پشت پرده ماجرای ملیپوشان ایرانی در استرالیا؛ در راهروهای هتل چه گذشت؟

منبع تصویر، Getty Images
- نویسنده, کیتی واتسون و سایمون اتکینسون
- شغل, خبرنگاران بیبیسی در گلد کوست
- زمان مطالعه: ۸ دقیقه
اولین نشانه این که اتفاقی در جریان است، زمانی بود که گروه کوچکی از فوتبالیستهای ایرانی را در لابی هتل دیدیم.
دستکم سه بازیکن را دیدیم که با روسریهای مشکی و پیراهنهای خاکستری تیم با چهار نفر دیگر در حال گفتوگو بودند. آن زمان حدس میزدیم این چهار نفر ایرانی باشند و حالا میدانیم که از ایرانیان ساکن همینجا، در منطقه گلد کوست استرالیا، بودند.
آنچه همان لحظه جلب توجه میکرد، راحتی آنها در صحبت با یکدیگر بود. خیلی خودمانی صحبت میکردند، لبخند میزدند و گاهی میخندیدند. کاملا راحت به نظر میرسیدند.
اما چطور ممکن بود؟ پیش از آن گفته شده بود که ترکیب ۲۶ نفره تیم زیر نظر هستند، به اینترنت دسترسی ندارند و نمیتوانند با کسی بیرون از گروه تماس بگیرند.
همین برای ما بزرگترین پرسش بود؛ چه کسی آنها را زیر نظر داشت؟
نگرانیها درباره امنیت این تیم اولین بار زمانی بالا گرفت که ویدیویی از یکی از مجریان تلویزیون دولتی ایران منتشر شد. او پس از آنکه بازیکنان در نخستین بازیشان در جام ملتهای آسیا سرود جمهوری اسلام ایران را نخواندند، آنها را «خائن» نامید و گفت باید مجازات شوند.
این نگرانیها زمانی بیشتر شد که در دو بازی بعدی، بازیکنان در حال خواندن سرود ملی دیده شدند. برداشت این بود که آنها ــ بهطور مستقیم یا غیرمستقیم ــ تحت فشار قرار گرفتهاند تا چنین کاری انجام دهند.
پس از حذف تیم از مسابقات در روز یکشنبه و در حالی که احتمال بازگشت آنها به ایران مطرح بود، بحثها در رسانهها به این موضوع هم کشیده شد که اگر بازیکنان تصمیم بگیرند در خارج بمانند، خانوادههایشان در ایران ممکن است با چه پیامدهایی روبهرو شوند.
در همین حال، شبکهای از فعالان حقوق بشر مستقر در استرالیا هم وارد عمل شدند و با استفاده از ارتباطات خود تلاش کردند به هر شکل ممکن با بازیکنان تماس بگیرند.
حسام اوروجی، فعال حقوق بشر ایرانی، به بیبیسی گفت: «ما در کوئینزلند هر کاری از دستمان برمیآمد، انجام دادیم.»
آقای اوروجی یکی از همان چهار نفر از جامعه ایرانیان ساکن کوئینزلند بود که عصر دوشنبه، حدود ساعت پنج و نیم، در لابی هتل با بازیکنان صحبت میکرد.
در بیرون هتل، چند مامور یونیفورمپوش پلیس فدرال استرالیا ایستاده بودند. البته پلیس از صبح همان روز در آنجا حضور داشت. همهچیز آنقدر آرام و بیسروصدا بود که تصور کردیم این گروه هم مثل همتیمیهایشان که پیشتر بیرون رفته بودند، فقط برای هواخوری بیرون میروند اما ناگهان فضا عوض شد.
کمتر از نیم ساعت بعد، دو نفر از اعضای هیئت ایرانی با عجله از لابی گذشتند و به سمت راهپلهای رفتند که به پارکینگ هتل راه داشت. یکی از بازیکنان تیم و مرضیه جعفری، سرمربی، هم پشت سر آنها رفتند.
این رفتوآمد ناگهانی در لابی آرام هتل کاملا جلب توجه میکرد. ما هم دنبالشان رفتیم و با تلفنهای همراه فیلم گرفتیم. زمان ثبتشده روی ویدئو نشان میدهد که ساعت شش و هشت دقیقه عصر به وقت محلی بود.
در پایین راهپله قفل بود و اعضای هیئت ایرانی که مضطرب به نظر میرسیدند ناچار شدند برگردند. دخترها رفته بودند و حالا میدانیم که پنج نفر بودند.
ماجرا درست همزمان با غروب آفتاب، روشن شد، زمانی که اعضای تیم برای افطار، دور هم جمع میشدند. شاید همین که آن بازیکنان در جمع دیده نمیشدند، باعث شده بود متوجه شوند آنها محل را ترک کردهاند.

منبع تصویر، Reuters
حالا روشن شده است، صحنهای که شاهدش بودیم، نتیجه روندی طولانی و پیچیده بود؛ روندی که در نهایت به درخواست پناهندگی پنج بازیکن ایرانی انجامید.
چند ساعت بعد، فاطمه پسندیده، زهرا قنبری، زهرا سربالی، عاطفه رمضانزاده و مونا حمودی از استرالیا ویزای بشردوستانه دریافت کردند.
بعدتر دو نفر دیگر ــ محدثه ظلفی، از بازیکنان تیم، و فلور(زهرا) مشکینکار، از اعضای کادر پشتیبانی هم اعلام کردند که میخواهند در استرالیا بمانند.
آنها روز سهشنبه، در هتل گلد کوست از دیگر اعضای تیم جدا شدند و به یکی از اماکن پلیس در نزدیکی فرودگاه بریزبن منتقل شدند.
آنجا دوباره به پنج نفر دیگر پیوستند. به هر هفت نفر گفته شده بود که میتوانند بهطور دائم در استرالیا بمانند اما روز چهارشنبه یکی از آنها نظرش را تغییر داد.
تونی برک، وزیر کشور، روز چهارشنبه در پارلمان گفت: «در استرالیا مردم میتوانند نظرشان را عوض کنند. ما به شرایطی که او در آن تصمیم گرفته بود، احترام میگذاریم.»

منبع تصویر، Reuters/Australian Department of Home Affairs
تلاش برای برقراری تماس
پیش از آنکه همه این ماجراها پیش بیاید، فعالان با پلیس فدرال استرالیا و نگهبانان هتل در تماس بودند تا اول به طور خصوصی از دختران بشنوند که میخواهند در استرالیا بمانند و همچنین وقتی این خواسته را مطرح کردند، از آنها محافظت شود.
آقای اوروجی گفت: «به ورزشگاه رفتیم، نام آنها را صدا زدیم و گفتیم اگر بخواهید اینجا بمانید، از شما حمایت میکنیم.»
به گفته او، همین حمایت دستکم برای بعضی از این زنان که تصمیم گرفتند درخواست پناهندگی بدهند، نقطه عطفی بود: «خودشان هم به این موضوع اشاره کردند و گفتند خیلی خوب بود. برای اولینبار جمعیت زیادی به ورزشگاه آمده بود و فقط از ما حمایت میکرد. فضای ورزشگاه پر از انرژی و انگیزه بود؛ انگار همه از آنچه در استرالیا در حال رخ دادن بود هیجان داشتند.»
به گفته آقای اوروجی، بزرگترین چالش او و دوستانش این بوده که اطلاعات درست را به این زنان برسانند و همزمان با اطلاعات نادرستی که گفته میشود از سوی مقامهای ایرانی همراه تیم در حال انتشار است، مقابله کنند: «وقتی به یکی از اعضای تیم که هنوز مانده بود گفتیم میدانی این زنان ویزای خود را گرفتهاند، با تعجب گفت: امکان ندارد.»
او میگوید که به برخی از این زنان گفته شده بود هیچ تضمینی وجود ندارد که بتوانند درخواست پناهندگی بدهند و ممکن است بهعنوان پناهجو به یک مرکز بازداشت منتقل شوند.
حسام اوروجی میگوید که نخستین ارتباط با بازیکنان از طریق یکی از اعضای خانواده آنها برقرار شد؛ اما تماس گرفتن با آنها آسان نبود: «آنها همیشه به اینترنت دسترسی ندارند. ما پیام میفرستیم و میبینیم که پیام دریافت نشده است. بعد که اینترنت پیدا میکنند، منتظر میمانیم تا آن دو تیک آبی در واتساپ ظاهر شود.»
هر یک از اعضای جامعه ایرانی که با آنها صحبت کردم، به نظر میرسید راهی برای ارتباط گرفتن با بازیکنان پیدا کرده بودند؛ از تماس در شبکههای اجتماعی گرفته تا فرستادن پیام، هر زمان که امکانش فراهم میشد.
بیش از ۸۵ هزار ایرانی در استرالیا زندگی میکنند و بسیاری از آنها جامعهای نزدیک و بههمپیوسته ساختهاند.
عصر دوشنبه در هتل، ملودی نغمه دانایی، مشاور امور مهاجرت، هم حضور داشت. او آماده بود تا به کسانی که تصمیم میگرفتند در استرالیا بمانند، درباره گزینههایشان راهنمایی بدهد. شب پیش از آن هم در ورزشگاه حضور داشت تا به هر شکل ممکن حمایت خود را نشان دهد.
خانم نغمه دانایی در گفتوگو با بیبیسی در زمان استراحت بین دو نیمه مسابقه گفت: «استرالیا بر اساس قوانین مهاجرت از آنها حمایت خواهد کرد؛ این چیزی غیرعادی نیست. ما بهشدت نگران جان آنها هستیم و اینجا هستیم تا هر طور که بخواهند از آنها حمایت کنیم.»
عصر دوشنبه که دوباره او را در هتل دیدیم، کتوشلوار به تن داشت نه با لباس غیررسمی هواداران فوتبال که شب قبل پوشیده بود.
سلام و احوالپرسی کردیم، اما چیزی که در آن لحظه نمیتوانست بگوید این بود که به بازیکنان در اتاقی در هتل دسترسی پیدا کرده بود و او با استفاده از دانش حقوق مهاجرت و مهارتهای زبانیاش گزینههای پیشروی آنها را برایشان توضیح داده بود.
خانم دانایی به شبکه ایبیسی نیوز گفت: «آنها زیر فشار زیادی بودند. نمیدانستند چه کار باید بکنند. نگران خانوادههایشان بودند، نگران داراییهایی که در ایران داشتند. مدام از خود میپرسیدند: اگر اینجا بمانیم و همه داراییهایمان در ایران را از دست بدهیم چه میشود؟»
در حالی که فعالان محلی نقش مهمی در این ماجرا داشتند، اکنون جزئیات بیشتری درباره نقش دولت هم روشن شده است. انتشار پیامی از سوی دونالد ترامپ در شبکه تروث سوشال که در آن از استرالیا خواسته بود به این بازیکنان پناهندگی بدهد، باعث شد برخی تصور کنند او عامل اقدام سریع در این پرونده بوده است.
اما در واقع، عملیات حساسی از چند روز پیش در جریان بود. ترامپ پس از تماس تلفنی ساعت دو بامداد با آنتونی آلبانیزی، نخستوزیر استرالیا، در پیامی نوشت: «او پیگیر موضوع است!»
در همین حال، مقامهای اداره مهاجرت هم تلاش کرده بودند در هتل با بازیکنان دیدار کنند. با وجود گزارشهای گستردهای که میگفتند بازیکنان در اتاقهایشان نگه داشته شدهاند ومرتب زیر نظر هستند، به نظر میرسد چنین نبوده است.
تونی برک، وزیر کشور استرالیا، میگوید که شامگاه یکشنبه پس از آنکه به بازیکنان پیشنهاد صحبت داده شد، گفتوگوهایی تا آخر شب ادامه پیدا کرد.
آقای برک همچنین گفت: «البته این به آن معنا نیست که گفتوگوهای دیگری در خفا در جریان نبوده، گفتوگوهایی که همه ما آنها را ناپذیرفتنی میدانیم.»
در همان زمان که این صحبتها جریان داشت، فعالان هم سخت در تلاش بودند.

منبع تصویر، EPA
هیچیک از اعضای جامعه ایرانی دست از تلاش برنداشتند، حتی وقتی بقیه اعضای تیم سهشنبه شب برای ترک استرالیا راهی فرودگاه شدند. در هر فرودگاهی اعتراضی برپا بود و در هر تجمعی اشک و اندوه دیده میشد.
حالا هرچه بیشتر روشن میشود که دولت استرالیا هم این پیام را تقویت میکرد.
آقای برک که ظرف چند ساعت، پنج ویزای بشردوستانه بازیکنان را امضا کرد، پیش از ترک تیم از استرالیا در اواخر سهشنبهشب در فرودگاه سیدنی حضور داشت.
او گفت در آنجا «حضور بسیار قابلتوجه پلیس» بهکار گرفته شد تا اطمینان حاصل شود بازیکنان از همراهانشان جدا نگه داشته میشوند و بتوانند همراه با یک مترجم با کارکنان مهاجرت دیدار کنند و فرصت صحبت با خانوادههایشان در ایران دربارهٔ تصمیمگیری را داشته باشند.
آقای برک گفت: «به آنها حق انتخاب داده شد. مطمئن شدیم هیچ عجلهای در کار نباشد. هیچ فشاری هم وجود نداشت.»
تمام تلاشها برای این بود که آنها با حفظ کرامت بتوانند آزادانه تصمیم بگیرند.

































