بابایف: هدف من از شرکت در انتخابات پرزیدنت شدن نیست
عالم بابایف، رهبر و نامزد حزب اصلاحات اقتصادی تاجیکستان به انتخابات ریاست جمهوری و رئیس پژوهشگاه اقتصادی کشور میگوید که هدف او از شرکت در انتخابات رئیس جمهور شدن نبوده، بلکه او از این راه در روند دموکراسی سهمگذاری میکند.
آقای بابایف به این رابطه و دایر به مسائل دیگر مربوط به انتخابات و برنامه انتخاباتیاش در مصاحبه اختصاصی با شمسیه قاسم صحبت کرده است که متن زیر فشرده آن است.
چندین حزب و اتحادیهها نامزدی امامعلی رحمان، رئیس جمهوری فعلی را به عنوان نامزد به دوره آینده ریاست جمهوری پیشنهاد کردهاند. چون حزب شما نامزدی شما را گذاشته، پس از سیاست و کار حکومت فعلی و رحمان ناراضی هستید و باور دارید که بهتر از امامعلی رحمان کشور را اداره کنید؟
بهتر بودن نبودنش را فقط جامعه گفته میتواند. از لحاظ مرحله بندی انکشاف بینیم، کشور ما مرحله اول-مرحله تبدیل دهی را پس سر کرده است. مرحله دومی، این مرحله مطابقکنی است. ما منفعتهای ملی خود را با منافع بیرونی باید موافقه کنیم و ساختار داخلی اقتصادیت را از لحاظ بیخطری ملت و کشور استوار کنیم. مرحله بعدی-مادرن کنی یا امروزی کنی.میشود - یعنی دسترسی به تکنولوژیهای نو و بعداً مرحله تکنولوژیهای پست مدرن و جامعه علمی.
ما حالا در مرحله مطابقسازی قرار داریم. مطابق کردن از لحاظ دو عامل - این یک نمود اصلاحات است، مطابق کردن حقوق مالکیت و حاکمیت. اگر این مطابقت به نفع گروه باشد، قومی، اولادی یا حزبی، این کاپیتالیسم است. اگر به منفعت عمومی مطابق کنیم این سوسیالیسم است، اگر ما همین مالکیت را به هر فردی که کار کرده میتواند، بدهیم، آزادی فعالیت او را تأمین کنیم و جامعه اجتماعی باید همین گونه باشد و ما پس از تحلیلها به همین خلاصه آمدیم که باید همین گونه اصلاحات اقتصادی، سیاسی و حقوقی، یک مدرنیزه سیون فراگیر پیشنهاد شود و ما این کار را در برنامه خود کردهایم.
ما در برنامه خود سمتهای اساسی مدرن کنانی سیاست، حقوق، تجارت، بخش اجتماعی و در آخر بخش اقتصادی را پیشنهاد کردهایم. اگر دیگر بخشها را اول اصلاحات وارد نکنیم، پولهایی که به اقتصادیات وارد میشود، نیست شده رفتن میگیرد. ما باید استقلالیت دادگاهی را فراهم کنیم، فضای صاحبکاری را کامل کنیم، انداز را بررسی کنیم، گردش پول را دیده براییم. برای همه این ما یک برنامه وسیع داریم.
چند سال آخر دولت کنونی هم در باره اصلاحاتهای مختلف صحبت میکند و خوب یا بد اصلاحات اقتصادی و دادگاهی و قانونگذاری و اداری در کشور جریان دارد. به این خاطر، آنچه شما میگویید آشنا به گوش میرسد...
جمهوری ما در یک حالت ابتدایی بود، ما این را همه میدانیم. ما یک کشور ضعبف بودیم و پس از فروپاشی شوروی پستروی استحصالات آغاز شد و بالای این همه جنگ شهروندی بود...
اما از این کارها خیلی وقت گذشت...
بلی، اما این زمینه بود. در مرحله اول مسئله غیردولتی کردن مالکیت دولت شروع شد، تنها به مقصد آن که در بودجه کمی پول پیدا شود. امروز مالکیت دولتی وجود ندارد. یا سهامی شدند یا خصوصی و دیگر و دیگر. دولت اقتصادیات خود را از حساب فایدهای پیش میبرد که به بودجه میرسد. اما این وظایف در ما از بین رفت، چرا که ما دیگر مالکیت دولتی نداریم، این مفهوم از بین رفت. بنا بر همین تا ما زمینه را برای تغیرات اقتصادی فراهم نکنیم، اصلاحات نتیجه نمیدهد، فقط یک آرزو میشود و خلاص.
غیر از این یک تجربه سیاسی و دموکراتی نداشتیم. ما باید دموکرسی میساختیم، اما تفکر دموکراتی را نداشتیم. برای همین سازمانهای بینالمللی در عوض کمکها آمده، گفتند که این طور کنید آن طور کنید و البته آنها به منفعت خودشان میگفتند.
دستورهای آنها کمک میکردند، اما آنها هدفهای خود را داشتند. بعضی دستورها کمکی هم نکردند، نه به منفعت ما شد، نه به منفعت آنها. حالا ببینید، مالکیت دولتی وجود ندارد، فساد گسترش یافته است. در این مدت مجموع محصولات داخلی مثلاً اگر 3.2 از سال 2002 این طرف زیاد شده باشد، خراجات مقامات ادارهکنی حاکمیت دولتی 7.8 درصد زیاد شده است. ما در ادارهکنی دولتی تغییرات ساختاری و اختصار میخواهیم.
غیر از این در برنامه از نظر منافع داخلی ما تحلیل کردیم که کدام سمتها را باید تکمیل دهیم و یا اصلاحات کنیم. مثلاً برای تکمیل عنصرهای دموکراسی مقامات اجرائیه، قضایی و قانونگذار باید اصلاحات پس سر کنند. رسانهها هم باید آزاد باشد. زیرا رسانهها باید مشکلات موجوده را در مرکز توجه بیارند، به توجه قانونگذاران، مقامات قضایی و مقامات اجرائیه - این به نفع کار است. این محیط را اگر فراهم نکنیم، اقتصادیات پیش نمیرود. سرمایهگذار باید احساس امنیت کند. عدالت سودی باشد باید.
با این همه تحلیلهایی که دارید، پس ارزیابی شما از کار بلوک اقتصادی حکومت رحمان چه گونه است؟
باید گویم که بلوک اقتصادی از روی آن سند و معیارهایی که وجود دارد کار کرده میتواند، بیرون از آن کاری کرده نمیتواند. از روی قارارها و سفارشهای حکومت عمل میکند. برای همین آنها تا اندازهای آزادانه فعالیت کرده نمیتوانستند. ما باید بینیم که قرارها با قانونگذاری مخالف نباشند. برای همین میگویم که اصلاحات باید از بالا شروع شود، بعداً ما میتوانیم در باره اصلاحات اقتصادی حرف زنیم.
یعنی اگر مشکلی هست، عیب بلوک اقتصادی نیست، عیب قانونگذاری بوده است؟
بلی. هر کسی در بلوک اقتصادی نباشد، بیشتر از آنچه در دایره قانونگذاری آمده است، کاری کرده نمیتوانست.
بگذریم. نظر شما به ائتلاف دو حزب عمده مخالف دولت تاجیکستان که نامزد مشترَک خود را به انتخابات پیشنهاد کردند، چیست؟ شما خبر تأسیس این اتحادیه را چه گونه دریافتید؟
ما راه اوالوسیونی(تکاملی) را باید پیش گیریم، نه روالوتسیونی (انقلابی) را. وقتی ما برنامه میسازیم، ما باید در باره اصلاحات فکر کنیم. بعضاً رانقلاب نتیجه دلخواه نمیدهد، چیزی به بار میآرد که نه دموکراسی است و نه چیزی دیگر. ممکن است که به اصطلاح اداره خارجی پیدا شود در جامعه.
از دیگر طرف من احساس میکنم که حزب سوسیال-دیموکرات تعداد زیاد طرفدار ندارد، یعنی قدرت سیاسی در جامعه را ندارد و برای همین به دیگر قدرتها پیوست میشود، اما چنین ائتلاف هیچ نمیدهد، راست گپ.
البته آنها نامزد یگانه پیشنهاد کردند، شاید این یکی از راه حلها بود، اما من طرفدار آن هستم که از لحاظ برنامه ای به هم پیوست شوند. فکر نمیکنم این ائتلاف برای انتخابات نتیجه خیلی نظرگیر بدهد، اما زمینه سیاسی را برای روندهای سیاسی فراهم میکند و این خوب است.
شاید ائتلاف با حزبی که مدعی دفاع از حقوق مذهبی 90 درصد جامعه هستند، خیلی کار غیرمنطقی نباشد..
درست است که حزب نهضت در حقیقت در بین مردم طرفدار دارد. ما مثلاً در باره دین و دولت پیشنهادهای مشخص در برنامه داریم. انشتین یک حرف قشنگی گفته است: “علم بدون دین لنگ است. دین بدون علم کور است.” اگر دین را ما با علم و عقل دریافت نکنیم، امروز هر جریانها و مذهبها و رویهها وارد شده مضمون دین را نیست میکنند.
پس برای آن که برنامهاتان لنگ نبراید، چه چیز را از دین دریافتید و در برنامهاتان جای دادید؟
بسیار مفهومهای اقتصادی در دین اسلام و هم در یهودیها و نصرانیها وجود دارند که بسیار قوی هستند. مثلاً، همین بحران اقتصادی و جهانی که ما میگوییم، در واقعیت بحران اقتصادی نیست، بحران اخلاقی است. پولها را دوزیده، کارزارهای نرخبندی دروغین برگزار میکردند و مبلغگذاری مردم سمت خود را گم کرد. یعنی اساس همه بحران، بحران معنوی است.
مدلهایی که تا حالا در جهان استفاده میبردند، امروز جامعه غرب را به نیستشوی برده ایستاده است. با این دینامیک شاید بعد از صد سال سه در صد اهالی بومی اش میماند یا نه، معلوم نیست. بعضی عالمان میگویند، چرا غرب میداند این دینمیک را، ولی باز هم همین مدل را به مسلمانان تحمیل کرده ایستاده است؟ هدف چیست؟ بنا بر همین ما باید در فکر منافع ملی و اندیشه ملی باشیم.
مالکیت درآمد آورنده باید به هر فردی که قابل استفاده آن مالکیت و فایده گرفتن از آن باشد، فراهم شود. بانکهای اسلامی که بی ربا کار میکنند در این سمت خیلی خوبند. ما باید این مدلها را به نفع جامعه استفاده بریم.
در باره نامزدهای انتخاباتی امسال چه فکر میکنید؟ کی را رقیب میدانید؟
همهاشان شخصیتهای ارزنده هستند، در میدان سیاست حصهگذار هستند. ما در ابتدای دموکراتیزه جامعه هستیم و حزبها این یک از عناصر دیموکراسی است و برای همین، این چیز خوب است. این امکانیت میدهد مردم موافق دل خود انتخاب کند، به هر حال انتخاب پیشنهاد شده است.
حزب کشاورزی آکادمیسین را پیشنهاد کردند، هرچند در سیاست تجربه ندارد، اما خوب است که دانشمندان به سیاست بیشتر جلب شوند، زیرا ما گفتیم که مرحله آخرین انکشاف این تشکیل جامعه علمی است. همه نامزدها را ارزنده میشمارم، ولی انتخاب از مردم است.
از رقابت با رحمان نمیترسید؟ زیرا آنچه در گزارشهای مختلف ادعا دارند که آقای رحمان رقیبانش را سرکوب میکند و مثال زید سعیداف را پیش میآرند.
عموماً، فکر و سخن یک انرژی دارد و تأثیر انرژی سخن از تأثیر انرژی ماده بلندتر است و این انرژی در فضا به وجود میآید و به واقعیت تأثیرگذار است. اگر بدبینی را از خود دور کنیم و برای منفعت ملی فکر کنیم، کار طور دیگر ی پیش میرود.
یعنی شما میگویید که رقابت با رحمان آن قدر هم ترسناک نیست که میگویند؟
نه، نه. من در جلسههای حکومت هم همراهشان صحبت کردهام. فقط با دلیل، علمی سخن گفتن لازم. اصلاً در باره پرونده زید سعیداف فکر میکنم، این نه قضیه سیاسی است و نه اقتصادی، بلکه یک قضیه شخصی است.
اگر به رسانهها نگاه سرسری انداختهاید، میدانید که همه حدس میزنند انتخابات قریب الوقوع نبرد رحمان و بابانظراوا یا نبرد حکومت و مخالفان باشد. زیرا احزاب دیگر را یا نادیده میگیرند و یا میگویند، احزاب جیبی هستند و این همه صحنهسازی چرا؟
این یک فکر، یک تصوریست که شخصی یا گروهی دارد. هیچ تشکیلات علمی به چنین نتیجه نمیآید. زیرا ما در شرایطی قرار داریم که حکومت وظیفهدار است، عنصرهای دموکراتی را سازمان دهد، دستگیری کند و حزبها را سازد. امّا روند انکشاف این حزبها را جامعه معین میکند.
یعنی میگویید، ناوابسته از نتیجه انتخابات شرکت شما در انتخابات مهم است؟
بلی. امروز هدف ما پرزیدنت شدن نیست، هدف دموکراسی را به راه ماندن است. روند جامعه را به مجرای درست نهادن است. ما میخواهیم یا نه، اما جامعه از این طریق تغییر مییابد، بیشتر سیاسی میشود. این را روند دموکراتیزه مینامند. آنهایی که حزب جیبی میگویند، بگویند، این تفکر آنهاست. اما بار دیگر میگویم، دولت دستگیری کردن حزبها را باید تشکیل کند، وظیفهدار است از جهت مالیوی آنها را دستگیری کند. اگر دستگیری نکنند، حزبها میتوانند دنبال منافع غیرملی شوند.
اما هستند حزبهایی که مستقلانه از حکومت تأسیس یافتند، یعنی حکومت آنها را مثل حزب شما شاید دستگیری نکرده است...
حکومت همه حزبها را دستگیری میکند. یگان حزب بدون دستگیری حکومت وجود داشته نمیتواند. در کشوری، حزبی بدون دستگیری حکومت فعالیت کرده نمیتوند!
تشکر برای صحبت.











