اعتراضات بی‌سابقه در ایران؛ چرا این دور با اعتراضات گذشته فرق می‌کند؟

سه تصویر نختلف از جمعیت زیادی از تظاهرکنندگان در شهرهای مختلف ایران کنار هم گذاشته شده‌اند
    • نویسنده, ندا سانیج
    • شغل, روزنامه‌نگار

اعتراضات مخالفان حکومت جمهوری اسلامی ایران در دوازدهمین روز به مرحله‌ای رسید که به نظر بسیاری از کارشناسان و شاهدان رخدادها، در تاریخ ۴۷ ساله این حکومت بی‌سابقه بوده است. با وجود شباهت‌های زیاد با ناآرامی‌های قبلی در ایران، این دور ویژگی‌هایی دارد که آن را از گذشته متمایز می‌کند.

وسعت و فراگیری

تظاهرات سال‌های ۱۴۰۱ و ۱۴۰۴ از نظر گستردگی در شهرهای مختلف، شباهت‌های زیادی دارند. جمعیت عظیم معترضان به پایتخت و شهرهای بزرگ محدود نبوده است.

اعتراضات هفتم دی ماه ۱۴۰۴ (۲۸ دسامبر ۲۰۲۵) با تجمع و اعتصاب بازاریان در قلب تهران به افزایش شدید قیمت دلار شروع شد و سپس به فقیرترین مناطق در غرب ایران رسید. دو استان ایلام و لرستان، مثل اعتراضات ۱۴۰۱، از مراکز عمده شروع ناآرامی‌ها بودند. این تجمع‌ها بعد از چند روز به «راهپیمایی» هزاران نفری معترضان تبدیل شد. آغازکننده این روند شهر آبدانان در استان ایلام بود. این راهپیمایی‌ها به شهرهای دیگر هم گسترش یافت تا اینکه در روز دوازدهم تهران، کرج، تبریز، مشهد و شهرهای بزرگ دیگر را هم در برگرفت.

جنبش «زن، زندگی، آزادی» ۲۵ شهریور ۱۴۰۱ (۱۶ سپتامبر ۲۰۲۲) با کشته شدن مهسا امینی، دختری کرد، در بازداشت گشت ارشاد شروع شد. اعتراض‌هایی پراکنده در اطراف بیمارستان محل مرگ مهسا امینی در تهران شکل گرفت. احزاب کرد در غرب ایران با اعلام اعتصاب، موتور تظاهرات گسترده معترضان در سراسر ایران را روشن کردند. آن سال در مقایسه با امسال، تجمع‌‌های گسترده با سرعت بیشتری به پایتخت و شهرهای بزرگ دیگر سرایت کرد. با این حال کم‌تر پیش آمد که اعتراضات مانند امسال به راهپیمایی گسترده هزاران نفری منجر شود.

بر اساس آمار وبسایت «نمای انقلاب» در جنبش «زن، زندگی، آزادی» در روز سوم پس از مرگ مهسا اعتراضات به اوج رسید و در مجموع ۳۳۳ کانون اعتراضی ثبت شد. این آمار به‌تدریج کم شد تا در هشتم و نهم مهر ماه (۲۲ سپتامبر) دوباره رکورد شکست و به ۳۴۴ مورد رسید و پس از آن با پایین و بالارفتن‌های بسیار، روندی کاهشی یافت. هنوز آمار جامعی از تعداد تجمعات امسال وجود ندارد، هرچند واضح است که دست‌کم در ۱۲ روز اول، اعتراضات روز‌به‌روز بیشتر شده و سیر نزولی نداشته است.

کارشناسان بر اساس شواهد برآورد می‌کنند که از نظر فراگیری، اعتراضات امسال «بی‌سابقه» است. الی خرسندفر، پژوهشگر جامعه‌شناسی، می‌گوید هم‌زمان با شهرهای مهم در استان‌ها، اعتراضات در شهرهایی چندهزارنفری و کوچک هم اتفاق افتاد که «شاید خیلی‌ها نامشان را نشنیده باشند.»

معترضان ایرانی در جریان یک اعتراض، با مسدود کردن خیابانی در کرمانشاه، ایران، در ۸ ژانویه ۲۰۲۶ تجمع کردند. در شب، معترضان خیابانی را مسدود کرده‌اند. در دوردست آتش‌های کوچکی دیده می‌شود و گروهی از مردم با لباس‌های تیره در خیابان تجمع کرده‌اند. در پیش‌زمینه، جوانی داخل یک چرخ‌دستی فروشگاهی نشسته و دستانش را بالا برده است؛ در حالی که مغازه‌های کرکره‌کشیده و نور چراغ‌های خیابان فضای پرتنشی ایجاد کرده‌اند.

منبع تصویر، AFP via Getty Images

خواسته مشترک

جنبش «زن، زندگی، آزادی» و دی ماه ۱۴۰۴ از یک نظر شبیه هستند. آنها با اعتراض به یک موضوع مشخص شروع می‌شوند و به خواسته «سرنگونی نظام سیاسی» می‌رسند.

الی خرسندفر، پژوهشگر جامعه‌شناسی که پایان‌نامه کارشناسی ارشد او درباره جنبش اعتراضی ۱۴۰۱ بوده، از عبارت «دگرگون‌ساز» برای هر دو استفاده می‌کند و می‌گوید این دو جنبش «به شدت رادیکال» به معنای «انقلابی» بوده‌اند. به گفته خانم خرسندفر، در هر دو اعتراضات ۱۴۰۱ و ۱۴۰۴ عاملی وجود داشت که عوامل دیگر را در برمی‌گرفت. «جنبش ۱۴۰۱ با موضوع زنان شروع شد اما سایر نارضایتی‌ها هم در آن تبلور پیدا می‌کرد؛ همان‌طور که اعتراضات دی ماه ۱۴۰۴ با مسائل در ظاهر اقتصادی شروع شد و در مدت بسیار بسیار کوتاه، حامل مفاهیم مشترک شد.»

با این حال در جنبش ۱۴۰۱، با وجود خواسته «سرنگونی» شعارها بیشتر حول محور آزادی زنان و رفع تبعیض بود و تنوع زیادی داشت. در حالی که اکنون بیشتر مردم معترض در خیابان شعارهای محدود و یک خواسته دارند؛ علیه رهبر شعار می‌دهند و می‌خواهند حکومت تغییر کند. در حال حاضر مردم ایران حتی طبقه متوسط با بزرگ‌ترین بحران اقتصادی و گرانی مواجه هستند. اما شعارهای معیشتی امسال هم با «سرنگونی» گره خورده است. در اعتراضات امسال شعار «بازگشت پهلوی» بیش از هر زمان دیگری شنیده می‌شود.

تصویر رضا پهلوی در حال صحبت. دست چپ او در سمت راست تصویر بالا آمده است.پشت او یک پرچم دیده می‌شود که به درستی قابل تشخیص نیست.

منبع تصویر، Getty Images

نقش شاهزاده رضا پهلوی

در روز یازدهم و دوازدهم اعتراضات، فراخوان شاهزاده رضا پهلوی، ولیعهد آخرین شاه ایران، برای شعار دادن در ساعت ۸ شب روز پنج‌شنبه، بارها به اشتراک گذاشته شد. در شبکه‌‌های اجتماعی بسیاری از جوانان مقیم ایران با اشاره‌های پنهان به ساعت ۸ شب و استفاده از موسیقی حماسی ساخته فرج علیپور، کمانچه‌نواز لر، یکدیگر را به پیوستن به تظاهرات دعوت می‌کردند. برخی از ناظران گسترده بودن تظاهرات در این شب در شهرهای بزرگ مثل تهران را نشان از تاثیر دعوت شاهزاده رضا پهلوی می‌دانند.

خانم خرسندفر به نقش ساختار شبکه عمودی و رهبری تک‌نفری اشاره می‌کند و می‌گوید: «جنبش زن زندگی آزادی به واسطه گفتمان تولیدشده در آن زمان، مبتنی بر شبکه‌های افقی و رهبران موازی بود. اما وقتی ائتلاف جرج تاون با شکست مواجه شد، مایوس شد و اعتقادش را به شبکه افقی از دست داد. همین ماجرا باعث شد جامعه مد‌ت‌ها به این امر فکر کند که چه باید کرد. چون فکر می‌کرد بدون ساماندهی و بسیج منابع نمی‌تواند به اعتراض ادامه دهد.»

ائتلاف گروهی از فعالان و رهبران سیاسی و مدنی، که به دلیل برگزاری نشست آن در دانشگاه جرج تاون آمریکا، به همین نام مشهور شد، دوام چندانی نیاورد و بعد از مدتی فروپاشید. رضا پهلوی عضو اصلی این ائتلاف بود.

در سه سال گذشته، به گفته خانم خرسندفر، آقای پهلوی خودش را به عنوان رهبر دوره گذار از جمهوری اسلامی معرفی کرد: «جامعه مدت‌ها اندیشید و به شبکه عمودی فرصت داد به شکل سنتی ادامه دهد و الان می‌بینیم که در این مرحله هستیم.»

از این رو، به نظر می‌رسد وجود یک چهره شناخته‌شده از اپوزیسیون برای بخشی از معترضان این تصور را تقویت کرده که در صورت تحقق خواسته «سقوط حکومت»، بدیلی قابل تصور وجود دارد؛ عاملی که می‌تواند بر تداوم یا گسترش حضور آنان در خیابان موثر باشد.

قابلیت پیش‌بینی

پیش از جنبش زن زندگی آزادی، کمپین‌هایی مانند آزادی‌های یواشکی برای برداشتن روسری، چهارشنبه‌های سفید برای پوشیدن روسری سفید اعتراضی و جنبش دختران خیابان انقلاب برای ایستادن بی‌حجاب در ملا عام، نشانه‌ای از خشم نهان و گستردگی خواسته حذف حجاب اجباری بود. اما کمتر کسی ظهور جنبشی فراگیر را پیش‌بینی می‌کرد. حادثه کشته شدن مهسا امینی، این خشم سراسری را به جنبش اعتراضی تبدیل کرد.

در مقابل، اعتراضات دی ماه امسال، چیزی است که به گفته الی خرسندفر، تحلیلگران پیش‌بینی می‌کردند و «بارها هشدار داده بودند که جامعه آبستن حوادث است.»

جمعیت بزرگی از تظاهرکنندگان در خیابانی در ایران دیده می‌شوند.

نقش زنان

با دیدن تصاویری که تا اینجا از اعتراضات ۱۴۰۴ منتشر شده، بسیاری، از جمله عباس عبدی، روزنامه‌نگار در ایران، تصور می‌کنند نقش زنان در هدایت اعتراضات کمتر از ۱۴۰۱ باشد. او به روزنامه اعتماد گفته است: «داده‌های موجود نشان می‌دهد كه زنان خيلی كمتر از گذشته در اعتراضات حضور دارند.»

در میان نام‌های قطعی‌شده کشته‌شده‌های هم در روزهای اول اسم زنی دیده نمی‌شود.

با این حال خانم خرسندفر، معتقد است «در مرکز نبودن زنان در اعتراضات ۱۴۰۴ دال بر نبودنشان نیست. آنها خواسته‌هایشان را در ۱۴۰۱ بیان کردند؛ یعنی بازنمایی آنان در عرصه بدنشان بیشتر آشکار بود. برای اولین بار بدن زنان وارد اعتراضات شد. آنها خواسته‌هایشان را بیان کردند و کارشان را به صورت کنش مدنی ادامه دادند. من اعتقاد ندارم زنان در اینجا حضور ندارند، آنها فقط الان 'دیده نمی‌شوند' به این دلیل که حضورشان از امری استثنایی به امری عادی تبدیل شده است.»

جنگ ۱۲ روزه

اعتراضات امسال مدت کوتاهی بعد از جنگ ۱۲ روزه و حملات اسرائیل و آمریکا به ایران شکل گرفته؛ در شرایطی که حکومت جمهوری اسلامی در ضعیف‌ترین شرایط است. عباس عبدی، روزنامه‌نگار، معتقد است جنگ ۱۲ روزه و حملات اسرائیل و آمریکا به ایران، فرصتی برای همدلی و همراهی فراهم کرد که حکومت از آن بهره نبرد.

از طرفی دیگر، عده‌ای اعتقاد دارند «شکست سنگین نیروهای نظامی» پیش چشم مردم، هیمنه و ابهت سپاه پاسداران را به عنوان اصلی‌ترین نهاد نظامی، پیش چشم مردم شکست و بازوهای سرکوب با از دست دادن فرماندهان بلند‌پایه‌شان، ضربه سنگینی متحمل شدند.

اما الی خرسندفر به فرضیه شکسته شدن ابهت جمهوری اسلامی و تاثیر آن در گسترده بودن اعتراضات جدید تردید دارد. او‌می‌گوید در مصاحبه با زنانی که در جنبش ۱۴۰۱ در خیابان بودند، از آنها شنیده که «بزرگ‌ترین دستاورد،‌ ریختن ترس‌شان از حکومت سرکوب بوده است.»

اما اگر این ترس از حکومت از سال ۱۴۰۱ از بین رفته، پس چرا خیابان‌ها بعد از مدتی خالی شد؟ این سوالی است که خانم خرسندفذ در پایان‌نامه‌اش از زنان معترض پرسیده و به این نتیجه رسیده که بحث «هزینه و فایده» معترضان را وارد مرحله عملگرایانه کرده است: «یعنی آنها در عرصه خیابان از سرکوب نمی‌ترسیدند، اما بیم داشتند در فقدان یک سازماندهی و بسیج، مبارزه‌شان به نتیجه نرسد. یعنی بدون سازماندهی، حتی اگر قوای نظامی در جنگ ۱۲ روزه بیش از این هم شکست می‌خورد، اعتراضات امسال اینقدر گسترده نمی‌شد.»

در تصویر دونالد ترامپ جلوی یک میکروفون است. پشت سر او پرچم‌آمریکا قرار دارد. به نظر می‌آید او در حال گوش دادن به صحبت کسی است.

منبع تصویر، Getty Images

تاثیر خارجی

تظاهرات امسال بر خلاف همه اعتراضات گذشته، زیر ذره‌بین کاخ سفید است. دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، دست‌کم دو بار علنا تهدید کرده که در صورت کشته شدن معترضان، به مواضع حکومت حمله خواهد کرد؛ چیزی که سابقه نداشته است.

علاوه بر حمایت کاخ سفید در آمریکا، جمهوری اسلامی ایران در مقایسه با سال ۱۴۰۱ شکست دیگری را هم متحمل شده و متحدان و تکیه‌گاه‌های اصلی خود در خاورمیانه را هم از دست داده است؛ بشار اسد، رئیس‌جمهور سوریه، سرنگون و حزب‌الله لبنان هم بسیار ضعیف شده است.

الی خرسندفر به هراس همیشگی جمهوری اسلامی از قدرت‌های غربی اشاره می‌کند و می‌گوید در تحقیقاتش مشاهده کرده که سال ۱۴۰۱ بعد از بازگشت ابراهیم رئیسی، رئیس‌جمهور وقت ایران، از نشست مجمع عمومی سازمان ملل در نیویورک، سرکوب‌ها در ایران خونین‌تر شد.

در جنبش اعتراضی سال ۱۳۸۸ برای اعتراض به تقلب در انتخابات ریاست جمهوری، معترضان فریاد می‌زدند «اوباما، اوباما، یا با اونا، یا با ما». باراک اوباما رئیس‌جمهور پیشین آمریکا، بعدها در مصاحبه‌ای گفت از اینکه از معترضان حمایت نکرده، متاسف است.

با توجه به حضور گسترده و کانونی معترضان و جاری شدن آنها در خیابان‌ها، بسیاری از صاحبنظران تهدیدهای ترامپ را از دلایل تردید نیروهای امنیتی و سرکوب مخالفان می‌دانند؛ تردیدی که می‌توان به وضع بد اقتصادی خود ماموران انتظامی و امنیتی، از دست دادن فرماندهان ارشد و میانی در جنگ ۱۲ روزه و فشارهای سنگین اجتماعی هم ربط داد.