اعتراضهای ایران در رسانههای منطقه؛ از «فرسایش مشروعیت» حکومت تا «دومینوی نفتی آمریکا»

منبع تصویر، AlJazeera Arabic Youtube
بررسی پوشش اعتراضهای ایران در رسانههای منطقه نشان میدهد اختلاف اصلی نه بر سر اصل وقوع ناآرامیها، بلکه بر سر تفسیر آنهاست. در برخی روایتها، این اعتراضها به عنوان نشانه بحرانها و نارضایتیهای انباشته اقتصادی، اجتماعی و سیاسی تصویر شده، اما در برخی دیگر در قالب تهدیدی امنیتی دیده شده که به گفته آنها با هدایت و بهرهبرداری خارجی، به ویژه آمریکا و اسرائیل، همراه است.
رسانههای نزدیک به عربستان و امارات در مقابل «محور مقاومت»
این شکاف به ویژه در روایت رسانههای مختلف عربی قابل مشاهده است. اگرچه اغلب این رسانهها بر گستردگی اعتراضها و تداوم ناآرامیها اذعان دارند، اما در تشریح ریشهها، ماهیت و پیامدهای آن، دو رویکرد کاملا متفاوت دیده میشود: رویکردی انتقادی که بر بحران ساختاری در ایران تاکید دارد و رویکردی دفاعی که اعتراضها را تهدیدی امنیتی و پروژهای هدایتشده با تحریک خارجی معرفی میکند.
رسانههای نزدیک به عربستان سعودی و امارات، از جمله العربیه، اسکاینیوز عربی و روزنامه الشرقالاوسط، اعتراضهای ایران را عمدتا در چارچوب بحران اقتصادی و نارضایتی فزاینده عمومی روایت کردهاند.
در این روایت، برخوردهای امنیتی، بازداشتها و هشدارهای قضایی به عنوان نشانهای از راه دشوار حکومت در کنترل بحران برجسته شده است. این رسانهها عمدتا اعتراضها را نشانه فرسایش مشروعیت سیاسی و فشار انباشته اجتماعی معرفی میکنند.
شبکه الجزیره، ضمن پوشش خبری تحولات میدانی، تلاش کرده ریشههای اقتصادی آغاز اعتراضها را توضیح دهد و سپس به تغییر ماهیت شعارها و مطالبات بپردازد. در گزارشها و برنامههای تحلیلی این شبکه، هم روایت رسمی حکومت ایران بازتاب یافته و هم صدای معترضان و تحلیلگران مستقل. پرسش محوری الجزیره این است که آیا الگوی برخورد امنیتی میتواند به نارضایتیهایی پاسخ دهد که به سرعت از مطالبات معیشتی فراتر رفته و رنگ سیاسی گرفتهاند.
در این میان، رسانههای نزدیک به آنچه «محور مقاومت» خوانده میشود، و آنها که به نوعی از حکومت ایران دفاع یا حمایت میکنند، روایت کاملا متفاوتی ارائه دادهاند. برای نمونه در پوشش شبکه المیادین، اعتراضها غالبا با واژههایی چون «اغتشاش» یا «ناآرامیهای هدایتشده» توصیف میشود که در ادبیات مقامهای جمهوری اسلامی به کار میرود.
این شبکه تمرکز اصلی خود را بر ابعاد امنیتی گذاشته و گزارشهایی درباره کشف سلاح، شناسایی «شبکههای سازمانیافته»، یا ادعای ارتباط برخی معترضان با عوامل خارجی را منتشر کرده است. در این روایت، اعتراضها نه بازتاب نارضایتی اجتماعی، بلکه بخشی از سناریویی برای بیثباتسازی ایران معرفی میشود.
«المسیره» وابسته به جنبش انصارالله یمن که به عنوان بازوی رسانهای حوثیها شناخته میشود، اعتراضهای ایران را در امتداد تقابل منطقهای با آمریکا و متحدانش و در چارچوب «محاصره اقتصادی» تفسیر کرده است.
در این رسانهها، برجستهسازی سخنان مقامهای امنیتی و قضایی ایران جایگاه ویژهای دارد. هشدارها درباره «برخورد قاطع»، گزارشهای مربوط به بازداشتها و تأکید بر بازگشت «آرامش» به خیابانها، بخشی از تلاش برای القای کنترل اوضاع است. همزمان، این رسانهها میکوشند اعتراضها را مقطعی و فاقد پایگاه اجتماعی گسترده نشان دهند.
واکنش رسانههای روسیه؛ «دومینوی نفتی آمریکا»

منبع تصویر، ROSSIYA 24
دور تازه اعتراضهای ایران در حالی آغاز شد که توجه بخش بزرگی از رسانههای دولتی روسیه متوجه اقدام نظامی آمریکا در ونزوئلا بود. به همین دلیل این اعتراضها بازتاب بسیار محدودی در رسانههای رسمی روسیه داشت، اما همزمان در فضای وبلاگها، تلگرام و در بین تحلیلگران نزدیک به کرملین، به موضوعی مهم با تفسیری عمدتا امنیتی و ضد آمریکایی تبدیل شد.
در فاصله ۱۴ تا ۱۶ دیماه، رسانههای دولتی روسیه تنها اشارههایی کوتاه و خبری به اعتراضها داشتند. شبکه خبری «روسیا ۲۴» در بولتنهای خبری خود به گزارشهای کوتاه بسنده کرد و از موضعگیری تحلیلی یا واکنش رسمی مقامهای روسیه خبری نبود. این کمتوجهی شاید نشانهای از این موضوع باشد که مسکو ترجیح داده تحولات ایران را در سطح رسمی، به حاشیه براند و از برجستهسازی آن پرهیز کند.
در مقابل، واکنشها در شبکههای اجتماعی روسزبان چشمگیرتر بود. روسلان اوستاشکو، مجری و مفسر تلویزیونی نزدیک به کرملین، در کانال تلگرامی خود هشدار داد که پس از ونزوئلا، ایران و حتی روسیه میتوانند اهداف بعدی «دومینوی نفتی آمریکا» باشند. او با انتشار نموداری از کشورهایی با بیشترین ذخایر نفتی جهان، اعتراضهای ایران را نه نتیجه نارضایتی داخلی، بلکه فرصتی برای آمریکا جهت دسترسی مستقیم به منابع نفتی ایران توصیف کرد؛ به ویژه اگر اعتراضها از کنترل خارج شود.
روایت مشابهی در کانالهای نظامی و امنیتی پرمخاطب روسی دیده میشود. کانال تلگرامی ریبار ضمن کماهمیت جلوه دادن دامنه اعتراضها، تاکید کرد نیروهای امنیتی ایران «کنترل کلی اوضاع» را در دست دارند، اما در عین حال آمریکا و رسانههای غربی را متهم کرد که با «تبلیغات هدفمند» در پی تشدید ناآرامیها هستند. این کانال گزارش روزنامه تایمز بریتانیا درباره برنامههای احتمالی برای خروج علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، از ایران به مقصد مسکو را بخشی از جنگ روانی غرب دانست.
بوریس روژین، وبلاگنویس نظامی شناختهشده، نیز این گزارش را «اطلاعاتسازی کلیشهای» توصیف کرد و نوشت آمریکا و اسرائیل پس از ناکامی در تضعیف رهبری ایران در گذشته، بار دیگر به تاکتیک «اعتراضسازی برای بیثباتسازی» بازگشتهاند.
در میان چهرههای نزدیک به گفتمان رسمی کرملین، تاتیانا مونتیان اعتراضهای ایران را «اعتراضهای میدان» نامید؛ اصطلاحی که در ادبیات روسی بار منفی دارد و به انقلابهای رنگی نسبت داده میشود. او مدعی شد حتی اگر مطالبات اولیه معترضان واقعی باشد، در نهایت این اعتراضها به ابزاری برای پیشبرد اهداف سیاسی غرب تبدیل میشود.
در مجموع، واکنش رسانههای روسیه به اعتراضهای ایران دوگانه بوده است: سکوت و گزارش حداقلی در رسانههای رسمی، در کنار روایتهای پررنگ امنیتی و ضد غربی در میان وبلاگنویسان نزدیک به کرملین.
پوشش محتاطانه رسانههای ترکیه

منبع تصویر، HABERTURK
رسانههای ترکیه در مجموع واکنشی محتاطانه و کمدامنه به اعتراضهای سراسری دیماه ۱۴۰۴ در ایران نشان دادهاند. مرور گزارشها و تحلیلهای منتشرشده در رسانههای اصلی ترکیه حاکی از آن است که بخش بزرگی از این رسانهها یا به کلی از برجسته کردن اعتراضها پرهیز کردهاند یا آنها را در چارچوبی محدود - عمدتا اقتصادی و خبری - بازتاب دادهاند.
در رسانههای نزدیک به دولت ترکیه، پوشش اعتراضها اغلب به گزارشهای کوتاه و «فکتمحور» محدود شده است. تیآرتی خبر در ۱۸ دیماه با استناد به نهادهای حقوق بشری گزارش داد شمار کشتهشدگان اعتراضها افزایش یافته، اما در عین حال ریشه ناآرامیها را به «افت شدید ارزش پول ملی و مشکلات اقتصادی» نسبت داد. در این گزارشها، تمرکز اصلی بر آمار تلفات و اختلال در زندگی روزمره بود و جنبه ضدحکومتی یا شعارهای سیاسی معترضان کمتر برجسته شد.
روزنامههای نزدیک به دولت نیز رویکردی مشابه داشتهاند. حریت دلیل تعطیلی مغازهها در تبریز را اعتراض به «شرایط بد اقتصادی» عنوان کرد، بدون آنکه به شعارها علیه ساختار سیاسی یا رهبر جمهوری اسلامی اشاره قابل توجهی کند. وبسایت روزنامه رسمی «ترکیه» که گاه مواضعی انتقادی نسبت به ایران دارد، در مقاطعی حتی اعتراضها را در میان خبرهای اصلی خود قرار نداد که به عنوان نشانهای از احتیاط رسانههای همسو با دولت آنکارا در پرداختن به تحولات داخلی ایران قلمداد میشود.
در مقابل، رسانههای نزدیک به اپوزیسیون ترکیه روایت متفاوتتری ارائه دادهاند. شبکه هالک تیوی اعتراضها را «بزرگترین ناآرامیها در سه سال گذشته» توصیف کرد و وبسایت خبری مدیا اسکوپ نیز سقوط ارزش پول ایران را نشانه بحرانی عمیق دانست و حتی احتمال تغییرات در راس قدرت را مطرح کرد. شبکه هابر گلوبال هم با لحنی تندتر، از «آشوب» و «اعتراضهای ضد رژیم» در ایران سخن گفت.
در سطح تحلیل و اظهارنظر، دامنه واکنشها همچنان محدود بوده است. نِوشین منگو، روزنامهنگار شناختهشده ترکیه، در شبکههای اجتماعی نوشت که در کشوری مانند ایران، اعتراضهای خیابانی به تنهایی، به سختی میتواند به تغییر رژیم منجر شود و ساختار قدرت، دستکم در کوتاهمدت، همچنان کارکرد خود را حفظ میکند.
هرچند به باور او جنگ اخیر ایران و اسرائیل بحث درباره ضرورت تغییر در ساختار قدرت ایران را تقویت کرده است. در مقابل، پژوهشگران نزدیک به رسانههای دولتی، از جمله در گفتوگو با هابر ترک (خبر ترک) تاکید کردهاند که برای صحبت از تغییر رژیم هنوز زود است، هرچند برخی تحلیلگران هشدار دادهاند اعتراضهای اقتصادی میتواند برای حکومتها خطرناکتر از اعتراضهای صرفا ایدئولوژیک باشد.
در مجموع، پوشش رسانههای ترکیه از اعتراضهای ایران بازتابدهنده رابطه پیچیده و چندلایه آنکارا و تهران است: ترکیبی از رقابت و همکاری که باعث شده رسانههای نزدیک به دولت با احتیاط سخن بگویند، در حالی که رسانههای منتقد، تصویر صریحتر و سیاسیتری از ناآرامیها ارائه دهند.














