حمله به اوکراین؛ حمایت ضمنی تهران و تطهیر صدام

ناظران
    • نویسنده, بابک دُربیکی
    • شغل, تحلیگر سیاسی

مجموعه "ناظران می‌گویند" بیانگر نظر نویسندگان آن است. بی‌بی‌سی می‌کوشد تا با انتشار مطالبی از طیف‌های گوناگون، چشم‌انداز متنوع و متوازنی از دیدگاه‌ها ارائه دهد.

در این مطلب، بابک دربیکی استدلال کرده که مقام‌های‌ ارشد حکومت ایران برای دفاع ضمنی از حمله روسیه به اوکراین، عملا همان بهانه‌هایی را دستاویز قرار دادند که صدام حسین با توسل به آنها، حمله عراق به ایران و کویت را توجیه می‌کرد.

سربازان اوکراینی در یکی از خطوط نبرد

منبع تصویر، AFP

توضیح تصویر، سربازان اوکراینی در یکی از خطوط نبرد

تجاوز روسیه به اوکراین، ادعاهای ولادیمیر پوتین در توجیه این حمله و عجیب‌تر از آن، تایید و تکرار آن ادعاها توسط برخی مقامات ایرانی، تداعی کننده ادعاهای صدام در حمله به ایران و کویت، و تایید و تکرار آنها از جانب حامیان این تجاوز است.

نه تنها ایران، بلکه سازمان ملل متحد - حسب گزارش ۱۸ آذرماه ۱۳۷۰ دبیرکل وقت، خاویر پرز دکوئیار- عراق را در جنگ هشت ساله با ایران، آغاز کنندۀ جنگ دانست. در عین حال مقام‌های ایرانی بارها این ادعا که حمله عراق پاسخی به تحریک‌ها و دخالت‌های حکومت نوپای ایران - و به ویژه شعارهای مسئولان در صدور انقلاب به سایر کشورهای اسلامی است- را مردود شمرده و آن را صرفا در جهت توجیه تجاوز و نقض آشکار قوانین بین‌المللی خوانده‌اند.

در همین ارتباط، به عنوان نمونه آیت الله خامنه‌ای، در چهارم اسفند سال ۷۷، در جلسه پرسش و پاسخ مدیران مسئول و سردبیران نشریات دانشجویی درباره دلایل حمله عراق به ایران گفت "شنیدم در گوشه و کنار بعضی از افراد بهانه‌گیر، بیخودی می‌گویند که چرا باید جمهوری اسلامی کاری کند که به او حمله کنند... ما گناهی نکرده بودیم که بگوییم به‌خاطر گناه ما بود که عراق به ما حمله کرد؛ بلکه به‌خاطر این‌که [در ایران] یک حکومت اسلامی بود، یک حکومت مستقل بود و موج بیداری در دنیای اسلام پیچید -در خود عراق، در کشورهای عربی، در کشورهای اسلامی- همه‌ اینها احساس کردند که وقتی بیداری اسلامی آمد، ممکن است دامن آن‌ها را هم بگیرد".

البته رفتار تحریک‎آمیز نیروهای برآمده از انقلاب بهمن ۵۷، که در آن زمان مسلما شور صدور انقلاب نوپایشان به سراسر جهان را پنهان نمی‌کردند، واقعیتی تاریخی است. ولی حتی تلاش‌های جمهوری اسلامی برای نفوذ سیاسی در جامعه عراق و تحریک شیعیان به انقلاب، برای سازمان ملل متحد دلیلی محسوب نشد که سرانجام، عراق را آغاز کننده جنگ اعلام نکند.

به طور مشابه، هم جامعه جهانی و هم ایران در مقطع حمله عراق به کویت در سال ۱۳۶۹، بهانه‌های بغداد برای آن اشغالگری را به رسمیت نشناختند. جالب آن که یکی از ادعاهای مشهور برای آن تجاوز این بود که کویت از نظر تاریخی متعلق به عراق بوده و صرفا به اراده قدرت‌های غربی، به ویژه بریتانیا، کشوری مستقل معرفی شده است.

با وجود این پیشینه، موضع جمهوری اسلامی در قبال حمله روسیه به اوکراین، بر خلاف زمان حمله صدام به کویت، تایید ضمنی تجاوز است: حمله‌ای که با بهانه‌هایی مشابه بهانه حمله صدام به کویت و حتی ایران همراه بوده. قبل از حمله به اوکراین، ولادیمیر پوتین با بیان اینکه شرق اوکراین قلمرو سابق روسیه است، تاکید کرد که باید مکان‌هایی که از لحاظ تاریخی بخشی از امپراتوری روسیه بوده‌اند، به این کشور بازگردند. به گفته او، "اوکراین مدرن توسط روسیه پایه‌گذاری" شده و "فقط همسایه نیست، بلکه بخشی از تاریخ روسیه است". به ادعای پوتین، "قدرت‌های خارجی بر اوکراین حکومت می‌کنند، غربی‌ها تصمیمات حیاتی می‌گیرند و مردم غارت می‌شوند". در همان حال، کرملین به طور رسمی، اوکراین را تهدیدی برای امنیت ملی خودش دانست، در حالی که هیچ اقدام جنگی یا حمله‌ای از سوی اوکراین متوجه روسیه نشده بود.

درحقیقت، اینها صرفا ادعاهای یک سویه‌ای بودند تا حمله‌ای قریب الوقوع را توجیه کنند. ادعاهایی که نمونه‌های مشابه آن‌ها را می‌توان در مقطع حمله عراق به کویت در سال ۱۳۶۹ شمسی و پیش از آن در سخنان صدام درباره قرارداد ۱۹۷۵ میلادی الجزایر و سپس حمایت‌ بغداد از جدا شدن بخش‌هایی از ایران و در نهایت حمله به این کشور در ۱۳۵۹ شمسی جستجو کرد.

صدام حسین در خطوط جنگ

منبع تصویر، Getty Images

با این حال، در همان روزهای اولیه تجاوز روسیه به اوکراین، چند مقام‌ ارشد جمهوری اسلامی با بهانه‌هایی مشابه بهانه حمله عراق به ایران و کویت به توجیه این تجاوز پرداختند. حسین امیرعبداللهیان، وزیرامور خارجه ایران، در توییتی بدون اشاره به تجاوز روسیه به یک کشور مستقل، "ریشه بحران اوکراین" را "اقدامات تحریک‌آمیز ناتو" دانست. از سوی دیگر، ابراهیم رئیسی، رئیس جمهور، نیز در گفتگوی تلفنی با پوتین گفت: "گسترش ناتو تهدیدی جدی علیه ثبات و امنیت کشورهای مستقل در مناطق مختلف است...امیدوارم آنچه اتفاق می‌افتد به نفع ملت‌ها و منطقه تمام شود".

در کنار این دو، علی شمخانی، از فرماندهان شناخته شده دوران جنگ ایران و عراق و دبیر شورای عالی امنیت ملی (و البته نماینده رهبر در این شورا)، در توییتی نوشت "وقتی غرب به روش‌های مختلف دنبال ضربه به امنیت ملی کشورهاست، عملا مسئول مستقیم جنگ‌ها و بحران‌هایی است که با هدف ایستادگی در برابر راهبرد غرب شکل می‌گیرد."

احتمالا اگر به ۴۱ سال پیش و هنگام حمله عراق به ایران برگردیم و در سه موضعگیری بالا، واژۀ "غرب" را با "جمهوری اسلامی ایران" و "گسترش ناتو" را با "صدور انقلاب" عوض کنیم، ادبیات حامیان صدام در حمله به ایران و توجیه یک تجاوز را بازتولید کرده‌ایم. همان ادبیاتی که به قول مقام‌های ایرانی، نمی‌توانست حمله عراق را به ایران توجیه کند.

اگر مبنای سیاست خارجی حکومت ایران را استدلال‌هایی مشابه اظهارات هماهنگ این سه مقام ارشد بدانیم، به نظر می‌رسد مسئولان ایرانی منافع متصور از همراهی با روسیه را آنقدر زیاد می‌بینند که شاید حتی از این که با این موضع‌گیری‌ها، عملا تجاوز صدام به کویت و مهم‌تر از آن، ایران را توجیه کنند، واهمه ندارند.

به‌سختی می‌توان باور کرد که یک نظام سیاسی، دشمنی تاریخی را، که با ایجاد جنگی بزرگ بانی ریختن خون صدها هزار نفر شد، این چنین تطهیر کند. مگر آن که بپذیریم تصور مسئولان حکومت از "منافع" همراهی با مسکو، آنها را چنان دچار سوء محاسبه کرده که هر ملاحظه دیگری را در حیطه امنیت ملی به حاشیه رانده است.