جنگ بالاتر از ملاحظات دیپلماتیک؛ چرا ایران به قطر حمله کرد؟

منبع تصویر، Getty Images
- نویسنده, سعید جعفری
- شغل, روزنامهنگار
- زمان مطالعه: ۹ دقیقه
تا همین چند هفته قبل، مذاکرهکنندگان ایرانی، پیش از سفر به ژنو برای حضور در مذاکرات هستهای، به دوحه میرفتند تا درباره آنچه «بسته اقتصادی و رفع تحریمها» در مذاکرات با آمریکا خوانده میشد، با مقامهای قطر گفتوگو کنند. حالا اما، تقریبا هر روز، موشکها و پهپادهای ایرانی اهدافی را در این کشور جنوب خلیج فارس منفجر میکنند.
حمله ایران به قطر، یکی از پرسشبرانگیزترین تحولات روزهای نخست جنگ جمهوری اسلامی، از یک سو و آمریکا و اسرائیل، از سوی دیگر، بود.
شیخ محمد بن عبدالرحمن آل ثانی، نخستوزیر و وزیر خارجه قطر، روز دوشنبه ۹ مارس به اسکای نیوز گفت که این کشور با «خیانت بزرگی» از تهران روبهرو شده است.
او همچنین گفت که قطر برای حمایت از تلاشهای دیپلماتیک آمریکا و ایران تلاش میکرد اما «محاسبه اشتباه» ایران در حمله به کشورهای حوزه خلیج فارس، «همه چیز را نابود کرده است.»
قطر در سالهای گذشته در مقایسه با برخی دیگر از کشورهای خلیج فارس، روابط بهنسبت باثباتی با تهران داشت و حتی در مواردی نقش میانجی میان ایران و آمریکا را ایفا کرده بود. به همین دلیل، هدف قرار گرفتن این کشور برای بسیاری از ناظران غیرمنتظره به نظر رسید.
قطر در سالهای اخیر تلاش کرده بود روابطش را با ایران در سطحی قابل مدیریت نگه دارد. مقامهای دو کشور بارها از گسترش همکاریهای اقتصادی و امنیتی سخن گفته بودند و دوحه در مقاطعی نقش مهمی در انتقال پیامهای دیپلماتیک میان تهران و واشنگتن ایفا کرده بود.
همین پیشینه باعث شد حمله ایران به این کشور برای برخی تحلیلگران نشانهای از تغییر معادلات منطقهای در شرایط جنگی تلقی شود.
با این حال، کارشناسان معتقدند برای درک این تصمیم باید آن را در چارچوب گستردهتر جنگ و محاسبات راهبردی ایران در شرایطی دید که رهبران جمهوری اسلامی آن را تهدیدی وجودی برای نظام سیاسی خود تلقی میکنند.
وقتی جنگ قواعد دیپلماسی را کنار میزند
در شرایطی که یک حکومت خود را در معرض تهدیدی حیاتی میبیند، بسیاری از قواعد معمول سیاست خارجی تغییر میکند. در چنین وضعیتی، اولویت اصلی اغلب نه حفظ روابط دیپلماتیک بلکه جلوگیری از شکست نظامی و فروپاشی سیاسی است.
حمیدرضا عزیزی، تحلیلگر روابط بینالملل، به بیبیسی فارسی گفت: «با آغاز حملات اسرائیل و آمریکا، برداشت عمومی نزد مقامهای جمهوری اسلامی این بود که این تلاشی برای از بین بردن این سیستم سیاسی است و آن را به عنوان تهدیدی موجودیتی ارزیابی کردند.»
او میگوید: «در چنین شرایطی، یک سیستم سیاسی بیش از هر چیز به بقای خود میاندیشد و در چنین محاسبهای، ممکن است روابط دوستانه یا حتی همکاریهای اقتصادی با برخی کشورهای منطقه در اولویت دوم قرار بگیرد.»
به بیان سادهتر، در جریان جنگی که به عنوان تهدیدی حیاتی در نظر گرفته میشود، این تصور شکل میگیرد که ابتدا باید بقا را تضمین کرد تا بعد بتوان درباره روابط دیپلماتیک تصمیم گرفت.
در چنین چارچوبی، حمله به قطر لزوما به معنای تغییر بنیادین نگاه ایران به این کشور تلقی نمیشود، بلکه میتوان آن را محصول شرایط جنگی و محاسبات امنیتی کوتاهمدت دانست.
نقش پایگاههای آمریکا در انتخاب اهداف
یکی از توضیحهایی که در تحلیلهای امنیتی مطرح میشود، به نقش پایگاههای نظامی آمریکا در منطقه بازمیگردد. قطر میزبان پایگاه هوایی عدید است؛ یکی از مهمترین مراکز فرماندهی و پشتیبانی عملیات نظامی آمریکا در خاورمیانه.
علاوه بر قطر، کشورهایی چون امارات متحده عربی، عربستان سعودی و بحرین هم به شکلهای مختلف میزبان پایگاههای نیروهای نظامی یا اطلاعاتی آمریکا هستند. موضوعی که باعث شده است مقامهای حکومت ایران آنها «اهداف مشروع» محسوب کنند.

آقای عزیزی میگوید: «طبیعتا موشکهای ایران توان رسیدن به خاک آمریکا را ندارند و در شرایطی که این کشور همراه با اسرائیل به ایران حمله کرده، تصمیمگیران سیاسی و نظامی در تهران به این نتیجه رسیدهاند که باید زیرساختهای نظامی یا اطلاعاتی آمریکا در منطقه و از جمله در قطر را مورد هدف قرار دهند.»
به گفته برخی تحلیلگران، این راهبرد باعث شده علاوه بر پایگاههای نظامی آمریکا، برخی سامانههای هشدار زودهنگام و راداری در کشورهای حاشیه خلیج فارس نیز هدف قرار بگیرند. این سامانهها برای رصد تحرکات نظامی در منطقه استفاده میشوند.
چرا قطر هدف قرار گرفت اما ترکیه نه؟
با این حال، یک پرسش مهم همچنان مطرح است: اگر هدف ایران ضربه زدن به زیرساختهای مرتبط با آمریکا یا اسرائیل است، چرا کشوری مانند ترکیه هدف قرار نگرفته است؟
برخی تحلیلگران پاسخ را در محاسبات هزینه و فایده در زمان جنگ جستوجو میکنند. به نظر میرسد تهران در انتخاب اهداف خود تلاش کرده است میان وارد کردن فشار بر آمریکا و جلوگیری از گسترش کنترلناپذیر جنگ تعادل برقرار کند.
حمیدرضا عزیزی میگوید: «حمله به کشوری مانند ترکیه میتوانست پیامدهای بسیار گستردهتری داشته باشد. ترکیه عضو ناتو است و یکی از بزرگترین ارتشهای کشورهای عضو این پیمان را در اختیار دارد. در چنین شرایطی، هدف قرار دادن خاک این کشور ممکن بود بهسرعت پای ناتو را به درگیری باز کند و دامنه جنگ را به شکل چشمگیری گسترش دهد.»
آیا هدف، فشار بر آمریکا از مسیر خلیج فارس است؟

منبع تصویر، US CENTCOM/Handout/Anadolu via Getty Images
در کنار این تحلیلها، برخی ناظران تفسیر دیگری دارند. از نگاه آنان، ایران ممکن است با حمله به کشورهای خلیج فارس در پی وارد کردن فشار غیرمستقیم بر ایالات متحده باشد.
کاوه حسن، تحلیلگر موسسه استیمسن در بروکسل، به بیبیسی فارسی گفت: «تهران ممکن است امیدوار باشد کشورهای منطقه که میزبان پایگاههای نظامی آمریکا هستند، در صورت افزایش هزینههای امنیتی و اقتصادی جنگ، واشنگتن را برای توقف عملیات نظامی تحت فشار قرار دهند.»
او با اشاره به اینکه چنین حملاتی بخشی از یک راهبرد فشار منطقهای هستند، معتقد است: «هدف این راهبرد افزایش هزینههای جنگ برای آمریکا از طریق بیثبات کردن محیط امنیتی متحدانش در خلیج فارس است.»
البته هنوز مشخص نیست چنین محاسبهای تا چه اندازه میتواند موفق باشد. کشورهای خلیج فارس در سالهای اخیر تلاش زیادی برای کاهش تنش با ایران انجام داده بودند و حتی در برخی موارد در مسیر عادیسازی روابط با تهران گام برداشته بودند.
پایان سیاست «موازنهسازی» در خلیج فارس؟
حملات ایران به قطر و برخی دیگر از کشورهای خلیج فارس، محدودیتهای راهبردی سالهای اخیر این کشورها را آشکار کرده است.
کاوه حسن با اشاره به اینکه بسیاری از دولتهای حاشیه خلیج فارس کوشیده بودند سیاستی را دنبال کنند که او آن را «موازنهسازی راهبردی» توصیف میکند، گفت: «هدف این سیاست حفظ روابط با ایران و آمریکا به طور همزمان بود. کشورهایی مانند قطر، عمان، امارات و حتی عربستان سعودی تلاش کرده بودند ضمن حفظ همکاری امنیتی با آمریکا، از تنش مستقیم با ایران نیز پرهیز کنند.»
این کشورها در سالهای اخیر به طور فعال در مسیر کاهش تنشهای منطقهای و ایجاد کانالهای گفتوگو با تهران حرکت کرده بودند. با این حال، حملات اخیر ایران به برخی از این کشورها نشان میدهد این سیاست در شرایط جنگی با محدودیتهای جدی روبهرو است.
علاوه بر آن، در شرایط جنگی، محاسبات هزینه و فایده بازیگران با شرایط عادی متفاوت است.
حمیدرضا عزیزی میگوید: «اساسا مسئله فراتر از این است که کشوری چون قطر یا دیگر بازیگران منطقهای چه نقشی تاکنون برای ایران ایفا کردهاند. در شرایط جنگی، مقامهای جمهوری اسلامی مسئله را از این منظر نگاه میکنند که در صورتی که حملهای به این کشور صورت گیرد، تهدید جدیدی اضافه میشود یا خیر.»
این تحلیلگر روابط بینالملل با اشاره به اینکه پاسخ این سوال در مقیاس تهدیدهای وجودی که میتواند بقای سیستم سیاسی را به خطر بیندازد چندان قابل توجه نیست، گفت: «به همین دلیل مقامهای ایران در چنین شرایطی تصمیم گرفتند نه تنها قطر که دیگر کشورهای منطقهای را هم هدف قرار دهند.»
نظم امنیتی جدید در خلیج فارس
برخی تحلیلگران معتقدند این تحولات شاید برداشت امنیتی کشورهای حاشیه خلیج فارس از ایران را در سالهای آینده تغییر دهد.
کاوه حسن میگوید: «حتی اگر جنگ در نهایت با توافقی پایان یابد یا جمهوری اسلامی همچنان در قدرت باقی بماند، تجربه حملات به کشورهای منطقه ممکن است در شکلگیری ترتیبات امنیتی آینده خاورمیانه نقش مهمی داشته باشد.»
ناظران معتقدند که شاید کشورهای خلیج فارس در سالهای پس از جنگ تلاش کنند چارچوبهای امنیتی جدیدی ایجاد کنند که در آن نگرانیهایشان درباره توان موشکی و نظامی ایران نقش پررنگتری داشته باشد.
در همین ارتباط، مقامهای امارات اخیرا گفتهاند که در هر توافق احتمالی جدید با ایران، باید توان موشکی جمهوری اسلامی هم در آن گنجانده شود.
آقای حسن میگوید: «این وضعیت را میتوان با تجربه ایران پس از جنگ با عراق مقایسه کرد. پس از آن جنگ، برداشت امنیتی جمهوری اسلامی به شکلی قابل توجه تغییر کرد و تهران به طرف تقویت توان بازدارندگی و ایجاد شبکهای از متحدان منطقهای حرکت کرد. به نظر میرسد حالا بعضی کشورهای خلیج فارس به برداشت امنیتی جدیدی از ایران رسیدهاند.»

منبع تصویر، Getty Images
در طول سالهای اخیر، مقامهای جمهوری اسلامی به همسایگان جنوبی خود در خلیج فارس هشدار داده بودند که بهتر است به جای گسترش همکاریهای نظامی و خرید تسلیحاتی از آمریکا، به طرف نوعی از همراهی و همکاری منطقهای حرکت کنند.
از زمان برقراری دوباره روابط ایران و عربستان که با میانجیگری چین در مارس ۲۰۲۳ حاصل شد، تهران و پایتختهای عربی از سطح تنشها کاستند و به نظر میرسید نوعی از همزیستی مسالمتآمیز میان طرفها شکل گرفته باشد.
در همین چارچوب هم بود که در هفتههای پیش از شروع جنگ، از عربستان و قطر تا عمان و مصر، همگی تلاش کردند از وقوع تنش نظامی میان ایران و آمریکا جلوگیری کنند.
اما آنچه در این جنگ رخ داده، احتمالا کشورهای عربی را به جمعبندی جدیدی خواهد رساند و بعید نیست که آنها محاسبات تازهای در الگوهای دفاعی، امنیتی و نظامی خود در منطقه لحاظ کنند.
به باور کاوه حسن این تحولات سه تاثیر مهم به دنبال خواهد داشت: «نخست، تحول در برداشت تهدیدآمیز کشورهای خلیج فارس نسبت به ایران. دوم، تاثیر این تحول بر شکلگیری ساختار امنیتی جدید در منطقه پس از جنگ و احتمال تحمیل توافقهایی بر ایران برای محدود کردن توان نظامی آن. سوم، این که حملات تلافیجویانه ایران علیه کشورهای خلیج فارس نشان میدهد هم راهبرد موازنهسازی سیاسی این کشورها عملا فروپاشیده و هم مدل اقتصادی آنها با فشار بیسابقهای روبهرو شده است.»
تصمیمی در چارچوب منطق جنگ
با این تفاسیر حمله ایران به قطر را باید در چارچوب محاسبات جنگی و نه صرفا روابط دو کشور ارزیابی کرد.
از یک طرف، حضور پایگاههای نظامی آمریکا در قطر و نقش این کشور در زیرساختهای عملیاتی آمریکا در منطقه ممکن است آن را به هدفی در محاسبات نظامی تهران تبدیل کرده باشد. از طرف دیگر، این حملات شاید بخشی از تلاش ایران برای افزایش فشار منطقهای بر آمریکا و تغییر معادلات جنگ باشد.
در چنین شرایطی، هرچند این رویکرد ممکن است به مقامهای جمهوری اسلامی که با منطق بقا به تحولات سیاسی و نظامی اخیر مینگرند کمک کند از این گردنه خطرناک، که موجودیت این سیستم سیاسی را با خطر فروپاشی روبهرو کرده، عبور کنند، هنوز مشخص نیست پیامدهای بلندمدت چنین رویکردی چه خواهد بود.
آیا این روند باعث خواهد شد ایران بار دیگر به مرکز «ادراک تهدید» در میان کشورهای عربی تبدیل شود؟ در حالی که پس از رویدادهای ۷ اکتبر ۲۰۲۳ اسرائیل تا حدی جای ایران را به عنوان مسئله اصلی خاورمیانه گرفته بود، آیا اکنون جمهوری اسلامی دوباره به دغدغه اصلی شیوخ خلیج فارس تبدیل خواهد شد؟
یا ناتوانی یا نخواستن آمریکا برای حفاظت از این متحدان عرب خود در خلیج فارس باعث خواهد شد این کشورهای عربی تجدیدنظرهایی در سیاستهای خود در قبال همکاریهای نظامی، تسلیحاتی، امنیتی و اطلاعاتی با واشنگتن انجام دهند؟
پاسخ به این پرسشها هنوز روشن نیست. اما به نظر میرسد حملات اخیر، صرفنظر از نتیجه جنگ، ممکن است نگاه امنیتی کشورهای حاشیه خلیج فارس به ایران را در سالهای آینده تغییر دهد.

































