«نکند فقط ویرانه بماند؟»؛ بالا گرفتن تردید میان حامیان جنگ در ایران

یک ساختمان ویران شده و چند نفر در اطراف آن، یک زن ناراحت دستش روی شانه زن دیگری انداخته است

منبع تصویر، Reuters

    • نویسنده, بخش مانیتورینگ بی‌بی‌سی
  • زمان مطالعه: ۶ دقیقه

یکی از ساکنان تهران به بی‌بی‌سی می‌گوید: «ما فکر می‌کردیم آنها همه سران نظام را می‌کشند و پس از چند روز رژیم سقوط می‌کند اما حالا به هفته دوم جنگ رسیده‌ایم و هر شب از شدت انفجار‌ها خواب نداریم».

او در ابتدا هوادار جنگ بود اما به تدریج دلسردی و ناامیدی در وجودش رشد کرد.

برای برخی ایرانیان مخالف حکومت در ایران جنگ امیدی برای سرعت بخشیدن به تغییرات سیاسی بود که اکنون ناچار به ارزیابی مجدد دردناکی درباره آن شده‌اند. کم‌کم این پرسش برای آنها به وجود آمده که هزینه جنگ در نهایت بیشتر از هر‌گونه نتیجه سیاسی که انتظار داشتند خواهد بود.

هرچند برخی هنوز استدلال می‌کنند که فشار نظامی خارجی شاید تنها راه واقع‌بینانه برای تضعیف نظام حاکم است.

بسیاری از مقامات اسرائیلی و آمریکایی این جنگ را به طور عمده تلاش برای کاهش توانمندی‌ها و تهدیدات هسته‌ای و موشکی ایران تلقی می‌کنند.

اما برخی از جمله دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا اشاره کرده‌اند که هدف نهایی می‌تواند تغییر رژیم هم باشد.

از دید برخی منتقدان نظام مذهبی ایران این اشاره امید‌هایی ایجاد کرده است که فشار خارجی می‌تواند به طور چشمگیری تغییر رژیم را تسریع کند.

گفتگو با برخی ایرانیان داخل کشور تصویر پیچیده‌تری در برابر ما قرار می‌دهد.

از زمان شروع جنگ تماس خبرنگاران با مردم در داخل ایران به‌شدت دشوار شده است چون دولت ایران از ۲۸ فوریه دوباره اقدام به قطع تقریبا کامل اینترنت در سراسر کشور کرده است.

با وجود محدودیت‌های ارتباطی بی‌بی‌سی توانسته است با چند ایرانی مخالف حکومت گفتگو کند. آنها در ابتدا با اقدام نظامی علیه جمهوری اسلامی مخالف نبودند به‌ویژه پس از اعتراضات سراسری دی‌ماه که بیرحمانه سرکوب شد و یکی از خونبارترین سرکوب‌های اعتراضات در تاریخ جمهوری اسلامی بود.

برای حفظ امنیت نام آنها را تغییر داده‌ایم چون بیان دیدگاه‌های مخالف سیاسی در ایران منجر به دستگیری و زندان می‌شود.

سما، مهندس ۳۱ ساله اهل تهران می‌گوید وقتی روز اول خبر حمله را شنید یک لحظه احساس امیدواری کرد.

او می‌گوید: «سال‌هاست که ما اعتراض و مبارزه می‌کنیم و هر بار صدای ما را خفه می‌کنند، هر بار ما را می‌کشند».

«وقتی حمله‌ نظامی شروع شد فکر کردم رژیم در برابر این حملات از پا در خواهد آمد».

سما می‌گوید وقتی خبر رسید که علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی در حملات اسرائیل و آمریکا کشته شده است او همراه با دوستان و خانواده‌اش شادمانی کرد.

او می‌گوید: «وقتی خبر تائید شد من از خوشحالی جیغ می‌کشیدم».

او می‌گوید اما دو هفته در میانه جنگ باعث تغییر روحیه خودش و آدم‌های اطرافش شده است.

بیلبوردی بزرگ که سه رهبر جمهوری اسلامی را نشان می‌دهد، نیروهای انتظامی در خیابان دیده می‌شوند و یک موتوسوار در حال عبور است

منبع تصویر، Reuters

توضیح تصویر، ایرانیان که به تغییر رژیم امید داشتند حالا نگران در‌غلتیدن کشور به هرج‌و‌مرج و آشوب هستند

او می‌گوید: «حالا می‌بینم که گروهی ترسیده‌اند و افرادی که می‌شناسم فکر می‌کنند اگر موشک بعدی محله آنها را بزند چه می‌شود».

«من دیگر نمی‌توانم بخوابم، یا با صدای انفجار از خواب می‌پرم یا به دلیل کابوس‌هایی که درباره حمله می‌بینم».

دیگران می‌گویند میزان رنج و درد شهروندان بیش از حدی است که بتوان آن را نادیده گرفت.

آژانس پناهندگان سازمان ملل می‌گوید بنابر برآورد‌های اولیه بین ۶۰۰ هزار تا یک میلیون خانواده ایرانی اکنون به طور موقت در داخل ایران بر اثر جنگ آواره شده‌اند که بنا‌بر برآورد‌های اولیه حدود ۳/۲ میلیون نفر می‌شود.

آژانس پناهندگان سازمان ملل می‌گوید با افزایش و ادامه خصومت‌ها این رقم رو به افزایش است که نشان از تشدید نگران‌کننده نیاز‌های بشر‌دوستانه دارد.

مینا، معلم ۲۸ ساله ساکن یکی از شهر‌های شمالی ایران می‌گوید او هنوز خواستار پایان حکومت مذهبی در ایران است اما در مورد عوارض و عواقب طولانی‌ مدت جنگ نگران است.

او می‌گوید: «من خوب می‌دانم که این رژیم افراطی و تندرو این جنگ را بر سر ما آورد».

«اما وقتی انبوه آتش را می‌بینی و صدای انفجار‌ها را می‌شنوی، وقتی می‌بینی بچه‌های کوچک می‌ترسند و گریه می‌کنند، فکر می‌کنی جنگ می‌تواند کشوری را که دوست داری و در آن زندگی می‌کنی را نابود کند».

مینا می‌گوید برخی از دوستانش که زمانی آشکارا از احتمال سقوط رژیم حرف می‌زدند با ادامه جنگ محتاط‌تر شده‌اند چون می‌بینند بسیاری از سران رژیم هنوز بر سر قدرت باقی‌ مانده‌اند.

او می‌گوید: «اگر ما و ویرانه‌های جنگ بمانیم و همین آخوندها و همین رژیم با سرکوبگری و ستیز‌گری بیشتر هم بماند چه کنیم؟».

برای دیگران نگرانی فقط سقوط رژیم نیست بلکه آنچه پس از آن خواهد آمد هم مطرح است، به‌ویژه در شرایطی که قابل کنترل نباشد.

علی مغازه‌دار ۳۱‌ساله که در جریان اعتراضات دی‌ ماه زخمی شد می‌گوید از احتمال هرج‌و‌مرج و بروز جنگ داخلی نگران است.

او می‌گوید: «همه طوری درباره تغییر رژیم حرف می‌زنند که انگار با یک دگمه ساده انجام می‌شود».

«چه کسی سر کار می‌آید؟ حتی اگر بتوانند رژیم را سرنگون کنند چه قدرتی می‌تواند جلوی هرج‌و‌مرج و آشوب را بگیرد؟».

تردید‌هایی که او مطرح می‌کند سهمناک است حتی برای همه آنهایی که با تمام وجود با حکومت مخالف هستند.

او می‌گوید: «من خواهان آزادی هستم اما می‌خواهم وقتی این ماجرا‌ها تمام شد ایران باقی بماند».

برخی استدلال می‌کنند که جنگ به جای تضعیف حکومت آن را قدرتمندتر کرده است به‌ویژه در زمینه سرکوب اعتراضات و مخالفت‌ها این امر مشهود است.

فاطمه طراح گرافیک می‌گوید حمله نیرو‌های خارجی اغلب باعث تقویت روایت همیشگی دولت درباره «دشمن» می‌شود.

او می‌گوید: «آنها عاشق این روایت هستند. حالا می‌گویند: دیدید؟ ما که گفته بودیم اینها همه نقشه دشمن است».

«انتقاد تبدیل به خیانت به میهن شده است و آنها از این موضع علیه مردم استفاده می‌کنند».

او می‌گوید حضور نیرو‌های شبه‌نظامی در خیابان‌ها به طور معنا‌داری از زمان شروع جنگ افزایش پیدا کرده است.

او می‌گوید: «عواملشان را در خیابان‌ها دیده‌اید که فقط دنبال بهانه می‌گردند به ما حمله کنند و ما را دستگیر کنند؟».

«اعتراض کردن رو‌ز‌به‌روز برای مردم سخت‌تر و سخت‌تر می‌شود».

با این‌ حال برخی استدلال می‌کنند که چنین نگرانی‌هایی نادیده گرفتن دشواری‌های موجود برای تغییرات داخلی است.

این افراد همچنان به حمایت از حمله نظامی ادامه می‌دهند و می‌گویند چند دهه سرکوب راه‌حل و انتخاب دیگری باقی نگذاشته است.

رضا مهندس ۴۰ ساله اهل اصفهان معتقد است فشار خارجی نه فقط ضروری است بلکه تنها راه موجود است.

او می‌گوید: «مردم طوری می‌گویند تغییر باید از درون کشور ایجاد شود که انگار ما هیچ تلاش نکرده‌ایم. محض رضای خدا آیا این افراد انبوه پیکر‌های معترضان در کیسه‌های سیاه را از یاد برده‌اند؟ مگر بیشتر از دو ماه پیش بود؟».

رضا معتقد است تضعیف دستگاه‌های نظامی و امنیتی رژیم باعث تغییر توازن قدرت خواهد شد.

او می‌گوید: «حتی اگر فردا رژیم سقوط نکند کاهش قدرت آن توازن را به هم خواهد زد».

چند ساختمان ویران شده، افرادی با بیل‌های مکانیکی در حال آوار برداری هستند

منبع تصویر، Reuters

توضیح تصویر، حملات اسرائیل و آمریکا علیه ایران از ۲۸ فوریه شروع شد زمانی که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا خواستار تغییر رژیم در این کشور شد

گروهی دیگر استدلال می‌کنند که هزینه باقی ماندن این رژیم بر سر قدرت در نهایت از هزینه جنگ بیشتر خواهد بود.

میلاد مهندس نرم‌افزارو ساکن استان خوزستان در جنوب ایران می‌گوید نگرانی او این است که حکومت اگر باقی بماند با سیاست‌هایش ویرانی و نابودی بیشتری در کشور ایجاد کند.

او می‌گوید: «آیا این افراد فکر می‌کنند اگر این دولت افراطی بر سر کار بماند صلح خواهد شد یا تخریب و ویرانی کمتری نسبت به جنگ ایجاد خواهد شد؟».

«نگاه کنید در دوران صلح چه کرده‌اند، نه اقتصاد داریم نه آب، نه حقوق زنان و نه هیچ آینده روشنی. اگر آنهایی که چنین بلایی بر سر کشور ما آورده‌اند نابود شوند من حاضرم در این حملات جان خود را از دست بدهم».

هرچند حتی در میان افرادی که هنوز طرفدار حمله نظامی هستند برخی به وعده‌هایی که آقای ترامپ می‌دهد با تردید نگاه می‌کنند که در پیامی پس از شروع جنگ به ایرانیان گفت: «وقتی کار ما تمام شود، مهار کشور را به دست بگیرید. کشور در اختیار شما خواهد بود. این شاید تنها شانس شما در طول چندین نسل باشد».

سعید جوان ایرانی دیگری که در تظاهرات مرگبار ضد حکومت دی‌ ماه ۱۴۰۴ شرکت کرده است می‌گوید حالا به طور عمیقی دچار تردید شده است.

او می‌گوید: «هیچ راهی جز جنگ با این رژیم وجود ندارد اما آیا ترامپ به دنبال تغییر رژیم است؟ آیا او قصد به پایان رساندن این رژیم را دارد؟ من دیگر نمی‌دانم، او هر روز یک حرف تازه می‌زند».