از مبارک تا سیسی: وقتی بهار عربی، زمستان میشود

منبع تصویر، Getty Images
- نویسنده, رضا نوری
- شغل, روزنامه نگار
انتشار خبر تحت پیگرد قضائی قرار گرفتن علاء اسوانی، نویسنده مشهور مصری، به اتهام «توهین به عبدالفتاح سیسی رئیس جمهوری، نیروهای نظامی و دستگاه قضائی مصر»، بار دیگر نشانگر افزایش محدودیتها و اعمال سانسور، به ویژه بر آثار ادبی از سوی دولت قاهره است.
ناشر آثار علاء اسوانی اعلام کرده که اتهامات این نویسنده به مقالات هفتگی او در سایت دویچهوله عربی و همچنین آخرین رمانش «مثلا جمهوری» (جمهوریة کأن) مربوط است که بر اساس برخی از وقایع انقلاب سال ۲۰۱۱ مصر نوشته شده است.
خود علاء اسوانی نیز در مقالهای به تاریخ روز نوزدهم مارس در دویچهوله عربی، متهم شدن خود در یک «پرونده نظامی» را تأیید کرده و نوشته است: «تنها جنایت من نویسنده بودن است، اینکه عقایدم را بیان میکنم و از همه کسانی که لایق نقد شدن هستند، حتی خود آقای سیسی، انتقاد میکنم.»
به نظر میرسد مقاله «چرا ما آنچه را جهان میفهمد، نمیفهمیم» که در آن، سلطه نظامیان بر مناصب غیرنظامی در مصر به نقد کشیده شده، خشم مقامات مصری را برانگیخته است.
هنوز دستگاه قضائی مصر رسما خبر متهم شدن علاء اسوانی را اعلام نکرده، اما یک منبع قضائی و همچنین یک سازمان غیردولتی در زمینه آزادی بیان در گفتوگو با خبرگزاری فرانسه، گشوده شدن پرونده قضائی برای این نویسنده را تأیید کردهاند.

منبع تصویر، Getty Images
پیشینه سانسور در مصر
مصر به همراه لبنان در مقایسه با دیگر کشورهای عربی و حتی ایران، بسیار زود با دنیای غرب و به دنبال آن، با مظاهر دنیای مدرن آشنا شدند.
به عنوان نمونه، تاریخ تأسیس «دار الفنون» به عنوان اولین مدرسه مدرن در ایران بیش از یک قرن پس از تأسیس مدرسه مدرن در لبنان و ربع قرن پس از مصر بود. همچنین در زمینه صنعت چاپ و روزنامهنگاری، این دو کشور عربی به واسطه تماس مستقیم با اروپا، بسیار زودتر از ایران قدم برداشتند.
با این حال، به دلیل موقعیت جغرافیایی و سیاسی، مذهب و سنتهای مشترک، روند پیدایش رمان در کشورهای عربی به ویژه مصر با پیدایش رمان در ایران بسیار شبیه است و مهمتر از آن، اعمال سانسور و شیوه نویسندگان برای دور زدن سانسور نیز مشابهتهایی در این دو فرهنگ و زبان دارد.
استقرار حکومتهای خودکامه و وجود نهادهای سنتگرا در این کشورها، به صورت آشکار و پنهان زمینه را برای انتقال تجربه ادبی غرب و رشد ادبیات مدرن بومی دشوار کرده بود.
مثلا در مصر نیز پیشتر از ایران، مترجمان ادبی مجبور بودند به دلیل اختلاف فرهنگی غرب و جامعه عربی، خود پیشدستانه به سانسور متون بپردازند و مسائلی را که میدانستند موجب واکنش حکومت یا جامعه سنتی میشود، حذف یا تعدیل کنند.
حتی گاهی نویسندگانی چون محمد محمود و یعقوب صروف، مجبور میشدند برای پرهیز از سانسور، در خلق داستانهای خود جغرافیا و شخصیتهای بیگانه انتخاب کنند. اگر چنین نمیشد حتما انتقادهایی را برمیانگیخت، نظیر برخی از آثار سلیم بستانی.
بیشتر بخوانید:
همچنین مجبور شدن نویسندگان بزرگ به انتشار آثار مهمشان در خارج از کشور، از شباهتهای رماننویسی در دو کشور است؛ در این زمینه میتوان به صادق هدایت، نویسنده ایرانی اشاره کرد که مجبور شد «بوف کور» را در هندوستان به چاپ برساند و محمد حسین هیکل، نویسنده مصری که رمان «زینب» را در پاریس منتشر کرد. در این رمان که «مانیفست رمان مدرن عربی» در نظر گرفته میشود، شدیدا به سنتهای جامعه مصر تاخته میشود.
با توسعه نشر و همچنین تقویت جایگاه کتاب و مطبوعات در زندگی مردم، تلاشهای حکومت برای مهار نویسندگان و روزنامهنگاران نیز بیشتر شد و حتی شکل قانونی به خود گرفت.
مثلا در اوت ۱۹۵۶، جمال عبدالناصر، رئیس جمهوری وقت مصر، دستور ممنوعیت هرگونه خبر نظامی در مطبوعات این کشور را صادر کرد. یا در ۱۹۹۷ دادستان نظامی مصر دستور ممنوعیت انتشار هرگونه خبر درباره حمله ۱۸ سپتامبر آن سال در قاهره در رسانههای مصر را صادر کرد.
در این کشورها، نه تنها شهرت جهانی نویسنده موجب رفع محدودیتهای حکومتی نمیشود، بلکه این فقط حکومت نیست که برای اعمال سانسور تصمیم میگیرد: در ۱۹۸۸، یک مقام الازهر اعلام کرد که رمان معروف «بچههای محله ما» اثر نجیب محفوظ، تنها نویسنده عرب برنده جایزه نوبل ادبیات همچنان ممنوع باقی خواهد ماند.
همچنین گاهی مهم نیست که ناشر کتاب، خصوصی یا دولتی باشد. مثلا در دسامبر ۲۰۰۰، سه رمان که از سوی یکی از بخشهای وزارت فرهنگ مصر منتشر شده بود به اتهام زیر پا گذاشتن معیارهای اخلاقی، از کتابفروشیهای این کشور جمعآوری و مسئول انتشار آنها نیز از کار خود برکنار شد.
سانسور بر آثار هنری نیز همزمان اعمال میشود. مثلا در سال ۱۹۹۶ دولت مصر ساخت فیلمی بر اساس رمان «خداحافظی و ترس» نوشته محمد المنسی قندیل، نویسنده معروف مصری را ممنوع کرد. یا نمونه تازهتر، مارس سال گذشته، اجرای نمایشی از احمد عطار، کارگردان معروف مصری، در یک جشنواره هنری در قاهره لغو شد.
گرچه سانسور در مصر سابقهای طولانی دارد، اما از پنج سال پیش و با قدرت گرفتن عبدالفتاح سیسی، اوضاع وخیمتر شده است. به عنوان نمونه، یک ماه پیش، یک کتابفروش جوان در مصر به اتهام فروش یک کتاب ممنوعه (درباره یک جاسوس مصری در اسرائیل) از سوی یک دادگاه نظامی به پنج سال زندان محکوم شد.
در این سالها، دولت مصر در چارچوب «مبارز با تروریسم» محدودیتها را به ویژه در حوزه رسانهها و اینترنت افزوده و برخی از منتقدان دولت معتقدند که قوانین جدید، بیشتر با هدف محدود کردن آزادی بیان است.

منبع تصویر، Getty Images
علاء اسوانی؛ نویسنده دگراندیش
«در هر فرد سرکوبشده، یک سرکوبگر کوچک نهفته است که منتظر فرصت است تا حتی یک باراستبداد خود را که بارها تمرین کرده، اعمال کند.»
علاء اسوانی که اکنون به «سفیر» نویسندگان دگراندیش مصری در جهان تبدیل شده، در ایران نیز نامی آشناست، برخی از آثار او به فارسی ترجمه شده و مقالات و پایاننامههایی نیز درباره این نویسنده نوشته و منتشر شده است.
علاء اسوانی ۲۸ مه ۱۹۵۷ در قاهره به دنیا آمد. پدرش، عباس اسوانی، حقوقدان و نویسنده بود که در سال ۱۹۷۲ جایزه ادبی دولت را به دست آورد. عمویش نیز قبل از انقلاب ژوئیه ۱۹۵۲ وزیر آموزش و پرورش بود.
علاء پس از تحصیل در دبیرستان فرانسوی قاهره و اخذ کارشناسی از دانشکده دندانپزشکی، برای ادامه تحصیلات دانشگاهی به آمریکا رفت و در مقطع کارشناسی ارشد دندانپزشکی در دانشگاه ایلینوی در شیکاگو درس خواند. همچنین مدتی به مادرید رفت و زبان اسپانولی آموخت.
همزمان با تحصیل، به طور منطم مقالاتی را در روزنامههای مخالف دولت مصر منتشر میکرد. او در آن زمان به روشنفکران و نویسندگان چپگرای مصری نظیر صنعالله ابراهیم نزدیک شد.
علاء اسوانی خود میگوید که به هیچ حزب سیاسی وابستگی ندارد، اما در واقع او یکی از بنیانگذاران جنبش «کفایه» است که خواهان برگزاری انتخابات ریاست جمهوری آزاد است.
این نویسنده اولین رمان خود را با عنوان «کاغذهای عصام عبدالعاطى» در سال ۱۹۹۰ منتشر کرد و تا امروز در مجموع پانزده کتاب شامل رمان، مجموعه داستان و مجموعه مقاله به چاپ رسانده است.
آثار ادبی او در کشورهای مختلف از جمله عربستان سعودی، یونان، فرانسه، آلمان، آمریکا، ایتالیا و بریتانیا جوایزی را به دست آورده است. همچنین مقالات او علاوه بر مطبوعات عربی، در روزنامههای نیویورک تایمز، ال پائیس، لوموند، گاردین و ایندیپندنت ترجمه و منتشر شده است.
«عمارت یعقوبیان»، یک شاهکار ادبی
اما عمده شهرت علاء اسوانی برای نگارش رمان «عمارت یعقوبیان» است. این رمان که در سال ۲۰۰۲ منتشر شد، به نزدیک به چهل زبان ترجمه و دستکم یک میلیون نسخه از آن در جهان فروخته شده است.
اسوانی این رمان را با الهام از یک ساختمان به همین نام در خیابان «طلعت حرب» در قاهره نوشته که توسط یک تاجر مسیحی به نام هاغوب یعقوبیان در سال ۱۹۳۴ ساخته شده است.
این ساختمان که در مرکز قاهره واقع است، جنبهای نمادین در ادبیات و فرهنگ معاصر مصر پیدا کرده و به عنوان شاهد وقایع تاریخی قرن بیستم این کشور در نظر گرفته میشود، از بحرانها و انقلابهای سیاسی گرفته تا بلایای طبیعی.
همچنین بر اساس رمان «عمارت یعقوبیان» در سال ۲۰۰۶ یک فیلم سینمایی و یک سال بعد، یک مجموعه تلویزیونی، هر دو به همین نام ساخته شد.
«عمارت یعقوبیان» نه تنها شاهکار نویسندهاش، بلکه یک اثر مهم در ادبیات جهان عرب به شمار میرود. این رمان بر اساس سنت روایی عربی و همچنین رماننویسی معاصر عربی به ویژه آثار نجیب محفوظ نویسنده بزرگ مصر نوشته شده است.
نویسنده در این رمان، با روایت زندگی ساکنان عمارت یعقوبیان، لایههای مختلف جامعه مصر، فساد دستگاه حاکم و رفتار اسلامگرایان را به تصویر میکشد. در واقع، این رمان، محل تلاقی گروههای مختلف با ایدههای گوناگون است. همچنین اسوانی در «عمارت یعقوبیان» با بهرهگیری از رئالیسم اجتماعی، نابرابریهای اقتصادی، دوگانگی سنت و تجدد و تبعیضهای جنسیتی را به خوبی نمایان میسازد.
چهار سال بعد، این نویسنده با رمان «شیکاگو» (۲۰۰۶) زندگی دانشجویان عرب در آمریکا پس از واقعه یازدهم سپتامبر را به تصویر کشید که این رمان نیز با استقبال مواجه شد.

منبع تصویر، Getty Images
طرفداری از «بهار عربی»
سال ۲۰۱۱، با سرایت اعتراضات سیاسی از تونس به مصر، علاء اسوانی هم یکی از صدها نویسنده و روشنفکر عرب بود که از تغییر حکومت در مصر استقبال میکرد. او پیشتر بارها از حکومت حسنی مبارک در مقالاتش انتقاد کرده بود و از این که هموطنانش برای سرنگونی مبارک در میدان تحریر قاهره جمع شدند، به وجد آمد.
او همچنین در یک برنامه تلویزیونی حاضر شد و علیه احمد شفیق، نخست وزیری که با آغاز اعتراضها از سوی مبارک منصوب شده بود، موضع گرفت.
اسوانی از تجربه این تحولات، برای نگارش رمان دیگری با نام «مثلا جمهوری» بهره گرفت که فقط ترجمه فرانسوی آن در فرانسه طی یک سال، سی هزار نسخه به فروش رسید. اما این رمان که سال ۲۰۱۸ برای اولین بار به زبان عربی در لبنان منتشر شد، به غیر از تونس و مراکش، انتشار آن در دیگر کشورهای عربی ممنوع شد.
رمان «مثلا جمهوری» مثل رمان «عمارت یعقوبیان» چندصدائی و دارای شخصیتهای داستانی متعدد است، با این تفاوت که قاهره را در چند دهه بعد، یعنی در سال ۲۰۱۱ به تصویر میکشد.
شخصیتهای این رمان، اسما و مازن، دختر و پسر دانشجویی که برای اولین بار با یکدیگر در یک میتینگ سیاسی ملاقات و اولین احساسات عاشقانه خود را لابهلای خیل انبوه جمعیت تجربه میکنند. همچنین خالد و دانیا، دو دانشجوی پزشکی که به مداوای زخمی شدگان تظاهرات میدان تحریر میپردازند؛ خالد پسر یک راننده است و دانیا دختر یکی از فرماندهان نیروهای امنیتی که بر همه چیز ناظر است، حتی بر روابط دخترش با این پسر.
اشرف، یک هنرپیشه قبطی که از پنجره خانهاش، مشرف به میدان تحریر، تظاهرات مخالفان و سرکوب حکومت را تماشا میکند و یک کمونیست سابق و یک مجری زن تلویزیون، از دیگر شخصیتهای داستان «مثلا جمهوری» هستند.
هر کدام از این شخصیتها، با هزاران امید و میل سرکوبشده، نماینده طبقاتی از جامعه مصر هستند که تحولات سیاسی بر زندگی آنان تأثیر میگذارد. همچنین بخشی از این رمان به اعتصاب کارگران یک کارخانه سیمانسازی اختصاص دارد: «من کارخانه را نمونهای کوچک شده از تمام مصر در نظر گرفتهام.»
در واقع، نویسنده در این رمان بار دیگر تلاش میکند به گوشههای تاریک جامعه مصر نوری بیفکند، اما آنچه در این رمان، به مذاق حکومت فعلی مصر خوش نمیآید، تصویری است که از سرکوب مخالفان حکومت توسط نیروهای امنیتی و ارتش مصر ارائه میشود.
اسوانی دو سال پس از انقلاب مصر نیز رمانی را با نام «باشگاه اتوموبیل» منتشر کرد که به جامعه مصر دهه ۱۹۴۰ میپردازد.
علاء اسوانی در زمان حسنی مبارک با این که مخالف دولت بود، آزادی نسبی داشت، اما اکنون، نه تنها از حضور اسوانی در رسانهها جلوگیری میشود، بلکه انتشار آثار این نویسنده نیز ممنوع شده و حالا با تعقیب قضائی به نظر میرسد که آزادی اجتماعی نیز نخواهد داشت.
این نویسنده که اکنون در آمریکا در تبعید به سر میبرد، معتقد است مصر «بدترین شرایط تاریخی» خود را میگذراند. با این حال، تأکید دارد که سرکوب و نیروی نظامی نمیتواند دو ابزار قدرمند نویسنده را از بین ببرد: «رؤیاها و شجاعتش را».











