> شرق</caption><url href="http://sharghdaily.ir/News/97481/آگهی-مرگيك-مرده" platform="highweb"/></link> در گزارشی با عنوان «آگهی مرگ یک مرده» نوشته: زنده یا مرده‌اش ٦٨‌ساله است، سرکرده منافقین همراه اعضای گروهک و اندیشه‌شان سال‌هاست مرده‌اند، مسعود رجوی ٣٧ سال پیش، همان زمانی که وارد سالن بزرگ دانشگاه صنعتی شریف می‌شد تا جهان را برای شنوندگانش «تبیین» کند، همان زمان که با پوشه‌ای زیر بغل و در میان صدای تشویق حاضران و فریاد‌های زنده‌باد روی صندلی سخنران می‌نشست، مرده بود.

به نوشته این روزنامه: ٣٠ خرداد ٦٠ با اعلام جنگ مسلحانه علیه جمهوری اسلامی و آغاز ترور مسئولان کشور و مردم بی‌گناه، آخرین میخ را به تابوت خود کوبید و چند ماه بعد از ایران فرار كرد و به فرانسه رفت. چند سال بعد با اخراج از فرانسه همراه تعدادی از اعضای گروهکش در ١٧ خرداد ١٣٦٥ وارد بغداد شد؛ بعد از استقرار در عراق و کسب حمایت همه‌جانبه از سوی صدام، رسما دوشادوش ارتش متجاوز به وطن خود قرار گرفت. از این تاریخ به بعد به‌طور كامل در اختیار دستگاه اطلاعاتی عراق قرار گرفتند و با همکاری با دشمنی که در مرزهای غرب و جنوب علیه مردم ایران می‌جنگید، خود را در اعماق ذهن مردم ایران دفن کردند.

گزارش شرق به این جا رسیده که: اواخر سال ٥٨ و اوایل ٥٩ رجوی ٣١‌ساله به دانشگاه صنعتی شریف می‌رفت تا جهان را از نگاه خود برای هواداران تبیین کند، جهانی که او در این کلاس‌ها ساخت، مختص انسان‌هایی مرده بود؛ انسان‌هایی که فردیت و انسانیت خود را فدای گروهک و حزب و به قول رجوی اجتماع می‌کردند. اكنون رئیس سابق سازمان اطلاعات عربستان اطلاعیه مرگ این مردِ مرده را منتشر کرده است.

گزارش جلسه پاریس

روزنامه <link type="page"><caption> جوان</caption><url href="http://javanonline.ir/fa/news/796522/سعودي-در-مسير-صدام" platform="highweb"/></link> با عنوان «سعودی در مسیر صدام» اظهار نظر کرده که سازمان مجاهدین تا چندی پیش تاریك‌ترین نقطه كارنامه سیاهشان اتحاد با صدام در دوران جنگ بود حالا زیر چتر حمایت كاملاً آشكار امریكا در مسیر عملگی خاندان آل ‏سعود قرار گرفته است تا به اشتباهی بزرگ‌تر با ‏عواقبی خطرناك‌تر، هم برای خود و هم برای حامیان جدید آن دست بزند.

روزنامه سپاه پاسداران در گزارش خود از نشست هفته گذشته سازمان مجاهدین در پاریس نوشته علاوه بر میزبانی فرانسوی‌ها چند مهمان ویژه عربی-امریكایی داشتند كه از ‏چهره‌های شاخص ایران ستیزی به شمار می‌روند: تركی الفیصل رئیس سابق اطلاعات ‏عربستان، ‏نیوت گینگریچ كه از او ‏به عنوان یكی از گزینه‌های جدی معاونت دونالد ترامپ نامزد جمهوری‌خواه امریكا یاد می‌شود و سلیمان وهدان، قائم مقام مجلس ‏مصر.

جوان نوشته علاوه بر این که ادریانوس میلكرت رئیس پیشین حزب كار هلند و فرستاده ویژه بان كی مون در عراق، جولیو ترزی وزیر خارجه ‏سابق ‏ایتالیا و هیئت‌هایی از الجزایر (احمد غزالی نخست وزیر سابق) و اردن (صالح القلاب وزیر فرهنگ اسبق)، مصر ‏‏(هیئت ‏پارلمانی)، مغرب، بحرین (هیئت پارلمانی)، كویت، لبنان (جناح وابسته به عربستان)، یمن (جناح وابسته به عربستان)، ‏تونس، ‏امارات و عربستان در این نشست حضور داشتند.

اعتماد در سرمقاله خود ابراز عقیده کرده که عصبانیت از توافق هسته‌ای، خشم از آخرین وضعیت پرونده‌های سوریه و عراق، شكست مفتضحانه در یمن، ناتوانی در پاسخگویی به اتهام‌هایی مانند كودك‌كشی در یمن، برهم خوردن توازن منطقه‌ای به نفع ایران، بازگشت سیاسی – اقتصادی كشورهای غربی به ایران، رفت و آمدهای بی‌شمار به تهران و از تهران به پایتخت‌های متفاوت، همه و همه بهانه‌های خوبی برای انتخاب مهمان جدید سازمانی است كه می‌گویند به ایران آزاد می‌اندیشند اما سال‌هاست یا كنار صدام حسین می‌نشینند یا برای دشمنان ایران سفره پهن می‌كنند.

به نوشته این روزنامه: سندی كه تاریخ آن به سال ٢٠١٢ بازمی‌گردد و در افشاگری‌های ویكی لیكس پرده از آن برداشته شد، نشان می دهد استخبارات عربستان از مجاهدین با عنوان گروهی كه هیچ‌كس در ایران آن را قبول ندارد، یاد كرده بود. این سند نشان می‌دهد كه ریاض از جنس نفرت مردم ایران از رجوی و آگاهی داشته است. از ٢٠١٢ تا به امروز تمام سیاست‌های ریاض در برابر ایران هرچند شاید در سال‌های تحریم موفقیت‌های موضعی و موقتی داشته اما در بلندمدت به بن بست خورده است و چه راهی برای اسیر در دالان اشتباهات استراتژیك خود باقی می‌ماند جز دست استمداد دراز كردن در برابر هركسی كه دشمن، دشمن فرضی توست.

<link type="page"><caption> اعتماد</caption><url href="http://www.etemadnewspaper.ir/Default.aspx?NPN_Id=475&PageNO=10" platform="highweb"/></link> درباره سخنرانی ترکی الفیصل در جمع سازمان مجاهدین به سخنرانی به زبان عربی و حضور عده زیادی عرب زبان در سالن اشاره کرده و نوشته: ترکی الفیصل از فعالیت‌های منطقه‌ای ایران آغاز می‌كند. از آنچه سعودی‌ها در یك سال گذشته تلاش می‌كنند به جای پرونده هسته‌ای آن را به پروژه جدیدی برای ایران هراسی تبدیل كنند. از ایران در سوریه می‌گوید و حمایت از بشار اسد. به عراق سر می‌زند و از فعالیت‌های ایران در بغداد و مناطق شیعه نشین سخن می‌گوید. به بحرین رفت و از تحریك شیعیان عراق توسط ایران برای چندمین بار حرف زد. هنگام بر زبان آورده شدن نام سوریه و عراق بود كه دوربین از كادر بسته صورت تركی الفیصل فاصله گرفت و جماعتی را نشان داد كه برخواسته‌اند و به عربی شعار می‌دهند: «الشعب یرید اسقاط نظام». تركی الفیصل ایستاد و جماعتی غیرایرانی را با تبسم بر لب نگاه كرد كه خواهان سقوط نظام در ایران بودند.

پس از پایان تشویق‌ها گفت: «من هم خواهان تغییر نظام در ایران هستم.» این جمله با شادی مریم رجوی همراه بود كه در ردیف نخست نشسته بود و با شنیدن این جمله دستگاه مترجم همزمان را از گوش‌ها برداشته و به شاهزاده كهنسال ‌سعودی لبخند رضایتی تحویل داد.

امنیت کشور را جدی بگیریم

کاظم بجنوردی در مقاله ای در اعتماد ابراز نگرانی کرده امنیت داخلی کشور که تاکنون وجود داشته با حوادث جدیدی که رخ داده و با نقشه هایی که قدرت های دیگر کشیده اند به خطر افتد. به نوشته وی مطرح ساختن نام ایران به عنوان دولت حامی تروریسم و دوم كشاندن ناامنی وبه قول ترامپ، تروریسم وحشتناك به ایران با هدف «امن كردن» خاورمیانه و غرب. آغاز دوباره جنگ مسلحانه گروه‌های مخالف نظام در كردستان و اظهار علاقه برخی دیگر از گروه‌های تروریستی خارج كشوربه پیوستن به آنان و همزمان با آن خنثی‌سازی چند عملیات تروریستی در تهران و برخی شهرها و دستگیری عوامل آنان نشان می‌دهد كه فعالیت دشمنان تنها به اندیشكده‌ها و تریبون‌های سخنرانی محدود نمانده است.

مدیر دایره المعارف اسلامی که پیش از انقلاب خود از زندانیان دارای حکم اعدام به خاطر فعالیت هایش علیه حکومت پادشاهی بود در ادامه مقاله خود بدون نام بردن از اصولگرایان و گروه های تندرو داخلی پرسیده: در شرایط حساس كنونی كه افراط‌گرایان غربی، اسراییل و برخی رژیم‌های مرتجع و پولدار عرب در اتحادی آشكار و بی‌تعارف، هدف اصلی خود را آغاز پروژه نا‌امن ساختن ایران اعلام كرده‌اند، چرا این افراد، تصویری نا‌امن از ایران به جهان مخابره می‌كنند؟

به نظر مقاله <link type="page"><caption> اعتماد</caption><url href="http://www.etemadnewspaper.ir/Default.aspx?NPN_Id=475&pageno=1" platform="highweb"/></link>: پایه‌های كشور بزرگ ایران چنان مستحكم و مقتدر است كه هرگز با برگزاری چند كنسرت، اجرای چند تئاتر، بیرون آمدن چند تار موی زنان، شادی برخی جوانان و فعالیت گروهی روزنامه‌نگار به خطر نمی‌افتد. چرا باید با لغو كنسرت‌ها و نمایش‌های دارای مجوز، راه انداختن گشت مخفی و نامحسوس، برخورد پلیسی با برنامه‌های شادی جوانان و ارسال پیامك تهدیدآمیز از منابع نامشخص به روزنامه‌نگاران، تصویر نا‌امنی از اجتماع ایرانی به دنیا ارسال شود ودشمنان با برجسته‌سازی عامدانه این رویدادها ایران را از نظر فرهنگی و اجتماعی كشوری نا‌امن معرفی كنند؟

در پایان مقاله امده: یكی از نتایج برجام، حركت گسترده گردشگران خارجی به ایران بود؛ به نوعی كه در مدت كوتاهی همه هتل‌های نواحی مشهور گردشگری ایران رزرو و پر شدند. در این شرایط آزار یكی دو گردشگر خارجی و نا‌امنی در جاده‌ها، كه همیشه بوده و البته در همه جای جهان هم كمابیش وجود دارد اما باید پرسید كه چرا باید چنان از این وقایع سخن گفته شده و تحلیل ارایه شود كه هر گردشگری به محض شنیدن آنها از تصمیم خود برای سفر به ایران منصرف شود؟

سعید معیدفر در <link type="page"><caption> شهروند</caption><url href="http://shahrvand-newspaper.ir/news:nomobile/main/68918/رئیس%E2%80%8Cجمهوری-تنهاست" platform="highweb"/></link> با این عنوان نوشته: در حالی که دولت درگیر حل‌وفصل بسیاری از مسائل سیاسی، اجتماعی و اقتصادی است، مسأله‌ای چون فیش‌های حقوقی نجومی مدیران هم می‌شود مشکلی در کنار دیگر مسائل. در واقع قضیه فیش‌های حقوقی نخستین و آخرین واکنشی نیست که در جامعه به‌وجود آمده و خواهد آمد و باز هم دولت از این دست مسائل بسیار خواهد داشت.

به نوشته این جامعه شناس شرایط مناسبی (به‌لحاظ همبستگی اجتماعی) در جامعه نیست. اگر بخواهیم این روند مسأله‌ساز در جامعه بهبود پیدا کند، نیازمند آشتی ملی در کشوریم. آشتی باید میان جناح‌های سیاسی و مردم برقرار شود. هرگاه همه جناح‌های سیاسی تنها منفعت مردم برایشان پراهمیت جلوه کرد، می‌توان انتظار داشت که رئیس‌جمهوری هم می‌تواند در اجرای دستورالعملی که وضع کرده است، موفق شود و بیانیه‌ای که صادر کرده است، دستوری خواهد بود برای همه اعضای جامعه سیاسی و غیرسیاسی. در غیر این‌صورت رئیس‌جمهوری تنهاست و نمی‌توان خوشبین بود.

و خلاصه مقاله شهروند این که: هم‌اکنون بیش از آن‌که فیش‌های حقوقی نجومی برای ملت به مسأله‌ای بغرنج تبدیل شده باشد و آینده ملت را تهدید کند، تنوع و تکثر آرا، نظریات، دیدگاه‌ها و سبک‌های سیاسی و اجتماعی است که انسجام مردم را زیر سوال می‌برد.همین تنوع‌طلبی سیاسی، سبک زندگی مردم را نیز مورد تخطئه و مخاطره قرار داده است و نمی‌توان به ادامه این روند خوشبین بود. رئیس‌جمهوری باید ساختار نظام اداری و سبک زندگی را هدف اصلاح قرار دهد.

در فواید خاموشی

کارتون نعیم تدین، وقایع اتفاقیه

منبع تصویر، Vaghay Etefaghie

توضیح تصویر، کارتون نعیم تدین، وقایع اتفاقیه

آیدین سیارسریع در ستون طنز روزنامه <link type="page"><caption> ایران</caption><url href="http://www.iran-newspaper.com/?nid=6257&pid=24&type=0" platform="highweb"/></link> نوشته: تا قبل از ظهور فضای مجازی ما مجبور بودیم همه‌اش توی کوچه و خیابان از مهارت هایمان استفاده کنیم، با خانم‌ها هم نمی‌توانستیم دست به یقه شویم. ولی خدا رو شکر با آمدن شبکه‌های اجتماعی تمام محدودیت‌ها برطرف شد و توانستیم در حالت‌های مختلف از جمله خوابیده روی یک دست، ایستاده، دمر، طاقباز و بدون محدودیت زمانی و مکانی تنها با در دست داشتن یک گوشی دعوا راه بیندازیم و این چند تا فحشی که هر روز با دیدن موفقیت‌های دیگران می‌ماند روی دلمان را یک جایی خالی کنیم.

به نوشته طعنه آمیز این طنزنویس: بعدها مجبور شدیم که نوآوری هم بکنیم. یعنی از شکاف دیوار هم یک سوژه‌ای برای دعوا در می‌آوردیم. از برنامه‌های تلویزیون دعوای قومیتی درآوردیم، از مرگ هنرمند دعوای پزشک و غیرپزشک درآوردیم، از جمله یک سلبریتی در فضای مجازی هم دعوای فمنیستی. و جالب‌تر از همه این است که هیچ اتفاق مثبتی بعد از این دعواها نمی‌افتد. یعنی دعوا می‌کنیم که فقط بزنیم. در پایانِ هیچ کدام از این دعواها و معرکه‌گیری‌های مجازی و حقیقی نه رفتاری اصلاح شده نه راه غیرمستقیمی ،مستقیم و نه پینوکیویی آدم شده. تنها ثمره‌شان این بوده که حساسیت روی آن موضوع زیاد می‌شد و بعد دیگر نمی‌شد راجع به آن حرف زد!

به نظر طنزنویس روزنامه ایران: فردا اگر ما بر اثر خطای پزشکی مردیم باید بگویند خودش مرد! اصلاً معتاد بود کرم انداخت. از آنور پزشک بنده خدا هم اگر تقصیری نداشته باشد نمی‌تواند بگوید من تقصیر نداشتم، چون پزشک اصولاً کسی است که خون مردم را در شیشه می‌کند و بیجا می‌کند در مسأله‌ای بی‌تقصیر باشد. از طرفی بعد از مرگمان هم کسی جرأت نمی‌کند راجع به ما حرف بزند. چون اگر در سوگ ما چیزی بنویسد مرده پرست است اگر ننویسد بی‌تفاوت به مرگ هنرمندان مملکت. شاید بهتر باشد باب چهارم گلستان را بخوانیم: در فواید خاموشی!