موج واکنشها به درگذشت بهرام بیضایی؛ «دوری را به جان خرید اما باورش را واگذار نکرد»

منبع تصویر، FACEBOOK/MOJDEHSHAMSAIE
درگذشت بهرام بیضایی، نمایشنامهنویس و سینماگر سرشناس ایرانی، موجی از واکنشهای داخلی و خارجی را به همراه داشت؛ از چهرههای سینمایی، فرهنگی و هنری گرفته تا برخی چهرههای سیاسی. برخی آزادگی حرفهای و شخصیت او را ستودهاند و ایستادگیاش در مقابل سانسور را تحسین کردند. برخی هم از قدرنشناسی حکومت ایران در قبال آقای بیضایی و دیگر هنرمندان گفتهاند.
بهرام بیضایی که از حدود ۱۵ سال پیش به آمریکا مهاجرت کرده بود، پنجم دی در سالگرد تولد ۸۷ سالگیاش در کالیفرنیای آمریکا درگذشت؛ همین زندگی در خارج از ایران و مرگ در غربت یکی از تمهای مشترک بسیاری از واکنشها به درگذشت این چهره سرشناس سینمای ایران است.
به باور منتقدان، او در بیش از شش دهه فعالیت، مرز میان نویسندگی، نمایشنامهنویسی، کارگردانی، پژوهش و نظریهپردازی را از میان برداشت و مسیری را پی گرفت که همواره در برابر سانسور، روایتهای رسمی، سادهسازی تاریخ و حذف صداهای حاشیهای ایستاد؛ خصوصیاتی که در واکنشها به درگذشت او هم بازتاب یافته است.
واکنش چهرههای سینمایی

منبع تصویر، jafar.panahi
جعفر پناهی، فیلمساز برنده نخل طلای جشنواره کن، در اشارهای به ۱۵سال زندگی در تبعید بهرام بیضایی، درباره او نوشت: «بیضایی راه آسان را انتخاب نکرد. سالها حذف، سکوت تحمیلی و دوری را به جان خرید، اما زبان و باورش را واگذار نکرد. بسیاری از ما، مستقیم یا غیرمستقیم، از او آموختیم. آموختیم که چگونه در برابر فراموشی بایستیم.»
آقای پناهی در پست خود در اینستاگرام ادامه داد: «بهرام بیضایی فقط یک نام در تاریخ سینما و تئاتر ایران نبود؛ او کسی بود که اسطوره، تاریخ و زبان این سرزمین را به تصویر کشید و نگذاشت به فراموشی سپرده شوند. سینمای ایران، پیش از آنکه جهانی دیده شود، در آینه نگاه او خود را شناخت. او به تصویر اندیشه بخشید و به روایت، شأن.»
اصغر فرهادی، کارگردانی که دو بار جایزه اسکار دریافت کرده است، مانند بسیاری دیگر، روی دوری آقای بیضایی از کشورش انگشت گذاشت.
او در پستی در صفحه اینستاگرام خود بهرام بیضایی را «آموزگار بزرگ» خواند و نوشت:«حقیقتا ایرانیتر از بهرام بیضایی در این روزگار نشناختهام و چه تلخ که این ایرانیترین ایرانی، هزاران هزار فرسنگ دور از ایران چشم بر جهان فرو میبندد.»
محمد رسولاف، کارگردان سرشناس، به بیبیسی فارسی گفت که نسلهای متفاوتی از هنرمندان و فرهنگیان، از جمله خود او، از بهرام بیضایی بهعنوان یک فیلمساز موئلف و همچنین یک پژوهشگر، آموختهاند: «بسیار تحت تاثیر روحیه جستجوگر و پژوهشگر او بودم و خیلی خوشم میآمد که حس میکردم هیچ چیز را پیشاپیش نمیپذیرد و نگاهی دوباره به همه چیز دارد. »
آقای رسولاف که خود بعد از محکومیت به ۸ سال زندان در ایران، بیش از یک سال و نیم است که در آلمان زندگی و فعالیت میکند، گفت: «حسرتش وجود داره که فیلمسازی مثل آقای بیضایی چرا اینقدر در مدتی که در ایران بود آزار دید، اذیت شد، به شکلها مختلف... در زمانی که میتوانست در ایران به کار هنری ادامه بده... و نسلهای بعد از خودش را آموزش دهد.»
نیکی کریمی، بازیگر و کارگردان سینمای ایران هم با اشاره به خروج آقای بیضایی از ایران و همچنین خروج برخی نویسندگان بزرگ جهان از کشورهایشان، در اینستاگرام نوشت:
«فارغ از فیلمهایش ، کتابهایش و نثر فوق العادهاش …چقدر به او سخت گذشت؟ خیلیها مهاجرت میکنند، از بولگاکف و کوندرا و خیلیها …بله رفت و زیر سانسور سر خم نکرد...»

منبع تصویر، amirnader
مهرداد اسکویی، عکاس و کارگردان که تصاویر او از بهرام بیضایی حالا در شبکههای اجتماعی همرسان میشود در صفحه اینستاگرامش نوشت: « اینها که سوگوارند فرزندان همان وطنی هستند که یک عمر برایش کار کردی. امشب یک ایران فرهنگی عزادار توست.»
آقای اسکویی در ادامه مینویسد: «شاید برای رفتن شما اشک نمیریزیم. به بهانه شما سوگواری میکنیم. سینه هامان مالامال درد است. رنج دیدهایم. درد کشیدهایم. به بهانه رفتن شما برای وطن میگرییم.»
امیر نادری، کارگردان سینمای ایران هم در واکنش به خبر درگذشت بهرام بیضایی با انتشار عکسی با او در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «بدرود استاد بهرام بیضایی».
پیامهای تسلیت مقامها و چهرهها؛ از ملکه سابق ایران تا رئیسجمهور فعلی

منبع تصویر، farahpahlavi.org
فرح پهلوی، ملکه پیشین ایران، درگذشت بهرام بیضایی، هنرمند برجسته تئاتر و سینما را تسلیت گفته است و تعهد آقای بیضایی را «صدای روح مردم» ایران خوانده است.
ملکه سابق ایران در پیام روز یکشنبه خود نوشت: «دیدگاه منحصر به فرد و تعهد بیوقفه او به هنر نه تنها سینمای ایران را شکل داد، بلکه صدای روح مردم ما را به گوش جهانیان رساند.»
به گفته خانم پهلوی «آثار بینظیر او در دنیای هنر و سینما تأثیری ماندگار و غیرقابل فراموش بر فرهنگ ایران و فراتر از آن گذاشته است.»
شهبانو سابق ایران در حسابش در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «به یاد دارم همواره لحظهای که بهرام بیضایی جایزه ویژه هیات داوران را برای فیلم رگبار در اولین جشنواره بینالمللی فیلم تهران در سال ۱۳۵۱ دریافت کرد. آن روزها، روزهای پرامیدی برای سینمای ایران بود و در آن لحظه، نبوغ بیپایان بهرام به وضوح آشکار بود.»
شاهزاده رضا پهلوی، ولیعهد پیشین ایران هم درپیامی در شبکه اجتماعی ایکس، بهرام بیضایی را یک «هنرمند بزرگ و میهندوست» که یاد و نامش «در تاریخ فرهنگ و هنر سرزمینمان ماندگار خواهد بود.»
آقای پهلوی درگذشت آقای بیضایی را به خانواده، دوستان، و جامعه هنری ایران تسلیت گفت و نوشت:
«زندهیاد بیضایی هنر را مسئولیتی ملی میدانست، و زندگیاش را وقف خلق آثاری ارزنده در زمینه اسطوره و تاریخ ایران کرد. او خلاقیت خود را با تعهد و عشق به میهن در هم آمیخت و آثار ماندگاری برای نسلهای آینده بر جا گذاشت که نقشی ارزنده در پاسداشت هویت ایرانی دارد.»

منبع تصویر، AFP via Getty Images
در داخل ایران هم برخی چهرههای منتقد سیاسی، در واکنش به درگذشت آقای بیضایی، حکومت ایران را متهم کردند که قدر او را نشناخت.
مصطفی تاجزاده، زندانی سیاسی، در پیامی از زندان اوین درگذشت بهرام بیضایی را تسلیت گفت و نوشت «او که آنچنان که بایسته و شایسته بود در وطن خود از سوی حکمرانان قدر ندید، اما قدر همچون اویی را مردمان و دوستداران فرهنگ دیرینه و غنی ایران میدانند.»
همزمان با انتقاد از حکومت ایران است، شماری از مقامها، از جمله، رئیسجمهور و وزیر ارشاد، ضمن تمجید از بهرام بیضایی درگذشت او را تسلیت گفتهاند.
مسعود پزشکیان، ریسجمهور ایران، درگذشت بهرام بیضایی را «ضایعهای برای جامعه هنری و فرهنگی» ایران دانست و گفت:
«وی از زمره هنرمندان مولفی بود که توانست هنر را با تفکر، تاریخ را با اسطوره و نمایش را با هویت ایرانی در آمیزد و آثاری خلق کند که فراتر از صحنه تئاتر و قاب سینما، در حافظه فرهنگی ملت ایران ماندگار شود.»
عباس صالحی، وزیر ارشاد ایران نوشت: «درگذشت استاد بهرام بیضایی، نمایشنامهنویس، پژوهشگر و فیلمنامهنویس، موجب تاثر شد.»
پایگاه اطلاع رسانی دولت ایران از آقای صالحی نقل کرده است که بهرام بیضایی در سالهای طولانی فعالیت هنری خود، با خلق آثار نمایشی و سینمایی و توجه به ریشههای فرهنگی و اسطورهای، سهمی درخور در گسترش روایتگری ایرانی ایفا کرد:
«اهتمام زندهیاد بیضایی به پژوهش و ارتقای دانش نمایش، در کنار نقش مؤثر در تربیت نسل جدید، بخشی از میراث فرهنگی این استاد هنرمند را شکل داده است. آثار، پژوهشها و نوشتههای زندهیاد بیضایی از تالیفات، تا آثار نمایشی و سینمایی در حافظه هنر ایران پایدار خواهد ماند.»
ادای احترام نهاد سینمایی در ایران
نهادهای سینمایی در ایران هم به درگذشت بهرام بیضایی واکنش نشان داده و تسلیت گفتهاند.
خانه سینمای ایران در پیامی نوشت: «نام او در دنیای هنر جاودان خواهد بود زیرا خود او فرهنگ ایران را جاودان و ماندگار میخواست... بیشک آثار او در زمینههای مختلف هنرهای نمایشی و همچنین کتابها و نوشتههایش برگ زرینی در فرهنگ غنی ایران است و هرگز از یادها نخواهد رفت.»
رائد فریدزاده، رئیس سازمان سینمایی، نوشت: «او به ما آموخت که سینما میتواند "آیین" باشد و دوربین، ابزاری برای کشف لایههای مکتوم روح ایرانی. از "رگبار" که باران آگاهی بر جانهای تشنه بود، تا "باشو" که سرود همبستگی خاک و خون گشت، هر نمای او، سندی بر منزلت والای هنر در این سرزمین است.»
فاطمه محمدی، مدیرعامل موزه سینما، هم در پیامی «درگذشت یکی از مفاخر بیتکرار هنر و فرهنگ این مرز و بوم» را «ضایعهای جبرانناپذیر» توصیف کرد: «سینمای ایران یکی از مفاخر بزرگ و بیبدیل خود را از دست داد و ما تنها نظارهگر خالی شدن سینمای ایران از استادان و اندیشمندان بزرگ آن هستیم.»
انجمن تهیهکنندگان مستقل سینما هم به بهرام بیضایی بهعنوان «استاد مسلم سینما، تئاتر، اسطوره شناس، نویسنده و مرد فرهنگ» ادای احترام کرد و در مورد او نوشت: «شرافت قلم را نفروخت و اندیشه را چنان حرمت نهاد که اکنون بخشی از آن است.»
واکنش روزنامههای ایران

منبع تصویر، donyayeeghtesad
خبر درگذشت بهرام بیضایی امروز در بیشتر روزنامههای صبح تهران منعکس شده است البته زمان اعلام خبر برای بعضی روزنامهها دیر بود.
مرتضی خبازیان زاده در روزنامه آرمان ملی نوشت: «بیضایی بعد از ساخت مسافران که بسیار مورد تمجید قرار گرفت با مشکل مواجه شد. او فیلمنامههای متعددی را برای دریافت پروانه نمایش ارائه میداد و هر یک به دلیلی رد میشد.»
در پایان این مقاله با اشاره به فیلمنامه «طومار شیخ شرزین» آمده است که این فیلمنامه «شاید به تلویح زندگینامه خود او هم باشد. جامعه شرزین دبیر را نمیتوانست تحمل کند. شرزین از جامعه خود رانده شد و تا سالها بعد کسی پروای آن را نداشت که ببیند کجا رفت و چه شد.»

منبع تصویر، ARMANEMILI
روزنامه دنیای اقتصاد هم در شماره امروز خود نوشت: «برخی نامها را به سختی میتوان کنار مرگ تصویر کرد؛ بهرام بیضایی از آن جمله است. او که قهرمانهایش را از گوشههای مهگرفته تاریخ این سرزمین بیرون میکشید در زادروز ۸۷ سالگیاش با حقیقت مرگ روبهرو شد و همچون یک غریبه بزرگ، از جهان مه گرفته ما رفت.»
مهرداد حجتی هم در مطلبی در روزنامه اعتماد نوشته است که آقای بیضایی را کمی پیش از مهاجرتش ملاقات کرده بود:
«آخرین بار او را در خانهاش در آجودانیه دیدم. ملاقات نه چندان شادی بود. مقدمات سفرش را چیده بود. کاملا دلخسته بود. تئاترش از صحنه برچیده شده بود. با اینکه از آن بهشدت استقبال شده بود. به توقیف آثارش از همان سال ۵۸ عادت کرده بود.»
او همچنین نوشت که بهرام بیضایی «صادقترین هنرمند روشنفکری بود که میشناختم. هرگز دروغ نگفت. هرگز تملق نگفت. هرگز سر خم نکرد. او از همان ابتدا سربلند زندگی کرد، سربلند کار کرد و سربلند از دنیا رفت. با درگذشت او، کمر هنرهای نمایشی ایران شکست. جاودانه مرد باشکوه سینما و تئاتر ایران. اسطورهشناسی که خود به اساطیر میمانست.»











