مجتبی خامنهای؛ بازیگر پنهانکار «نظام»

منبع تصویر، Middle East Images / AFP via Getty Images
مجتبی خامنهای، متولد ۱۳۴۸، دومین فرزند در میان شش فرزند علی خامنهای است. در میان پسران و دختران آیتالله خامنهای، مجتبی، حتی پیش از آنکه به عنوان سومین رهبر جمهوری اسلامی انتخاب شود، بیشتر از همه در معرض توجه رسانههای داخل و خارج ایران قرار داشته است.
مهمترین دلیل این توجه، روایتها و اخباری غیررسمی بوده که در پی انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۸، در مورد احتمال نامزدی مجتبی خامنهای برای جانشینی پدرش منتشر شدند. دلیل دیگر توجه رسانهای به دومین پسر علی خامنهای، افشاگریهایی بوده که از ۱۳۸۴ به بعد، راجع به دخالت پشت پرده او در موضوعات حساس سیاسی و امنیتی صورت گرفتهاند.
اتهام «سوء استفاده» از جایگاه پدر
با شروع اعتراضات خیابانی به نتایج مناقشهبرانگیز انتخابات ۱۳۸۸، برای نخستین بار نام مجتبی خامنهای، به عنوان نامزد احتمالی رهبری آینده، در فضای عمومی مطرح شد. در آن مقطع، شعارهایی از قبیل «مجتبی بمیری، رهبری رو نبینی» در برخی از تجمعات اعتراضی پایتخت سر داده شد، که در رسانهها بازتاب گستردهای داشت.
چند ماه بعد از انتخابات ۱۳۸۸، خبر آغاز تدریس خارج فقه مجتبی خامنهای، باعث افزایش گمانهزنی راجع به بلندپروازیهای سیاسی او شد.
تدریس این سطح از دروس فقهی، لازمه رسیدن به درجات بسیار بالا در سلسله مراتب روحانیت شیعه است. لازم به یادآوری است که طبق قانون اساسی جمهوری اسلامی، رهبر باید «صلاحیت علمی لازم برای افتاء در ابواب مختلف فقه» را داشته باشد. به عبارت دیگر او باید نه فقط در برخی از زمینهها، که در همه زمینههای فقهی مجتهد محسوب شود.
در آبان ۱۳۸۸، سایت اصولگرای جهاننیوز، در خبری اختصاصی از جلسات تدریس مجتبی خامنهای، مکان برگزاری کلاسهای او را دفتر رهبر جمهوری اسلامی در قم معرفی کرد. جهاننیوز خبر داد که وقتی این خبر به برخی مراجع تقلید شیعه رسیده تاکید کردهاند که مجتبی «در حد تدریس درس سطح خارج نیست» و این تدریس حاصل «سوء استفاده» او از جایگاه پدرش است. این رسانه در دفاع از فرزند رهبر مدعی شد: «افرادی كه پای درس وی حاضر شدهاند از تسلط او بر مباحث فقهی اظهار شگفتی میكنند.»
اعلام شروع تدریس خارج فقه مجتبی خامنهای، تنها حدود ۱۰ سال از زمان شروع تحصیلات او در حوزه علمیه قم فاصله داشت. برای مقایسه، قابل ذکر است که روحالله خمینی، حدود ۲۵ سال بعد از شروع تحصیل در حوزه علمیه قم، تدریس درس خارج فقه را آغاز کرده بود.

منبع تصویر، spnfa.ir
حمایت رسانه دولتی روسیه
ماجرای تدریس خارج فقه مجتبی خامنهای، در شهریور ۱۴۰۱ به دلیل دیگری خبرساز شد و آن استفاده از لقب «آیتالله» برای تبلیغ کلاسهای او بود. خبرگزاری رسا، وابسته به حوزه علمیه قم، با اعلام شروع «نامنویسی درس خارج فقه و اصول آیتالله حاج آقا سید مجتبی خامنهای»، تاکید کرد: «درس خارج فقه و اصول ایشان سابقه ۱۴ ساله داشته و طلاب و اساتید فراوانی از خرمن پر فیض ایشان بهره بردهاند.»
انتشار این متن بازتاب خبری وسیعی داشت و این بازتاب، به واکنش غیرمنتظره سایت اسپوتنیک وابسته به دولت روسیه انجامید. سایت فارسی این خبرگزاری دولتی با انتقاد از «خبرهای مغرضانه» و «هیاهوی وسیع رسانههای مخالف جمهوری اسلامی ایران» در مورد شروع درس خارج فقه مجتبی خامنهای نوشت: «آیا وی گناه کرده که فرزند رهبر انقلاب است، یا اینکه چون فرزند رهبر انقلاب هستند حق زندگی ندارند؟»
عماد آبشناس، مدیر منطقهای خبرگزاری اسپوتنیک در این مطلب تاکید کرد: «اگر زمانی برسد که رهبری دار فانی را وداع بگویند آن زمان است که بحث جانشینی ایشان مطرح خواهد شد و به نظر میآید اگر احیانا در آن زمان آیتالله مجتبی خامنهای اصلح باشد آنوقت هیچ منطقی وجود ندارد که خبرگان به دلیل هیاهوی رسانهای ایشان را انتخاب نکنند... مهم این نیست که دشمنان چه بگویند.»
در آن مقطع، البته مقامهای ارشد حکومتی ایران، به صراحت سایت روسی در مورد بحث جانشینی اعلام موضع نکردند، ولی بعضی از مقامهای پایینتر، بدون پردهپوشی وارد این بحث شدند.
به عنوان نمونه، مهدی تاجزاده امام جمعه بهارستان اصفهان گفت که اگر شرایط رهبری در فرزند علی خامنهای وجود داشته باشد، جانشینی او به جای پدرش «مانعی ندارد». این امام جمعه استدلال کرد: «مگر مردم با امام مجتبی بعد از امیرالمومنین بیعت نکردند؟»

منبع تصویر، KALEME
«شبهه موروثی بودن رهبری»
چند هفته پیش از تبلیغ «درس خارج فقه و اصول آیتالله حاج آقا سید مجتبی خامنهای»، در خبرگزاری حوزه، میرحسین موسوی کاندیدای محصور انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۸ نسبت به برقراری «رهبری موروثی» در ایران و به حکومت رسیدن مجتبی پس از پدرش هشدار داد.
آقای موسوی در مرداد ۱۴۰۱، در بیانیهای با اشاره به تداوم زمزمههای جانشینی مجتبی خامنهای نوشت: «سیزده سال است که اخبار این توطئه شنیده میشود. اگر به راستی در پی آن نیستند چرا یک بار چنین نیتی را تکذیب نمیکنند؟»
چنین تکذیبی، البته صورت نگرفت. اما یک سال و نیم بعد، عضوی از مجلس خبرگان، بدون اینکه شهادت مستقیمی را مطرح کند، مدعی شد که به واسطه شنیده که رهبر جمهوری اسلامی، با جانشینی فرزندش مخالفت کرده است.
محمود محمدی عراقی گفت: «من شنیدم، یک بار در زمان مرحوم آیتالله یزدی... درباره یکی از فرزندان رهبری که شاید از نظر علمی در سطح بالایی است، بحثی میشود. این خبر به گوش رهبری میرسد و ایشان نهی میکنند و میگویند این کاری که شما میکنید شبهه مسئله موروثی بودن رهبری را مطرح میکند.»
با توجه به اینکه محمد یزدی تا سال ۱۳۹۴ عضو مجلس خبرگان بود و در انتخابات همان سال موفق به ورود مجدد به آن مجلس نشد، خاطره محمدی عراقی، با فرض صحت، به معنی مخالفت رهبر با جانشینی فرزندش در حدود یک دهه قبل بود. لازم به یادآوری است که محمد یزدی در اسفند ۱۳۹۸ در انتخابات میان دورهای خبرگان نامزد شد و مجددا به این مجلس راه یافت، ولی پیش از مراسم تحلیف دوره جدید نمایندگی درگذشت.
در هر صورت، مجتبی خامنهای در مهر ۱۴۰۳، در ویدیویی اعلام کرد که جلسات تدریس خود را تعطیل میکند، با این توضیح مبهم که: «ممکن است این مطلب همیشگی باشد و ممکن است که موقت باشد؛ فعلا بر بنده این مطلب مجهول است.» او در ویدیوی خود اصرار داشت که تعطیلی جلسات تدریس «تصمیم شخصی است و به مسائل سیاسی ارتباطی ندارد» و حتی بدون اطلاع پدرش صورت گرفته، هرچند دو نفر از «دوستان» از ماجرا مطلع بودهاند.
ابهام موجود در اظهارات فوق، و به ویژه تاکید غیرمنتظره گوینده بر بیاطلاعی پدر و اطلاع دو نفر دیگر از تصمیم خبرساز خود، به گمانهزنیهای متنوعی در رسانهها منجر شد. به ویژه آنکه مخاطبان عام، برای اولین بار بود که صدای پسر رهبر را میشنیدند.
در چنین فضای پرابهامی، برخی تحلیلگران دلیل توقف تدریس مجتبی خامنهای را به کاهش فعالیتهای مرتبط با جانشینی رهبر تعبیر کردند و ناظرانی دیگر، کاملا برعکس، دلیل این کار را تمرکز بیشتر بر چنان فعالیتهایی دانستند.
عباس پالیزدار، عضو کمیته تحقیق و تفحص مجلس هفتم از قوه قضاییه، چند هفته بعد از توقف تدریس مجتبی خامنهای مدعی شد «اطلاعاتی» دریافت کرده که حکایت دارند تصمیم او، با هدف آمادگی بیشتر برای جانشینی پدر بوده است. پالیزدار، که به خاطر افشاگریهای خود علیه «فسادهای مالی» جمعی از چهرههای حکومتی معروف بود، ادعا کرد مطابق «اطلاعات» دریافتی، اقدام پسر رهبر به درخواست «دوستان نزدیک و افراد دلسوز نظام» انجام شده است.
عباس پالیزدار، در جریان مصاحبهای طولانی با سایت «دیدبان ایران»، کوشید مخاطبان را متقاعد کند که اگر مجتبی به رهبری برسد، «فساد اقتصادی» از بین میرود و زمینه «اصلاحات بنیادین» و «آزادیهای اجتماعی» در کشور فراهم میشود.

منبع تصویر، AFP via Getty Images
مترادف «امام حسن مجتبی»
نخستین اشاره علنی به نقش پشتپرده مجتبی خامنهای در حکومت ایران، در پی انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۴ صورت گرفت.
بعد از اعلام نتایج، مهدی کروبی، از نامزدهای ناکام انتخابات، در نامهای سرگشاده به علی خامنهای، پسر او مجتبی را به دخالت پشت پرده در انتخابات به نفع محمود احمدینژاد متهم کرد.
او در نامه خرداد ۱۳۸۴ خود، همچنین از مقامی یاد کرد که به علی خامنهای گزارش داده «آقازاده» او در انتخابات دخالت کرده، ولی با پاسخ تند رهبر مواجه شده که: «ایشان آقا است نه آقازاده». اگرچه کروبی نام آن مقام را در نامه سرگشاده خود ذکر نکرد، بعدها معلوم شد که او علی اکبر ناطق نوری، رئیس وقت دفتر بازرسی ویژه بیت رهبری بوده است.
مهدی کروبی که در مرحله اول انتخابات ۱۳۸۴، در ۱۱ استان ایران بالاترین رای را به دست آورده بوده، در انتخابات ریاستجمهوری ۱۳۸۸ هم نامزد شد، اما این بار وزارت کشور تعداد آرای او را کمتر از آرای باطله اعلام کرد.
این کاندیدا بعدها، اعلام چنین آرایی را نتیجه زیر سوال بردن مجتبی خامنهای دانست و به طعنه نوشت: «اگر در آنروزها به امام حسن «مجتبی»، امام دوم شیعیان و فرزند امیرالمومنین «علی»، اشکال کرده بودم، رای بیش از پنج میلیونی اینجانب در سال ۱۳۸۴، در انتخابات ۱۳۸۸ به آمار مضحک ۳۰۰ هزار تنزل پیدا نمیکرد.»
در سال ۱۳۸۸، نام محمود احمدینژاد در شرایطی به عنوان برنده انتخابات اعلام شد که میرحسین موسوی و مهدی کروبی، رقبای انتخاباتی او، حکومت را به تقلب انتخاباتی گسترده متهم میکردند. هر دوی آنها، به دنبال ادامه اعتراضات خود به حکومت و رهبر جمهوری اسلامی ایران، از اسفند ۱۳۸۹ در حصر خانگی قرار گرفتند.
در آن مقطع نیز، شایعات مرتبط با دخالت مجتبی خامنهای در انتخابات و وقایع پس از آن، در فضای سیاسی و رسانهای بازتاب گسترده داشت.
از جمله، در اسفند ۱۳۹۰، منابع نزدیک به میرحسین موسوی خبر دادند که این فرزند رهبر جمهوری اسلامی، برای متقاعد کردن میرحسین موسوی به کوتاه آمدن از مواضع انتقادی خود به اقامتگاه او رفته، ولی از این دیدار نتیجهای نگرفته است.

منبع تصویر، Khabaronline
عضویت در «شورای پنج نفره»
در آبان ۱۳۹۸، وزارت خزانهداری آمریکا مجتبی خامنهای را، به همراه ۸ نفر دیگر از چهرههای نزدیک به رهبر جمهوری اسلامی ایران تحریم کرد و دلیل آن را نقش این افراد در «اجرای سیاستهای بیثبات کننده» رهبر عنوان کرد.
این اولین بار بود که یکی از فرزندان علی خامنهای تحریم میشد و بعد از آن نیز فرزندان دیگر او در معرض تحریمهای مشابه قرار نگرفتند.
اقدام واشنگتن، به معنی توقیف داراییهای تحریمشدگان و منع افراد و شرکتهای آمریکایی از معامله با آنها بود. در تاثیرگذاری چنین تحریمهایی بر مجتبی خامنهای، البته تردید وجود داشت. ولی قرار گرفتن او در فهرست تحریمها، با توجه به اینکه فاقد سمت رسمی بود، از سوی تحلیلگران اینطور تعبیر شد که دولت آمریکا متقاعد شده پسر دوم رهبر، از بازیگران پشت پرده حکومت ایران است.
در شهریور ۱۳۹۸، محمد سرافراز رئیس سابق سازمان صداوسیما، در کتاب خاطراتش که به صورت الکترونیکی در دسترس قرار گرفت، مجتبی خامنهای را دارای نقشی غیرعلنی در مدیریت این سازمان معرفی کرد. او در کتاب «روایت یک استعفا»، فرزند آیتالله خامنهای را حامی دستاندرکاران تخلفات مالی در صدا و سیما دانست.
اظهارات آقای سرافراز از آن جهت اهمیت داشت که او از ۱۳۹۳ تا ۱۳۹۵، با حکم رهبر جمهوری اسلامی ایران ریاست سازمان صدا و سیما را عهدهدار بود و پیش از آن هم، برای مدتها از مدیران ارشد آن سازمان محسوب میشد.
رئیس سابق صدا و سیما، در افشاگری جداگانهای در آذر ۱۴۰۱، از عضویت مجتبی خامنهای در یک شورای پنجنفره خبر داد که از زمان ریاست جمهوری محمد خاتمی به بعد، دست اندر کار دخالت غیررسمی در موضوعات حساس و از جمله انتخابات بوده است. محمد سرافراز، حسین طائب، رئیس سازمان اطلاعات سپاه در فاصله ۱۳۸۸ تا ۱۴۰۱ و همچنین شخص خود را به عنوان اعضای دیگر شورای پنج نفره معرفی کرد؛ هرچند در زمان بیان افشاگریها، دیگر در آن شورا عضویت نداشت.
محمد سرافراز مدعی بود که رهبر جمهوری اسلامی، به واسطه پسر خود، با شورای پنج نفره و مباحثات آن ارتباط داشته است.
مطابق روایت آقای سرافراز، حسین طائب در جلسات شورا، گزارشهایی از «زندگی خصوصی و شخصی» چهرههای سیاسی را به مجتبی میداده که «از طریق شنود یا نفوذ» تهیه شده بودند. گزارشهایی که، به گفته راوی، مجتبی خامنهای با علاقه پیگیر آنها بوده است.
ادعاهای آقای سرافراز از سوی دفتر رهبر جمهوری اسلامی، مجتبی خامنهای یا حسین طائب تکذیب نشد.




































