احیای برجام؛ بازی ایران و روسیه در دایره تنگ دیپلماسی

- نویسنده, بابک دُربیکی
- شغل, تحلیگر سیاسی
مجموعه "ناظران میگویند" بیانگر نظر نویسندگان آن است. بیبیسی میکوشد تا با انتشار مطالبی از طیفهای گوناگون، چشمانداز متنوع و متوازنی از دیدگاهها ارائه دهد.
در این مطلب، بابک دربیکی استدلال کرده که مشکل اصلی دیپلماسی جمهوری اسلامی در مذاکرات وین، نه روسها هستند و نه دیپلماتهای ایرانی بلکه مشکل "خود - تحریمی" است.

منبع تصویر، Social media
در بحبوبه اخبار مربوط به توافق قریبالوقوع احیای برجام، ۱۴ اسفند ۱۴۰۰، سرگئی لاوروف، وزیر خارجه روسیه، از آمریکا خواست تا به صورت کتبی تضمین بدهد که تحریمها علیه این کشور (که پس از حمله روسیه به اوکراین از طرف امریکا و هم پیمانانش وضع شد) مانعی برای تجارت، همکاری اقتصادی، سرمایهگذاری و همکاری نظامی- فنی آزاد و کامل روسیه با ایران، پس از احیای برجام نخواهد بود.
در این سخنان، وی تلاش کرد تا کشورش به تنهایی مسوولیت اخلال احتمالی در جریان مذاکرات، ناشی از اعلام موضع جدید ناگهانی روسیه، را بر دوش نکشد. از همینرو با ابراز همدلی با مذاکره کنندگان ایرانی گفت: "هنوز موضوعات متعددی وجود دارد که همکاران ایرانی ما خواستار شفافیت بیشتر آنها بوده که از نظر ما خواستههای منصفانهای هستند."
این اظهارات، درست در روزهایی که برخی منابع از توافق در ظرف یک یا دو روز بعد خبر میدادند، بازتاب گستردهای در رسانهها یافت تا امید دستیابی سریع به توافق، به یاس بدل شود. برخی از تحلیلگران، این اقدام روسیه را با رفتار پیشین این کشور در مذاکرات مربوط به توافق برجام در سال ۲۰۱۵ مقایسه کردند و معتقد بودند که اساسا نزدیکی ایران به غرب و افزایش قدرت و نفوذ ایران در منطقه، مورد رضایت روسیه نیست. برخی از آنها برای تقویت چنین تحلیلهایی، به اظهارات افشا شدۀ وزیر امور خارجه پیشین ایران، محمدجواد ظریف، در خصوص نقش روسیه در توافق برجام اشاره میکردند.
گرچه روسیه در جریان مذاکرات وین و همزمان با بالا گرفتن تنش با ایالات متحده و اروپا، بر این نکته که این موضوع بر روند مذاکرات تاثیری نخواهد داشت، تاکید میکرد، برخی از تحلیلگران پیشبینی کرده بودند که روسیه به راحتی از فرصت گروکشی در مذاکرات برای منافع ملی خود نخواهد گذشت.
دو روز پس از این سخنان، امیرعبداللهیان، وزیر امور خارجه ایران، نسبت به موضع روسیه واکنش نشان داد و در نشست هماندیشی با جمعی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی، گفت: "ضمن ایستادگی در حفظ و رعایت خطوط قرمز، اجازه نخواهیم داد هیچ عامل خارجی منافع ملی کشور را در مذاکرات وین برای لغو تحریمها، تحت تاثیر قرار دهد." این سخنان از سوی برخی رسانهها، ناخرسندی وی از موضع روسیه قلمداد شد.
همان روز، سخنگوی وزارت خارجه، ضمن آن که رویکرد روسیه را «تا آن زمان» سازنده خواند، درباره موضع روسیه گفت: «منتظر هستیم از مجاری دیپلماتیک، جزئیات اظهارات لاوروف را بشنویم». گفتههای این مقام و نیز اظهارات صبح همان روز امیرعبداللهیان، این گمان را که روسیه از پیش ایران را در جریان تغییر مواضع خود قرار نداده بود، تقویت کرد.
سخنان لاوروف و بیاطلاعی مقامهای ایرانی، این شائبه را قوت بخشید که در تحولات جدیدی که در پی حمله روسیه به اوکراین اتفاق افتاده است، ایران در مذاکرات وین، نه طرف تصمیمگیر و ذینفع جدی، که صرفا به یک کارت قابل بازی در دستان روسیه بدل شده است.
همان روز و پس از این واکنشها، لوان جاگاریان، سفیر روسیه در تهران، در مصاحبه با خبرگزاری تسنیم، با گفتن این نکته که «سوءتفاهم شده است و توضیحات لازم را از طریق منابع دیپلماتیک به طرف ایرانی خواهیم داد»، بر بیاطلاعی مقامهای ایرانی از موضع مسکو، قبل از سخنان لاوروف، صحه گذاشت.
در پی سخنان سفیر روسیه در تهران، رسانهها به نقل از وزارت خارجه روسیه، از گفتوگوی تلفنی امیرعبداللهیان و لاوروف خبر دادند؛ گفتوگویی که احتمالا همان «توضیحات لازم از طریق منابع دیپلماتیک» محسوب میشد.
دو روز پس از این ماجرا و در هجدهم اسفند، جاگاریان در نشستی مطبوعاتی، صراحتا تاکید کرد که روسیه میخواهد برجام به نتیجه برسد «اما منافع خودمان هم برایمان مهم است». البته وی به میزان تعارض احتمالی دستیابی به منافع کشور متبوعش با منافع ایران در به انجام رسیدن سریعتر مذاکرات اشارهای نکرد.
او همچنین در پاسخ به این که چرا روسها، ایرانیها را در جریان رویکرد جدید خود قرار نداده بودند، بدون توجه به مواضع و اظهارنظرهای قبلی خود و مقامهای ایرانی، گفت: «شما بدانید مقامات ما آقایان لاوروف و امیرعبداللهیان در ارتباط مستمر هستند». او همچنین احتمالا برای خلع سلاح خبرنگاران از تلاش برای به دست آوردن جزییات بیشتر، از جملهای آشنا برای ایرانیان در چهار دهه گذشته استفاده کرد و گفت: «آیا فکر نمیکنید غربیها میخواهند بین ما شکاف ایجاد شود؟»
با انتشار خبر توقف موقت مذاکرات در بیستم اسفند ماه، به واسطه «عامل بیرونی»، گرچه وزارت امور خارجه و برخی رسانههای داخل ایران تلاش کردند تا موضوع را به مقاومت ایالات متحده در برابر رفع کامل تحریمها نسبت دهند، اما نمیشد تاثیر روسیه بر توقف مذاکرات را منکر شد. به طور نمونه، محمد مرندی، مشاور تیم مذاکره کننده گرچه «مانع اصلی» در راه ادامه مذاکرات را «مخالفت آمریکا با رفع کامل تحریمها» دانست، اما در عین حال صراحتا از اختلاف روسیه و آمریکا در مذاکرات نیز سخن گفت که اشارهای بود به تاثیر مواضع جدید روسیه در توقف مذاکرات.
در شرایطی که پس از حمله روسیه به اوکراین، تقابل کشورهای غربی با روسیه و احتمالا چین وارد مرحله جدیدی شده، بدیهی است روسها حداقل از هر ابزار متعارفی، همچون مذاکرات احیای برجام، برای تامین منافع ملیشان استفاده کنند.
آنچه روشن است، مذاکرات جدید، تفاوتهای زیادی با مذاکرات قبلی دارد. در دوره پیشین، روسیه یکی از طرفهای مذاکره کننده بود و علیرغم همسویی ظاهری با ایران، تقریبا نقشی همسنگ با سایر اعضای گروه مذاکره کننده بر عهده داشت.
همچنین با وجود تنش نسبی روسیه و غرب در پی بحران اشغال کریمه (۲۰۱۴)، حضور فعال ایران در مذاکره رو در رو با همه طرفها، از جمله ایالات متحده، عملا قدرت مانور روسیه در مداخلههای غیرمعمول در مذاکرات را محدود کرده بود. در حالی که این دوره، به واسطه فرمان آیتالله علی خامنهای در عدم مذاکره مستقیم با امریکاییها، روسیه سهم بیشتری از تاثیرگذاری بر مذاکرات برده و از قدرت مانور بیشتری برخوردار است. در عین حال، منازعات روسیه با غرب به اوج رسیده و طبیعی است که روسها از این افزایش قدرت مانور برای تامین منافع خود استفاده کنند.
شاید همین قدرت بیشتر روسها در جریان مذاکرات احیای برجام و وابستگی شدید جمهوری اسلامی به قدرت دیپلماتیک آنها است که وزیر خارجه روسیه نیازی نمیبیند مقامهای ایرانی را از اتخاذ مواضع جدید کشور متبوعش، پیش از اعلام رسانهای، مطلع کند.
در عین حال همین رویکرد و دست باز روسها در مانور دیپلماتیک است که به سفیر روسیه اجازه میدهد تا در واکنش به اعتراض به عدم اطلاع رسانی به مقامهای ایرانی و نقد سیاستهای بازدارنده مسکو در مسیر دستیابی به توافق در وین، آن را سوء تفاهم ناشی از اقدامات «رسانههای بیگانه» بداند و از مردم ایران بخواهد تا به این رسانهها گوش نکنند. طبیعی است از منظر جناب سفیر، مفهوم بیگانه، دولت روسیه را در بر نمیگیرد.
اگر وجهی از سیاست ورزی و دیپلماسی را توانایی در محدود کردن دایرۀ قدرت مانور حریف و در دست گرفتن ابتکار عمل بدانیم، به نظر میرسد که سخنان وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، امیرعبداللهیان، در این خصوص که «هیچ عامل خارجی» اجازه نمییابد که «منافع ملی کشور» را در مذاکرات وین تحت تاثیر قرار دهد، با رویکرد در پیش گرفته شده در سیاست خارجی جمهوری اسلامی، محلی از اعراب ندارد؛ همان طور که بیانیه وزارت امور خارجه ایران درباره توقف مذاکرات، با ادبیاتی شبیه سخنان عبداللهیان، را نیز نمیتوان چندان جدی تلقی کرد.
روشن است که پای اصلی و طرف مذاکره با ایران در این دوره، حتی بیش از مذاکرات برجام (۲۰۱۵)، ایالات متحده امریکا است. وقتی دیپلماتهای ایرانی با خود - تحریمی تکلیفی از سوی آیتالله خامنهای، در خصوص عدم مذاکره مستقیم با امریکاییها، مواجه شدند و تن به واسطهگری روسها دادند، عملا با بستن دروازه سیاست ورزی، خود را از مزایای ارتباط مستقیم محروم کرده و میزان متغیرهای مزاحم بر سر مسیر مذاکرات را خود خواسته، افزایش دادند.
مشکل اصلی دیپلماسی جمهوری اسلامی در مذاکرات وین، صرف نظر از این که چه وقت و چگونه به انجام برسد، نه روسها هستند و نه دیپلماتهای ایرانی. نه تحولات ناشی از تجاوز روسیه به اوکراین میتواند آن را از تامین منافع ایران به سوی دیگری منحرف کند و نه حتی رویکرد نگاه به شرق در سیاست خارجی جمهوری اسلامی.
مشکل، خود - تحریمیای است که سالهاست به دلیل درک نادرست از سیاست و دیپلماسی و نیز تحولات بین المللی، دامان کشور را در عرصههای مختلف گرفته و امکان تحرک سیاسی و دیپلماتیک را از دستگاه سیاست خارجی سلب کرده است. سیاست ورزی و دیپلماسی، از دست دادن فرصتها به دلیل رویکرد ایدئولوژیک یا کسب رضایت بخشی از هیات حاکمه و یا حتی ایستادگی بر مواضع پیشین به قیمت نابودی اقتصادی و فروپاشی اجتماعی نیست.
نهایتِ سیاست در مذاکره و با در دست گرفتن ابتکار عمل شکل میگیرد و سخت میتوان تصور کرد که نظامی خود خواسته از چنین فرصت مهمی صرف نظر کند؛ مگر آن که یا اساسا به دنبال سیاست نباشد - که در این صورت یکی از بدلهایش تنش، خشونت و جنگ است - یا این که هیچ درکی از جهان امروز و مناسبات آن نداشته و همچنان در رویاهایی که در شعارهایش بازتولید میکند، به سر میبرد.
بیشتر بخوانید: صفحه ویژه حمله روسیه به اوکراین











