جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران؛ سناریوهای پیشرو و محدودیتهای تغییر رژیم

منبع تصویر، Reuters
- نویسنده, فیلیپه کورازا
- شغل, بخش برزیلی بیبیسی
- در, سائو پائولو
- زمان مطالعه: ۶ دقیقه
۱۲ روز از آغاز جنگ اسرائیل و آمریکا با ایران و کشته شدن علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، در نخستین موج حملات آمریکا و اسرائیل، به نظر میرسد حکومت همچنان توانسته سطحی از تابآوری و توان واکنش خود را حفظ کند.
حملات اولیه که دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، آن را بخشی از راهبردی برای ایجاد تغییر رژیم در تهران اعلام کرده بود، موجی از واکنشهای نظامی ایران را در پی داشت و خطر یک رویارویی طولانیمدت را افزایش داد. از آن زمان، منطقه شاهد چرخهای پیوسته از حملات هوایی، شلیک موشک و اقدامات تلافیجویانه بوده است که علیه اهداف آمریکایی، اسرائیلی و علیه کشورهای همسایه انجام شدهاند.
پیامدهای بینالمللی این جنگ گسترده است. برخی کشورها کوشیدهاند در عرصه دیپلماسی موضعی متوازن داشته باشند؛ نقض حاکمیت ایران را محکوم کردهاند اما از همسویی مستقیم با هیچیک از طرفها پرهیز کردهاند.
در عرصه اقتصادی، این درگیری از هماکنون بر بازارهای جهانی تاثیر گذاشته است؛ نوسان قیمت نفت و هشدارها درباره تاثیرات احتمالی بر تجارت جهانی کودهای شیمیایی و دیگر نهادههای راهبردی از جمله پیامدهای آن است.
بیبیسی برزیل برای بررسی روند این درگیری و چشمانداز گامهای بعدی، با رونالدو کارمونا، دکترای ژئوپلیتیک از دانشگاه سائو پائولو و پروفسور کالج عالی جنگ، گفتوگو کرده است.
او در این گفتوگو احتمال گسترش جنگ، نقش قدرتهای جهانی و پیامدهای نظامی و راهبردی آن را ارزیابی کرد.

منبع تصویر، EPA
بیبیسی برزیل: آنچه تا اینجا رخ داده و آنچه درباره این درگیری میدانیم را چگونه ارزیابی میکنید؟
رونالدو کارمونا: شاید مهمترین نکته این باشد که هنوز چشماندازی برای پایان این درگیری دیده نمیشود؛ بهویژه تا زمانی که هدف راهبردی که دونالد ترامپ در آغاز بمبارانها اعلام کرد، یعنی تغییر رژیم، محقق نشده باشد.
به باور من، ایالات متحده هنوز فاصله زیادی با دستیابی به این هدف دارد، زیرا این درگیری نظامی در عمل تقابلی دوطرفه است و هر طرف به اقدامات طرف مقابل پاسخ میدهد. از پیش نیز روشن بود که ایران از توان نظامی قابل توجهی برخوردار است، بهویژه در حوزه موشکها و پهپادها.
تا این مرحله، حملات ایالات متحده عمدتا به شکل حملات هوایی و موشکی انجام شده و بیشتر حملات هوایی از پایگاههای آمریکایی و سکوهای دریایی صورت گرفته است. همچنین دو گروه ناو هواپیمابر در منطقه مستقر شدهاند و ایالات متحده نیروی نظامی قابل توجهی را در منطقه به کار گرفته است.
اما ایران نیز نشان داده است که توان قابل توجهی برای واکنش دارد. بنابراین، هنوز هیچ چشماندازی برای پایان این درگیری دیده نمیشود.
بیبیسی برزیل: درباره مسئله تغییر رژیم؛ از همان ابتدا بسیاری از کارشناسان گفتهاند که تجربه تاریخی نشان میدهد تغییر رژیم تنها با بمباران و اتکا به قدرت هوایی بعید است. آیا شما با این دیدگاه موافق هستید؟
کارمونا: بله، قطعا. نخست باید موضوع را از منظر «تغییر قدرت» در نظر گرفت. در اینجا بحث بر سر آن است که نیروهای سیاسی حاکم بر دولت ایران بهطور بنیادین تغییر داده شوند.
این به معنای بهدست گرفتن قدرت است و چنین اقدامی مستلزم حضور نیروهای نظامی در میدان است؛ یعنی ورود به مرحله دومی از عملیات که در آن قدرت سیاسی عملا سرنگون میشود. اما من چنین چشماندازی را نمیبینم و آن را محتمل نمیدانم.
بنابراین هنوز نمیتوان پیشبینی مشخصی درباره پایان این جنگ ارائه کرد.
بیبیسی برزیل: پیشتر شاهد اقدامهای تلافیجویانه ایران علیه برخی کشورهای منطقه، بهویژه کشورهای حوزه خلیج فارس، بودهایم و حملهای به جمهوری آذربایجان گزارش شد. آیا این نشانه گسترش بیشتر دامنه جنگ است؟
کارمونا: به نظر میرسد ایران در درجه نخست اهداف نظامی را هدف قرار داده است؛ از یک سو خاک اسرائیل و از سوی دیگر اهداف نظامی آمریکا.
اهداف نظامی آمریکایی هم تاسیسات نظامی را دربر میگیرد، بهویژه پایگاههای متعددی که در امتداد خلیج فارس دارد، و هم مکانهای غیرنظامی که ماموران آمریکایی و افسران اطلاعاتی در آنها مستقر میشوند.
اما در هر حال ما درباره یک جنگ صحبت میکنیم. جنگ به معنای بهکارگیری گسترده نیروهای نظامی است و در چنین شرایطی خطاهایی نیز از هر دو طرف رخ میدهد.
در آغاز جنگ نیز ماجرای آن مدرسه دخترانه را دیدیم که در ایران هدف قرار گرفت. وقتی رگباری از موشکها شلیک میشود، طبیعی است که برخی از آنها دچار اختلال شوند؛ چه بر اثر حملات سایبری و چه به دلیل خطا در سامانه اولیه موشک. چنین اتفاقاتی در جنگ رخ میدهد.
بیبیسی برزیل: در سالها و حتی دهههای اخیر بسیار گفته شده که جنگها به سمت درگیریهای سایبری و حملات سایبری علیه زیرساختها پیش خواهند رفت. اما آیا آنچه اکنون شاهد آن هستیم نوعی جنگ تقریبا «سنتی» نیست؟
کارمونا: در این باره تا حدی اغراق وجود دارد. به نظر من، بحث درباره تغییر ماهیت جنگ همواره با نوعی اغراق در بیان همراه بوده است.
همیشه کسانی هستند که از شکل تازهای از جنگ سخن میگویند، گویی قرار است جایگزین شیوههای قدیمی شود؛ در حالی که در واقع این روشها در کنار هم به کار میروند. شیوههای جدید که حاصل پیشرفت فناوریاند در کنار ابزارهای قدیمیتر، مانند همان توپخانه سنتی، استفاده میشوند؛ همان چیزی که اکنون نیز شاهد آن هستیم.

منبع تصویر، Reuters
بیبیسی برزیل: پیامدهای جنگ چیست؟
پیامدهای این درگیری برای ما ظاهرا بیشتر جنبه اقتصادی دارد و به نوسان قیمت نفت و فرآوردههای آن، از جمله در زمینه واردات کودهای شیمیایی، مربوط میشود. این وضعیت میتواند پیامدهای اقتصادی به همراه داشته باشد و حتی اقتصاد جهانی را وارد رکود کند.
اما در سطحی کلیتر میتوان از درسهای نظامی این وضعیت سخن گفت. تجربه ونزوئلا و ایران نشان میدهد هر کشوری باید توان دفاع از خود و ایجاد بازدارندگی در برابر تجاوز را داشته باشد، حتی در برابر قدرتی برتر از نظر نظامی. این درسی است که برزیل میتواند از آن بیاموزد.
بیبیسی برزیل: آیا فکر میکنید بازدارندگی هستهای دوباره پررنگتر شود؟
کارمونا: این بحث هماکنون نیز بهطور علنی در جریان است؛ برای مثال در آلمان.
امروز بحثی جدی درباره ایجاد توان هستهای در جریان است. اخیرا امانوئل مکرون، رئیسجمهور فرانسه، ایده «چتر هستهای» را مطرح کرد؛ هرچند به تعبیر ترامپ او در آستانه پایان دوره ریاستجمهوری خود قرار دارد.
از یک سو در اروپا دیدگاهی وجود دارد که روسیه را دشمن اصلی خود میداند و در پی آماده شدن برای یک درگیری احتمالی با این کشور است. این همان نگاهی است که امروز در اروپا، از جمله در بریتانیا، دیده میشود.
از منظر جهان جنوب، این برداشت وجود دارد که ضعف نظامی میتواند قدرت سیاسی یک کشور و حفظ وضعیت موجود آن را در معرض خطر قرار دهد، زیرا در چنین شرایطی ممکن است آن کشور برای پذیرش تغییر رژیم تحت فشار قرار گیرد. تجربه عملی دکترین ترامپ نیز چنین برداشتی را تقویت کرده است.
بیبیسی برزیل: در مورد ونزوئلا نیز مسئله بهرهبرداری از ضعفهای داخلی جریان چاویسم مطرح بوده است …
کارمونا: بله، دقیقا؛ استفاده از بازیهای سیاسی داخلی.
بیبیسی برزیل: موضع چین در این میان چیست؟
کارمونا: درباره چین باید به دو نکته اشاره کرد. نخست درباره خود این درگیری؛ چین آن را بهشدت محکوم کرده است. چین بر محکومیت تجاوز، نقض حقوق بینالملل و نقض حق خودمختاری و تعیین سرنوشت ملتها تاکید دارد.
در عین حال، چین آشکارا نمیتواند بهطور مستقیم در این درگیری وارد شود، بهویژه اینکه به دلایل مختلف علاقهای به طولانی شدن آن ندارد.
نخست اینکه چین همچنان بر این باور است که برای پیشبرد روند قدرتگیری خود به محیط بینالمللی آرام و غیرمتخاصم نیاز دارد. این همان تحلیلی است که در چین مطرح میشود.
و بدیهی است که چین هرگز با حضور نظامی مستقیم در میدان وارد چنین درگیری نمیشود، زیرا چنین اقدامی با الگوی رفتاری این کشور همخوانی ندارد.
بیبیسی برزیل: دونالد ترامپ گفته است این درگیری احتمالا ۳ تا ۴ هفته طول خواهد کشید، شاید هم کمی بیشتر. آیا اساسا میتوان چنین برآوردی کرد یا او بیش از حد خوشبین بوده است؟
کارمونا: به نظر من این نشان میدهد که ترامپ انتظار دارد نیروهای ایالات متحده عملیات نظامی سنگینی را پیش ببرند. این یک عملیات بسیار پرهزینه و گسترده است.
و تصور میکنم ایالات متحده قصد دارد این جنگ را تا رسیدن به هدف راهبردی خود پیش ببرد؛ یعنی تضعیف تواناییهای ایران تا جایی که به بیثبات شدن قدرت سیاسی این کشور بینجامد، فارغ از اینکه این روند به چه شیوهای تحقق یابد.

































