جنگ ایران، چین و جاهطلبیهایش را با مشکل روبهرو کرده است

منبع تصویر، AFP via Getty Images
- نویسنده, لورا بیکر
- شغل, خبرنگار چین، بیبیسی
- زمان مطالعه: ۷ دقیقه
چین، دستکم فعلا، شوک مستقیم جنگ در خاورمیانه را احساس نمیکند. اما موجهای ناشی از آن را حس میکند.
در کوتاهمدت، چین ذخایر نفتی کافی برای چند ماه در اختیار دارد و پس از آن میتواند برای تامین انرژی به همسایه خود، روسیه، متوسل شود.
اما چین در حال برآورد این مسئله است که این تحولات در درازمدت چه معنایی خواهد داشت؛ نه فقط برای سرمایهگذاریهایش در خاورمیانه، بلکه برای بلندپروازیهایش.
در روزهای اخیر هزاران نماینده حزب کمونیست در پکن گرد هم آمدند تا نقشه راهی برای دومین اقتصاد بزرگ جهان ترسیم کنند. اقتصاد چین همچنان با کاهش مصرف داخلی، بحران طولانیمدت در بازار املاک و بدهی سنگین دولتهای محلی دستوپنجه نرم میکند.
برای نخستین بار از سال ۱۹۹۱، دولت چین با وجود رشد سریع صنایع فناوری پیشرفته و انرژیهای تجدیدپذیر، انتظارات خود از رشد اقتصادی را کاهش داده است.
پکن امیدوار بود بتواند با افزایش صادرات از مشکلات اقتصادی عبور کند. اما یک سال است درگیر جنگ تجاری با آمریکاست و اکنون با چشمانداز بیثباتی در خاورمیانه نیز روبهرو شده است؛ منطقهای که هم مسیرهای اصلی کشتیرانی چین از آن میگذرد و هم بخش بزرگی از نیاز انرژی این کشور از آن تامین میشود.
هرچه این جنگ طولانیتر شود، هزینه آن برای چین بیشتر خواهد شد، به ویژه اگر عبور و مرور از تنگه هرمز همچنان مختل بماند.
فیلیپ شتلر جونز از اندیشکده «موسسه خدمات متحد سلطنتی» در بریتانیا میگوید: «دوره طولانی آشوب و ناامنی در خاورمیانه میتواند مناطق دیگری را نیز که برای چین اهمیت دارند مختل کند.»
او میافزاید: «برای مثال اقتصادهای آفریقایی از جریان قابل توجه و پیوسته سرمایه کشورهای خلیج فارس بهرهمند بودهاند. اگر این سرمایهگذاریها کاهش یابد، خطر بیثباتی گستردهتر وجود دارد و چنین وضعیتی میتواند منافع بلندمدت چین را تضعیف کند.»
به بیان دیگر، با توجه به حضور جهانی چین، سرمایهگذاریها و بازارهای این کشور در خارج از خاورمیانه نیز در برابر یک جنگ طولانی آسیبپذیر خواهند بود و مانند بسیاری از کشورهای دیگر، چین نیز از این موج تازه بیثباتی نگران است.
کری براون، استاد کینگز کالج لندن، میگوید: «فکر میکنم چین همان سوالی را میپرسد که بقیه جهان میپرسند: برنامه چیست؟ بعید است آمریکاییها بدون برنامه وارد چنین ماجرایی شده باشند.»
او سپس اضافه میکند: «اما احتمالا مثل بقیه کشورها با خود میگویند خدای من، نکند واقعا بدون هیچ برنامهای وارد این ماجرا شده باشند. با خود فکر میکنند همانطور که نمیخواهیم درگیر هیچ چیز دیگری شویم، مایل نیستیم پایمان به این ماجرا هم کشیده شود، اما از طرفی باید کاری هم انجام دهیم.»
دوستانی نه چندان صمیمی
در نگاه بسیاری از ناظران غربی، ایران همواره به عنوان «متحد» چین توصیف شده است.
بیتردید روابط دو کشور دوستانه بوده است. آخرین سفر خارجی علی خامنهای در سال ۱۹۸۹ به پکن بود؛ سفری که در جریان آن او در کنار دیوار بزرگ چین عکس گرفت.

منبع تصویر، Getty Images
روابط دو کشور زمانی عمیقتر شد که شی جینپینگ در سال ۲۰۱۶ به تهران سفر کرد و در نهایت دو کشور در سال ۲۰۲۱ یک توافق مشارکت راهبردی ۲۵ ساله امضا کردند.
در چارچوب این توافق، چین وعده داد طی ۲۵ سال حدود ۴۰۰ میلیارد دلار در ایران سرمایهگذاری کند و در مقابل، ایران نیز جریان صادرات نفت به چین را حفظ کند.
با این حال تحلیلگران میگویند تنها بخش کوچکی از این سرمایهگذاری به ایران رسیده است، هرچند صادرات نفت ادامه یافته است.
بر اساس دادههای «مرکز سیاست انرژی جهانی»، چین در سال ۲۰۲۵ روزانه حدود ۱/۳۸ میلیون بشکه نفت خام از ایران وارد کرده است. این رقم حدود ۱۲ درصد از کل واردات نفت خام چین را تشکیل میدهد. گفته میشود بسیاری از این محمولهها برای پنهان کردن منشا خود با برچسب «نفت مالزی» دوباره نامگذاری شدهاند.
مرکز پژوهشی دانشگاه کلمبیا نیز در گزارشی اعلام کرده است که بیش از ۴۶ میلیون بشکه نفت ایران در مخازن شناور در آسیا ذخیره شده است و مقادیر بیشتری نیز در انبارهای گمرکی بنادر دالیان و جواشان چین نگهداری میشود که شرکت ملی نفت ایران مخازنی را در آنها اجاره کرده است.
در عین حال، اتهامهایی درباره فروش تسلیحات میان دو کشور نیز مطرح شده است. چین فروش موشکهای کروز ضد کشتی به تهران را رد کرده، اما دستگاه اطلاعاتی آمریکا پکن را متهم کرده است که با آموزش مهندسان و تامین برخی قطعات، از برنامه موشکهای بالستیک ایران حمایت کرده است.
گروههای حقوق بشری نیز گفتهاند سرکوبهای شدید ایران علیه معترضان و منتقدان حکومت با استفاده از فناوریهای نظارتی و تشخیص چهره که از سوی چین در اختیار تهران قرار گرفته، تقویت شده است.
با چنین پیشینهای ممکن است به نظر برسد دو کشور متحدان نزدیکی هستند.
همین امر حتی باعث شد برخی رسانههای عامهپسند، چین و ایران را همراه با کره شمالی و روسیه در قالب «محور آشوب» معرفی کنند. هر چهار کشور در پی به چالش کشیدن نظم جهانی به رهبری آمریکا هستند، اما واقعیت این است که روابط میان آنها بیشتر ماهیتی معاملهمحور داشته است.
کری براون میگوید: «در واقع هیچ دلیل ایدئولوژیک یا فرهنگی مشخصی وجود ندارد که چین و ایران را به هم نزدیک کند.»
او توضیح میدهد: «استراتژی چین که گاه شبیه سیاست تفرقه بینداز و حکومت کن است، از این که ایران دائما برای آمریکا مزاحمت ایجاد کند سود میبرد. بنابراین دلایل چین برای حفظ رابطه با ایران بیشتر سلبی بودهاند تا ایجابی.»
او میافزاید: «این پایه بسیار شکنندهای برای یک رابطه است. این رابطه تا حدی کارآمد بوده، اما هرگز رابطهای عمیق به شمار نرفته است.»
چین اتحادهای خود را مانند کشورهای غربی تعریف نمیکند. این کشور پیمانهای دفاعی متقابل امضا نمیکند و در صورت بروز بحران، برای کمک نظامی شتابان به سوی متحدانش نمیرود.
در عوض، پکن ترجیح میدهد تا حد امکان از درگیریهای نظامی دور بماند.
تلاش برای ایفای نقش
اما این رویکرد به معنای آن نیست که چین از آنچه در خاورمیانه رخ میدهد نگران نیست.
پکن در واکنشی قابل پیشبینی و محتاطانه، حملات را محکوم کرده و خواهان آتشبس شده است.
وانگ یی، وزیر امور خارجه چین، اعلام کرد که «حمله آمریکا و اسرائیل به ایران... و به ویژه ترور آشکار رهبر یک کشور دارای حاکمیت و تحریک برای تغییر رژیم، قابل قبول نیست».
در واقع اقدامات واشنگتن در ونزوئلا در ماه ژانویه و اکنون در ایران، محدودیتهای شراکت این کشورها با چین را آشکار کرده است.
در هر دو مورد، پکن عملا در حاشیه مانده و تنها نقش ناظر را داشته و قادر نبوده است به کشورهایی که در مدارش قرار دارند کمک کند.
فیلیپ شتلر جونز میگوید که چین میکوشد خود را به عنوان یک «نیروی متعادلکننده مسئول» در برابر آمریکا نشان دهد، اما «از منظر توازن نظامی، ایالات متحده در حال نمایش معنای واقعی ابرقدرت بودن است، یعنی توانایی تحمیل اراده در صحنههای مختلف در سراسر جهان».
او استدلال میکند که چین با وجود قدرت اقتصادیاش، «ابرقدرتی در همان سطح» نیست. «این کشور حتی اگر بخواهد هم، ابزار لازم برای محافظت از دوستانش در برابر چنین اقداماتی را ندارد.»
برای مقابله با این برداشتها، شی جینپینگ احتمالا تلاش خواهد کرد خود را - در تضاد با دونالد ترامپ - به عنوان رهبری باثبات و قابل پیشبینی در جهان معرفی کند.
استیو تسانگ، مدیر موسسه چین در دانشگاه سواس لندن، میگوید: «استدلال چین این خواهد بود که دونالد ترامپ بار دیگر بدون هیچ تردیدی نشان داده است تا چه اندازه سخنان غرب درباره نظم بینالمللی لیبرال با واقعیت فاصله دارد.»

منبع تصویر، Getty Images
او میافزاید اختلال در عرضه انرژی و سفرهای هوایی در نتیجه این درگیری «برای کشورهای جنوب جهانی پیامدهای اقتصادی بسیار گستردهتری نسبت به غرب خواهد داشت».
به گفته آقای تسانگ «برخی کشورها ممکن است طی چند ماه با کمبود مواد غذایی روبهرو شوند... و این کشورها عمدتا در جنوب جهانی هستند. در مورد کشورهای غربی هم ما شاهد شکاف در اتحاد آنها هستیم، از جمله حملاتی که بریتانیا و اسپانیا به دلیل موضعگیریشان در قبال این درگیریها با آن روبهرو شدهاند.»
پکن همچنین ممکن است فرصتی برای میانجیگری در مذاکرات ببیند. وانگ یی، وزیر خارجه چین، پیشتر با همتایان خود در عمان و فرانسه گفتوگو کرده و چین اعلام کرده است که فرستاده ویژهای به خاورمیانه اعزام خواهد کرد.
سفر ترامپ
با این حال چین با احتیاط حرکت میکند، زیرا یکی از مهمترین محاسبات پکن به رئیسجمهوری غیرقابل پیشبینی آمریکا مربوط میشود که قرار است اواخر این ماه میلادی برای دیداری مهم به چین سفر کند.
هیچیک از انتقادات چین از حملات آمریکا و اسرائیل به ایران، مستقیما دونالد ترامپ را هدف قرار نداده است. این موضوع ممکن است دیدار پیشرو بین دو رهبر را آسانتر کند.
گمانهزنیهایی درباره امکان لغو این سفر مطرح شده است، اما نشانههایی وجود دارد که برنامه سفر هنوز برقرار است. به گزارش خبرگزاری رویترز، مقامهایی از دو کشور قرار است برای هماهنگی این سفر دیدار کنند.
آقای شتلر جونز میگوید چین ممکن است این موقعیت را فرصتی برای «سنجش اوضاع» بداند تا دریابد دونالد ترامپ در قبال کانونهای بحران دیگر، مانند تایوان (جزیره خودگردانی که چین مدعی مالکیت آن است)، چه واکنشی نشان خواهد داد.
این کارشناس میگوید: «اگر این جنگ در آمریکا محبوبیت نداشته باشد، ممکن است به تقویت رویکرد 'خویشتنداری' در سیاست خارجی و امنیتی آمریکا بینجامد. اگر چنین رویکردی در دولتهای آینده ایالات متحده در پیش گرفته شود، دست چین را برای پیگیری منافعش در منطقه خود و کل جهان بازتر خواهد گذاشت.»
این بحران برای برخی در چین فرصتی ایجاد کرده تا واشنگتن را بهعنوان عامل جنگطلبی معرفی کنند؛ کاری که ارتش آزادیبخش خلق در شبکههای اجتماعی انجام داده است.
با این حال، کری براون معتقد است وجود چنین بازیگر «پیشبینیناپذیر و نامتعادلی» میتواند برای پکن مایه نگرانی باشد.
او میگوید: «فکر نمیکنم چین جهانی را بخواهد که تحت سلطه آمریکا باشد، اما در عین حال جهانی را هم نمیخواهد که در آن آمریکا چنین بازیگر بیثباتی باشد.»






























