'چهلمنبر' و 'نقش آرزو' در آپارات
این هفته در آپارات دو فیلم 'چهلمنبر' ساخته حمیده شریفراد و 'نقش آرزو' ساخته رعنا علیپور به نمایش درمیآیند.
درباه فیلم 'چهلمنبر'

منبع تصویر، aparatmenbar
نذر برای برآورده شدن آرزو و یا خواسته برای همه یک رسم شناخته شده است . در بعضی از این آیین ها خرافات به شدت با مذهب آمیخته شده . از پیچیدگیهای مذهبی و جزییات این آیینها که بگذریم . زیارتگاه ها و مراکزی که برای جمع آوری نذرها بهوجود آمدند هم تنوع و گسترگی زیادی دارند. اما اصل ماجرا چیز دیگری است. کسی که به هر دلیلی دچار مشکل جسمی یا روحی است، برای حل مشکلاش نیاز به راه حل دارد، وقتی که فرد راه حل گرفتاریاش را از طریق راههای طبیعی و موجود نمیتواند پیدا کند، متوسل میشود به هر روش، دستاویز یا راهی که به او امید به حل شدن مشکلاش را میدهد. این متوسل شدن شیوههای گوناگونی دارد که در هر کجا متفاوت است . در ایران و بسیاری کشورهای دیگر این رویه با مذهب به شدت در آمیخته و رنگی کاملا مذهبی به خودش گرفته . امامزادهها، زیارتگاهها، سقاخانهها و اماکن مذهبی در کنار آدم هایی که به اصطلاح 'خوابنما' میشوند یا داعیه شفابخش بودن دارند، کانون همه این دعا و نذرها برای رفع گرفتاری ها هستند. مراسم چهلمنبرکه مختص زنان است، آیینی است که در ایران ریشه بسیار قدیمی دارد و درلرستان و چند شهردیگر ایران از جمله بیرجند ، لاهیجان و مشهد با نام های متفاوت مثل هفت منبر ، پنج منبر و غیره انجام میشود. اما مراسم چهلمنبری که در استان لرستان به ویژه شهرستان بروجرد انجام میشود، قدیمی ترین شکل این سنت است. سنتی که در آن زن ها برای عملی شدن آرزوهاشان سر و صورت خودشان را پنهان میکنند و روزه سکوت می گیرند و به راه می افتند و برای دریافت حاجتهایشان از امام حسین در چهل محل مذهبی شمع روشن میکنند. فیلم 'چهلمنبر' به این موضوع می پردازد.
ویژگی فیلم
فیلم 'چهلمنبر' روایتی از یک آیین قدیمی مذهبی و باورها و پرسشهایی است که در این مورد وجود دارد. فیلم محصول سال ۱۳۸۷ است و در آن فیلمساز در فیلمش سعی کرده با تدوین موازی رویدادها و نظرات، بدون آن که قضاوتی داشته باشد، تصویری از یک رسم مذهبی و یک اعتقاد عجیب دریک منطقه به دست دهد.
درباره کارگردان

منبع تصویر، aparatsharifirad
حمیده شریفراد، مستند ساز متولد سال ۱۳۶۱ در تهران، دانشآموخته رشته تصویر برداری و عکاسی از هنرستان تهران و فارغ التحصیل فیلمسازی و تدوین از انجمن سینمای جوانان تهران و عضو انجمن مستند سازان خانۀ سینما است. فعالیت فیلمسازی را در سال ۱۳۸۰ با ساخت مستندی کوتاه از زندگی یک زوج کهنسال روس در تهران آغاز می کند و چند ماه پس از آن مستند کوتاهی دربارۀ روزهای اول زلزله بم می سازد. فیلم های وی عبارتند از مستند های : 'شب های مسکو'، 'زمین می لرزد'، پشت صحنۀ فیلم 'زیر درختان زیتون' ، 'یک گفت و گو با عباس کیارستمی'، 'نرسیده به درخت'، 'جهل منبر' ، 'همه باید بمیریم' . او در فاصلۀ سال های ۱۳۸۸ تا ۱۳۹۰ دو فیلم مستند ساخته که هنوز امکان نمایش آن ها فراهم نشده است. آثار او علاوه بر شرکت در چند جشنواره داخلی و خارجی، در مراکز فرهنگی و دانشگاهها نیز نمایش داده شدهاند. او هم اکنون مشغول ساخت مستند بلندی دربارۀ تاریخ مطبوعات سینمایی و جامعۀ منتقدین سینمای ایران است.
نگاه کارگردان
آن چه باعث شد به سمت ساخت فیلمی درباره این مراسم بروم اعتقاد عجیب و باور نکردنی مردم به خصوص خانم ها به مراسم چهل منبر برای به دست آوردن خواسته هایشان بود. رابطه نزدیک خرافات و مذهب و در واقع رابطۀ اعتقادات سخت خرافی با چهره واقعی زندگی در این گونه مراسم به شدت به یکدیگر گره خورده و این جالب ترین موضوع برای من بود. با دیدن این مراسم سوالات زیادی برایم به وجود آمد. این که چرا خانمی برای بچه دار شدن به جای مراجعه به پزشک به سقاخانه پناه می آورد، چرا دختران جوان برای ازدواج کردن به روشن کردن شمع متوسل می شوند؟ چرا مردمی که در فیلم می بینیم نمی دانند امام حسین کیست اما خواسته هایشان را از او طلب می کنند و اگر به زعم آن ها خواسته هایشان را ندهد همین مردم معتقد مذهبی با او قهر می کنند. ساخت این فیلم یک طرح پرسش با تماشاگری است که در این عصر برای دستیابی به نیاز های مادی و معنوی خود به جای تلاش و حرکت به سوی آن، به گرو نگه داشتن شمع ، استکان و چراغ پناه میبرد . مردمی که برای نشان دادن ایمانشان به سرو صورتشان گل می مالند ، به سختی می گریند و به سقاخانه هایی که در سراسر شهر بر پا شده هجوم می برند. همان طور که در فیلم می بینید کسی نمی داند چهل منبر از چه زمانی بوده؟ چرا بوده و چه کسی آن را آغاز کرده ؟ در فیلم هر کسی فقط تصورات ذهنی خود را بیان می کند . من سعی کردم با ساخت این فیلم اشاره ای هر چند کوچک و مختصر به رابطۀ ناگسستنی خرافات و دین با واقعیت زندگی روزانۀ مردم در این گونه مراسم داشته باشم و تا جایی که خود موضوع اجازه میداد سعی کردم با تزریق مستقیم دیدگاه های خودم آن را به فیلمی تک بعدی تبدیل نکنم . در ابتدا برای ساخت این فیلم از یک فیلمبردار آقا کمک گرفتم که بعد از گذشت زمان کوتاهی با واکنش منفی زن هایی مواجه شدم که شرط همکاری اشان عدم حضور فیلمبردار مرد بود . بنابر این مجبور شدم برای این که در همه جا با آن چهار نفر خانم حضور پیدا کنم، تصاویرم را خودم فیلمبرداری کنم . هر چند که سخت بود و متاسفانه تصاویر هم آن طور که باید ثبت می شد نشد اما فکر می کنم بهتر از هرگز ثبت نشدنش بود.
درباره فیلم 'نقش آرزو'

منبع تصویر، aparatarezoo
راه و روش های غریب دیگری هم برای گرفتن حاجت و گره از کار گشودن در مکانهای دیگر ایران هست که بسیاری از آنها ریشه در خرافات و افسانه ها دارند . از نذر نخود و قسم دادن مقدسین گرفته تا فوت کردن و ورد خواندن وخوابنما شدن و درخت مقدس و مار مقدس دیدن و خیلی کارهای دیگر. زیارتگاهها بقعهها و سقاخانهها در هر منطقه هم رسم و رسوم خودشان را دارند. 'آب باد' جایی است که مردماش برای رسیدن به آرزوهاشان، آنها را روی سنگ و خاک نقاشی میکنند . فیلم 'نقش آرزو' سری می زند به 'آب باد' و با پسرک شمعفروش و زندگیاش ما را آشنا میکند.
ویژگی فیلم
فیلم 'نقش آرزو' ساخته رعنا علیپور حکایت مردمی است که هر کدامشان آرزویی دارند و راه عملی شدن این آرزوها را در نقاشی کردن این خواستهها روی زمین میبینند. این که ریشه این آیین به چه دوره ای برمی گرده خیلی روشن نیست اما آمیزشاش با مذهب و قصه های مذهبی آن را تبدیل کرده به یک رسم مذهبی . فیلم دو بخش دارد: بخشی که به تصویر کردن این آیین و باورهای مردماش میپردازد و بخش دیگری که به زندگی پسرک شمع فروش در این زیارتگاه اختصاص یافته و لحنی داستانی مستند به فیلم داده است .
درباره فیلمهای هفته گذشته 'چه سرسبز بود دره ما' و 'یاهو'

منبع تصویر، aparatvalley
ترک خانه و دیار همیشه سخت است، بهخصوص وقتی این کوچ اجباری باشد و این دوری از روی ناچاری. در دهه هفتاد و هشتاد در ایران سدسازی برای کمک به صنعت و کشاورزی مناطق مختلف رونق داشت . اما آب گیری این سدها میتوانست درعین حال بلای جان روستاهای کوچک حاشیه سدها شود. چنین اتفاقی معمولا به مذاق روستانشینانی که مجبور به ترک دیار خود میشوند، خوش نمیآید. مستند 'چه سرسبز بود دره ما' حکایت همین گروه از مردم است. آنها که برای نجات از زیر آب رفتن زندگیشان دل به امید معجزه امامزاده محل بستهاند. ماجرا در نزدیکی شهرستان ایذه در خوزستان رخ میدهد و حکایت یک روستا از ۶۳ روستایی است که در معرض خطر زیرآب رفتن قرار داشتهاند.

منبع تصویر، aparatyahoo
'یاهو' فیلمی کوتاه درباره دراویش افغان و مراسم ویژه آنها است، گروهی که کمتر آشنایی با آنها و مراسمشان داریم. در دوره طالبان این دراویش هم مثل دیگر گروه های افغان در معرض محدودیت و فشار قرار گرفته بودند اما بعد از سقوط طالبان توانستند برنامهها و مراسمشان را از سر بگیرند. این فیلم نگاهی کوتاه دارد به مراسم سما درویشان در افغانستان .
نظرات بینندگان درباره فیلم هفته گذشته
الناز از هر دو فیلم خوشم آمد. کلا فیلمهایی از این دست را دوست دارم. میخواستم به خانم جغتایی هم بابت فیلمی که ساختند تبریک بگویم. منتظر کارهای دیگر ایشان هم هستیم. یاهو هم به نظرم فیلم جالبی بود، درباره دراویش افغان. فقط شنیده بودم اما با این فیلم توانستم مراسمشان را هم ببینم.
علی
به نظر من هیچ کدام از این فیلمها جالب نبود. در فیلم اول که داشتند باقی مانده یک جنازه را در گونی می ریختند، آن همه داد و فغان مردم مخصوصا زنها اصلا صحنه قشنگی نبود. بخصوص اگر آدم بخواهد همراه خانواده و بچه ها فیلم ببیند. فیلم دوم هم که هیچ زیبایی و هدف خاصی نداشت. درکل بهتر است که از این فیلمها پخش نشود و یا قبلش اخطار بدهند.
محمد
این امام زادهها که نمیتوانند خودشان را درست کنند، چطور میتوانند مردم را نجات بدهند.
حمید
پارسال با هم دسته جمعی رفته بودیم زیارت و امامزاده سرجاش بود . آب کجا بود که امامزاده رو ببرد؟
مسلم
اینجا سرزمین مادری من بود که به تصویر کشیدید و درد دلهای این مردم را به بقیه گفتید.
ناهید بانو
چقدر دره من سبز بود،مستند جالبی بود . خوزستانی ها خوب میفهمند وقتی این همه سرمایه و سرزمین و ثروت به کشورت میبخشی اما آسایشت را از تو میگیرند یعنی چه.
دژبان
خيلی جالب بود. نه جالب کلمه مناسبی نيست. راستش در فرهنگ لغاتم کلمه مناسب را برایش پيدا نميکنم. هر چيزي دربرابر تغيير, محکوم به شکست است.
راما
در فیلم اول، مردم نگذاشتند سگ بیچاره توله هایش را با خودش ببرد اما خودشان حتی استخوان امواتشان را بردند.
زهرا
دو فیلم دیشب مثل اکثر فیلمهای آپارات جالب و خاص بود و ه نظرم جهل وخرافات مردم را خیلی خوب نشان میداد. فقط فیلم اول ؛ آخرفیلم اگر نشان میداد از قبر امامزاده هم چه بیرون میآید خیلی بهتر بود. ولی فکرکنم کارگردان ترسیده تابوها شکسته شود.
سنا
عاليه اين فيلم اول، يكي از بهترين مستندهايی است كه تا بحال ديدهام. فيلمبرداری تورج اصلانی هم مثل هميشه بی نقص است.
مرتضی
چقدر دنبال چنین اطلاعات تصویری از افغانستان بودم و با دیدن فیلم دوم آنها را یافتم. متشکرم
مینا
در یک کلام باید بگویم فیلم اول که گریه من را در آورد. خیلی زیبا و با معنی بود. دلگیر و همچنین تاسف بار بود. من که قادر نیستم که خودم را با هم وطنان عزیزم که آسیب به آن ها رسیده بود، هم درد کنم. اینقدر غمگینم که حد ندارد. چه بی سبب زندگی و خانه و کاشانه عزیزان از بین میرود. چه غمگین بود،ناله مادران عزیز که اینگونه خود را به دامن امامان انداخته بودند برای نجات ماوای خودشان. من هم پا به پای انها گریه کردم. من از خدا می خواهم که به همه بنده های خودش در هر جای دنیا کمک و یاری کند. خدایا این انسان های صادق، زحمت کش، با این دستان پینه بسته، چه گناهی کرده بودند به جز عشق به خدا و امامان. به امید روز های خوب و خوش برای همه زحمت کشان دنیا.
آدرس پست الکترونیک برنامه آپارات: کلیک<documentLink href="" document-type=""> aparat@bbc.co.uk</documentLink>
آدرس فیس بوک برنامه آپارات:کلیک<documentLink href="" document-type=""> https://www.facebook.com/aparatonbbc</documentLink>
*ممکن است هنگام پخش خبر فوری، محتویات این صفحه و این برنامه بدون اعلام قبلی تغییر کند.











