قدرت‌گیری راست‌ها: جهت‌گیری اروپا تغییر می‌کند؟

نایجل فاراژ رهبر حزب استقلال بریتانیا سنت سیاست حزبی در بریتانیا را مختل کرده است

منبع تصویر، BBC World Service

توضیح تصویر، نایجل فاراژ رهبر حزب استقلال بریتانیا سنت سیاست حزبی در بریتانیا را مختل کرده است
    • نویسنده, متیو پرایس
    • شغل, بی بی سی

نایجل فاراژ – رهبر حزب استقلال که مخالف اتحادیه اروپا است، یک ناظر سیاسی زیرک است.

با مشخص شدن نتایج انتخابات در سراسر قاره اروپا، او به این پرسش پرداخت که آیا افزایش تعداد نمایندگان منتقد اتحادیه اروپا باعث تغییر نحوه کارکرد پارلمان اروپا در آینده خواهد شد یا نه.

"این که این مسأله تأثیری بر سیاست‌های اروپا خواهد داشت یا نه هنوز مشخص نیست، ولی قطعاً در سیاست داخلی تأثیر زیادی خواهد داشت؛ بخصوص در کشورهای عضو اتحادیه در اروپای شمالی."

منظور او از سیاست‌های اروپا تصمیمات گرفته شده در بروکسل، مقر اتحادیه اروپا و پارلمان اروپا است و به نظر می‌رسد که در این زمینه حق با او است.

با وجود دستاورد عظیم احزاب مخالف اتحادیه اروپا و طرفداران کاهش قدرت این اتحادیه، در پیش گرفتن رویکردی کاملاً متفاوت توسط پارلمان به نظر بعید می‌رسد.

هنوز اکثریت کرسی های پارلمان در میان احزاب اصلی راست میانه و چپ تقسیم شده است. اگر لیبرال ها و سبزها را نیز به این جمع اضافه کنیم، می‌توان گفت که اکثریت قاطع پارلمان همچنان در دست موافقان اتحادیه اروپا است.

سیاست توافقی

ژان کلود یونکر احتمالا رئیس آینده کمیسیون اروپا خواهد شد

منبع تصویر، BBC World Service

توضیح تصویر، ژان کلود یونکر احتمالا رئیس آینده کمیسیون اروپا خواهد شد

نامزد اصلی حزب مردم اروپا، ائتلاف راست میانه (که برنده اصلی این انتخابات بود) برای ریاست کمیسیون اروپا گفته است که خواهان ایجاد ائتلافی بزرگ با حزب چپ میانه سوسیال دموکرات است.

فضای پارلمان اروپا کمتر از پارلمان های ملی رقابتی است. در اینجا گروه‌ها باید برای تصویب سیاست‌های پیچیده با یکدیگر همکاری کنند. انتظار می‌رود که در پنج سال پیش رو در موارد زیادی شاهد سازش این چهار گروه با یکدیگر باشیم.

در ضمن باید به این نکته نیز توجه داشت که احزاب مخالف اتحادیه اروپا، مخالف یورو و مخالف مهاجرت که پیروز انتخابات اخیر بودند با یکدیگر متفاوت اند.

حزب چپ گرای سیریزا در یونان اشتراک نظر چندانی با حزب راست افراطی جبهه ملی در فرانسه ندارد. در اینجا شاهد یک بلوک اقلیت مخالف اتحادیه اروپا نیستیم که بتواند خللی در روند کاری پارلمان بوجود بیاورد. البته در مورد کمیته های مهم چنین چیزی ممکن است، ولی در کل چنین نیست.

از این منظر، گروه‌های اصلی پارلمان اگر بخواهند می‌توانند به کسانی که به آنان رأی نداده‌اند توجهی نکنند.

با این حال سیاستمداران داخلی نمی‌توانند به آنان بی توجهی کنند. در اینجا است که تأثیر شگرف این انتخابات بروز پیدا می‌کند.

ضربه از جناح راست

در فرانسه و بریتانیا، دو کشور از سه کشور بازیگر عمده در اتحادیه اروپا، شکل دهی سیاست داخلی به دست گروه‌های راست گرا، بخصوص مخالفان مهاجرت، افتاده است. سال‌ها بود که بروکسل مجبور بود در چنین موضوعاتی با نارضایتی های بریتانیا دست و پنجه نرم کند، ولی در مورد فرانسه چنین نبود. این کشور همواره از لحاظ معنوی در قلب این پروژه قرار داشت.

ولی حتی پیش از رأی گیری اخیر، نیکولا سارکوزی، رئیس جمهور سابق فرانسه که به نظر بسیاری سودای بازگشت به سمت قبلی خود را دارد – برخی از اصول اتحادیه اروپا را زیر سؤال برده و گفته بود که منطقه شنگن باید ملغی شده و اتحادیه اروپا باید از برخی قدرت‌هایش خلع شود.

در آلمان، بزرگترین بازیگر اتحادیه اروپا، آنگلا مرکل با چنین فشاری از سوی احزاب مخالف اتحادیه اروپا روبرو نیست. با این حال حتی در برلین، هضم کردن این خبر که بخش چشمگیری از رأی دهندگان به احزاب مخالف یورو رأی داده‌اند سخت خواهد بود.

در کشورهای کوچک‌تر نیز جریان های سیاسی اصلی باید به صداهای مخالف درباره جایگاه این کشورها در اتحادیه اروپا بیشتر توجه کنند. جایگاه مخالفت ها در هرکدام از این کشورها متفاوت است، ولی در دانمارک، اسپانیا، یونان و دیگر کشورها بخش عمده‌ای از رأی دهندگان خواستار بازبینی در رابطه این کشورها با بروکسل شده‌اند.

آیا این اتفاق باعث تغییر جهت گیری اروپا می‌شود؟ هنوز برای قضاوت زود است، ولی نایجل فاراژ این طور می‌گوید: "تا کنون یکپارچه شدن اروپا به نظر اجتناب‌ناپذیر می‌رسید. فکر می‌کنم که این اجتناب‌ناپذیری به پایان رسیده."