'بچهها در هور بازی میکنند' و 'آتشکاران جنگل' در آپارات
این هفته در آغاز فصل کودکان سرزمین ایران دو فیلم'بچهها در هور بازی میکنند' ساخته فرزاد موتمن و 'آتشکاران جنگل' ساخته فرهاد مهرانفر در آپارات بهنمایش درمیآید.
مقدمه
کودکان سرزمین ایران ، کودکانیاند که فضای زندگیشان در این سالها تغییر بسیاری کرده است. تغییر نسل، فضا و تغییرات اقلیمی باعث خیلی تغییرات در نوع زندگی، بازی ها و فضای زندگی کودکان شده است. روزی روزگاری ، یعنی حدود سه دهه پیش یک فیلمساز و تهیهکننده جوان به نام محمدرضا سرهنگی با ایده ثبت فضای زندگی کودکان در ایران، تلاش کرد مجموعهای بهنام 'کودکان سرزمین ایران' را تولید کند. او به سراغ فیلمسازان جوان و همچنین باتجربه رفت و در روزگاری که خبری از دنیای دیجیتال نبود، با همکاری گروه کودک تلویزیون دولتی ایران دست به یک گردآوری بزرگ زد. حاصل این مجموعه ناتمام البته تعدادی فیلم کوتاه و مستند و داستانی شانزده میلیمتری بود که در آن زمان به دلایل مختلف از جمله اختلاف سلیقه و بیتوجهیها کمتر امکانی برای دیده شدن یافتند. جامعه ایرانی جامعهای متشکل از رنگها و نژادهای مختلف همچون فارس، عرب، ترک، کرد، بلوچ، گیلک و خیلی اقوام دیگر است. هر کدام از این اقوام با مجموعهای از سنتها و فرهنگهای متفاوتشان در کنار هم زندگی میکنند. مجموعه فیلمهای'کودکان سرزمین ایران' مجموعهای از همه اینها را گردهمآورده است. اکنون بعد از گذشت دو دهه این بچه ها دیگر برای خودشان مردها و زنهای بزرگی شدهاند و هرکدام سرنوشتهای متفاوت پیدا کردهاند. اما اینها در دوران خودشان چه بازیهایی داشتند و چهکار میکردند؟ در این سری برنامههای آپارات گزیدهای از مجموعه گرانقدر 'کودکان سرزمین ایران' را خواهیم دید و با کارشناسان مختلف از منظر سینمایی، قوم نگارانه و مردمشناسی درباره این فیلمها در حد محدوده زمانی برنامه گفتگو خواهیم کرد.
درباره فیلم 'بچهها در هور بازی میکنند'

منبع تصویر، aparatkoodakandarhoor
'بچهها در هور بازی میکنند' ساخته فرزاد موتمن درباره بچههای منطقه هور در اطراف شادگان در خوزستان است. این فیلم مستندی است درباره بچههایی که بازی میکنند، کار میکنند و گاه فهمیدن اینکه آیا بازی میکنند یا کار کمی دشوار میشود.
ویژگی فیلم
'بچهها در هور بازی میکنند' با صحنه ماهیگیری و شکار در هور دورق در منطقه شادگان جنوب ایران آغاز میشود. کارگردان با آوردن میاننویس و گفتار متن پسربچه قهرمان فیلم ( متنی که به زبان فارسی سر کلاس انشا میخواند) بر روی فیلم روش متفاوتی برای روایت خود برگزیده است. این فیلم در سومین جشنواره بینالمللی سوره در سال ۱۳۷۵ مورد تقدیر هیئت داوران قرار گرفته است.
شناسنامه فیلم
عنوان: بچهها در هور بازی میکنند
نویسنده و کارگردان: فرزاد موتمن
فیلمبردار: همایون پایور
صدابردار: بهروز شهامت
تدوین: نازنین مفخم
موسیقی: محمدرضا علیقلی
تهیهکننده: محمدرضا سرهنگی
۱۶ میلیمتری - سی دقیقه
خلاصه داستان: بچهها در هور اغلب اوقات خود را به صید ماهی، شکار جوجه پرندگان و آبتنی میگذرانند. آنان از این طریق با راه و روش اجداد خود آشنا شده و شیوههای معیشتی زندگی آینده خود را فرامیگیرند.
درباره کارگردان

منبع تصویر، aparatfarzadmotamen
فرزاد موتمن نویسنده و کارگردان شناخته شده ایرانی متولد ۱۳۳۶ در مسجد سلیمان است. دوران کودکی و نوجوانیاش را در جنوب ایران سپری کرده و برای ادامه تحصیل راهی آمریکا شده است اما در جریان انقلاب و در سال پنجاه و هفت تحصیل در رشته سینما را رها کرد و به ایران برگشت. پس از آن و در طی دو دهه بعد او بیش از بیست مستند کوتاه درباره صنایع دستی و مناطق مختلف ایران ساخت . آقای موتمن از سال ۱۳۷۸ به ساخت فیلمهای سینمایی روی آورد و با کارگردانی فیلم 'هفت پرده' که نمایانگر نوع سینمای خاص و مورد علاقهاش بود، کارش را شروع کرد. او به طور همزمان، به تدریس در دانشگاه سوره هم مشغول شد و در طول این سالهای فیلمهای متفاوتی را در سینمای ایران ساخته است. فیلم سینمایی 'شب های روشن' یکی از شناخته شده ترین آثار او در بین جوانان است.
درباره فیلم 'آتشکاران جنگل'

منبع تصویر، aparatatashkaran
در شمال ایران کسانی زندگی میکنند که کارشان درست کردن زغال چوب از چوب درختان جنگل است . 'آتشکاران جنگل' ساخته فرهاد مهرانفر درباره بچههای ذغالپزان جنگل لاکان رشت در شمال ایران است.
آقای مهرانفر از فیلمسازان گیلک است . او در یک دوره کاریاش به جنگلهای ارتفاعات گیلان رفت و چند فیلم مستند در ارتباط با جنگلنشینان شمال ایران ساخت که 'آتشکاران جنگل' یکی از آنها است.
ویژگی فیلم
'آتشکاران جنگل' ساخته فرهاد مهرانفر همچون فیلم قبل درباره کودکانی است که در محیطی سرسخت دوره کودکیشان را میگذارنند و بازیهای کودکانهشان ترکیبی از کار و بازی است. حضور آگاهانه کارگردان در پشت دوربین حکایت از شناخت و احاطه او به محیط و زندگی مردمان آن ناحیه دارد. در صحنههایی از این فیلم مانند فیلم قبل از حرکت اسلوموشن برای نشان دادن نشاط و بازیهای بچهها استفاده شده است.
شناسنامه فیلم
عنوان: 'آتشکاران جنگل'
طرح، کار و تدوین: فرهاد مهرانفر
فیلمبردار: نادر معصومی
صدابردار صحنه: یداله حبیبی
موسیقی متن: ناصر شکرایی
تهیهکننده: محمدرضا سرهنگی
خلاصه داستان:
بچهها در تابستان به پدر مادر کمک میکنند تا چوب جمع کنند و آنها را بسوزانند و در کوره بپزند. آنها در زمستان به کارگاه سرمیزنند و هنوز امید دارند که تخمهایی که در لانه گذاشتهاند روزی سربرآورند.
درباره کارگردان

منبع تصویر، aparatfarhadmehranfar
فرهاد مهرانفر که یکی از کهنهکاران سینمای فیلم کوتاه و مستند ایران به شمار میآید متولد سال ۱۳۳۸ در بندر انزلی و دانشآموخته رشته سینما از دانشکده سینما و تئاتر دانشگاه هنر است. او فیلمساز و پزوهشگری است که در حوزه فیلم کوتاه و مستند به خوبی شناخته شده است و بیش از پنجاه فیلم مستند و سینمایی ساخته است. او همچنین از وازرت فرهنگ و ارشاد ایران مدرک درجه یک هنری گرفته است. از معروفترین کارهای او میتوان به فیلمهای 'ریشه ها'، 'برهها در برف بهدنیا میآیند'، 'درخت جان'، 'موشک کاغذی'، 'چریکه هورام' و 'قطعه زمستانی' اشاره کرد. آقای مهرانفر فیلمسازی را در سال ۶۴ آغاز کرد اما سال ۶۷ یکی از پرکارترین سالهای کاری او بوده است.او در دورهای یکی از موفقترین سینماگران ایرانی در جشنواره های خارجی به شمار میآمد.
درباره کارشناسهای برنامه
پروانه حسینی

منبع تصویر، aparatparvanehhosseini
پروانه حسینی پژوهشگر انسانشناسی متولد ۱۳۴۷ در کرج و دانشآموخته کارشناسی دانشگاه تربیتمعلم و الزهرای تهران است. او هماکنون همزمان در دو رشته 'مطالعات خاورمیانه' و 'انسان شناسی' دانشگاه آریزونا در مقطع دکتری مشغول به تحصیل و همچنین در همین دانشگاه مشغول تدریس است. اصلیترین موضوع تحقیقات او در این دو رشته رابطه مفاهیم هویت، ملیت و جنسیت است. او در دانشگاه آریزونا در کلاس های فرهنگ خاورمیانه، زبان فارسی، و انسان شناسی نژاد و قوم مشغول تدریس بوده، مدیر برنامه ایمرژن فارسی دانشگاه ویسکانیسن است. پروانه حسینی قبل از ترک ایران مدرس دانشگاه تهران و الزهرا بود. عضویت در انجمن حمایت از حقوق کودکان و حضور داوطلبانه در مدرسه کودکان کار دروازه غار و مدرسه نابینایان شهید محبی تهران از فعالیتهای مرتبط او در حوزه کودک است. او هم اکنون در وبسایتها و رسانههای خارج از ایران مینویسد و در میزگردهای آنها حضور دارد.
پرویز جاهد

منبع تصویر، aparatparvizjahed
پرویز جاهد منتقد فیلم، مستندساز و سردبیر نشریه اینترنتی سینما چشم متولد ۱۳۴۰ قائمشهر و تحصیلکرده رشته مطالعات فیلم در دانشگاه وست مینستر لندن و فارغ التحصیل کارشناسی ارشد سینما از دانشکده سینما و تئاتر تهران است. وی علاوه بر نوشتن درباره سینما چندین فیلم مستند و داستانی نیز کارگردانی کرده است ولی بیشتر وی را برای نقدهای سینمایی اش و کتاب 'نوشتن با دوربین' که حاصل گفتگوی طولانی او با ابراهیم گلستان است، می شناسند. از فیلمهای آقای جاهد میتوان به 'تعزیه، به روایت دیگر' ، ' روز به خیر آقای غفاری'، 'قراول'، '۲۴ ساعت صلح' ، 'سلیمان میناسیان-مردی با دوربین فیلمبرداری' و فیلم داستانی 'روز بر می آید'، اشاره کرد. یکی از آخرین کارهای پژوهشی وی تالیف 'راهنمای سینمای ایران در بریتانیا' است که جلد اول آن چند سال قبل منتشر شده است.
گفتگو
گفتگوی برنامه آپارات با پروانه حسینی پژوهشگر مردمشناسی و پرویز جاهد منتقد فیلم درباره دو فیلم 'بچهها در هور بازی میکنند' ساخته فرزاد موتمن و 'آتشکاران جنگل' ساخته فرهاد مهرانفر را <link type="page"><caption> اینجا</caption><url href="http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2015/12/151217_aparatint50_2015" platform="highweb"/></link> ببینید.
درباره مجموعه کودکان سرزمین ایران
کودکان سرزمین ایران،فصلی دیگر در سینمای مستند ما
تقدیم به خاطره محمدرضا سرهنگی،که کودکان سرزمین ایران را عاشقانه دوست میداشت. همایون امامی
«کودکان سرزمین ایران» که گاه و بیگاه،اینجا و آنجا به نادرستی «کودکان سرزمین ما» نامیده میشود، مجموعهی مستندی بود که طرحی نو در سینمای مستند ایران در انداخت و شوری دیگر در مستندسازی آن دوران پدید آورد. طراح و تهیهکننده این مجموعه زندهیاد محمدرضا سرهنگی بود که توانست با درایتی خاص چند نسل از مستندسازان سینمای ایران را گرد خود آورد و در شرایطی که تولید مستند میرفت زیر گرایش به سینمای داستانی و سریال و چندریالهای تلویزیونی سنتی فراموش شده و کماهمیت تلقی شود، با پخش این مجموعه که در شرایط اعتباری و مالی نامناسبی هم برآورد شده بود، توانست شوری در مستندسازی آن دوران پدید آورد و برای مدتی اندک هم که شده خونی تازه در رگهای سینمای مستند ایران جاری سازد. مجموعهی کودکان سرزمین ایران ابتدا در ۲۶ قسمت نیمساعته در شبکه دوم سیما تصویب شد و فیلمسازان دعوت شده به کار، طی بهار تا زمستان سال ۷۴ توانستند این ۲۶ قسمت را تهیه و آمادهی تحویل سازند. فیلمسازان نخستین دور این مجموعه عبارت بودند از: فرشاد فدائیان(«گولش منزل»، «در مدرسه سید قلیچایشان»، «مسافران کوچک سفر بیانتها»)، علی شاهحاتمی(بچههای باران)، فرهاد مهرانفر(«دختر کوه شقایق»،«بچه گرگهای بام گیلان»،«کودکان نیزار»،«من و پرندههایم»)، بهرام عظیمپور(«عروسکهایکمس»،«چمر»،«دوبه»)، فرزاد مؤتمن(«بچهها در هور بازی میکنند»،«حال بچههای بندر خوبه»،«حوض نقاشی»)، سعید ابراهیمیفر(«در آبی کوچک»)،سعید ابراهیمیفر و صفی یزدانیان(،«هزار ساز در کف من میگنجد»)، مسعود کرامتی(«بچههای هامون»،«دریچه»)، کامبوزیا پرتوی(«کجا یوسف؟»)، خسرو سینایی(«قطره قطره آبشار»)، ابراهیم مختاری(«ملا خدیجه و بچهها»)، پیروز کلانتری(«راویان کوچک روستای غریب»)، ناهید رضایی(«دستهای کوچک ربابه»)، اصغر آبگون(«شنقار»)، محمدعلی سجادی(«تیتی») و محمدرضا مقدسیان(«مایسا و ماسان»).
فراست سرهنگی او را واداشت تا فیلمهای مجموعه را به محض تولید، در جشنوارههای داخلی و خارجی شرکت داده و ،فضای مؤثر و خیرهکنندهای در اطراف آنها ایجاد کند. امری که به درخششهای پیدرپی نام مجموعه در آن روزها منجر شد. ریشههای این درخشش را از سوی دیگر باید در گزینش چند نسل از مستندسازان مطرح سینمای ایران دانست. ناصر تقوایی(با فیلم «پیش») و محمدرضا اصلانی(با فیلم «چیغ») توانستند در کنار مستندسازانی که تجربههای نخستین خود را در مستندسازی سامان میدادند، در گسترش آن فضای پرشور گرایش به سینمای مستند نقش مهمی ایفا کنند و توانستند در شکوفایی مستندسازان جوان آن روز که امروز مستندسازان موفق سینمای ایران محسوب میشوند، نقش مهمی داشته باشند. در این میان کامران شیردل و پرویز کیمیاوی نیز به کار دعوت شدند، ولی هیچ یک فیلمی نساختند، تنها شیردل فیلم «چیغ» و به گمانم فیلم دیگری را در آن میان تدوین کرد. حضور کیمیاوی و تلاشهای محمدرضا سرهنگی باعث شد تا پرویز کیمیاوی فیلم بلند سینمایی و مهجور ماندهی «ایران سرای من است» را با تهیهکنندگی سرهنگی و در دفتر کودکان سرزمین ایران در سال ۱۳۷۷ بسازد. مضمون فیلمهای مجموعهی «کودکان سرزمین ایران» آشنایی با چند و چون زندگی کودکان نواحی مختلف ایران بود. برخی از این فیلمها در حد نمایش سیمای عمومی مناطق مختلف ایران و کودکان آن نواحی متوقف میشدند و برخی دیگر که شمار نسبتاً بالایی هم داشتند، موضعگیریهای سیاسی،اجتماعی را نیز چاشنی فیلمها میکردند. به یاد بیاوریم صحنه دویدن کودکان پابرهنه و فقیر جنوب ایران روی لولههای قطور نفت – درفیلم «بچهها در هور بازی میکنند» ساختهی فرزاد مؤتمن و یا نماهای درشت درهای بسته خانههایی در روستا که از فزونی مهاجرت روستاییان به شهرها و نابودی کشاورزی حکایت داشت(در فیلم «راویان کوچک روستای غریب» ساختهی پیروز کلانتری) و یا سختی زندگی و فقری که مهرانفر در فیلم «آتشکاران جنگل» با نمایش تلاش همهجانبهی تمام اعضای یک خانواده جنگلنشین که از راه تولید ذغال امرار معاش میکنند. به ویژه تأکیدی که مهرانفر بر نابودی جنگلها و رابطه فقر و مشکلات زیستمحیطی میگذارد قابل توجه است. گاه فقر فرهنگی که همدوش فقر مادی در روستاها و شهرهای دورافتاده نمودی چشمگیر مییافت به مضمون فیلم بدل میشد. به یاد بیاوریم فیلم «مایسا و ماسان» که به ازدواج زودهنگام پسربچههای دبستانی در نواحی ترکمننشین ایران – جرگلان و ترکمنصحرا – میپردازد. ساختار غالب فیلمها بر ساختاری تصویرگرا و گاه شاعرانه استوار بود. بهرام عظیم پور در فیلم «عروسکهای کمس» با توسل به بیانی تصویرگرا که به شاعرانگی تنه میزد از بستهبودن چرخهی تفریحات کودکان روستایی کردنشین در غرب کشور میگفت و این که چهگونه این دختران از زمان کودکی با عروسکهای دستسازشان زندگی میکنند و چهسان وقتی پا به عرصهی نوجوانی گذاشتند از همان عروسکها برای تجسم آیندهی نه چندان روشنشان سود میجویند تا از کودکان آینده و ازدواجشان نشانی با خود داشته باشد. اگر هم بر آنها گفتار متنی نوشته میشد به صورتی غیرمستقیم نوشته و اجراء میشد. مثلاً به صورت انشاء – در «حال بچههای بندر خوبه» و یا در فیلم «راویان کوچک روستای غریب». در این میان شماری از فیلمسازها بیآنکه از منظری علمی به مردمنگاری بیاندیشند، فیلمهای اجتماعی و فرهنگی خود را با مضمونی مردمنگارنگارانه ساختند. در این میان باید به چند فیلم شاخص اشاره داشت:«عروسکهای کمس» ، «لاین»، «چمر»، «دوبه» ساختهی بهرام عظیمپور، «ملاخدیجه و بچهها» ساختهی ابراهیم مختاری، «عدید و دمام» ساختهی عباس باقریان، «سدهسوزی» ساختهی مسعود کرامتی، «شاگرد عشق» ساختهی هوشنگ آزادیور که به آیینها و موسیقی قومهای مختلف ایران و یا نحوه آموزش سنتی شهرها و روستاهای ایران میپرداختند. لازم به یادآوریست که به رغم گستردگی نسبی تحقیقات این فیلمها، از آنجا که هیچیک از تحقیقات این فیلمها بر متدولوژی تحقیات یک فیلم مردمنگار استوار نبودند، به لحاظ علمی شایستهی اطلاق عنوانفیلم 'مردمنگاری' نبوده و به نظر میرسد بهتر باشد از آنها با عنوان فیلمهایی با مضمون مردمنگاری یاد شود. سانسور و ممیزی هم در ارتباط با این فیلمها بیکار ننشست و مواردی را مطرح میکرد که شاید بر زیبایی و یکدستی ساختار برخی از این فیلمها ضربه زد. از جمله به سبب غرابت عنوان «آتشکاران جنگل» با سرودی که در اوایل انقلاب با عنوان «آفتابکاران جنگل» اجرا و توزیع شد، عنوان فیلم را به «من و پرندههایم» تغییر داد و یا دویدن کودکان روی لولههای قطور نفت را حامل پیامی سیاسی ارزیابی کرده و تا آنجا که به خاطر دارم آن را از بدنه فیلم جراحی کرد! قبل از آن که تولید بیست و شش قسمت نخست مجموعه به پایان برسد، زندهیاد محمدرضا سرهنگی بیست و شش قسمت دوم مجموعه را به تصویب رسانده و زمینه برای تولید بدون وقفهی آن فراهم شد. در آن زمان مدیر شبکه دوم سیما مهدی ارگانی بود که در تصویب و به ثمر رسیدن مجموعه سعی وافر داشت. نکته مهمی که با تولید این مجموعه بدعت گذاشته شد، سهیم بودن محمدرضا سرهنگی و کارگردانان مجموعه در رایت خارج از کشور فیلمهای تولیدی بود. امری که میتوانست باب شده و به استیفای بخشی از حقوق سازندگان فیلمها – حق مؤلف - بیانجامد. زمینهساز چنین پیشنهادی پایین بودن رقم برآورد مجموعه بود تا جایی که در آن روزها خیلیها آن را غیر عقلانی ارزیابی کردند. چنین اعتبار نازلی برای تولید فیلم مستند، سرهنگی را واداشت با طرح پیشنهاد برخورداری کارگردانان از مالکیت حقوق خارجی فیلمها،باب تازهای در امور قراردادهای تلویزیون در تولید فیلم مستند بگشاید. امری که به نگرانی مدیران و تهیهکنندگان تلویزیون انجامیده و زمینه را برای بروز یک سوءتفاهم جدی هموار ساخت. سازشناپذیری زندهیاد سرهنگی و تلاش در راستای استیفای این حقوق، زمینهساز چالش بزرگی شد که نخست به کارشکنی در امر پخش برنامهها انجامید و بعد به ممنوعالکاری زندهیاد سرهنگی منجر شد. استدلال برخی از مدیران تلویزیون این بود که تلویزیون به عنوان نهادی دولتی نباید و نمیتواند بخشی از حقوق خود را به بخش خصوصی و فردی یا افرادی حقیقی واگذار نماید. روند رو به تزاید این چالش تا بدانجا پیش رفت که به فزونی اضطرابها و نگرانیها – به ویژه در زمینه استهلاک وامهای بانکی که صرف تولید چند فیلم بلند سینمایی شده بود – نخست به ناراحتی قلبی و در ادامه به مرگ زندهیاد سرهنگی انجامید. در کنار مجموعهی ۵۲ قسمتی «کودکان سرزمین ایران» در دفتر زندهیاد سرهنگی،شماری فیلم بلند داستانی نیز تولید شد. فیلمهای بلند داستانی که توسط فرهاد مهرانفر کارگردانی شدند عبارت بودند از:«موشک کاغذی»،«درخت جان» و «چریکهی هورام» و فیلمی که با عنوان «ایران سرای منست» توسط پرویز کیمیاوی تولید شد و بخاطر اختلاف بین تهیهکننده و کارگردان، پس از درخشش جهانی آن از چرخه نمایش رسمی و پیوسته کنار گذاشته و هیچگاه اکران نشد. قرارداد شبکه دوم سیما با محمدرضا سرهنگی تولید ۵۲ قسمت فیلم در زمان ۳۰ دقیقه بود. شمار قابل توجهی از این فیلمها در عمل زیر این زمان ارائه شدند که به اعتراض شبکه و الزام تولید زمان باقی انجامید، در این رابطه فیلمهای «میلکان» (مینو کیانی)، برقع(مهتاب منصور)، «هورامان» و «سوتماگ» به کارگردانی پریوش نظریه اضافه بر آن ۵۲ قسمت ساخته و به تلویزیون تحویل شدند. اسامی کارگردانان و فیلمهای بیست و شش قسمت دوم مجموعه کودکان سرزمین ایران به این شرحند: عباس باقریان(«عدید و دمام»)، رضا میرکریمی(«به دنبال بچههای مدرسهی همت»)، فرزاد مؤتمن(«جیران»،«شور گل»)، محمد جعفری(«گازر»)، مجتبی میرطهماسب(«نشان»)، محسن نظری(«پس از خرمن»)، خسرو معصومی(«گته مردی»)، منوچهر طبری(«قطعهای برای شبانان دشت کودکی»)، سعید محصصی(«دخترکم،پسرکم»)، احمد طالبینژاد («اّرُس») ، محمدرضا مقدسیان(«صوفی شاعر قاصدکها»)، مهوش شیخالاسلامی(«سپیدجامگان»)، بهرام عظیمپور(«لاین»)، محمدرضا اصلانی («چیغ»)، ناصر تقوایی(«پیش»)، مسعود کرامتی(«جت،سدهسوزی»)، سعید اکبریان(«نقش خورشید،نقش ماهی»)، حسن بهرامزاده(«غریبهمالا»)، حمیدرضا صلاحمند(«نقش بر آب»)، هوشنگ آزادیور(«شاگرد عشق»)، بهمن قبادی(«دنگ»)، محسن نظری(«هشت قطعه کوتاه شبانی») و آرمان نجم(«سیب،انگور،نمک»). ناگفته نماند که تمامی تولیدات این دفتر به صورت نگاتیو ۱۶ میلیمتری رنگی،تهیه و آرشیو شدند. 'مجموعهی کودکان سرزمین ایران' هیچگاه به طور کامل از شبکههای تلویزیون ایران پخش نشد. نخستین پخش آن به دلیل بروز همان اختلافات، به صورتی مغرضانه و به شکلی نامنظم و پراکنده روی آنتن رفت که با اعتراض زندهیاد سرهنگی روبرو و متوقف شد. قرار بود چند ماه بعد به صورتی شایسته و منظم روی آنتن برود که تعمیق همان اختلافات و کینهورزیها مانع شد. حدوداً در سال ۱۳۸۷ چند برنامه این مجموعه از برنامه «مستند ایران» در شبکه ۴پخش شد و حدوداً در سال ۱۳۸۹ به عنوان پخش آزمایشی آغاز به کار شبکه مستند، شماری غریب به ۲۶ یا ۲۷ قسمت آن مجداداً در این شبکه روی آنتن رفت و با استقبال مخاطبان روبرو شد. در بیان اهمیت مجموعهی مستند «کودکان سرزمین ایران» موارد متعددی را میتوان برشمرد،نخست آنکه فضای مستندسازی را در جامعهی سینمایی پرشور کرده و قوت بخشید.درخشش فیلمهای مستند این مجموعه یکی پس از دیگری به آن منجر شدند که توجه مسؤلان نهادهای فرهنگی و هنری را به سوی سینمای مستند جلب شود.میبینیم که در همانسالها و در جریان برگزاری نخستین جشنواره سیما در زیباکنار مسؤلان کلان تلویزیون، ازجمله قائممقام سیما – دکتر احمد پورنجاتی – و رئیس سازمان دکتر علی لاریجانی – صریحا به غفلت سازمان سیمای جمهوری اسلامی از مستندسازی اقرار میکنند و این که چهسان این غفلت آنان را از ثبت جریان جاری زندگی جامعه دور کرده و به سمت سرگرمی و برنامههای غیرفرهنگی سوق داده است. از دل همین تفکر بود که در همان جشنواره برای نخستین بار طرح تأسیس نهادی به نام «مرکز مستندسازی سیما» مطرح میشود.اگرچه تأسیس این مرکز چند سال به طول انجامید و بعد از تأسیس نیز در اثر فقدان نگاهی تحلیلی و مدیریتی کارآمد، پس از یک چند تولید مستندهای تبلیغی بیارزش، مسؤلان ناگزیر از انحلال آن شدند،لیکن ضرورت تأسیس چنین نهادی را مطرح کرد. از دیگر تأثیرهای مجموعهی کودکان سرزمین ایران ایجاد فضایی پرشوری در مستندسازی بود، فضایی که به مستندسازان جوان این فرصت را بخشید تا بتوانند در کنار بزرگان و پیشکسوتان عرصهی مستندسازی – نظیر ناصر تقوایی، خسرو سینایی، کامران شیردل، پرویز کیمیاوی – و نیز مستندسازان برجسته نسل دوم سینمای ایران – ابراهیم مختاری، محمدرضا مقدسیان، هوشنگ آزادیور و دیگران – به تجربهاندوزی بپردازند. امری که مجموعاً شکوفایی سینمای مستند را در پی داشت. پیآمد دیگری که از درخشش فیلمهای 'مجموعهی کودکان سرزمین ایران' پدید آمد، امکان ساخت فیلمهایی بلند داستانی بود که از جانمایهای مستند برخوردار بودند. پیآمد این، راه برای ورود مستندسازان با تجربهای چون فرهاد مهرانفر به عرصهی سینمای بلند داستانی- اکران هموار شد و به سهم خود در خروج سینمای مستند ایران از بنبست آن روز و نمایش اهمیت آن و استقبال جهانیان از آن نقش بهسزایی داست، همینطور توجه مسؤلان و سیاستگذران فرهنگی را به امر مهم مغفول ماندهای چون سینمای مستند جلب کرد. در پایان مایلم از خاطرهای تلخ یاد کنم،خاطرهی تلخی که به فرجام تلاشهای محمدرضا سرهنگی باز میگردد: حیاط خانه سینما بود و تابوت مرحوم سرهنگی در میان. ما انبوه دوستانش گریان و اندوهگین به آوای حزین مادر مرحوم سرهنگی گوش میدادیم که با ناله میگفت: مستند،فیلم مستند پسرم را کشت. یاد و خاطرهاش گرامی باد.
خلاصه فیلم هفته گذشته 'زندگی و آثار رحیم معینیکرمانشاهی' ساخته امیر صبوری

منبع تصویر، aparatmoeinikermanshahi
رحیم معینیکرمانشاهی تنها یک ترانه سرا نبود. او یک روزنامهنگار طرفدار محمد مصدق بود که به خاطر روزنامهاش 'سلحشوران غرب' به زندان افتاد و شغلش را از دست داد. او به جز اینها نقاش هم بود و دستی هم در فیلمنامهنویسی داشت. مجموعه شعر معروف او 'ای شمعها بسوزید' بارها و بارها در طول این سالها تجدید چاپ شده است . اما سوای اینها او در قامت یک ترانهسرا برای چند دهه ترانههایی پرشور برای آهنگسازان و خوانندگان خلق کرد و بیشتر به همین خاطر شناخته شده است. ترانههایی که هنوز در کوچه و خیابان زمزمه میشوند. برنامه 'گلها'ی رادیو ایران، برای نسلی که حالا دیگر مو سپیده کردهاند، یک برنامه استثنایی برای حفظ موسیقی ایرانی و معرفی هنرمندان موسیقی ایران بود. آقای معینیکرمانشاهی هم یکی از ترانهسرایان این مجموعه بود. امیر صبوری که از علاقهمندان به موسیقی ایرانی است، در یک دوره طولانی پای صحبت او، دوستان و همکارانش نشسته که حاصل آن این فیلم است.
مستند 'زندگی و آثار رحیم معینیکرمانشاهی' مجموعهای از گفتگوهای امیر صبوری، کارگردان با چهرههای نامآور موسیقی و هنر ایران است که کمتر در این سالها از آنها فیلم و تصویر دیده شده است، طوریکه بسیاری از ما با چهرههای این استخوانخردکرده های موسیقی هم آشنا نیستیم. جدای بحثهای تکنیکی و فنی، جمع کردن این همه چهره سرشناس در یک فیلم به نوبه خود در این مجموعه بزرگ کار در خور ستایشی است.
نظرات بینندگان درباره فیلم هفته گذشته
محمد
مستندی که نام و یاد و خاطره مجمعی از ارباب هنر و موسیقی و شعر را به تصویرکشیده است و بهنوعی ادای دین و احترام بهپیشگاه بزرگان موسیقی و آثار ماندگاری بود که در یاد و خاطره جمعی ما بهیادگار خواهد ماند.
عباس
با دیدن این برنامه هم خیلی خوشحال شدم و هم ناراحت. از این بابت خوشحال شدم که ما همچین مفاخری داشتیم که باعث سیر صعودی پیشرفت موسیقی و فرهنگ اصیل ایرانی بودند و از این بابت ناراحتم که با انقلاب اسلامی این پیشرفت قطع شد.
ناهید
سپاس از برنامه فوق العاده عالی آپارات . واقعا همه را خوشحال کردید. دیگر هم مثل ایشان تکرار نمیشود. روحشان شاد و یادشان گرامی.
علی
هرکدام از این اساتید را که در این فیلم دیدم حسرت آن را خوردم که دیگر نه خودشان در میانمان هستند و نه اینکه جانشین شایستهای توانسته جای خالی انها را پر کند.
اسماعیل
دمتان گرم بینظیر بود. آن جایی که استاد خرم دست استاد تجویدی را بوسید گریه ام گرفت.
نجمه
دیشب از شبکه بی بی سی پخش شد و فوق العاده جالب بود. مجموعه ای از هنرمندان فقید و بزرگ از جمله تجویدی، عطءالله خرم، مرضیه، دلکش و دیگران. واقعا زیبا بود و تمام مدت جلوی تلویزیون میخکوب شدم.
شکوفه
بسیار عالی بود. صمیمانه از جناب دکتر صبوری و برنامه آپارات سپاسگزارم. بنده بهعنوان یک جوان متولد اواخر دهه ۶۰ از دیدن اینچنین مجموعهها هم بهخود میبالم و هم بسیار افسوس میخورم . به خاطر روزبهروز کمتر شدن این مقام ادب و موسیقی ایران و از دست دادن این عزیزان و بهخصوص زندگی هنرمند که در جهان سوم بعد از مرگ آغاز میشود. کاش فرصت و امکانات بیشتری برای جناب صبوری و دیگر دوستان زودتر و بیشتر فراهم شود تا افرادی همجون ما پیش از،از دست رفتن این عزیزان آنها را شناخته و درخورو شایسته از آنها تجلیل کنیم و امیدوارم آثار بیشتری از گنجینه جناب صبوری در این شبکه ببینیم به خصوص دیدن مستندی از خود ایشان و زحماتشان در تمامی لحظه ها میتواند به ما وظایفمان را نسبت به کشورمان یادآور شود در آخر با این مسیرهمراه با افت شدید این روزها در بستر هنر ،ادب و موسیقی به قول استاد معینی کرمانشاهی عجب صبری خدا دارد...!
محمد
یاد استاد علی تجویدی و همه اساتید بهنام موسیقی کشورمان گرامی باد.
زهره
با تشکر فراوان از جناب دکتر صبوری، بی نهایت زیبا بود. روح همه اساتید و از جمله جناب معینی شاد باد.
شیما
بسیار زیبا و تأثیرگذار بود، ممنون از تهیه این فیلمِ ارزنده که بسیارى از خاطرات ارزشمند این سرزمین به همراه هنرمندان گرانقدر آن را در خود جاى داده بود.
ناهید
بسیار عالی و بینظیر بود. همیشه شما مردم تشنه هنر و ادبیات ایران را متعجب میکنید باز هم سپاسگزارم.
عرفان
درود و سپاس فراوان ، با پخش این فیلم شب بینظیری برای ما ساختید. دیدن این همه اسطوره در یک فیلم ، همراه با شنیدن صداهای آسمانی ، بسیار شگفتانگیز بود.
نوشیروان
نامی از مجموعه بزرگ شاهکار معینی بزرگ که 'تاریخ منظوم ایران بعد از ساسانیان تا ابتدای زندیه' است برده نشد. ایشان فردوسی کرمانشاهی هم هستند تا ابد.
سمیرا
عالی بود. بعد از پخش چندین فیلم تکراری تو هفته های اخیر این برنامه معرکه بود.با همه وجودم از دیدنش لذت بردم.
حشمت
امروز فیلم را دیدم و مبخکوب شدم جلوی تلویزیون. اشکم سرازیر شد. آخر این ترانه ها را ما بیشتر احساس میکنیم.
ناصر
شاهکار بود. واقعا لذت بردم. این فیلم یک سند تاریخی برای موسیقی ایران هست.
پارسا
این خدایان صدیق و با شرف موسیقی ایران زمین که در این فیلم حتی برای چند ثانیه، دیده شدند، باعث بغض و مباهات و غرور هر ایرانی هستند، که این فرشتگان گوشهای از تاریخ ارزشمند موسیقی ایران زمین هستند.
سید آقا
حیف که این ستارههای درخشان یکی یکی خاموش میشوند و به چنگال مرگ میافتند. اگر در پایان فیلمها نقد شوند (حداقل برای چند دقیقه) و نظریات مردم در مورد هر فیلم در برنامه گنجانیده شود، برنامه تان پربارتر خواهد شد.
مرتضی
سپاس از برنامه زیبای اپارات که مخصوص استاد رحیم معینی کرمانشاهی ساخته شده و پخش شد. بسیار راضی و خشنود هستم. چرا که استاد کرمانشاهی از مفاخر شعر و ترانه ایران بودند و هستند.
برادری
با تشکر از شما به خاطر پخش مستند زیبای زندگی و آثار استاد معینی کرمانشاهی . قطعا این ترانه سرای بزرگ کشورمان تکرار نشدنی است و باید به سازندگان مستند هم درود گفت که در این زمانه ای که هنر و فرهنگ ایران به فراموشی سپرده شده این افراد توانستند تصاویر آرشیوی ارزنده را در این مستند گرد هم بیاورند تا نسل جوان امثال من هم بتوانیم با این مفاخر بزرگ بیشتر آشنا بشویم .
پیمان
فیلم بسیار خوبی بود. قسمتی که استاد اکبر گلپایگانی صحبت میکردند و یک قطعه آواز هم خواندند فوق العاده بود.
لیلا
بسیار خوب بود. تهیه چنین برنامههایی هرچند زحمات و تلاش فراوان برای شما دارد، اما از سوی دیگر یاداور گنجینه هنر بزرگانیی است که یادشان باعث غرور و مباهات برای تمامی هنر دوستان این سرزمین است.
امید که را ه چنین بزرگانی توسط عزیزان هنرمند این عرصه ادامه یابد.
فریده
بسیار زیبا اما فشرده و کوتاه بود. بهتر است فیلمهاى مستند و با ارزش از اشخاص هنرمند و تکرارناشدنى در هنر و موسیقى سرزمین ایران با ابعاد گستردهترى تهیه شود تا این ارزشها بهگونهاى نگهدارى شود که همچنان در سینه هنردوستان جاودانه است.
مجتبی
بسیار برایم خاطره آور بود . همینطور که در پایان برنامه گفتید، جمع آوری اینهمه فیلم و مطلب خیلی زیبا و گرانقدر است .
علی
کمال سپاس از چنین برنامههای مستندی که از مفاخر و مشاهیر ارائه میدهید که نسل جدید را با این عزیزان آشنا میکنید و یاد آور میشوید که ایران ما زمانی هنرمندان و مفاخر بزرگی داشت و با چه وسواسی آثار زیبا را خلق میکردند و نسل قدیم را دلتنگ آن دوران میکنید کمال تشکر دارم.
آرشیو برنامه های آپارات
برای دسترسی به صفحات برنامههای گذشته آپارات روی <link type="page"><caption> اینجا </caption><url href="http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2014/09/140924_aparat_archive" platform="highweb"/></link>کلیک کنید.
مشاهده برنامه از طریق وبسایت بیبیسی فارسی
این فیلم در ساعات اعلام شده در جدول زیر از طریق <link type="page"><caption> کلیک بر روی اینجا، لینک پخش زنده تلویزیون وبسایت بیبیسی فارسی</caption><url href="http://www.bbc.com/persian/tvandradio/2013/08/000001_bbcpersian_livetv" platform="highweb"/></link>
و یا <link type="page"><caption> اینجا، لینک پخش زنده تلویزیون بیبیسی فارسی در کانال بیبیسی فارسی در یوتیوب</caption><url href="https://www.youtube.com/watch?v=YcoDq03h31c" platform="highweb"/></link> نیز قابل مشاهده است.
آدرس پست الکترونیک برنامه آپارات: <link type="page"><caption> aparat@bbc.co.uk</caption><url href="aparat@bbc.co.uk" platform="highweb"/></link>
آدرس فیس بوک برنامه آپارات: <link type="page"><caption> https://www.facebook.com/aparatonbbc</caption><url href="https://www.facebook.com/aparatonbbc" platform="highweb"/></link>
*ممکن است هنگام پخش خبر فوری، محتویات این صفحه و این برنامه بدون اعلام قبلی تغییر کند.











