حمایت لفظی، تردید عملی؛ آیا ترمز حمله به ایران کشیده شد؟

منبع تصویر، Getty Images
- نویسنده, مهرنوش پورضیایی
- شغل, بیبیسی
«ناو هواپیمابر لینکلن» که در دهههای گذشته برای اغلب ایرانیان صرفا نامی در متن اخبار خارجی بود، بعد از دو هفته کشتار و سرکوب در ایران، دیگر یک پایگاه هوایی شناور و دوردست روی نقشه به نظر نمیرسد. این غول صد هزار تنی با گروه ضربتش حالا برای بسیاری به علامت سئوالی متحرک تبدیل شده و تغییر مسیر آن با دقت تعقیب میشود. آیا وعده دونالد ترامپ مبنی بر «در راه بودن کمک» به زودی عملی خواهد شد؟
با توجه به قطع اینترنت، اطلاعات محدودی از داخل ایران به بیرون میرسد. هرچند تصور میشود اعتراضهای خیابانی، بعد از سرکوب خونین حکومت، تا حد زیادی فروکش کرده باشد، اما تنشها در بیرون از مرزهای این کشور همچنان ادامه دارد و بعضی از تحلیلگران همچنان اقدامی از سوی آمریکا را محتمل میدانند.
دو مقام ارشد سابق پنتاگون در گفتوگو با بیبیسی فارسی، پیچ و خمهای تصمیمگیری در وزارت دفاع و شورای امنیت ملی کاخ سفید را شرح میدهند و میگویند جستوجو به دنبال گزینههای عملی در واشنگتن با جدیت ادامه دارد. به گفته آنها آنچه «تغییر نگاه رئيس جمهور آمریکا در زمینه حمایت نظامی از معترضان» به نظر میرسد، بیش از هرچیز به محدودیتهای واقعی در هر گونه اقدام نظامی، شکافهای درون دولت و سبک غیرمتعارف و شخصی رئیسجمهور آمریکا گره خورده است.
بر اساس این ارزیابیها، دستگاه امنیتی و نظامی آمریکا با پرسشهای دشواری دست به گریبان است. «عدم قطعیت درباره آنچه روز بعد از حمله رخ خواهد داد» و ناکامیهای تاریخی آمریکا در مهندسی یا «پیشبینی نتیجه سیاسی اقدامات نظامی» این کشور در منطقه، تنها بخشی از پرسشهای پیش روی مشاوران نظامی در واشنگتن است.
آنها تاکید میکنند با غیاب معترضان در خیابان و «نبود اقدامی تحریکآمیز از سوی تهران»، اقدام نظامی برای واشنگتن دشوار و پرچالش خواهد بود، اگرچه سبک و سیاق تصمیمگیری دونالد ترامپ نشان داده است که ورق هر لحظه ممکن است برگردد.
از حلقه ای تا اتاق بیضی؛ جستجو به دنبال گزینه طلایی

منبع تصویر، Getty Images
دو دقیقه مانده به ساعت سه بامداد جمعه، دوم ژانویه، پنتاگون در گیرودار نهایی کردن شبیخون به کاخ ریاست جمهوری ونزوئلا و گرفتن «نیکلاس مادورو» بود که ناگهان یک ماموریت مهم دیگر در دستور کار آن قرار گرفت.
دونالد ترامپ در چند خط از «تفنگ سرپر و آماده» واشنگتن در حمایت از معترضان ایران، در صورت کشتار حکومت خبر داد. در بیرونیترین دیوار پیرامونی ساختمان پنجضلعی وزارت دفاع، که به حلقه «ای» (E-Ring) معروف است و دفاتر مقامهای ارشد و تصمیمگیرنده پنتاگون را در خود جای داده، ماموریت تازهای تعریف شد.
ماموریتی که هدف آن رساندن هرچه سریعتر ارزیابیهای اطلاعاتی، سناریوهای عملیاتی و برآورد هزینه و فایده گزینههای پیش روی رئیسجمهور به «پیت هگست»، وزیر دفاع آمریکا بود.
به گزارش رسانههای آمریکا کمتر از ۳۶ ساعت بعد از این موضعگیری آقای ترامپ، اولین پیش نویس از این پرونده روی میز رئيس جمهور آمریکا بود؛ پیشنویسی که یک مشکل اساسی را پررنگ میکرد. هیچ ناوهواپیمابر آمریکا در آبهای منطقه نیست. در صورت هر حمله معنیداری به ایران و تلافیجویی متعاقب تهران، آرایش نظامی موجود در خلیج فارس سپر دفاعی بدون خللی برای دفاع از پایگاههای آمریکا و متحدانش در برابر سیل موشکهای ایران نخواهد بود. جلسه شنبه شب بدون تصمیمگیری نهایی تمام شد تا گزینهها سرفرصت بررسی شوند.
وقتی از مارا کارلین، معاون سابق وزارت دفاع آمریکا پرسیدم که «رئيس جمهور خبر نداشت که ناوهواپیمابری در خلیج فارس ندارد»، پاسخ داد: «ممکن است خود رئيس جمهور خیلی به این موضوع توجه نکرده باشد اما مطمئن باشید کسانی که از وزارت دفاع به او مشاوره میدهند حتما بر این موضوع تاکید کردهاند. احتمالا یک سؤال بزرگ این بوده که ایالات متحده و شخص رئیس جمهور چه هدفی را دنبال میکند. رئيس جمهور ترامپ تا امروز نشان داده هر وقت سراغ گزینه نظامی میرود، استفادهاش خیلی کوتاه و با هدفهای خیلی مشخص و محدود است.» به همین دلیل «میتوان تصور کرد که اگر مشاوران نظامی به او گفته باشند که نیروی کافی در منطقه نداریم و حتی اگر حمله هم بکنیم، نتیجه قطعی ندارد، رئيس جمهور با خودش بگوید پس الان وقت چنین کاری نیست.»
روایت مقامهای نظامی و چهرههای کلیدی دوره اول دونالد ترامپ مانند ژنرال فرانک مکنزی، فرمانده سابق سنتکام و جان بولتون، مشاور امنیت ملی سابق آقای ترامپ نشان میدهد که پنتاگون برای سناریوهای کلاسیک معمول خود مانند حمله به تاسیسات هستهای ایران یا پایگاههای نظامی و زیرساختهای نفتی ایران، سالهاست طرحهای دقیق و چندباره بازبینیشدهای در اختیار دارد؛ طرحهایی که از انتخاب نوع مهمات تا مسیر پرواز و پیامدهای حقوقی و سیاسی و هر گزینه ممکن را در نظر میگیرد. دونالد ترامپ در اقدامی بیسابقه در تابستان امسال بر اساس یکی از آنها به تاسیسات هستهای ایران حمله کرد.
با این همه یک مقام ارشد سابق پنتاگون که نخواست نامش ذکر شود به بیبیسی گفته است با توجه به بیسابقه بودن تصمیم آقای ترامپ در مواجهه با رخدادهایی مانند سرکوب اخیر و خونین معترضان، «لزوما برنامه آمادهای» برای اقدام علیه ایران در دست نیست و بخشی از کار، باید از نقطه صفر بازتعریف شود. به گفته او اگر رئیسجمهور خواستار اقدام نظامی برای «حمایت از معترضان» باشد، اولین پرسش در پنتاگون نه نوع بمب، که هدف سیاسی رئيس جمهور است: «آیا قرار است فقط پیام هشدار به تهران ارسال شود و هزینه سرکوب بالا برود، یا هدف، تضعیف ساختار امنیتی و حتی تغییر رژیم است؟»
پیچیدگی دیگر کار اینجاست که مشاوران نظامی رئيس جمهور آمریکا میدانند که او رئيس جمهوری غیرمتعارف است که لزوما از الگوهای معمول سیاسی در واشنگتن پیروی نمیکند. پاسخ به همین سؤال، فاصله میان سناریوی حمله نمادین به ساختمانهای خالی یا مقرهای بسیج و سناریوی بسیار پرخطرتر هدف گرفتن رأس هرم قدرت، مانند آیتالله خامنهای، را مشخص میکند.
خانم کارلین میگوید: «در حال حاضر یک جستوجوی جدی برای یافتن گزینهها در جریان است. پرسش این است که چه گزینههایی در دسترس است و هر کدام چه دستاوردی میتواند داشته باشد. تصور نوعی اقدام سطحی و ظاهری دشوار است. بنابراین، از یک جهت، رئیسجمهور ترامپ و تیمش در حال سبکسنگین کردن این هستند که آیا دست به اقدامی نمایشی و چشمگیر بزنند یا اینکه اصلا هیچ کاری نکنند.»
معاون سابق وزارت دفاع آمریکا به مشکل دیگری اشاره میکند که برخی از رسانههای آمریکایی از آن به عنوان «جستجوی آقای ترامپ به دنبال گزینهای با نتیجه صد در صد و قطعی» یاد کردهاند. او میگوید «من تا کنون به چشم خود یک گزینه نظامی با ضمانت صد درصدی ندیدهام. همیشه میزان مشخصی از ریسک و مخاطره گریزناپذیر وجود دارد.»
تردیدها و مخاطرات

منبع تصویر، Khamanei.ir
هر بحثی درباره «گزینه نظامی» در واشنگتن، بلافاصله موضوع تلافیجویی ایران را روی میز میآورد. به گفته یک مقام سابق پنتاگون، ایران همچنان صدها موشک بالستیک در اختیار دارد و دهها پایگاه آمریکا با نزدیک به ۳۰ هزار نیروی آمریکایی در منطقه در تیررس این موشکها قرار دارند. او یادآور میشود که در روزهایی که بحث حمله جدیتر شده بود، نبود ناو هواپیمابر در منطقه، برای برخی برنامهریزان «هم خطرناک و هم عجیب» بود؛ چون ناو و گروه ضربتی همراهش سهم مهمی در دفاع موشکی و مدیریت درگیری دارند.
توصیهها به رئيسجمهور در واشنگتن طیف متفاوتی از گزینهها را در برمیگیرد. از اقدام نظامی و تغییر رژیم تا توقیف نفتکشها و تحریم، حمله سایبری، کمکهای ارتباطی یا عملیات مخفیانه و دراماتیک، شبیه گرفتن رئیس جمهور ونزوئلا،
این مقام سابق پنتاگون میگوید اگر گزینه نهایی، حملهای «بسیار دراماتیک» در سطح هدف گرفتن رهبر ایران باشد، برآورد آن است که تهران به دنبال پاسخی «متناسب» و بسیار سنگین خواهد بود. پاسخی که بدون چتر دفاع موشکی و تدارک جدی، میتواند به بهای سنگین برای نیروها و پایگاههای آمریکا تمام شود. به گفته او در نقطه مقابل، حملهای محدود به ساختمانهای خالی یا برخی مراکز بسیج یا وزارت اطلاعات، بهویژه در ساعات شب، میتواند هم پیام سیاسی به تهران بفرستد و همزمان احتمال واکنش شدید ایران را کاهش دهد، اما تغییری در توازن قوا میان معترضان و حکومت ایجاد نخواهد کرد.
از سوی دیگر معمای «روز بعد از حمله» نیز ذهن بسیاری از مشاوران را به خود مشغول میکند.

منبع تصویر، AP
در بهار سال ۲۰۰۳ جورج بوش، رئيس جمهور آمریکا بر عرشه ناو هواپیمابر لینکلن پایان همراه با موفقیت ماموریت جنگ عراق را اعلام کرد. اما این جنگ هفت سال دیگر هم طول کشید و جان هزاران سرباز آمریکایی را گرفت.
سابقه درگیریهای میان ایران و آمریکا چه کشتن قاسم سلیمانی، فرمانده سابق نیروی قدس سپاه و چه در جریان جنگ دوازده روزه نشان داده که ایران عموما تلاش کرده در تلافیجویی خود یا «پاسخ متناسب» بدهد و یا حق خود را برای مقابله به مثل محفوظ اعلام کند.
به گفته یکی از مقامهای سابق پنتاگون با فروکش نسبی حضور خیابانی معترضان ممکن است در نهایت حرکت ناو لینکلن به سوی خلیج فارس بیش از آنکه تعهدی قطعی برای ورود مستقیم به میدان باشد، به ابزار حفظ گزینهها و ارسال سیگنال بازدارندگی به تهران و حتی ادامه سیاست فشار حداکثری با تهدید منابع نفتی ایران برای کشیدن دوباره ایران به میز مذاکره تبدیل شود. اما آیا زمانی که هزینه عملیاتی ناوی چون لینلکلن روزانه پنج و نیم میلیون دلار تا بیش از هشت میلیون دلار، بسته به ماموریت برآورد شده، آمریکا چنین اقدامی را بدون قصد حمله انجام خواهد داد؟»
مارا کارلین میگوید «اگر مردم در خیابان نباشند، کار خیلی سخت میشود؛ و چالش همین است. گروه رزمی ناو هواپیمابر احتمالا اواسط هفته آینده به منطقه میرسد و شاید اگر اوضاع ظاهرا آرام باشد و مردم در صحنه نباشند، لینکلن با هدف بازدارندگی در منطقه بماند، یا اینکه حرکت کند و به جای دیگری برود.»
آنچه تا کنون قطعی به نظر میرسد غیرمتعارف بودن دونالد ترامپ در تصمیمهایش است. او در جریان جنگ دوازده روزه نیز ابتدا گفت آمریکا در حمله به ایران شرکت نمیکند اما به یکباره دستور حمله به تاسیسات هستهای ایران را صادر کرد. در یک سال گذشته به گزارش سازمان غیرانتفاعی «پایگاه داده رویدادها و مکانهای درگیریهای مسلحانه» (ACLED)، آمریکا دست کم ۶۲۶ حمله هوایی به کشورهای مختلف جهان از جمله سومالی، ایران، یمن، نیجریه، ونزوئلا، عراق و سوریه انجام داده که همه با تایید رئیس جمهور آمریکا انجام شده است.
مارا کارلین میگوید: «در حال حاضر با یک راز طرف نیستیم، این یک معما است. همین موضوع است که اوضاع را بسیار دشوار میکند، چون در یک ریاستجمهوری سنتیتر، شما بهتر میدانید که دولت چه زمانی حاضر است از نیروی نظامی استفاده کند و چه وقت از این کار میپرهیزد. اما در مورد رئیسجمهور ترامپ، همهچیز بسیار نامعلوم و فهمیدن آن واقعا دشوار است.»













